«جلوه‌هایی از سیره اجتماعی زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا حدائق؛

سخنرانی‌های جذاب او در کلیسا، مسیحیان را به گریه می‌انداخت!

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا حدائق، فرزند آیت‌الله حاج شیخ محمدرضا حدائق، مدیر حوزه علمیه منصوریه شیراز و از شاهدان سیره اجتماعی زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی است. وی در گفت‌وگویی که پیش روی دارید، پاره‌ای از یادمان‌های خویش در این موضوع را روایت کرده است
سخنرانی‌های جذاب او در کلیسا، مسیحیان را به گریه می‌انداخت!
 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
از زمینه‌ها و چگونگی آشنایی خود با زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی بگویید.
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده پاسخ شما را با یک خاطره عرض می‌کنم. حدود بیست روز قبل از رحلت مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی (رحمه‌الله)، به عیادتشان رفتم. ساعت حدود 11 شب بود و ایشان، در بخش سی.سی.یوی بیمارستان بستری بودند. مرا که دیدند، بلند شدند و نسبت به پدرم اظهار لطف کردند و فرمودند: «پدربزرگ شما از اوتاد روزگار بود؛ انصافا محضر و درس و بحث آن بزرگوار، یاد خداوند را در دلِ مخاطب زنده می‌کرد...». طبیعی بود که این نگاهِ آن بزرگوار، قبلا آشنایی ما را تسریع کرده بود.
 
اخلاق تربیتی ایشان را چگونه دیدید؟
آیت‌الله حائری خصوصیات جذابِ زیادی داشتند، اما یکی از شاخص‌ترینِ آنها این بود که فوق‌العاده بخشنده بودند و برای بخشیدن، به بزرگ و کوچک بودن افراد هم نگاه نمی‌کردند. یک بار همراه مرحوم پدرم و تعدادی از فرزندان، در خدمت ایشان بودیم. پسرم حدود چهار سال سن داشت و چند سوره قرآن را از حفظ خواند. مرحوم آقای حائری برای تشویق او، یک دسته اسکناس هزار تومانی را جلویش گذاشتند و گفتند: بردار! پسرم که نمی‌دانست پول چیست، ناگهان همه پول‌ها
را برداشت! من بلند شدم که پول را برگردانم، اما آقای حائری اجازه ندادند و گفتند: «بچه را ناراحت نکنید!». صبر و خوشرویی ایشان، کم‌نظیر و محضرشان بسیار دلنشین و سرشار از لطایف دینی و ادبی بود.
در عرصه اجتماعی و با مردم نیز، همین‌طور رفتار می‌کردند. پشتیبان قشر ضعیف جامعه بودند و با جدیت، در راه تأمین رفاه آنان می‌کوشیدند. درواقع می‌توان گفت که ایشان شب و روز در خدمت مراجعان بودند. اعتقاد داشتند که باید برای طبقات ضعیف جامعه، امکانات تفریحی مناسب فراهم کرد؛ که اگر این کار را نکنیم، دشمن از این خلأ استفاده و آنها را جذب تفریحات ناسالمِ خود می‌کند. در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز، در کنار رزمندگان قرار داشتند و برای تقویت روحیه آنان، به شکل مکرر در جبهه حضور پیدا می‌کردند.
 
قدری هم، خصال شخصیتی‌شان را تبیین کنید.
در این حوزه هم، گفتنی‌های فراوانی وجود دارد؛ چه اینکه ایشان شخصیت عجیبی داشتند. در تیراندازی با ژـ3 و ام‌ـ1، کم‌نظیر بودند! من در میان روحانیان کسی را ندیده‌ام که چنین مهارتی داشته باشد. ایشان حتی با فرماندهان سپاه هم، مسابقه تیراندازی می‌دادند و می‌بُردند! به زبان انگلیسی، تسلطِ کامل داشتند و با آن سخنرانی‌های طولانی می‌کردند! در شب‌های کریسمس و به استناد آیات قرآن درباره حضرت مسیح(ع) و حضرت مریم(س)، در کلیسا برای مسیحیان سخنرانی می‌کردند. ایشان به‌قدری زیبا این کار را انجام می‌دادند که مخاطبینشان به گریه می‌افتادند! ایشان بسیار بی‌تکلف بودند و هنگام بازدید از مراکز مختلف، در کنار افراد عادی می‌نشستند و غذا می‌خوردند. این‌گونه رفتارها، در کمتر کسی از نخبگان دیده می‌شد.
 
علیرضا حدائق
 
اختلافات سال 1364 و فضاسازی عده‌ای علیه آیت‌الله حائری، چه بهانه‌ای داشت؟
عده‌ای می‌خواستند به بهانه وکالت آیت‌الله حائری از طرف آیت‌الله العظمی خویی، ایشان را از امامت جمعه شیراز برکنار کنند! همان وقت
ایشان در یک سخنرانی گفتند: «من قبل از آنکه از آیت‌الله خویی اجازه داشته باشم، از حضرت امام دارم و شاگرد ایشان بوده‌ام». البته این مطلبی بود که اغلب از آن اطلاع داشتند. بسیاری از کسانی که این موضوع را دستاویزی برای آزارِ آقای حائری قرار داده بودند، بعدها می‌گفتند که یکی از افتخارات ما حضور در درس آیت‌الله خویی بوده است! به‌هرحال صبر و متانت ایشان موجب شد این فضاسازی‌ها به‌تدریج اُفت کند.
 
در بحران‌های سیاسی شیراز در دهه اول برقراری نظام اسلامی، مدیریت ایشان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در آن شرایط سختِ جناح‌بندی‌های سیاسی، ایشان انصافا از خود بردباری و استقامتِ زیادی نشان دادند و در اداره امور، مدیریت بسیار مطلوبی داشتند. آیت‌الله حائری اساسا از شخصیتی فَرااستانی برخوردار بودند و گاهی در فردای پس از برگزاری نماز جمعه در شیراز، در شهر دیگری سخنرانی می‌کردند. ایشان گستره تبلیغی خودشان را در ایران و خارج از ایران قرار داده و اندیشمند و نظریه‌پردازی شناخته‌شده بودند.
 
آیت‌الله حائری، مدتی از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خارج شدند. علتِ این امر چه بود؟
ایشان، بسیار مبتکر و فعّال بودند. در برهه‌ای این‌گونه تشخیص دادند که بهتر است از درس و بحثِ حوزوی فاصله بگیرند و بیشتر به فعالیت‌های اجتماعی بپردازند. آقای حائری به ساختار بانک‌ها انتقادات شدیدی داشتند و معتقد بودند که ربا ریشه اقتصاد را می‌خشکاند. هر جا هم که امکانش پیش می‌آمد، در این زمینه صحبت می‌کردند و عده زیادی به همین دلیل، با ایشان دشمن شده بودند! اگر حوزه هم از ایشان دعوت می‌کرد، صراحتا انتظارات جامعه از این نهاد را مطرح می‌کردند و در مورد مشکلات فرهنگی و اقتصادی هشدار می‌دادند و وقتی می‌دیدند حکمی یا ارزشی نادیده گرفته شده یا حرمتی شکسته است، به‌شدت درباره آن موضع می‌گرفتند.
یکی از راه حل‌های آیت‌الله حائری برای افزایش اشتغال این بود که زمین‌های چندمنظوره در اختیار مردم قرار بگیرد تا هم طبیعت حفظ شود و هم انرژی مردم هدر نرود. می‌گفتند: زمین‌های راکدی که کمکی به طبیعت نمی‌کنند باید بارور و به صورت اقساط به کارمندان دولت واگذار شوند، تا هم آنها آباد و هم مردم از منافعشان بهره‌مند شوند. ایشان به این ترتیب، چندین هزار پلاک برای این زمین‌ها تهیه کردند. بدخواهان، بسیار علیه این اقدامات شایعه‌‌پراکنی می‌کردند. ایشان یک بار در نماز جمعه گفتند: «حتی یک وجب از این زمین‌ها نه مال من است، نه فرزندانم» و حقیقتا هم همین‌طور بود. ایشان حتی از خودشان، خانه هم نداشتند و در خانه موروثی همسرشان زندگی می‌کردند!
 

 
پرونده آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی
 
https://iichs.ir/vdcayenu.49nii15kk4.html
iichs.ir/vdcayenu.49nii15kk4.html
نام شما
آدرس ايميل شما