امام معتقد بود اسرائیل بنابر ماهیت استعمارگرانه و غاصبانه خود تنها به فلسطین بسنده نخواهد کرد، بلکه اگر مسلمانان در برابر این کشور مبارزه نکنند، به سرنوشت فلسطین و لبنان دچار خواهند شد. به باور امام اگر کشورهای مسلمان «مسامحه کنند خوف آن است که خدای نخواسته این جریان در‏‎ ‎‏سایر کشورهای مشابه عمل شود.»
چرا امام رابطه با اسرائیل و آفریقای جنوبی را رد می‌کرد؟
 
مدل مبارزاتی امام خمینی به عنوان رهبر و معمار انقلاب اسلامی بر چند محور اصلی قرار داشت. استکبارستیزی و مخالفت با رژیمهای غاصب یکی از محورهای اصلی این مدل بود که در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب از اهمیت بیشتری برخوردار گردید. از جمله آنکه، امام طی این سالها بارها رژیم اسرائیل و نیز آفریقای جنوبی را مورد انتقاد قرار داده و مسلمانان را به مبارزه و قیام علیه آنها فراخواندند. علل مخالفت امام با این حکومتها، ناشی از ماهیت این حکومتها و نیز دلایل خاص دیگری بود که در این نوشته به تشریح آن پرداخته می شود.
 
مبارزات امام در سالهای نزدیک به انقلاب
سالهای 56 و 57 را می توان اوج مبارزات سیاسی امام دانست. ایشان در این سالها ضمن شدت بخشیدن بر مبارزات خود علیه رژیم پهلوی، در بعد فراملی نیز مردم و مسلمانان را به مبارزه علیه رژیمهای نامشروعی چون اسرائیل نیز دعوت نمودند که به تعبیر برخی از علما، با «انترناسیونالیسم اسلامی» در بعد فراملی پیوند داشت و چهره ای از آرمانهای امام و انقلاب را ترسیم می نمود. نمود این مبارزات را می توان به خوبی در بینش نظری و عملی امام مشاهده نمود که برخاسته از غاصب دانستن این رژیم و سایر رژیمهای مشابه بود.
 
اسرائیل، غاصب سرزمین مسلمانان
امام رژیم اسرائیل را رژیمی غاصب می دانست و بارها در سخنان خود تأکید داشت که «اسرائیل غاصب سرزمینهای برادران ماست...»1 امام به خوبی از جریان موجودیت یافتن اسرائیل آگاه بوده و می-دانست که این رژیم با توسل به قدرتهای استعماری و زور تأسیس گردیده است. در واقع از نظر حقوقی و سیاسی اسرائیل رژیم نامشروعی است که به کمک کشورهای انگلیس و آمریکا و با غصب سرزمین فلسطین اعلام موجودیت نمود. چنانچه در یک مورد آشکار و بنا بر آمار موجود، به‌رغم آنکه انگلستان طی تعهدات متعدد از جمله «کتاب سفید» خود را ملزم به برابری دو نژاد عرب و یهود دانسته بود؛ اما طی دهه 30 میلادی «دروازه های فلسطین را بر روی مهاجران باز کرد و این موضوع باعث شد تعداد مهاجران یهودی در سال 1935 به 15 برابر تعداد آنها در 1931 افزایش یابد.»2 
 
پس از آن آمریکا نیز به کمک صهیونیستها شتافت و در نهایت «بن گوریون مقام نخست وزیری و وزارت دفاع را بر عهده گرفت و در 14 مه 1948، حکومت موقت، استقلال و تأسیس کشور اسرائیل را اعلام کرد.»3 این در حالی است که فلسطین از نظر تاریخی متعلق به فلسطینیان بوده و اعلام موجودیت در این سرزمین از طریق غصب سرزمین اعراب فلسطین و نارضایتی آنها صورت عینی یافت. از همین رو امام معتقد بودند اسرائیل زاییده طبیعی تعامل میان دول استعماری شرق و غرب است. به باور امام حکومتهای استعماری با ایجاد اسرائیل، دست به استثمار و تقسیم جهان اسلام زدند و به آن کمک می‌کنند.
 
اسرائیل دشمن مسلمانان و بشریت 
علاوه بر این امام اسرائیل را دشمن مسلمانان و بشریت می دانستند. برای ثبات این نکته می‌بایست بر این  مسئله اشاره کرد که اسرائیل در زمان تأسیس، آشکارا به اقداماتی چون کشتار مسلمانان  اعم از اعدام، قتل عام و تجاوز به عنف استفاده کرده است. چنانچه به عنوان نمونه جنگ شش روزه در مجموع ۴۳۰ هزار نفر از ساکنان مناطق تازه اشغال شده مجبور شدند در طول سال ۱۹۶۷ از خانه‌ها‌ی خود فرار کنند.4 بعد از این جنگ، اسرائیل تخریب و کشتار جدیدی از فلسطینیان را آغاز نمود. علاوه بر این اسرائیل طی کشتارهای متعددی چون خان یونس، السموع و...تعداد بیشماری از فلسطینیان بیگناه را به قتل رساند. 
 
حمایت اسرائیل از رژیمهای غاصبی چون پهلوی
از دیگر علل نقد امام به اسرائیل می توان به حمایت این کشور از رژیم پهلوی و کمک به آن در کشتار مردم اشاره نمود که بارها مورد اعتراض امام و سایر علما قرار گرفت. امام در این رابطه می فرمایند: 
«... و حال که ملت ایران در زیر چکمه دژخیمان شاه و در حصار تانکها و توپها و مسلسلهایی است که از سربازان اسرائیلی در خیابانهای تهران برای کشتار ملت بی‌دفاع ایران از آنها کمک گرفته، با ملت مظلوم ما هم صدا شوید.»5 رابطه ایران و اسرائیل رسماً بعد از کودتای 1332 آغاز گردید. هر چند پیش از آن اسرائیل توانسته بود شناسایی خود را «با پرداخت مبلغ 400000 دلار به ساعد مراغه ای به دست آورد.»6 اما طی سالها و دهه های بعد روابط دو کشور بدون توجه به احساسات مذهبی و ملی مردم، با شدت و حجم بیشتری در زمینه های نظامی و اقتصادی ادامه می یابد و ایران به تحلیل فرد هالیدی تبدیل به بزرگترین فروشنده نفت به اسرائیل می گردد. در مقابل اسرائیل نیز با تقویت روابط نظامی، به فروش و ارسال تجهیزات نظامی مبادرت می کند. چنانچه بسیاری از فرماندهان و نظامیان که در سرکوب مردم نقش اساسی داشتند، عمدتاً در اسرائیل آموزش دیده بودند. «با توجه به آماری که مطبوعات اروپایی در سال 1356 انتشار دادند، حدود پانزده هزار نظامی ایرانی مشغول آموزش در اسرائیل بودند و تقریباً تمام فرماندهان عالیرتبه ارتش ایران به اسرائیل سفر کردند.»7 همچنین اسرائیل یکی از کشورهای مهم در آموزش نیروهای ساواک بود. 
 
بسیاری از فرماندهان و نظامیان که در سرکوب مردم نقش اساسی داشتند، عمدتاً در اسرائیل آموزش دیده بودند. «با توجه به آماری که مطبوعات اروپایی در سال 1356 انتشار دادند، حدود پانزده هزار نظامی ایرانی مشغول آموزش در اسرائیل بودند و تقریباً تمام فرماندهان عالیرتبه ارتش ایران به اسرائیل سفر کردند.»  
توسعه طلبی اسرائیل
‏‏ امام معتقد بود اسرائیل بنابر ماهیت استعماگرانه و غاصبانه خود تنها به فلسطین بسنده نخواهد کرد، بلکه اگر مسلمانان در برابر این کشور مبارزه نکنند، به سرنوشت فلسطین و لبنان دچار خواهند شد. به باور امام اگر کشورهای مسلمان «مسامحه کنند خوف آن است که خدای نخواسته این جریان در‏‎ ‎‏سایر کشورهای مشابه عمل شود.»8 این بخش از سخنان امام بعد از حمله اسرائیل به لبنان طی عملیاتی معروف به «عملیات لیطانی» خطاب به مسلمانان ایراد گردید. طی این عملیات، اسرائیل با حمله به لبنان در 14 مارس 1978، بخشهایی از جنوب این کشور را به مدت چند ماه تصرف کرد.  
 
اسرائیل در انجام این عملیات از پشتیبانی کشورهایی چون فرانسه، آمریکا و انگلیس نیز برخوردار بود.  امام ماهیت اسرائیل را استعمارگرانه دانسته و معتقد بود ریشه استعمار و ناآرامیهای منطقه به اسرائیل بازمی گردد و «تنها راه حل این است که برادران فلسطینی هرچه زودتر این ماده فساد را نابود گردانند و ریشه استعمار را در منطقه قطع کنند، تا آرامش به منطقه بازگردد.»9 با توجه به این دلایل، امام اسرائیل را کشوری غاصب دانسته و معتقد بود «هیچ گونه رابطه‌ای بین ایران و یک مشت غاصب وجود ندارد.»10 از این رو در همان سالها یعنی پیش از پیروزی انقلاب، به تحریم رابطه با این کشور پرداختند. البته امام حساب صهیونیستها را از یهودیان جدا دانسته و یهودیان را ملتی‏‎ ‎‏می دانست مثل سایر ملل که زندگی آنها انجام می گیرد و تصرفی به آنها‏‎ ‎‏نیست.
 
آفریقای جنوبی
بجز اسرائیل آفریقای جنوبی نیز از دیگر رژیمهای مورد انتقاد در اندیشه امام بود. امام در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر رابطه با آفریقای جنوبی فرمودند: «حساب آفریقای جنوبی هم معلوم است؛ رژیم نژادپرستی که به هیچ وجه به هیچ یک از ارزشهای انسانی ارج نمی‌نهد و اصولاً رژیمی است سفاک و جنایتکار.»11 آفریقای جنوبی در زمره کشورهایی بود که دولت آن با سیاستهای نژادی باعث ایجاد تبعیض در میان مردم گشته بود. اقداماتی که در نهایت باعث شد تا  در سال ۱۹۴۸ با به قدرت رسیدن حزب ملی، آپارتاید، به قانون رسمی کشور تبدیل گردد12 و تا دهه 90 میلادی نیز ادامه یابد. حزب ملی با قبضه قدرت و دادن آزادی و امکانات بیشتر به سفیدپوستان، باعث محرومیت بسیاری از سیاهپوستان و در نتیجه رفتارهای ضدانسانی گشته بود. از این رو امام ضمن انتقاد از رژیم نژادپرستانه آفریقای جنوبی، رابطه با این کشور را نیز محکوم و اعلام نمود آفریقای جنوبی تا زمانی که به این وضعیت خاتمه ندهد، ما با او رابطه‌‌ای نمی‌توانیم برقرار کنیم و نفت هم به او نخواهیم داد.
 
نتیجه گیری
در ارزیابی نهایی پیرامون مواضع و دیدگاههای امام در رابطه با رژیمهای غاصبی چون اسرائیل و آفریقای جنوبی مشخص گردید که امام با تعریف خاص از این حکومتها، سیاست استکبارستیزی را بخش مهمی از محور مبارزاتی خود می دانست. در واقع مسئله فلسطین یکی از مهمترین دغدغه‌های مهم امام پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود. ایشان با اطمینان از پیروزی انقلاب، موضوع فلسطین و براندازی اسرائیل را از مسائل کلیدی بعد از تشکیل حکومت می دانست.
 
 از این رو در سطح فراملی، توجه مسلمانان را به مبارزه علیه رژیمهای غاصبی چون اسرائیل فراخوانده و بر همبستگی مسلمانان در مبارزه با استبداد و استعمار تأکید داشتند. این موضوع علاوه بر آنکه ایران را به کانون الهام ‌بخش مسلمانان آزادی‌خواه لبنان، فلسطین و سایر کشورها تبدیل نمود، با القای اندیشه قیام و مبارزه تا سقوط نهایی حکومت غاصب و تشکیل حکومت مطلوب، تأثیر زیادی در شکل-گیری مبارزات مسلمانان و جنبشهای آزادی بخش علیه حکومتهای غاصب داشته است.

امام خمینی در حال بازگشت ازمحل اقامه نماز ظهر وعصر در «چادر انقلاب»درنوفل لوشاتو

پی نوشت:
 
1.صحیفه امام. جلد 5 ص 349، 15 /10/ 1357.
2.حمید احمدی، ریشه­ های بحران در خاورمیانه، تهران، انتشارات کیهان، 1377. چاپ دوم. ص 212.
3.همان. ص 243.
4.گرگ فیلو، سلاح پاک: روایتی تطبیقی از اشغال فلسطین، تهران، روایت فتح. 1387، ص 49.
5.صحیفه امام، جلد ۳، ص  ۴۷۷، 28/6/ ۱۳۵۷.
6.علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایرن، 1320- 1357، تهرا، نشر قومس، 1384، چاپ ششم، ص 410.
7. همان، ص 416.
8. صحیفه امام. جلد ۳، ص  ۳۵۸/ 2 / 1 / 1357.
9. همان، جلد ۵، صفحه ۱۷۶.
10. همان، جلد، 5 ص 340. 
11. همان، جلد 5، ص 397،  ۱۸ دی ۱۳۵۷.
12.داریوش آشوری، دانشنامه سیاسی (فرهنگ و اصطلاحات و مکتب‌های سیاسی)، تهران، مروارید، 1379، چاپ ششم، ص 321. https://iichs.ir/vdcb.sbaurhb59iupr.html
iichs.ir/vdcb.sbaurhb59iupr.html
نام شما
آدرس ايميل شما