«جلوههایی از سیره اخلاقی زندهیاد آیتالله محیالدین حائری شیرازی» در گفتوشنود با حسین شریعتمداری؛
پایگاه اطلاعرسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛
آشنایی شما با زندهیاد آیتالله حائری شیرازی، در چه تاریخی رقم خورد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. نام حضرت آیتالله حائری شیرازی (رضوان الله تعالی علیه) را ــ که در دوره قبل از پیروزی انقلاب و در کنار بزرگان دیگر مطرح بود ــ در همان مقطع شنیده بودم، اما اولین دیدار من با ایشان، در سال 1360 و سفر حج بود. سازمان حج و زیارت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواسته بود چند تن را به عنوان میهمان اعزام کند. در آن سفر شهید محمدابراهیم همت، جاویدالاثر احمد متوسلیان و چند نفر دیگر از دوستان حضور داشتند. در فرودگاه آیتالله حائری را دیدم؛ ایشان از برنامه سفر ما جویا شدند، عرض کردم که سفر بسیار فشردهای داریم و ایشان نیز فرمودند که با ما میآیند. کمی با ایشان شوخی کردیم و ایشان هم که بسیار نکتهسنج و حاضرجواب بودند، جواب ما را دادند. بههرحال شب به جده رسیدیم و خواستیم به سمت مکه حرکت کنیم، که ایشان پیشنهاد دادند که غسل مستحبی کنیم. در آن زمان، مدینه و مکه امکاناتی نداشت و این کار بسیار دشوار بود، اما با ابتکاری که ایشان داشتند، توفیقِ این عمل را پیدا کردیم. در آن زمان سعودیها، حتی با ورود کتابهایی مثل مفاتیحالجنان به عربستان هم مشکل داشتند، ولی چون امکانات بازرسیشان بسیار ابتدایی بود، توانستم این کتاب را رد کنم! بههرحال سفر هفدهروزه ما، رسما شروع شد و آقای حائری بهرغم آنکه چندان آزاد نبودند، در مراسمها و برنامهها حضورِ خوب و کارگشایی داشتند. به عبارت دیگر ایشان به دلیل مسئولیتِ خویش و نیز به دلیل روحانی بودن، سرشان شلوغ بود و مورد مراجعه بودند. هم مردم خودمان و هم از سایر ملیتها، به ایشان مراجعه میکردند و سؤالاتشان را میپرسیدند.
آیا در آن سفر، ایشان در مراسم برائت از مشرکین نیز شرکت داشتند؟
بله؛ همه ما از جمله آیتالله حائری شیرازی، در آن مراسم حضور داشتیم. سربازان سعودی، در دو طرفِ خیابان صف کشیده بودند. روی سر سربازها، کلاه کاسکتِ سفید بود. شهید حاج همت و جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان، از فرصت استفاده کردند و برچسبهایی را که عکس حضرت امام روی آنها بود، پشت کلاه سربازان چسباندند و صحنهای دیدنی خلق کردند! از اتفاقات جالبِ آن روزها، رفتن به غار حرا بود. حاج احمد، در مچ پایش ترکش داشت؛ بااینهمه و همراه با حاج همت، بهسرعت بالا رفتند و وسایل را نیز با خود بردند؛ بعد آمدند و وسایل حاج آقا و بنده را هم منتقل کردند! رفتن به مدینه و مسجدالنبی هم، از خاطرات جالب آن سفر بود. در آن زمان، هنوز کوچه بنیهاشم دست نخورده بود و ممنوعیت ورود به بقیع هم وجود نداشت. بعد از اینکه ما تصمیم گرفتیم برگردیم، آیتالله حائری گفتند که مفاتیح را بگذاریم تا دیگر افراد هم از آن استفاده کنند. در مجموع حضور ایشان، برای ما حلاوت معنوی این سفر را دوچندان کرد.
پس از آن، ارتباط شما با آیتالله حائری چگونه تداوم پیدا کرد؟
من ارادت زیادی به ایشان داشتم و هر چند وقت یک بار، به مناسبتهای مختلف خدمتشان میرسیدم. ایشان هر شش ماه یک بار، یا سالی یک بار، همه مسئولین محلیِ قبل و وقت با تمام گرایشات سیاسی را از شهرهای مختلف استان فارس، برای یک جلسه فرهنگی دعوت میکردند. یک بار هم از من خواستند که در آن جلسه سخنرانی کنم. واقعا جلسه خوب و قابل استفادهای بود. خود ایشان کلیاتی را مطرح و فرمودند که نظام جمهوری اسلامی، یک نظام الهی و امانتی در دست ماست و ما باید با تمام توان خود آن را حفظ کنیم و نگذاریم که اختلافات، موجب تضعیف آن بشود. ایشان تأکید زیادی بر تبعیت از ولایت فقیه داشتند و میگفتند همه چیز باید تحت لوای آن باشد.

در مورد فعالیتهای رسانهای، به شما چه توصیههایی داشتند؟
ایشان هر وقت به تهران تشریف میآوردند با لطف تماس میگرفتند و ناهاری هم پیش ما میآمدند، ولی بهشدت تأکید داشتند که هیچ تشریفاتی قائل نشویم. توصیههای ایشان، همیشه بسیار مفید بودند. همواره تأکید میکردند که در قبال همه نوشتهها و گفتههایمان احساس مسئولیت کنیم؛ چون فردای قیامت باید پاسخگو باشیم. یادم هست که به من توصیه کردند هر وقت میخواهی صفت ناپسندی را به یک جریان سیاسی نسبت بدهی، بر سر حرفت یک «برخی» بگذار! این کار برای آخرت تو خوب است؛ چون هیچ معلوم نیست که همه اعضای آن جریان با آن عمل ناپسند موافق باشند؛ نباید آن را به همه تسری داد؛ باید احتیاط کرد. از سوی دیگر پس از برخی از مناظرههای تلویزیونی حقیر در پی فتنه سال 1388، به من فرمودند: «وقتی در حال دفاع از یک نظام الهی هستی، آن حرفها را خودت نمیزنی، بلکه به تو عنایت میشود؛ پس خیال نکن که کار توست، تا دچار غرور نشوی!».
آیتالله حائری، به عنوان یک شخصیت وحدتآفرین شناخته شدهاند. عملکرد ایشان را در چالشهایی که برای نظام پیش میآمد، چگونه ارزیابی میکنید؟
ایشان در وقایعی چون فتنه 1388، در عین حال که سعی میکردند همه را به وحدت دعوت کنند و راهگمکردگان را به مسیر درست برگردانند، اما اشتباهات را هم صراحتا گوشزد میکردند. هر وقت هم که پای اصل نظام در میان بود، با احدی تعارف نداشتند. اطلاعیهها و نامههای ایشان در آن دوره، شاهدی بر این مدعاست.