پشت درهای بسته و در زیرزمینهایی که نقشه انقلاب در آنها کشیده میشد، مردانی گرد هم میآمدند که آینده مشروطه را نه در گفتوگو، که در گلوله و انفجار میدیدند

تأثیر رادیکالیسم مرکز غیبی بر مشروطیت؛
چگونه مرکز غیبی مشروطه را هم تقویت کرد هم فرسود؟
13 دی 1404 ساعت 23:33
مولف : سیدهاشم منیری
پشت درهای بسته و در زیرزمینهایی که نقشه انقلاب در آنها کشیده میشد، مردانی گرد هم میآمدند که آینده مشروطه را نه در گفتوگو، که در گلوله و انفجار میدیدند
پایگاه اطلاعرسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ جنبش مشروطیت ایران (۱۲۸۵-۱۲۹۰ش) یکی از رویدادهای مهم تاریخ معاصر است که با هدف برقراری عدالت، قانون و محدود کردن قدرت استبدادی قاجارها شکل گرفت. در این میان، تبریز بهعنوان یکی از کانونهای اصلی مقاومت و مبارزه، سهم محوری در پیشبرد این نهضت داشت. مرکز غیبی، بهعنوان سازمان مخفی حزب اجتماعیون عامیون در تبریز، با رهبری چهرههایی چون کربلایی علی مسیو و حضور فعالان رادیکالی مانند حیدرخان عمواوغلی، یکی از تأثیرگذارترین نهادهای انقلابی در این شهر بود. بااینحال، رادیکالیسم و تندرویهای این مرکز، که در اقدامات خشونتآمیز، ترورها و گرایشهای سوسیالدموکراتیک ریشه داشت، تأثیرات دوگانهای بر روند فکری و عملی مشروطیت گذاشت. این نوشتار با رویکردی انتقادی، به بررسی این تأثیرات میپردازد و نشان میدهد که چگونه این تندرویها، در عین تقویت مقاومت در برابر استبداد، به تضعیف انسجام فکری و عملی مشروطیت و ایجاد شکاف در میان مشروطهخواهان منجر شد.
مرکز غیبی و ریشههای رادیکالیسم
مرکز غیبی در سال 1322ق برابر با 1282ش، در تبریز تأسیس شد و بهسرعت به پایگاه اصلی حزب اجتماعیون عامیون در ایران تبدیل گشت.[1] این سازمان، که تحت تأثیر انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و اندیشههای سوسیالدموکراتیک قفقاز شکل گرفته بود، با رهبری علی مسیو، بازرگانی آذربایجانی با ارتباطات گسترده در تفلیس، به مرکزی برای سازماندهی مجاهدان مسلح و ترویج افکار انقلابی تبدیل شد. مرکز غیبی بعدها با تشکیل گروههای مسلح مجاهدان و انتشار نشریه «مجاهد»، که نخستین شماره آن در تاریخ 9 شعبان 1325ق برابر با 25 شهریورماه 1286ش، یک روز در میان چاپ میشد و ناشر آن سیدمحمد شبستری بود، درصدد تقویت مقاومت مسلحانه در برابر نیروهای استبدادی محمدعلیشاه برآمد،[2] اما رویکرد رادیکال این مرکز، که در اقدامات خشونتآمیز و ترورهای سیاسی نمود یافت، از همان ابتدا پرسشهایی درباره انطباق آن با اهداف اولیه مشروطیت، یعنی برقراری «نظم و قانون»، ایجاد کرد.
علی مسیو: مغز متفکر و چالشهای رهبری رادیکال
کربلایی علی مسیو، بنیانگذار مرکز غیبی، شخصیتی پیچیده و چندوجهی بود. او که در محله نوبر تبریز زاده شده بود، با تجربه سفرهای اروپایی و دیدار از گرجستان و اقامت چندینماهه در تفلیس و ارتباطات نزدیک با سوسیالدموکراتهای قفقاز، شم سیاسی و سازماندهی قویای پیدا کرده بود. وی همراه حاجی علی دوافروش، حاجی رسول صدقیانی، و حاجی محمدصادق علیزاده نهتنها مرکز غیبی را بهعنوان یک «سازمان مخفی» با تشکیلات منظم پایهگذاری کرد، بلکه با ایجاد شبکهای از روشنفکران، کارگران و زحمتکشان، نفوذ معنوی چشمگیری در تبریز بهدست آورد.[3] خانه او، که به دلیل معماری پیچیده و زیرزمینهای مخفیاش به مرکزی امن برای جلسات انقلابی تبدیل شده بود، به نمادی از مقاومت مشروطهخواهان تبریز بدل شد.
بااینحال، رویکرد رادیکال مسیو و تأکید او بر عملیات مخفی و خشونتآمیز، ازجمله «ترور» مخالفان مشروطه، انتقادات جدی را برانگیخت؛ برای نمونه، اعدام دو پسر نوجوان او توسط روسها در 1290ش، که بهدلیل فعالیتهای انقلابی خانواده مسیو رخ داد، نشاندهنده هزینههای سنگین این تندرویها بود. این واقعه نهتنها به تضعیف روحیه مشروطهخواهان منجر شد، بلکه پرسشهایی درباره مشروعیت اخلاقی و کارایی چنین روشهایی مطرح کرد. مسیو، با وجود تعهدش به آرمان مشروطه، نتوانست تعادلی میان اهداف انقلابی و نیاز به انسجام اجتماعی ایجاد کند، و این امر به پراکندگی نیروهای مشروطهخواه در تبریز انجامید. به علاوه، سازماندهی اجتماعیون عامیون و تشکیلات «مجاهد» و «فدایی»، و منازعات جناحی بین دو تشکیلات ایرانیان قفقاز و انجمن غیبی[4] و ترور صدراعظم دولت قاجار، اتابک اعظم، به مانعی بر سر راه وفاق اجتماعی و گفتوگوی ملی تبدیل شد. حیدرخان نیز یکی از فعالین مرکز غیبی بود که انجمن را به سمت «رادیکالیسم و خشونتگرایی» سوق داد.
حیدرخان عمواوغلی: انقلابی عملگرا یا تندروی مخرب؟
حیدرخان عمواوغلی، یکی از چهرههای رادیکال مشروطیت، جایگاه محوری در فعالیتهای مرکز غیبی و مقاومت تبریز داشت. بعد از تأسیس اجتماعیون عامیون و تشکیل هسته مرکز غیبی، گروهی با عنوان «فدایی» رشد کردند که در شهرهای تهران، رشت یا تبریز به قتل سیاسی یا عمل تروریستی دست میزدند. به علاوه، اجتماعیون تهران گروهی به نام «هیئت مدهشه» تشکیل داده بودند که در مبارزه مسلحانه مخفی و عملیات تروریستی به کار گرفته میشد. «هیئت مدهشه» زیر نظر مرکز غیبی (مجلس خصوصی) قرار داشت و حیدرخان عمواوغلی ادارهکننده و مسئول آن بود.[5] گاهی این فرقه، بر ضد اعضای خود که متهم به دریافت پول و رشوه میشدند و بعضی عادات نکوهیده داشتند، به اقدام خشن دست میزد.
بااینحال، تندرویهای عمواوغلی، محدود به انضباط درونسازمانی نمیشد و حوزه سیاسی را دربرمیگرفت؛ ازجمله ترور میرزا علیاصغرخان اتابک، صدراعظم مظفرالدینشاه، در تاریخ 8 شهریورماه 1286ش و سوءقصد به محمدعلیشاه در تاریخ 9 اسفندماه 1286ش، که پیامد منفی بهدنبال داشت، نمونهای از این اقدامات بود.[6] این اقدامات، که اغلب بدون هماهنگی با دیگر رهبران مشروطه انجام میشد، به «تشدید فضای هرجومرج و ناامنی» منجر شد. به علاوه، بسیاری از مجاهدان، ازجمله نیروهای تحت فرمان عمواوغلی، فاقد دیدگاه سیاسی روشن بودند و اقداماتشان گاه به غارت و آدمربایی منجر میشد. این رفتارها نهتنها اعتبار مشروطهخواهان را در میان مردم عادی خدشهدار کرد، بلکه به تقویت تبلیغات مخالفان مشروطه، که آنها را به بیقانونی متهم میکردند، انجامید.
علاوه بر این، گرایشهای سوسیالدموکراتیک عمواوغلی و تلاش او برای ترویج این ایدهها در تبریز، با مقاومت برخی رهبران سنتی و مذهبی مشروطه مواجه شد. این اختلافات، شکافهای فکری در میان مشروطهخواهان را عمیقتر کرد و به تضعیف جبهه متحد علیه استبداد منجر گردید. در نهایت، تندرویهای عمواوغلی با سایر گروهها، نشاندهنده ناتوانی او در ایجاد تعادل میان آرمانگرایی انقلابی و عملگرایی سیاسی بود.
تأثیرات فکری رادیکالیسم مرکز غیبی
البته رادیکالیسم مرکز غیبی، با تأکید بر سوسیالدموکراسی، تلاش داشت تأثیرات عمیقی بر روند فکری مشروطیت بگذارد. از یکسو، این مرکز با ترویج ایدههای برابریطلبانه و عدالت اجتماعی، به دنبال جذب اقشار حاشیهای، ازجمله کارگران و زحمتکشان بود. این امر به گسترش پایگاه اجتماعی مشروطیت در تبریز منجر شد و نشان داد که مشروطه تنها خواستهای محدود به نخبگان نیست. انتشار نشریه «مجاهد» و فعالیتهای آموزشی مرکز غیبی نیز در همین راستا قابل تبیین است.
اما از سوی دیگر، تأکید بیشازحد بر «ایدئولوژیهای وارداتی»، مانند سوسیالدموکراسی، که با بافت فرهنگی و مذهبی ایران ناسازگار بود، به بیگانگی بخشی از جامعه سنتی و مذهبی منجر شد. این امر، شکاف میان مشروطهخواهان سکولار و مذهبی را عمیقتر کرد و به تضعیف وحدت فکری نهضت انجامید. این شکاف با انتشار شبنامهها و اعلامیههای فرقه اجتماعیون عامیون و کمیته مرکز غیبی تشدید شد؛ برای مثال، در بخشی از انتباهنامه این فرقه به بخشی از علما که مخالف رادیکالیسم غیبی بودهاند، توهین شد و مردم را در بسیج سیاسی علیه بخشی از حاکمیت تهییج کرد.[7]
تأثیرات عملی تندرویهای مرکز غیبی
در بعد عملی، تندرویهای این مرکز، ازجمله ترورها و اقدامات خشونتآمیز، به «بیثباتی سیاسی و اجتماعی» در تبریز منجر شد. بمباندازی، و محیط وحشت آفریدن، آرایش تظاهرات با شعارهای افراطی، تبلیغ قهر و خشونت، نشر شبنامه آمیخته با تهدید و پرخاشگری، رئیس مجلس و رئیس دولت را تهدید به کشتن کردن، تجاوز به مصونیت پارلمانی و... همه اینها ازجمله متاعی بود که هیئت افراطی به بازار گرم سیاست عصر مشروطه عرضه کرد و ماورهای آنها حربه خشونت عریان آماده آتش بود.[8] به این ترتیب، مرکز غیبی عامل خشونت سیاسی در فضای کموبیش دموکراتیک عصر مجلس اول شناخته میشود. به اعتقاد آدمیت، آنان بحرانی آفریدند که سرانجام به ویرانی مجلس انجامید.[9]
بنابراین، فرقهای که هدف از ایجاد آن برقراری عدالت، آزادی و قانون بود، خود به «عامل بینظمی و بیقانونی» تبدیل شد و مشروطیت را منحرف کرد.
نتیجه
مرکز غیبی، با رهبری علی مسیو و حضور فعالان رادیکالی مانند حیدرخان عمواوغلی، در عین ایفای نقشی کلیدی در مقاومت تبریز، با تندرویهای خود به مشروطیت آسیبهایی جدی وارد کرد. این تندرویها، که در ترورها و خشونتها و تأکید بر ایدئولوژیهای ناسازگار با فرهنگ ایرانی ریشه داشت، شکاف میان مشروطهخواهان سکولار و مذهبی را عمیقتر کرد و به انزوای بخشی از حامیان سنتی مشروطه منجر شد. به علاوه، تندرویهای مرکز غیبی و هرجومرج ناشی از آن، بهانهای برای دخالت نیروهای روس در تبریز فراهم کرد، که به تضعیف مشروطیت و اعدام بسیاری از رهبران آن منجر شد. در نهایت، مرکز غیبی و چهرههای رادیکال آن، با وجود شجاعت و تعهدشان به آرمان مشروطه، نتوانستند تعادلی میان اهداف انقلابی و نیاز به انسجام اجتماعی و سیاسی ایجاد کنند. این تندرویها، درحالیکه در کوتاهمدت به پیروزیهایی مانند فتح تهران منجر شد، در بلندمدت به تضعیف پایههای مشروطیت و ناکامی در تحقق کامل اهداف آن، یعنی برقراری قانون و عدالت، انجامید. تاریخ مشروطیت تبریز نشان میدهد که انقلاب، بدون اعتدال و توجه به زمینههای فرهنگی و اجتماعی، میتواند به همان اندازه که سازنده است، مخرب باشد.
پینوشتها:
کد مطلب: 26360