آثار قرارداد الجزایر بر نهضت امام خمینی؛

بیم و امیدهای دوستی شاه و حکومت بعث برای انقلابیون

از مهم‌ترین فرصتهایی که این قرارداد در اختیار امام خمینی برای مبارزه علیه رژیم شاه قرار داد و به آن سرعت بخشید، باز شدن راه زائران نجف و کربلا بود. در تعهدات این قرارداد آمده بود که طرفین، امنیت و اعتماد متقابل را مجدداً در طول مرزهای مشترک برقرار نمایند...
بیم و امیدهای دوستی شاه و حکومت بعث برای انقلابیون
سالهای زیادی از مبارزات امام خمینی علیه رژیم شاه در تبعید جریان داشت و ایشان در این سالها نیز دست از مبارزه نکشید. اصرار امام بر مبارزه باعث می‌شد تا روابط سیاسی و دیپلماتیک ایران با کشور محل تبعید اهمیت یابد. با چنین نگاهی می‌توان به سراغ روابط سیاسی دو کشور ایران و عراق و تأثیر آن بر مبارزات امام خمینی در فرآیند به ثمر نشستن انقلاب اسلامی رفت. بدین ترتیب در نوشتار پیش رو به تأثیر انعقاد قرارداد الجزایر بر مبارزات امام خمینی خواهیم پرداخت.
 
تصمیمهای حساس و قرارداد الجزایر
در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی ایران، هر تصمیمی از جانب محمدرضاشاه می‌توانست هم به‌عنوان فرصت استراتژیک و هم به‌عنوان تهدیدی برای حکومت وی قلمداد شود. قرارداد الجزایر در زمانی امضا شد که امام خمینی در تبعید و در نجف به سر می‌برد. پیشینه اختلافاتی که منجر به این قرارداد شد بسیار طولانی است اما در سالهای 1341- 1340، عراق به اخراج دسته‌جمعی شیعیان عراقی ایرانی‌الاصل دست زد. در چنین شرایطی، شورش کُردها در شمال عراق فرصت بسیار خوبی برای تلافی در اختیار شاه قرار داد تا با کمک مؤثر به شورشیان کُرد، از خصومت عراق جلوگیری کند. این تاکتیک نتیجه‌بخش بود و در کنفرانس سران کشورهای اسلامی در الجزایر در سال 1353، صدام حسین تسلیم شد و با شاه قرارداد صلح امضا کرد1 و مناسبات دو کشور در سطح تاکتیکی بهبود یافت.2 امضای این قرارداد همگام با مبارزات امام خمینی در نجف علیه رژیم شاه، دو پیامدِ فرصت و تهدید را برای روند این مبارزات در پی داشت.
 
قرارداد الجزایر؛ فرصتی برای پیشبرد مبارزات امام خمینی
برای آشکار ساختنِ فرصتهایی که این قرارداد در اختیار امام خمینی به‌عنوان مبارز رژیم شاه قرار داد، باید به متن و پروتکلهایی که در فرآیند این قرارداد مورد توافق قرار گرفت، رجوع کرد. از مهم‌ترین فرصتهایی که این قرارداد در اختیار امام خمینی برای مبارزه علیه رژیم شاه قرار داد و به آن سرعت بخشید، باز شدن راه زائران نجف و کربلا بود. در تعهدات این قرارداد آمده بود که طرفین، امنیت و اعتماد متقابل را مجدداً در طول مرزهای مشترک برقرار نمایند. آنان همچنین متعهد می‌شوند که نظارت دقیق و مؤثر از مرزهای مشترک برقرار نمایند که نظارت دقیق و مؤثر از مرزهای مشترک خود به‌منظور پایان دادن به هر نوع رخنه اخلالگرانه صرف‌نظر از منشأ آن بود. طرفین در این قرارداد تصمیم گرفتند پیوندهای همسایگی و دوستی سنتی را مخصوصاً با از بین بردن کلیه عوامل منفی در روابط خود و از طریق مبادله دائمی دیدگاههای خویش درباره مباحث موردعلاقه مشترک و با توسعه همکاری دوجانبه تجدید نمایند. مهم‌ترین نکته نهفته در این موارد این بود که ایران و عراق باید در حفظ امنیت مرزها و جلوگیری از نفوذ هر عاملی که مزاحمتی برای هر یک از دو طرف ایجاد می‌کند، اقدام نمایند. در ادامه و با تکیه بر این قرارداد، وزیران امور خارجه ایران و عراق به دفعات با یکدیگر ملاقات کردند و در مورد حل کلیه مسائل مورد اختلاف مذاکره و توافق کردند.
 
در 23 خرداد 1354، عهدنامه مرزی و حسن همجواری و پروتکل مربوط به علامت‌گذاری مجدد مرز زمینی و پروتکل مربوط به تعیین حدود مرز رودخانه و پروتکل مربوط به امنیت مرزها را در بغداد امضا کردند. پس از آن پروتکل تکمیلی نیز درباره کلانتران مرزی و تعلیف احشام و استفاده از آب رودخانه‌های مرزی و مقررات مربوط به کشتیرانی در اروندرود و مقررات مربوط به تنظیم مسافرت اتباع ایران و عراق برای زیارت اماکن مقدسه تنظیم کردند و در 5 دی 1354 در بغداد به امضا رسید.3 با واکاوی این قرارداد و پروتکلهای امضاشده مشخص می‌شود که برقراری مسافرت دوجانبه اتباع دو کشور و همچنین مقررات مربوط به تنظیم مسافرت اتباع ایرانی و عراقی برای زیارت امکان مقدسه، دو مزیت در اختیار پیشبرد مبارزات امام خمینی قرار دارد. اولین مورد را باید در افزایش دیدارهای امام با ایرانیان دانست، به‌گونه‌ای که افزایش این دیدارها در انتقال گفتمان امام خمینی به ایران تأثیرگذار بود. این زمانی اهمیت می‌یابد که خود امام خمینی نیز در میان کشورهایی که امکان تبعید ایشان فراهم بود، بیشتر میل داشت در یک کشور اسلامی بماند و نه در سرزمین به اصطلاح کفار تا ارتباطاتش با شیعیان قطع نشود.4
 
اوج تهدید ناشی از قرارداد الجزایر برای نهضت انقلابی امام را می‌توان در اقدام سال 1356 دولت بعث عراق در جلوگیری از فعالیتهای سیاسی امام خمینی علیه حکومت شاه و اخراج از عراق دید. در این سال با اوجگیری تدریجی انقلاب اسلامی، بغداد هماهنگ با همپیمانان شاه در منطقه و جهان به‌ویژه آمریکا، مقابله با امام خمینی و نهضت اسلامی را در دستور کار خود قرار داد.  
 دومین مزیتی که این قرارداد در اختیار پیشبرد مبارزات امام خمینی قرار داد، افزایش وجوهاتی بود که زائران ایرانی در سفرهای زیارتی خود به عراق در اختیار امام خمینی قرار می‌دادند. تا قبل از قرارداد الجزایر، چنین امکانی فراهم نبود، به‌گونه‌ای که بارها زدوخوردهای مرزی بین طرفین رخ‌داده بود و کوماندوهای عراقی لوله‌های نفت ایران را منفجر کرده بودند. همچنین زیر پل قصر شیرین بمب گذاشتند و چند دستگاه اتومبیل را در جاده مرزی سوزاندند و سه ژاندارم ایرانی را با خود به درون خاک عراق بردند. مهم‌تر آنکه نیروهای منظم عراقی با تانک و نفربر و توپ و موشک به چهار پاسگاه مرزی ایران حمله کردند و چندین سرباز ایرانی را به قتل رساندند.5 با انعقاد قرارداد الجزایر، این موارد جای خود را به دوستی و همکاری دارد؛ بنابراین نمی‌توان مزیتهای این قرارداد را در تغییر رویکرد امام خمینی نسبت به رژیم شاه از اصلاح به انقلاب نادیده گرفت، به‌گونه‌ای که پس از تبعید اجباری به عراق است که امام خمینی به‌تدریج رویه اصلاح‌طلبانه خود را کنار گذاشته و حرکتی انقلابی را آغاز می‌کند.6
 
قرارداد الجزایر؛ تهدیدی بر سر راه مبارزات امام خمینی
از زمان انعقاد قرارداد الجزایر تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نوعی همزیستی مسالمت‌آمیز و رقابت نیمه پنهان در مناسبات ایران و عراق برقرار بود. در وجه همزیستی و همکاری، دو کشور پس از سال 1354 در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی به توافقاتی دست یافتند و هیئتهای سیاسی مختلفی بین دو کشور رفت‌وآمد کردند. این بهبود روابط، تهدیدی جدی برای مبارزات امام خمینی علیه محمدرضاشاه در نجف نیز محسوب می‌شد. اوج این تهدید را می‌توان در اقدام سال 1356 دولت بعث عراق در جلوگیری از فعالیتهای سیاسی امام خمینی علیه حکومت شاه و اخراج ایشان از عراق دید. در این سال با اوجگیری تدریجی انقلاب اسلامی، بغداد هماهنگ با همپیمانان شاه در منطقه و جهان به‌ویژه آمریکا، مقابله با امام خمینی و نهضت اسلامی را در دستور کار خود قرار داد.7
 
کشوری که تا قبل از قرارداد الجزایر روابط تیره‌ای با ایران داشت، منزل مسکونی امام خمینی را محاصره کرد تا فعالیتهای ضد حکومتی ایشان را محدود کند. این محاصره در راستای کاهش دیدارهای امام خمینی و قطع ارتباط ایشان با ایرانیهایی انجام شد که بعد از بهبود روابط ایران و عراق، افزایش‌یافته بود. در واقع تلاش شد تا منزل ایشان و ارتباطاتشان با ایرانیها به‌عنوان کانونی برای فعالیتهای ضد ایرانی تبدیل نشود. حتی هنگامی که ابراهیم یزدی به دیدار امام می‌رود، نیروهای امنیتی عراق وی را بازداشت کرده و پس از یک ساعت بازجویی و مکالمه با بی‌سیم، یزدی را به مسافرخانه‌ای در آن نزدیکی برده و شب توسط نیروهای امنیتی تحت مراقبت قرار می‌گیرد.8
 
نکته مهمتر در خصوص این نوع از برخورد با امام خمینی، هنگامی است که دولت عراق اعلام می‌کند به دلیل رعایت و احترام به «مقررات بین‌المللی فی‌مابین کشورها» چنین برخوردی را صورت داده است. چنین دلیلی، نقش قرارداد الجزایر و بهبود روابط دیپلماتیک دو کشور را نمایان می‌سازد. در نهایت دولت عراق تصمیم به اخراج امام از آن کشور گرفت. خود امام خمینی نیز در راستای رسالتی که برای مبارزه خود داشت و همچنین محدودیتها و فشارهایی که دولت عراق به ایشان وارد می‌کرد، تصمیم به ترک نجف گرفته بود.9 رهبر انقلاب پس از آنکه دولت کویت از ورود ایشان به خاک این کشور جلوگیری کرد، در 14 تیرماه 1357 به همراه اطرافیانش راهی فرانسه شد. عراقیها برای حل مشکلات روابطشان با ایران و همچنین نشان دادن حُسن نیت خود، از مسافرت امام با ایر فرانس جلوگیری کردند تا با یک هواپیمای عراقی امام را به پاریس برسانند. عراقیها بسیار تلاش کردند تا سفر امام به پاریس فاش نشود که مهم‌ترین دلیل این امر نیز جلوگیری از ممانعت فرانسه از سفر امام به این کشور بود. نزدیکی عراقیها به رژیم شاه به‌گونه‌ای بود که همراهان امام خمینی هرلحظه این نگرانی را با خود داشتند که شاید عراقیها، آنها را به ایران تحویل دهند.10
 
فشرده سخن
انعقاد قرارداد الجزایر از جمله متغیرهایی بود که در هنگام مبارزات امام خمینی، بر روند این مبارزات تأثیر گذاشت. این قرارداد فرصتهایی چون افزایش دیدارهای امام خمینی با ایرانیان و افزایش وجوهات شرعی را در پی داشت. تهدیداتی که این قرارداد متوجه مبارزات امام خمینی ساخت، اخراج ایشان از نجف و سپس عزیمت به فرانسه بود.
  امام خمینی پس از ملاقات عمومی روزانه و اقامه نماز جماعت ظهر و عصر، درحال بازگشت به منزل در نوفل لوشاتو

پی نوشت:
 
1. همایون کاتوزیان، ایرانیان؛ دوران باستان تا دوره معاصر، ترجمه حسین شهیدی، تهران، نشر مرکز، 1394، چاپ هشتم، ص 305.
2. گراهام فولر، قلبه عالم؛ ژئوپلیتیک ایران، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر مرکز، 1394، چاپ هفتم، ص 56.
3. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1357- 1300، تهران، انتشارات پیکان، 1391، چاپ نهم، صص 434- 440.
4. ابراهیم یزدی، آخرین تلاشها در آخرین روزها (مطالب ناگفته پیرامون انقلاب اسلامی ایران)، تهران، انتشارات قلم، 1389، چاپ سوم، ص 77.
5. علیرضا امینی، تاریخ روابط ایران در دوران پهلوی، تهران، انتشارات صدای معاصر، 1386، چاپ دوم، ص 224.
6.محسن میلانی، شکل‌گیری انقلاب اسلامی، از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی، ترجمه مجتبی عطار زاده، تهران، نشر گام نو، 1381، صص 168- 169.
7. حسین یکتا، ایران و عراق؛ از عهدنامه الجزایر تا رویارویی، مجله زمانه، آبان 1381، شماره 2، صص 34- 35.
8. یزدی، همان، ص 73.
9. همان، ص 80.
10. همان، ص 78. https://iichs.ir/vdcc.iqea2bqisla82.html
iichs.ir/vdcc.iqea2bqisla82.html
نام شما
آدرس ايميل شما