سخنرانیهای افراد انقلابی در مجالس ختم آقا مصطفی ضبط می‌شد و نوارهای آن توسط مردم تا اعماق ایران، پیام انقلاب را به گوش مردم می‌رساند تا جایی که این دوره را آغاز نهضت نواریسم نامیدند.
چرا امام درگذشت فرزند خود را از الطاف خفیه الهی می دانست؟
در گذشت مشکوک فرزند بزرگ امام(ره)، مرحوم آیت الله مصطفی خمینی در اول آبان 1356 در نجف اشرف، موجی از تاثر و توأم با خشم را در میان اقشار مختلف ملت ایران به وجود آورد و بیشتر مردم، رژیم را متهم به توطئه در این فاجعه نمودند و از آن زمان زبانها بازتر و لحنها تندتر و مبارزات تشدید گردید. در واقع رحلت حاج آقا مصطفی نقطه‌ عطفی در اوج‌گیری نهضت چهارده‌ساله‌ امام خمینی بود که رهبری قاطع و پیگیری امام خمینی و تلاش روحانیت و جهاد نیروهای مذهبی را بارور کرد. بدین ترتیب این واقعه پیامدهای بسیار مهمی را برای رژیم و نهضت اسلامی ایران که از سال 1341 آغاز شده بود به دنبال داشت. در این نوشتار ضمن بررسی مختصری از زندگی آقا مصطفی، قصد داریم تا پیامدهای شهادت ایشان را برای رژیم پهلوی و تاثیر آن بر حرکت رو به جلوی نهضت انقلابی را بررسی نماییم.
 
زندگینامه سید مصطفی خمینی
سید مصطفی در سال 1309 متولد شد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و دوره‌ سطح در سال 1330 در درس خارج آیت­ الله بروجردی شرکت کرد و به زودی به درجه‌اجتهاد نایل آمد. وی  در 14 آبان 1343 یک روز پس از دستگیری و تبعید امام خمینی، دستگیر شد و تا هشتم دی در زندان بود. پس از آزادی به نیابت از پدر، فعالیتهای انقلابی امام خمینی را سروسامان داد؛ به همین جهت رژیم تحمل نکرد و پنج روز بعد در سیزدهم دی ماه وی را دستگیر و روز بعد به ترکیه تبعید نمود. وی به همراه پدر از ترکیه به نجف رفت و تدریس خارج اصول را آغاز  کرد و به زودی به عنوان مجتهدی توانا در حوزه‌ نجف درخشید. او با تمام وجود به عنوان بازوی اجرایی پدر، انقلاب را از تبعیدگاه سازماندهی می‌کرد و سرانجام در اول آبان 1356 بر اثر مرگی مشکوک جان به جان آفرین تسلیم کرد.1
 
با وجود انکار رژیم پهلوی در قتل او، مردم هرگز آن را باور نکردند؛ چرا که علاوه بر مرگ  کاملاً غیر طبیعی، دارای سابقه سیاسی فعالیت ضد رژیم پهلوی بود و به عنوان دست راست رهبر انقلاب اسلامی شناخته می‌شد و همچنین شخصیت علمی و انقلابی او آنچنان بود که امام او را امید آینده‌ اسلام نامیده بود. همین عوامل سبب شد مردم و روحانیون بیش از پیش به دست داشتن حکومت پهلوی در قتل ایشان ظنین شوند و با استقبال بی­ نظیر خود از مراسم حاج آقا مصطفی، به نوعی اعتراض خود را به گوش رژیم جنایتکار برسانند. به طور کلی درگذشت وی علاوه بر استقبال پرشور مردمی، پیامدهای بیشتری برای رژیم داشت که در ادامه آنان را بررسی می‌کنیم.
 
1) بر سر زبانها افتادن دوباره نام امام(ره) و درخواست بازگشت ایشان از تبعید
اولین پیامد مرگ مشکوک سید مصطفی خمینی، فرصتی بود که برای نیروهای مذهبی و مردمی به وجود آورد که توانستند احترامات قلبی خود را نسبت به رهبر تبعیدی خود بروز دهند و به عنوان تجلیل از رهبر تبعیدی خود و فرزند مرحوم ایشان با تمام توان به تبلیغ اندیشه­ های ایشان بپردازند. این امر بدین صورت بود که مراجع، روحانیون و مخالفان رژیم در سرتاسر کشور تا چهل روز مجالس متعددی برای بزرگداشت فرزند رهبر خود برقرار نمودند و همگی به شدت رژیم را مورد انتقاد قرار داده و خواستار بازگشت امام خمینی شدند. در این مجالس فاتحه نام امام خمینی بعد از 14 سال ممنوعیت به عظمت یاد می‌شد و مردم با صلوات ابراز احساسات می‌کردند. در واقع تکرار نام امام خمینی در این مجالس تلاش چهارده ساله‌ رژیم برای فراموش شدن نام امام خمینی را نقش بر آب کرد. مردم با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر حکومت یزیدی، تولا و تبرای شیعی را احیا کردند. به گزارش ساواک: «اکثر شرکت کنندگان در این مراسم و مجالس شعارهایی بر له خمینی و علیه دستگاه داده و همه دست به دعا بودند که یک بار دیگر خمینی به ایران مراجعت نماید ».2
 
به عنوان مثال یکی از این مراسم که شأن امام را در بین اذهان عمومی نشان می‌داد در مجلسی در مسجد ارک تهران به مناسبت هفت حاج آقا مصطفی رخ داد. در این مجلس دکتر حسن روحانی سخنرانی کرد. وی با استناد به سوره بقره آیه شریفه‌ی 124: «وَ إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»، مزد موفقیت امام خمینی را در این آزمون الهی و قربانی کردن فرزندی چون آقا مصطفی، امامت آیت الله خمینی برشمرد.3 به همین جهت رسماً بعد از آن مردم از رهبرشان همیشه به عنوان «امام خمینی» یاد کردند، و بدین ترتیب با استفاده مردم از لقب امام برای رهبری نهضت و عمومیت یافتن آن در مدتی کوتاه، رهبری امام خمینی را مورد تایید قرار داده و در واقع این مراسم بیعتی مجدد از سوی روحانیون و مردم با رهبری نهضت بعد از چهارده سال تبعید بود.
 
2) آشکار شدن نقش نیروهای مذهبی
یکی دیگر از پیامدهای آشکار رحلت آقا مصطفی، ایجاد فرصتی برای نمایش قدرت توسط نیروهای مذهبی بود؛ چرا که نیروهای مذهبی بعد از آن رخداد تلخ مصمم شدند تا رو در روی رژیم قرار گیرند. بدین صورت که با انتشار رحلت آقا مصطفی، حوزه‌ی نجف، قم، مشهد، اصفهان و سایر شهرهای ایران یکپارچه تعطیل شدند و در مجالسی که در مسجد اعظم قم به همین مناسب توسط نیروهای مذهبی برگزار شد، رژیم پهلوی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و این مجالس به نوبه‌ خود در شکستن سد استبداد و اختناق و بسیج خشم مردم نقش موثری داشت و از آن زمان زبانها بازتر و مبارزات علنی‌تر گردید.4
 
با مرگ سیدمصطفی، توجهات دوباره به امام جلب شد. در واقع تکرار نام امام خمینی در مجالس عزاداری پسر ایشان تلاش چهارده ساله‌ رژیم برای فراموش شدن نام امام خمینی را نقش بر آب کرد. مردم با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر حکومت یزیدی، تولا و تبرای شیعی را احیا کردند.

همچنین فوت آیت الله سید مصطفی خمینی علاوه بر شهر قم، بار دیگر مساجد را در دیگر نقاط ایران کانون مبارزه با رژیم کرد و جریان ستیز با پهلوی را به دست روحانیون سپرد. بدین گونه که حتی روشنفکران هم مجبور بودند به مساجد بیایند و پای منبر روحانیون بنشینند. چرا که بدیهی بود وقتی این قیام به وقوع می‌پیوست و روحانیون شیعه آن را رهبری می‌کردند، مراسم بزرگداشت آنان در مساجد با حضور توده‌های عظیم مذهبی برگزار می‌شد. از آن پس همه به قدرت مذهب و تاثیر روحانیون پی بردند؛ چرا که قبل از آن سازمانهای وابسته به روشنفکران، محافلی را راه‌اندازی کرده بودند و گاهی به نوشتن نامه‌ سرگشاده می‌پرداختند، اما این اقدامات نه حرکتی ایجاد می‌کرد و نه چندان خشم رژیم را بر می‌افروخت و چه بسا برای ژست رژیم در اثبات فضای باز سیاسی ضروری بود؛ اما درگذشت سید مصطفی و حمایتها و عزاداریها، واکنشها، خشم عمومی و تداوم آن، نشان داد که قدرت مذهب فراتر از قدرت روشنفکران است.
 
3) گسترش موج نهضت مردمی
درگذشت آقا مصطفی گرچه در ظاهر ضربه‌ مهلکی بر پیکر نهضت اسلامی ایران بود، ولی بعد از اندک زمانی مشخص شد همچون جرقه‌ای بوده که شعله‌های گسترده موج نهضت مردمی را روشن کرد است. بدین صورت که استقبال مردم از بزرگداشت این روحانی مجاهد چنان اوج گرفت که مبارزه با رژیم پهلوی را از شکل انتقادهای مسالمت جویانه، بی روح و گاه بی ثمر به امواجی توفنده، مذهبی و انقلابی تبدیل کرد، تا جایی که امام خمینی این حادثه را از «الطاف خفیه‌ الهی» برشمردند. همچنین سخنرانیهای افراد انقلابی در مجالس ختم آقا مصطفی ضبط می‌شد و نوارهای آن توسط مردم تا اعماق ایران، پیام انقلاب را به گوش مردم می‌رساند تا جایی که این دوره را آغاز نهضت نواریسم نامیدند.
 
به گزارش ساواک «در مجالسی که به مناسبت فوت مصطفی خمینی برگزار گردیده، تعدادی از وعاظ افراطی سخنرانی نموده‌اند که مذهبیون از سخنرانیهای آنها نوار تهیه و این نوارها در سطحی وسیع تکثیر و به فروش می‌رسد. نوارهای واعظ افراطی... اغلب توسط افراد روستایی که به شهر آمده‌اند، در اطراف خیابانها به افراد متقاضی عرضه می‌شود». 5 بدین ترتیب نام و یاد امام خمینی به واسطه فوت پسر مرحومشان، بار دیگر فضای ایران را پر نشاط کرد و مجالس فاتحه‌ای که توسط مردم برپا می­شد به سرعت در سرتاسر کشور گسترش یافت و حضور اقشار مردم در آن مجالس موج می‌آفرید. به گونه‌ای که تعداد مجالسی که مردم برای بزرگداشت فرزند رهبر خود برقرار می‌کردند باور کردنی نبود و بیشتر مجالس به تظاهرات خیابانی و درگیری با رژیم منجر می‌شد.
 
فرجام
رژیم شاه به تصور اینکه فقدان شخصیت سید مصطفی خمینی که امید آینده‌ انقلاب اسلامی بود، می‌تواند رهبر انقلاب اسلامی را دچار شکست روحی و نهایتاً آسیب‌پذیر ‌کند، ناگهان در برابر صلابت امام که در کمال آرامش این رخداد را لطف خفی الهی دانست، قرار گرفت. در این بین نیروهای مردمی و مذهبی با الهام از پیام امام خمینی به خوبی موقعیت را درک کردند و مهمترین استفاده را از فرصت نمودند. تظاهرات پی در پی، جلسات زنجیره‌ای و سخنرانیهای کوبنده رژیم را به ستوه آورد. در ادامه پس از درگذشت سید مصطفی، اعتراضات مردمی به شکل تحصن، راهپیمایی، تظاهرات و اعتصابات شدت یافت و هر روز بر گستره و سرعت آن افزوده شد. این اعتراضات پی در پی، موجب گسترش بحران برای رژیم گردید. رژیم با ترفندهای متفاوت و تغییر سیاستها برای مهار بحران تلاش می‌کرد، ولی تمام تلاشهایش بیهوده بود و خود بر بحران می‌افزود. عمق و پهنه‌ این اعتراضات چنان وسیع بود که چرخهای اقتصادی، نظامی، صنعتی شاه را هم شکست و تمام سیاستهای سرکوب رژیم را بی­ اثر کرد.

1343، شهید آیت‌الله سید مصطفی خمینی در کنار امام خمینی پس از آزادی ایشان از حبس و حصر

--------------------------------------------------- 
1.روح الله حسینیان، انقلاب اسلامی(زمینه‌ها- چگونگی و چرایی)، جلد پنجم، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص 948.
2.همان، ص 950-951.
3.همان، ص 949.
4.عباسعلی عمیدزنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، تهران: نشر کتاب سیاسی، 1369، ص 505.
5.روح الله حسینیان، همان، ص 951. https://iichs.ir/vdcj.yetfuqehmsfzu.html
iichs.ir/vdcj.yetfuqehmsfzu.html
نام شما
آدرس ايميل شما