کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

«نظری بر نوع مواجهه تاریخ نگاران رژیم پهلوی به نهضت جنگل»درگفت وشنود با محمدحسن اصغرنیا

در رژیم شاه، بردن اسم میرزا جرم محسوب می‌شد!

21 آذر 1395 ساعت 13:48

محمد حسن اصغرنیا بانی اولین تشکل مردم نهاد درپژوهش پیرامون نهضت جنگل به شمار می رود.از سوی دیگر،خود وی نیز دارای پیشینه ای طولانی در مطالعه در باره نهضت جنگل وشخص میرزا کوچک خان جنگلی است.تمامی اینها موجب شد که گفت وشنود با وی در سالروز شهادت بنیانگذار این نهضت،برای مامعتنم باشد.امید آنکه مقبول افتد.


□  طبعا باتوجه به موضوع این گفت وشنود،سوال نخست ما این است که رویکرد رژیم گذشته نسبت به نهضت جنگل وشخص میرزا کوچک خان چگونه بود؟
بسم الله الرحمن لرحیم.در رژیم شاه، بردن اسم میرزا کوچک خان جرم محسوب می‌شد و اگر می‌خواستیم در باره میرزا در دانشکده جلسه‌ای بگذاریم، مشکلات زیادی برایمان به وجود می‌آمد. میرزا شخصیت جالبی داشت و برای اهل مبارزه دارای جذابیت‌های فراوان مبارزاتی بود، به همین دلیل دانشجویان مبارز خارج از کشور که دست و بالشان بازتر از ما بود، او را به عنوان نمونه عملی یک مبارز مسلمان انتخاب کرده بودند. ویژگی میرزا این بود که افراد با افکار، سلیقه‌ها و اعتقادات مختلف، او را قبول داشتند. کسانی که مذهبی بودند، میرزا را به خاطر پایبندی به اعتقادات و باورهایش قبول داشتند. دیگران هم از اینکه در برابر استبداد رضاخان مقاومت می‌کرد، تا جایی که رضاخان برای سر او جایزه تعیین کرده بود، دوستش داشتند. نهایتاً هم که می‌دانید خالو قربان که خود را در زمره یاران میرزا جا زده بود، این کار را کرد و سر میرزا را برای رضاخان برد و جایزه هم گرفت.
 
□  با توجه به اینکه میرزا مردی متدین، معتقد و متشرع بود، چرا گروه‌های چپ به او گرایش داشتند؟
هر کسی از روی اعتقاد و باور خویش به میرزا علاقه داشت. چپ‌ها می‌گفتند: میرزا سوسیالیست خداپرست است! برخی هم می‌گفتند: میرزا دین خود را با هیچ چیزی در دنیا عوض نمی‌کرد و واقعاً هم همین‌طور بود، اما میرزا این توانایی را داشت که با حفظ اصول، اعتقادات و ارزش‌هایش، با همه بنشیند و گفتگو کند و به همین دلیل هم طیف‌های مختلف به او جذب می‌شدند.
 
□  در تظاهرات‌هایی که منجر به پیروزی انقلاب شدند، عکس میرزا در دست مردم بود. آیا گروه‌های چپ در معرفی میرزا موفق‌تر بودند یا گروه‌های مذهبی؟
به نظر من گروه‌های مذهبی تسلط بیشتری داشتند و بچه مذهبی‌های دانشگاه، او را نماد مبارزه می‌دانستند. من فکر میکنم درتاریخ معاصر ما، میرزا وضعیت خاصی دارد که دیگر افراد از آن بی‌بهره بودند.
 

 
□  اشاره‌ای هم به زمینه‌های خانوادگی و اجتماعی میرزا کنید.چه عوامل در ساختن این هویت برای او نقش داشتند؟
میرزا در محله استادسرای رشت به دنیا آمد. پدرش میرزا بزرگ بود و به همین دلیل به او میرزا کوچک می‌گفتند. همین پیشوند میرزا نشان می‌دهد شغل این خاندان میرزا بنویسی بود، آن هم در دورانی که اکثر مردم بی‌سواد بودند. بنابراین خاندان اهل علم و با سوادی بوده‌اند. می‌دانید نام میرزا کوچک، یونس است و حضرت یونس(ع) سال‌ها در شکم ماهی بود. بسیاری این را نشانه این نکته می‌شناختند که میرزا هم سال‌ها در دل انقلاب بود و شناخته نشد و با ظهور انقلاب اسلامی شناخته شد و این نکته برای نسل جوانِ دوران انقلاب جذابیت زیادی داشت.
 
□  وقایع برجسته زندگی میرزا و تأثیر آنها بر شخصیت او را تحلیل کنید.باز هم سوال میکنم که عوامل کلان ِشکل گیری شخصیت او چه مواردی هستند؟
موقعی که میرزا در رشت بود، دو رویداد مهم تاریخی اتفاق افتادند. اوایل روس‌ها و قزاق‌ها در رشت حاکمیت داشتند. بعد که انقلاب اکتبر پیش آمد و حکومت تزارها ساقط شد، وضع فرق کرد. لنین پیغام داد: من دوستدار آزادی ملت‌ها هستم و به من بگویید چه کار می‌توانم برای شما بکنم؟ میرزا در گیلان مشغول مبارزه بود و قزاق‌ها او را گرفتند و به تهران تبعید کردند!
روس‌ها در این زمان دو اشتباه استراتژیک کردند. یکی اینکه مجلس را به توپ بستند و عده زیادی از نمایندگان را کشتند و دیگر به توپ بستن مسجد گوهرشاد بود که باعث شد مردم به سمت آزادی‌خواهان، از جمله میرزا جلب شوند. شیخ محمد خیابانی نماینده مجلس بود و پس از این وقایع اعلام کرد :می‌خواهد در تبریز حکومت آزادیستان را تشکیل بدهد و از همه آزادی‌خواهان خواست به او ملحق شوند. میرزا هم گروهی را از رشت برداشت و به یاری او شتافت. در این زمان عده‌ای از علما دستگیر شدند و مردم هم به قم و شاه عبدالعظیم پناهنده شدند. میرزا هم موقعیت را مناسب دید و به دنبال اندیشه اتحاد اسلامی سید جمال، به فکر افتاد که با عده‌ای از همفکرانش در جنگل‌های شمال، به اصطلاح یک جامعه کوچک اسلامی بسازد و به داد فقرا و حساب ظالم‌ها برسد.
 
□  همفکرانش چه کسانی بودند؟
غیر از آنهایی که داخل کشور بودند، عده‌ای هم خارج درس ‌خوانده بودند که برای کمک به او آمدند، از جمله محمدعلی جمال‌زاده، سعدالله خان درویش و ابراهیم پورداود که زمانی که میرزا در حوزه علمیه صالح‌آباد رشت درس می‌خواند، با او همکلاسی و هم‌مباحثه بود. سعدالله خان درویش زبان روسی و فرانسه می‌دانست و مترجم میرزا و بعد هم فرمانده قشون او شد و در فاصله بین رشت، فومن و ماسوله، پادگانی درست کرد و به افراد تعلیمات نظامی داد و انصافاً خیلی به میرزا کمک کرد. میرزا بیش از 43 سال عمر نکرد، ولی در این عمر کوتاه، توانست افرادی را جذب نهضت جنگل کند که اسباب حیرت است و نشان می‌دهد چه اندیشه والایی داشته است. ارتباطات و اینترنت و این حرف‌ها هم که نبود. اینکه بدون ابزار ارتباطی بتوانی چنین افراد زبده‌ای را جمع کنی و آن‌قدر نفوذ کلام و تأثیر داشته باشی که بیایند و با تو همکاری کنند، واقعاً مهارت و هوش زیادی می‌خواهد که او داشت.
 
□  مردم گیلان به‌رغم اختناق و فشار رژیم شاه، میرزا را حتی در ترانه‌هایشان حفظ کرده‌اند.از نظر شما علت این امر چیست؟
همین‌طور است. مردم وقتی می‌خواهند قسم بخورند، به چیزهایی که برایشان مقدس است قسم می‌خورند. در شمال هم وقتی کسی می‌خواهد مردم حرفش را باور کنند، می‌گویند به سر میرزا! هر سال هم درسالگرد میرزا، روزنامه‌نگارها، طرف‌های غروب سر قبر میرزا می‌رفتند و در باره شجاعت او حرف می‌زدند. در خانه بسیاری از گیلانی‌ها عکسی، خاطره‌ای و چیزی را از میرزا می‌توانید پیدا کنید. او واقعاً در بین مردم گیلان محبوب است.
 
□  چرا؟
برای پاسخ به این سئوال بد نیست مرامنامه نهضت جنگل را مطالعه کنید. یکی از مفاد آن تأمین اجتماعی است، یعنی در همه جا باید مدرسه دایر شود که بچه‌ها بتوانند درس بخوانند. بسیاری از جاده‌ها و مدارسی که در گیلان ساخته شده‌اند، یادگار دوره میرزا هستند. خدماتی چون لایروبی رودخانه‌ها و ارتقای معیشتی مردم منطقه جزو کارهای نهضتی‌ها بود.
از سوی دیگر میرزا، پناه و مرجع تظلم‌خواهی مردم بود. مردم موقعی که از همه جا ناامید می‌شدند و شکایت‌ها و عریضه‌نگاری‌هایشان به مسئولان و مقامات جواب نمی‌داد، به میرزا مراجعه می‌کردند. میرزا نماد مردانگی و جوانمردی بود. مردم به‌قدری میرزا را دوست داشتند که حتی اگر اهل مازندران یا جاهای دیگر بودند، خود را گیلانی معرفی می‌کردند.
همانطور که اشاره کردم میرزا در جلب همکاری آدم‌های اندیشمند و متفکر، بسیار توانمند بود. موقعی که اولین جمهوری شورایی را تشکیل داد، دو تن از عموهای پروفسور رضا، جزو وزرای حکومتش بودند.
 
□  در باره نحوه بر قراری جمهوری شورایی توضیح بیشتری بدهید؟این کار چگونه انجام شد؟
میرزا در میدان قرق کارگزار- که در حال حاضر بانک ملی و اداره ثبت اسناد رشت هست- اولین جمهوری شورایی ایران را تشکیل داد.همانطور که عرض کردم وزیر پست و تلگراف و وزیر مالیه و دارایی او، عموهای پروفسور رضا بودند. میرزا آدم بسیار نوگرایی بود که از مذاکره با هیچ‌کسی حتی روس‌ها و انگلیسی‌ها هم نمی‌ترسید.
 
□  شما شخصیت وکارنامه دکتر حشمت را چگونه تحلیل می‌کنید؟ رفتار او در واپسین فصل حیاتش،چه توجیهی دارد؟
دکتر حشمت خسته شد و وقتی به او وعده امان‌نامه دادند، تسلیم شد. می‌گفت :خسته‌ام و می‌خواهم به فرانسه بروم و ادامه تحصیل بدهم! ماه‌ها زندگی کردن در جنگل، کار بسیار دشواری بود و ظرفیت و توان انسان‌ها با هم فرق دارد. عوامل رژیم هم او را تخلیه اطلاعاتی و سپس اعدام کردند.
 

 
□  پس از پیروزی انقلاب برای احیای نام میرزا چه اقداماتی صورت گرفت؟
پس از انقلاب از برخی از چهره‌ها، از جمله شهید مدرس، کلنل محمدتقی خان پسیان، شیخ محمد خیابانی و... غبار برگرفته و در باره آنها کتاب‌هایی نوشته و فیلم‌ها و سریال‌هایی ساخته شدند که در شناساندن این چهره‌ها به مردم نقش زیادی داشتند.
درابتدا سعی می‌شد از شخصیت میرزا تفاسیر متعدد و حتی متضادی ارائه شود، اما وقتی امام فرمودند: «بروید ببینید نهضت جنگل را چه کسی رهبری کرد؟» تکلیف همه معلوم شد. حضرت آقا هم هر وقت به رشت تشریف می‌برند، حتماً سر قبر میرزا می‌روند و بارها در صحبت‌هایشان اعلام فرموده‌اند: میرزا مرد شجاعی بود که همزمان در برابر قدرت‌های خارجی و مزدوران داخلی ایستاد!
در سال 1368 برای بزرگداشت میرزا همایشی برگزار شد که وزارت ارشاد سنگ تمام گذاشت. قبر میرزا قبلاً مخروبه بود، اما پس از انقلاب به شکل آبرومندی بازسازی شد. چپی‌ها تلاش می‌کردند او را فردی با گرایش‌های چپ جلوه بدهند. من و عده‌ای از دوستانم برای نخستین بار ، عکس میرزا را با لباس طلبگی چاپ کردیم و این بحث را خاتمه دادیم. نامه‌های میرزا هم چاپ شدند و همه دیدند او نامه‌هایش را با «هو الحق» شروع و در آنها به آیات مختلف قرآن اشاره کرده است. کل دارایی میرزا یک قرآن بود و یک مهر نماز! الان هم مسئولین بر این باورند میرزا باید تکریم و تعظیم شود. اینک روز 11 آذر، یعنی در شهادت میرزا کوچک خان جنگلی در تقویم‌های رسمی مشخص شده است. میرزا خود را سپر بلا کرد تا اسلام و قرآن مورد هجوم کمونیست‌ها واقع نشود وآنها در همان شمال متوقف شوند. میرزا با دینداری خود در برابر بی‌دین‌ها قیام کرد و تا جایی که سرش را از تنش جدا کردند، ایستاد.
 
□  شما به عنوان مسئول مرکز بازشناسی نهضت جنگل چه کرده‌اید؟
ما یک سازمان مردم نهاد (NGO) هستیم و از کسی کمک مالی نگرفته‌ایم. حتی یک بار در تالار فردوسی دانشگاه تهران قصد برگزاری همایش برای تحلیل میرزا را داشتیم که از ما 2 میلیون تومان پول خواستند! ما در زمینه‌های مختلف هزینه‌های بیهوده زیاد می‌کنیم، ولی برای شناساندن مفاخر خود حاضر به صرف هزینه نیستیم و این اسباب تأسف است. تبیین و شناساندن حرکت میرزا و شخصیت او می‌تواند بخشی از زمینه‌های وقوع انقلاب اسلامی را روشن سازد.
 
□  با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.       ‌


کد مطلب: 4021

آدرس مطلب :
https://www.iichs.ir/fa/news/4021/رژیم-شاه-بردن-اسم-میرزا-جرم-محسوب-می-شد

تاریخ معاصر
  https://www.iichs.ir