به مناسبت انحلال حزب رستاخیز

حزبی که حزب نبود

بدیهی است وقتی احزاب نتوانند نقش حقیقی خود را در سازماندهی افکار و آراء مردم ایفاء نمایند، کارکرد آنها در حد اعمال سخیف و سطحی نظیر«برنامه‌های ضربتی مبارزه با گرانفروشی، کنترل اجاره مسکن، توزیع سیمان و ... تنزل می‌یابد.» مانند اتفاقی که برای حزب رستاخیز افتاد.
حزبی که حزب نبود

احزاب سیاسی از دستاوردهای عصر جدید به شمار می‌روند که با ظهور دولتهای ملی و برقراری سیستم پارلمانی قرن 17، در اروپا آغاز شدند و در ادامه قرن بیستم تکامل یافتند. اما یکی از پدیده‌های شگفت سیاسی قرن بیستم، ظهور نظامهای تک حزبی، دولتی و دستوریدر نقاط حساس از جهان معاصر می‌باشد. شگفت از آن جهت که اصولاً پدیده احزاب سیاسی با تعدد و تکثر و تشکیل خودجوش همراه بوده و طبع اولیه این پدیده سیاسی با مطلق گراییهای تک بعدی و دستوری بودن مغایرت داشته است.
 
در این میان در ایران، تاریخچه احزاب دستوری به مثابه وسیله حکومتی برای کنترل فعالیتهای سیاسی و اجتماعی مردم در عمل به سالهای پس از کودتا 28 مرداد 1332 بر می‌گردد. محمدرضاشاه از این برهه زمانی به بعد دست به تاسیس چندین حزب فرمایشی و دستوری زد. در این نوشتار قصد داریم به بررسی احزاب دولتی و دستوری پس از کودتای 28 مرداد به خصوص حزب رستاخیز بپردازیم و در ادامه با تعریفی که از حزب می‌دهیم، قصد داریم بررسی کنیم آیا به راستی این احزاب دستوری حکومت پهلوی، حزب بودند یا خیر؟
 
1) تعریف حزب
احزاب «گروههای بنیان یافته، منظم و مرتبی هستند که برای مبارزه در راه قدرت ساخته شده‌اند و منافع و هدفهای نیروهای اجتماعی گوناگون را بیان می‌کنند و خود هم به درستی وسیله عمل سیاسی آنان می‌باشند»1. به عبارت دقیق‌تر حزب عبارت است از گروهی از افراد که به منظور کسب قدرت سیاسی و تحقق آرمانها و اهداف خویش سازمان یافته‌اند.
 
1-1 هدف
هدف احزاب معطوف است به دو عنصر اساسی: یکی کسب قدرت سیاسی و دیگری مبارزه اجتماعی برای تأمین منافع گروهی(اعم از طبقاتی، نژادی، سیاسی، ملی و ... ) است که از اهداف مهم احزاب به شمار می‌روند.
 
1-2 ویژگیها
از ویژگیهای احزاب سیاسی آن است که به صورت خودجوش شکل گرفته و از طریق انتخابات و مشارکت مردم قدرت سیاسی را احراز نمایند، و همچنین به ایجاد نظم و ارتباط در اعضاء از طریق رأی‌گیری در محافل ویژه حزبی اقدام نمایند.
 
1-3کارکرد
کارکرد احزاب به عنوان یک سیستم سیاسی(جعبه سیاه) در رژیمهای دموکراتیک آن است که آراء و افکار مردم را سازمان داده و به صورت برونداد‌هایی از پایین به بالا، به منابع قدرت و تصمیم گیری انتقال دهند. سپس مراجع ذیربط آنها را در جامعه به مورد اجرا گذارند2.
 
2) احزاب دولتی در رژیم پهلوی
اولین احزاب دولتی و دستوری در ایران که به فرمان محمدرضا بعد از کودتای 28 مرداد1332 تشکیل شدند احزاب مردم و ملیون بودند. شاه در این زمان به دلیل بی‌تفاوتی و عدم پشتیبانی مردم از دستگاه دولتی و همچنین جلوگیری از ایجاد و فعال شدن مراکز قدرت علیه رژیم همچون قبل از کودتا، به تدریج سعی کرد با اتخاذ استراتژیهای نظارتی و کنترل شده، نهادها‌ و سازمانهای سیاسی را شدیداً تحت نظارت خود گرفته و از فعالیت نیروهای مخالف رژیم و نهادهای اجتماعی رسمی جلوگیری به عمل آورد و مردم را به شکلی مهندسی شده وادار به مشارکت مطابق میل خود کند تا اقدامات او از مشروعیت مردمی لازم برخوردار باشند.
 
مهمترین ویژگی حزب شکل گیری به صورت خودجوش و نه فرمایشی و همچنین کسب قدرت از راه مشارکت مردم است. اما شاه از این نکته غافل بود که وقتی احزاب خودجوش نباشند، چه از ناحیه بیگانه و چه از بالا تشکیل شوند، اعتبار و مشروعیت مردمی نخواهند داشت و ناپایدار خواهند بود.
 
 بر خلاف میل شاه، برپایی نظام دو حزبی دولتی هیچگونه تاثیری در بهبود روند انتخابات و پیدایش فرهنگ تحزب در ایران نداشت و بازی اقلیت و اکثریت آنها هرگز شباهت به مبارزه سیاسی واقعی پیدا نکرد. در چنین شرایطیمردم و آگاهان سیاسی می‌دانستند که حزب مردم و ملیون همه احزابی هستند که از شاه الهام گرفته‌اند و برنامه‌هایشان شبیه یکدیگر است و اصالت حزبی ندارند. سرانجام ثمره این دو حزب فرمایشی و دولتی، تقلبهای گسترده در انتخابات شورای ملی 1339 بود که به کل اعتبار خود را نزد مردم ازدست دادند. به همین دلیل رئیس دولت وقت یعنی دکتر اقبال(رئیس حزب) در همان روز استعفا داد و سه ماه بعد هم شاه فرمان تجدید انتخابات را صادر کرد. اما با وجود تجدید انتخابات مردم علاقه‌ای به شرکت در آن پیدا نکردند و از ورود به صحنه مصنوعی سیاسی اِبا داشتند. در چنین شرایطی برای بازگشت اطمینان مردم محمدرضاشاه اقدام به ایجاد یک حزب جدید به نام «ایران نوین» به ریاست حسنعلی منصور مبادرت ورزید.اما این حزب نیز از شیفتگان قدرت و تشنگان ثروت و شهرت انباشته شده بودند و روز به روز بر فساد درون حزبی آن افزوده می‌شد. بدین ترتیب واضح است که این گونه نهادها هرگز نمی‌توانستند یک نظام پارلمانی و حزبی یا دموکراتیک را در ایران پایه‌ریزی نمایند.
 
3) حزب رستاخیز
افزایش فساد و قدرت حزب ایران نوین، شاه را متقاعد ساخت که نظام تک حزبی رستاخیز را به جای نظام چند حزبی ایجاد نماید.در این راستا حزب رستاخیز با هیاهوی تبلیغاتی زیاد، به دستورشاه در یازدهم اسفند 1353 به راه افتاد و به دنبال آن، تمام احزاب رسمی ایران همچون حزب ایران نوین و مردم، منحل و در حزب جدید ادغام شدند. در واقع انگیزه اصلی شاه در طرح تشکیل حزب رستاخیز، نگرانی عمیق وی از عدم پشتیبانی مردم از «انقلاب سفید» به دلیل بی‌اعتمادی آنان به احزاب دولتی و دستوری و همچنین جلوگیری از ایجاد مراکز قدرت و به دست گرفتن رهبری تام و تمام سیاسی و عقیدتی سراسر جامعه در انحصار مطلق خود بود. به عبارت دیگر، حزب واحدی بایست نقش نگهبان دولت و جامعه را ایفا کند و همچنین با جلب اطمینان مردم و مشارکت بیشتر آنان، به اهداف انقلاب سفید سریعتر دست یابد3.
 
وقتی حزب رستاخیز تشکیل شد شاه اعلام کرد:«ایرانیان یا به اصول اساسی سه گانه نظام شاهنشاهی، انقلاب شاه و ملت و قانون اساسی اعتقاد دارند که باید به حزب بپیوندند، یا با این اصول مخالفند که جایشان در زندان خواهد بود یا بیرون از کشور، به هرجا که می‌خواهند بروند»4. در چنین شرایطی آینده مشارکت سیاسی و همکاری مردم و جامعه کاملاً معلوم است. سرانجام حزب رستاخیز همچون احزاب دستوری قبلی با وجود امکانات مالی و سازمانی بسیاری که در اختیار داشتند به جای به حرکت درآوردن اکثریت مردم، به دلیل ناکارآمدی سیاسی و کارکرد رسمی-دولتی و تبعیت محض از شاه به حجم نارضایتیها افزود. و سرانجام سال 1357 آخرین سال و آخرین حرکت بطئی حزب رستاخیز به شمار رفت. رکود در حزب سرانجام منجر به استعفای پی در پی مسولان حزب و برچیده شدن حزب گردید5.
 
4) ریشه ناپایداری احزاب دستوری رژیم پهلوی
در ادامه به طور ضمنی با برشمردن هدف، ویژگی و کارکرد حزب، سعی می‌کنیم ریشه ناپایداری این گونه احزاب سیاسی دستوری را بررسی نماییم و متوجه شویم این گونه احزاب دولتی حکومت پهلوی به راستی حزب بودند یا خیر؟
 
4-1 هدف حزب
همانطور که در ابتدای نوشتار در تعریف حزب ذکر شد، حزب دو هدف دارد. یکی کسب قدرت سیاسی و دیگری مبارزه اجتماعی برای منافع گروهی. بنابراین چنانچه مبارزه برای کسب قدرت سیاسی را از درونمایه احزاب حذف کنیم چیزی که برجای می‌ماند دیگر حزب نیست بلکه بیشتر به یک اتحادیه صنفی، انجمن فرهنگی، علمی، ادبی، و ...  شباهت دارد، زیرا فاقد عنصر سیاسی است و یا وقتی عنصر مبارزه اجتماعی از احزاب گرفته می‌شود در آن صورت احزاب وسیله‌ای برای مقاصد مشخص می‌شوند6. در واقع چیزی که در هیچ کدم از احزاب دستوری حکومت پهلوی نبود مبارزه برای کسب قدرت بود چرا که ریشه تشکیل آنها جلوگیری از نزدیکی اقشار دیگر مملکت به قدرت و برای آن بود.
 
4-2 ویژگی حزب
همانطور که قبلاً ذکر شده است مهمترین ویژگی حزب شکل گیری به صورت خودجوش و نه فرمایشی و همچنین کسب قدرت از راه مشارکت مردم است.اما شاه از این نکته غافل بود که وقتی احزاب خودجوش نباشند، چه از ناحیه بیگانه و چه از بالا تشکیل شوند، اعتبار و مشروعیت مردمی نخواهند داشت و ناپایدار  خواهند بودو زمانی که بر پایه باورها و اعتقادات عمیق مردم جامعه بنیان نشده باشد، فاقد محتوا بوده و در برابر حملات و مبارزات جدی به سرعت فرو می‌ریزد. احزاب دستوری رژیم شاه مانند حزب رستاخیز، بدون تردید معنی حزب را از حالت خودجوش خارج کرده و هرگونه ایمان و باور حزبی را در آن می‌خشکاندند. همچنین درد مشترک تمام چهار حزب دستوری آن بود است که چگونه مردم را در مشارکتهای سیاسی سهیم نمایند. بدین دلیل که یکی از مهمترین معایب احزاب دستوری آن است که اعتماد و اطمینان مردم را نمی‌توانند نسبت به خود جلب نمایند. این آفت به طور ارگانیک در کلیت احزاب دستوری شاه نقش داشته است.
 
4-3 کارکرد حزب
مهمترین کارکرد حزب انتقال آراء و افکار مردم از پایین به بالا یعنی از جامعه به سوی حکومت است. اما کار احزاب در ایران چنین نبودو حزب رستاخیز و دیگر احزاب دستوری به عنوان یکی از نهادهای تصمیم گیرنده در کشور، جریان سیاسی یک طرفه‌ای بود که همواره از سوی مراجع و منابع قدرت به سوی مردم عمل می‌نمود و نه بالعکس.بدیهی است در چنین شرایطی وقتی احزاب نتوانند نقش حقیقی خود را در سازماندهی افکار و آراء مردم ایفاء نمایند، کارکرد آنها در حد اعمال سخیف و سطحی نظیر«برنامه‌های ضربتی مبارزه با گرانفروشی، کنترل اجاره مسکن، توزیع سیمان و ... تنزل می‌یابد»7.
 
فرجام
دور از انتظار نیست وقتی سازمانی نتواند در جغرافیای اصلی خود ایفای نقش نماید، در آن صورت باید به ماموریتهای بدلی و عملگراییهای غیر مرتبط مشغول شود. مانند جنگ زرگری حزب مردم با ملیون، رواج فساد و قدرت در حزب ایران نوین، کارکردهای شهرداری مآبانه حزب رستاخیز و خبرچین پروردن به جای کادر حزبی،که از جمله مصادیق این سخن است.در خاتمه می‌توان به این نتیجه رسید که هدف شاه از تاسیس احزاب دولتی و دستوری، ایجاد سازمانهایی بود که از طریق آنها به رژیم کودتا مشروعیت بخشیده، مخالفان دولت را به موضعی انفعالی سوق داده و خود را در افکار عمومی جهان هواخواه دموکراسی جلوه دهد. اما این‌گونه احزاب دستوری ضمن آنکه از پیدایش احزاب اصولی جلوگیری می‌کردند، اعتماد و اطمینان مردم را نیز به احزاب سیاسی کلاً از بین بردند.
 
جمشید آموزگار پس از انتخاب به دبیرکلی حزب رستاخیز در دومین کنگره حزب در ورزشگاه محمدرضا پهلوی (1355) 1. جمشید آموزگار 2. قاسم معتمدی 3. امیرعباس هویدا
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 1.موریس دوورژه، اصول علم سیاست، ترجمه ابوالفضل قاضی،بی‌جا، بی‌نا، 1354، ص 21-22 .
2.حسین تبریزنیا، ناپایداری احزاب سیاسی در ایران،انتشارات سیاوش، 1377، ص 198.
3.علیرضا ازغندی،تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران (1320-1357)،  تهران، نشر سمت، 1382، ص 278.
4.حسین تبریزنیا، همان، ص 200-201.
5.اصغر صارمی شهاب، احزاب دولتی، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص 141-147.
6.حسین تبریزنیا،همان، ص 25.
7.همان. ص 198-199. https://iichs.ir/vdcfiedeaw6dc.giw.html
iichs.ir/vdcfiedeaw6dc.giw.html
نام شما
آدرس ايميل شما