پژوهشکده تاريخ معاصر 12 ارديبهشت 1401 ساعت 14:27 https://www.iichs.ir/fa/news/21856/اگر-مدیریت-او-نبود-تمامی-پادگان-های-کردستان-غارت-می-شد -------------------------------------------------- «شهید سپهبد محمدولی قرنی و پاکسازی ارتش پس از پیروزی انقلاب اسلامی» در گفت‌و‌شنود با سرتیپ علی صادقی گویا عنوان : اگر مدیریت او نبود، تمامی پادگان‌‎های کردستان غارت می‌شد! -------------------------------------------------- سرتیپ علی صادقی گویا، از همکاران شهید سپهبد محمدولی قرنی و شاهد تلاش‌های او در مقام اولین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی بوده است. وی در گفت‌وشنود پی‌آمده، شمه‌ای از خاطرات و خطرات آن دوره را، روایت می‌کند متن : پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛  از منظر شما به عنوان یک ارتشی پرسابقه و مجرب، علت انتخاب شهید سپهبد محمدولی قرنی، به عنوان نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش، پس از پیروزی انقلاب اسلامی چه بود؟ بسم الله الرحمن الرحیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ارتش به مدیری احتیاج داشت، که دارای سواد و تجربه کافی در امور نظامی باشد و بتواند این نهاد را، با سایر ارگان‌های نوپدیدِ انقلابی هماهنگ کند و در عین حال، به رژیم گذشته و عوامل و عناصر خارجی وابسته نباشد و خودش هم از هر نظر، فردی متعهد و قابل اعتماد باشد. طبعا شهید بزرگوار سپهبد محمدولی قرنی، تمام این ویژگی‌ها را داشت و می‌توانست با جذب نیروهای انقلابی، ارتش را بازسازی و به‌روز کند.     شهید سپهبد قرنی برای پاک‌سازی ارتشِ برجای‌مانده از دوران پهلوی دوم، چه اقداماتی انجام داد؟ به نظر من اگر بخواهیم خدمات سپهبد قرنی را، به پاک‌سازی ارتش منحصر کنیم، اقدامات مؤثر ایشان در آن دوره خطیر را نادیده گرفته‌ایم. ایشان با قبول این مسئولیت، کار بزرگی را انجام داد؛ زیرا در آن مقطع، بسیاری از فرماندهان ارتش، یا فرار کرده، یا دستگیر و یا مخفی شده بودند و جرئت نداشتند به میدان بیایند! یگان‌های ارتش هم به مدیران و مسئولانی نیاز داشتند، که مورد تأیید حضرت امام و قدرت مقاومت داشته باشند، مخصوصا که ضدانقلابیون مدام شعار انحلال ارتش را سر می‌دادند و گروهک‌ها، از ارتش خلقی دم می‌زدند! آنها به جای بازسازی ارتش، می‌خواستند کلا این نهاد را نابود کنند و به این ترتیب، تنها بازوی مسلح نظام جدید را، از بین ببرند! آنها حتی توان ایجاد ارتشِ مورد نظر خودشان را هم نداشتند، چون حالا دیگر ایام قدیم نیست که در هنگام جنگ، فراخوان بدهند و هر کسی شمشیر و اسلحه خود را بردارد و به میدان بیاید. در حال حاضر برای استفاده از ابزارهای جنگی، آموزش‌ها و دوره‌های خاصی لازم است و افراد، باید ماه‌ها آموزش ببینند تا بتوانند از این ابزارها، به‌درستی استفاده کنند. بی‌تردید در آن دوره، برخی گروهک‌ها از خارج دستور می‌گرفتند و با طرح شعار انحلال ارتش، قصد شیطنت داشتند که با هوشیاری و درایت حضرت امام، توطئه‌شان در نطفه خفه شد. این شعارهای عوام‌فریبانه، در واقع ایستادن در برابر امام بود، که به طور محکم از بقای نیروی ارتش حمایت می‌کردند. امثال سپهبد قرنی خون‌دل‌ها خوردند، تا ارتش سر و شکل مرتبی پیدا کرد. ما روزهای بسیار سختی را می‌گذراندیم. حتی گاهی از زیردست‌هایمان توهین می‌شنیدیم و گاهی باید به همان کسانی که قبلا به آنها دستور می‌دادیم، التماس می‌کردیم!   علت پیش آمدن این وضعیت چه بود؟ شرایط انقلابی حاکم بود و بعضی‌ها تصور می‌کردند که متناسب با آن شرایط عمل کردن، یعنی اینکه رتبه‌بندی و مادون و مافوقی وجود نداشته باشد و ادعا می‌‌کردند، که همه ما با هم برابریم! حتی می‌گفتند: اگر قرار است پادگان نظافت شود، سرباز و تیمسار فرقی ندارند و همه باید با هم، این کار را بکنند! به همین دلیل هم، کثافت پادگان‌های ما را برداشته بود! گروهک‌ها هم به این گرایشات دامن می‌زدند و می‌گفتند: چرا فقط باید سربازها این کارها را بکنند؟ همه باید به نوبت نگهبانی بدهند، در آشپزخانه کار کنند و نظافت را انجام بدهند! دراین‌باره سخن بسیار است، ولی مسئله مهم این بود که اگر ارتش منهدم می‌شد، مملکت از دست می‌رفت و کشوری به اسم ایران، در کره زمین برجا نمی‌ماند! حتی اگر همه مردم هم مسلح می‌شدند، از پس گروهک‌های تا بن دندان مسلح، دوره‌دیده و کارآزموده ضد انقلاب و وابسته به بیگانه برنمی‌آمدند. برای مقابله با شورش‌های کردستان، گنبد، خوزستان، سیستان و بلوچستان و...، نیروهای دوره‌دیده و کارآزموده لازم بود. افرادی مثل شهید سپهبد قرنی، حق بزرگی به گردن تاریخ این کشور دارند. آنها با پایمردی و مقاومت خود، ارتش را حفظ و بازسازی کردند. ارتشی که توانست در جنگ تحمیلی و در کنار سپاه، حماسه‌های بزرگی را خلق کند. همان‌طور که عرض کردم، رفتار حکیمانه حضرت امام سبب شد که ایشان تصمیمات درستی بگیرند و کشور نجات پیدا کند. یکی از این تصمیمات سرنوشت‌ساز، دستور ایشان برای حفظ ارتش بود. کسانی هم که شهید قرنی را یاری دادند، مثل خود ایشان انسان‌های پاکباز و وارسته‌ای بودند و برخی هم، جانشان را در این عرصه فدا کردند.   در زمانی که شهید سپهبد قرنی ترور شدند، از سمت خود کناره گرفته بودند. چرا ضد انقلاب، بر ترور شخصی که دیگر سمتی نداشت، اصرار می‌کرد؟ علت این بود که ایشان، با آنها قاطعانه برخورد کرده و اجازه نداده بود که ارتش منحل شود و یا کردستان از دست برود. شهید قرنی باعث ناکامی دشمنان و تفرقه‌افکنان شده بود و آنها کینه ایشان را به دل داشتند. چند سال بعد هم که منافقین در عملیات مرصاد شکست خوردند و فهمیدند عامل درجه یک شکست آنان چه کسی بوده، شهید صیاد شیرازی را ــ که مغز متفکر عملیات شکست آنها بود ــ به شهادت رساندند. دشمن هرگز دست از کینه‌توزی برنمی‌دارد و هر وقت که امکانی برایش فراهم شود، زهرش را می‌ریزد! به همین دلیل است که همواره، باید هوشیاری خود را حفظ کنیم. شهید قرنی هم اگر در قضیه کردستان محکم نمی‌ایستاد و مقاومت نمی‌کرد، کارِ این منطقه تمام شده و تمام پادگان‌های سنندج، مریوان، بانه، سردشت، سقز و...، مثل پادگان مهاباد غارت می‌شدند! در ابتدای انقلاب، سنگ روی سنگ بند نبود و کسی حرف کسی را گوش نمی‌کرد! بااین‌همه شهید قرنی توانست اوضاع را مدیریت کند و کردستان را نجات بدهد و یکپارچگی کشور را حفظ کند. آن روز اگر دشمن می‌خواست فهرستی از دشمنان خود تهیه کند، قطعا قرنی جزء نفرات اول بود! این نکته در خور ذکر است که حتی اگر شهید قرنی هم نبود، خواهی نخواهی ارتش مورد پاکسازی قرار می‌گرفت، اما مهم شیوه مدیریتی ـ نظامی درستی است که ایشان برای حفظ یکپارچگی کشور و ارتش اتخاذ کرد و بسیار هم تأثیرگذار بود.   از دیدگاه شما، دلیل عدم پرداخت مناسب به کارنامه و خدمات شهید سپهبد قرنی، در فرآیند تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی چیست؟ ایشان در ماه‌های اول پیروزی انقلاب اسلامی شهید شد و بعد هم که کشور گرفتار جنگ شد و تعداد شهدای جنگ، بسیار بیشتر از شهدای مظلوم ترور بود. اما واقعیت این است که نام و یاد ایشان ماندگار است و خواهد بود. ایشان انسانی پاک، معتقد و اصیل بود، که در دورانی که هم‌قطاران ایشان سعی می‌کردند تا نهایت استفاده را از مقام خود بکنند، زندگی فوق‌العاده ساده‌ای داشت و خداوند هم با تقدیر شهادت، آبروی دنیا و آخرت را برای ایشان خرید.   و سخن آخر؟ روحیه شهید قرنی به گونه‌ای بود که منتظر نمی‌ماند تا کسی دعوتش کند و می‌گفت: هر جا که هستم، باید وظیفه‌ام را انجام بدهم. ایشان همواره به این می‌اندیشید که شرعا و قانونا چه وظیفه‌ای برعهده دارد و مسئولیتی را که می‌پذیرفت، با پایداری و فداکاری به انجام رساند و سرانجام هم، جان گرامی خود را بر سر قاطعیت و یقینی که به اسلام، انقلاب، مردم و میهنِ خود داشت، گذاشت. روحش شاد.