روایت ابراهیم النشطی، سردبیر روزنامه الدفاع چاپ یافا، از زمانه و کارنامه شهید شیخ عزالدین قسام؛

پس از شهادت شیخ، چه کسی می‌تواند از دلیری سخن بگوید؟

متنی که از عربی به فارسی برگردان شده و در پی می‌آید، ما را به شرایط نُه دهه قبل فلسطین می‌برد و فضای حاکم بر آن کشور در دوره تاخت‌وتاز انگلستان و مهاجرت یهودیان را آشکارا به ما می‌نمایاند. این نوشتار، حاوی سخنان مرحوم ابراهیم النشطی، سردبیر روزنامه «الدفاع» چاپ یافا، در مراسم بزرگداشت چهلمین روز از شهادت شیخ عزالدین قسام است. در خلال این گفتار نه چندان بلند، درمی‌یابیم که فلسطین قربانی کدامین اهمال‌ها و سستی‌های عناصر خودی و نیز چه طرح‌ها و برنامه‌هایی از سوی عناصر غیرخودی شده است. امید آنکه انتشار این سند تاریخی، پژوهشگران این موضوع را روشنگر و یاریگر افتد
  
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.
مردی به قیام برخاست و شهادت را انتخاب کرد. با کسی که راه حق را پیمود، عهد می‌بندیم که مسیر او را می‌پیماییم.
برخی گفتند: شایسته بود کمی صبر و با دیگران مشورت می‌کرد. دیگران گفتند: بهتر بود که اطاعت می‌کرد.
خداوند به این منتقدان چنین پاسخ گفته است: «آنان که گفتند اگر خویشان و برادران ما نیز سخنان ما را شنیده و به جنگ نرفته بودند، کشته نمی‌شدند؛ ای پیامبر به آنان بگو پس شما که برای حفظ جان دیگران چاره توانید کرد، اگر راست می‌گویید مرگ را از جان خود دور کنید». من نیز به آنان می‌گویم: اگر نمی‌توانید مانند قسام قیام کنید، دست کم سکوت کنید!
ما در یعبد، خونخواه شیخ قسام هستیم. در آنجا حسین بن علي(ع) را داریم، در آنجا کربلا را داریم، در آنجا دانشگاه انسان‌سازی داریم، آموزگاران اصيل داریم، شهیدان بزرگ داریم.
ای منتقدان قدری توقف کنید. ای نشستگان برخیزید. برترین مرگ، یورش ستمدیده به ستمگر است. پست‌ترین زندگی، سازش با دشمن است. آیا اگر قسام شهید نمی‌شد، توده مردم این گونه به سوي خانه او راه‌پیمایی می‌کردند؟ پس از شهادت این شیخ شجاع، از میان ما چه کسی می‌تواند از دلیری سخنی بگوید؟ پس از اینکه خداوند جان قسام را خریداری کرد و او حیاتش را به خدا فروخت، چه کسی در میان ما می‌تواند درباره ایثار و فداکاری حرفی بزند؟ با شهادت قسام، زندگی بی‌ارزش و مردانگی خار و ذلیل شده است! در سرزمين فلسطين، تنها یعبد است که از میان تمامی این سرزمین، در برابر دشمنان قد برافراشته است!
اي مردم، بدانيد که حساب و کتاب ما با انگلیسی‌ها سنگین شده است. از اولین روزی که به سرزمین ما یورش آوردند، به طور یکجا و نقد بهای اشغال ميهنمان را می‌پردازیم! فجایع پی در پی گریبان‌گیرمان شده است، درد و رنج‌های نوزده‌ساله، پیکرمان را فرسایش داده است. آیا وقت تسویه حساب با انگلیسی‌ها نرسیده است؟
به کشورمان شبیخون زدند و آن را پراكنده ساختند. با شیوه‌های پلید و استعمارگرانه‌، اشغال وطنمان را قانونی جلوه دادند. هنگامی که با حقایق انکارناپذیر مواجه شدند، به منطق فریب روي آوردند. انگليسي‌ها گفتند: توانمندي مردم فلسطین، در گرو پذیرش وضع موجود است! به غیرت و پایمردی‌مان یورش آوردند! با وضع مقررات آموزشی، جوانان را از استخدام در ارتش و آموزش نظامی محروم کردند. فرزندانمان، مانند پیکرهای بی‌جان پرورش یافتند! هنگامی که نسل ایستاده حاضر بمیرد، بعید نیست که میهن خار و ذلیل ‌شود. جوانان فلسطيني که مردانه در جنگ‌های یمن، شناق قلعه و کانال سوئز شركت داشتند، اكنون خار و ذليل شده‌اند!   
 
شهید شیخ عزالدین قسام، پایه‌گذار مبارزات مسلحانه با انگلیس و صهیونیسم در فلسطین
شهید شیخ عزالدین قسام، پایه‌گذار مبارزات مسلحانه با انگلیس و صهیونیسم در فلسطین
 
حضار محترم، در صدر اسلام، در جنگ یرموک، هنگامی که جنگجویان به جان هم افتادند، سرها از بدن‌ها جدا شدند، سوارکاران پیش از بزدلان از میدان جنگ گریختند و شرایط را تیره و تار ساختند. در همان لحظات، نوجوانی به سمت مادرش آمد و به او گفت: «مادرم این شمشیر کوتاه است، شمشیر بلندتری می‌خواهم». می‌دانید پاسخ مادر چه بود؟ مادر به فرزندش گفت: «اگر چند قدم پیشروی کنی، شمشیرت بزرگ‌تر می‌شود!». به مادر دیگری گفتند که فرزندت شهید شده است. مادر فریاد کشید: «به برادرش بگویید جانشین او شود و با دشمن بجنگد». ملاحظه کنید که چه تفاوتی بین گذشته و حالِ ما وجود دارد. امروزه مسائل معمولی گذشته را معجزه می‌خوانیم. انگلیسی‌ها روح شجاعت، فداکاری، اخلاق و غیرت ما را از بین بردند! آن‌گاه می‌گویند: وارد کشوری شده‌اند که جمعیت آن را زنان تشکیل می‌دهند! منظورشان اين است كه در اين سرزمين مرد وجود ندارد!
حضار محترم، استعمارگران انگلیسی، زمام امور میهن را به دست فئودال‌های منطق‌گرا سپرده‌اند! آنها دایه دلسوزتر از مادر هستند؛ بیش از انگلیسی‌ها، انگلیسی هستند. زمین‌خواران بزرگ، شما را به راه ترس و بزدلی رهنمون ساخته‌اند؛ آنان با سازشکاران همدست شده‌اند. به مردم می‌گویند: اگر منطق‌گرایان نبودند، رویدادهای ناگواری در اين سرزمين اتفاق می‌افتاد! ولی من به شما بگویم که نور خورشید طلوع کرده و شب فریب و شعبده‌بازی سپری گشته است. تشکیل ارتش و بسیج همگانی آغاز شده است. علاقه‌مندان می‌توانند به این ارتش بپیوندند و کسانی که می‌خواهند همنشین و هم‌نوای انگلیسی‌ها باشند، در جبهه هم آنان باقی بمانند.
حضار محترم، انگلیسی‌ها قیمومیت خود را بر میهنمان، پنج سال دیگر تمدید کرده‌اند. شما جز یهودی کردن میهن و به بندگی کشیدن مردم، چه انتظار دیگری دارید؟ بیایید انگلیسی‌ها را بازخواست کنیم. این میهن به ما تعلق دارد و ما صاحبان این مرز و بوم هستیم. تعیین تکلیف و سرنوشت این سرزمین، ربطی به انگلیسی‌ها و یهودیان ندارد.
نشستگان بي‌تفاوت و ناتوان می‌گویند: در برابر انبوه امکانات و تجهیزات نظامی انگلیسی‌ها، چه کاری از دست شما ساخته است؟ به آنان می‌گویم: مسیری را می‌پیماییم که کشورهای ایرلند، مصر، هند و آمریکا قبل از استقلال پیمودند. پیمودن این راه شایسته‌تر از آن است که مانند گله‌های سرگردان طعمه درندگان شویم.
چندي پيش، كتابی از یک نویسنده خارجی درباره حسین بن علی(ع) مطالعه می‌کردم. نویسنده چنين نوشته بود: «حسین بن علی(ع) از قیام کربلا انتظار نداشت که بر دشمنان خود به پیروزی برسد، به همین دلیل زنان، کودکان، سوارکاران بنی‌هاشم و یاران را همراه خود به کربلا آورد. حسین بن علی(ع) قصد داشت با قربانی کردن خود، سرزمین حجاز را تکان دهد و سرزمین توحید را به قیام همگانی فراخواند، تا مردم كاخ حکومت بیدادگر را ویران کنند...». به عقیده من، قیام شهیدِ یعبد نیز این‌گونه بوده است. شیخ شهید نمی‌خواست با پنجاه تن از یاران خود، در برابر دویست تن از نظامیان انگلیسی به پیروزی برسد. او درصدد بود اندیشه شهادت را احیا کند. آرزو داشت مردم در یک قیام همگانی این سرزمین را آزاد کنند. ما با شیخ عزالدین القسام عهد می‌بندیم تا رهرو راه او و مبلغ مکتب شهادت و آزادی‌خواهی او باشيم...».
 


پرونده شهید شیخ عزالدین قسام
 
  https://iichs.ir/vdchw6ni.23n-xdftt2.html
iichs.ir/vdchw6ni.23n-xdftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما