چگونه یک تمدن توانست از ابزارِ «کشاورزی» برای مهارِ اقوام مهاجم استفاده کند و سپس با همان روحیه، «نظم صوفیانه» را به دورترین نقاط جهان اسلامی صادر کند؟ اگر نظم در ایران همواره محصولِ ایدههای بومی بوده، چرا در قرن بیستم تحت سایه استعمار، این سامان از هم گسیخت؟ پاسخ این پرسش در مفهوم جدیدی نهفته است که اکنون از ایران به جهان صادر میشود: «مقاومت»







