ایده‌های ایرانیان برای نظم و سامان منطقه؛

مقاومت؛ ایده‌ای برای نظم

چگونه یک تمدن توانست از ابزارِ «کشاورزی» برای مهارِ اقوام مهاجم استفاده کند و سپس با همان روحیه، «نظم صوفیانه» را به دورترین نقاط جهان اسلامی صادر کند؟ اگر نظم در ایران همواره محصولِ ایده‌های بومی بوده، چرا در قرن بیستم تحت سایه استعمار، این سامان از هم گسیخت؟ پاسخ این پرسش در مفهوم جدیدی نهفته است که اکنون از ایران به جهان صادر می‌شود: «مقاومت»

نظم کشاورزانه
مری ست‌تگاست(Mary Settegast) ، باستان‌شناس حوزه خاورمیانه، در کتاب «آن‌گاه که زردشت سخت گفت» به مسئله مهمی درباره ایرانیان اشاره می‌کند: اینکه آنها چطور کشاورزی، رشد و گسترش آن را در منطقه به مثابه ابزاری جهت کنترل هجوم به ایران به‌کار گرفتند. او حتی پا را فراتر می‌نهد و نتیجه تعالیم زردشت در حمایت و قداست برزگری را در چنین مختصاتی صورت‌بندی می‌کند. ایرانیان با تعالیم زردشت و تأکید بر کشاورزی، اقوام مهاجم به ایران را تغییر دادند. با کشاورز شدن نیروهای بیگانه در همسایگی ایران، هجوم آنها به این سرزمین به‌شدت کاسته شد. به عبارت دیگر کشاورزی و رشد آن در منطقه و جهان محصول آموزه‌های ایرانیان بود و این راهبرد نه تنها ایران و منطقه بلکه جهان را تغییر داد. ایرانیان جهان را دگرگون کردند.
 
 نظم دیوان‌سالارانه
پس از عصر باستان و در دوران خلافت‌های اسلامی، این دیوان‌سالاری ایرانی بود که نظم دنیای اسلام به‌ویژه در قلمرو مرکزی و شرقی آن را سامان داد. محمدصادق سجادی در کتاب «وزارت و دیوان‌سالاری ایرانی در عصر اسلامی» این موضوع را به‌خوبی نمایان ساخته است. خاندان‌های ایرانیِ عهده‌دار وزارت در دوران خلافت وظیفه ایجاد چنین نظمی را برعهده داشتند که ریشه در دیوان‌سالاری دوران باستان داشت.
 
نظم صوفیانه
با فروپاشی خلافت به دست مغولان، نظم ایرانی منطقه صورت دیگری به خود گرفت. عرفان و تصوف، که از قرن‌ها پیش نزد ایرانیان سامان یافته بود، در این دوره سرعت گرفت. این‌بار اما نظم ایرانی محدود به قلمرو شرقی نبود، بلکه غربی‌ترین خطه‌های جهان اسلامی نیز میزبان پیر و مرشدان ایرانی بودند. «سفرنامه ابن بطوطه» گزارش‌های متعدد و متکثری از این نظم و شواهد گوناگون آن در خطه‌های مختلف جهان دارد.
 
نظم مقاومتی
در دوران معاصر اما سلطه استعمار جایی برای حضور و بروز نظم ایرانی در جهان اسلام و منطقه نگذاشت. کار به جایی رسید که نظم و سامان سیاسی در ایران نیز متکی به قدرت خارجی صورت گرفت. دولت‌های متأخر دوران قاجار و حکومت پهلوی محصول چنین دخالتی بودند. نهضت‌های مقاومت ایرانیان علیه استعمار نیز با وجود یارگیری از جهان اسلامی و ارتباط و مراوده با آنها ناکام ماند. بعد از کودتای انگلیسی ـ آمریکایی 28 مرداد 1332 خوف نابودی هویت ایرانیان برای همیشه وجود داشت. در چنین لحظه‌ای بود که نهضت اسلامی برای حفظ، بقا و تداوم هویت ایرانیان به ظهور رسید. انقلاب اسلامی محصول اراده ایرانیان علیه چنین وضعیتی است.
 
روح و نظم و سامان جدید ایرانیان برای نه تنها سرزمین خود بلکه منطقه و جهان از همین نقطه آغاز شد: مقاومت. ایده و نظم جدید ایرانیان برای منطقه بلکه جهان در روزگار کنونی مقاومت است. اکنون نزدیک به نیم‌قرن است که این نظم در حال بقا و گسترش است. مقاومت علیه سامان غربی و به طور خاص نظم آمریکایی ایده ایرانیان برای دوران جدید است. از زمان آغاز این ایده تا اکنون آمریکا و دولت‌های غربی به شیوه‌های گوناگون سعی در محدود و نابود کردن این نظم و ایده ایرانیان داشته‌اند. کار به رویارویی آتشین و جنگ نیز کشیده شد. مقاومت اما نه تنها زنده است، بلکه اکنون چند سال است که در سرزمین‌های غربی نیز یارگیری می‌کند. جنگ، مذاکره و توافق یا هر شیوه دیگری قادر نخواهد بود ایده ایرانیان برای نظم منطقه و جهان را نابود کند.
  https://iichs.ir/vdcepn8w.jh8ppi9bbj.html
iichs.ir/vdcepn8w.jh8ppi9bbj.html
نام شما
آدرس ايميل شما