۱۲ شهریور ۱۳۴۸؛ روزی که تهران، تلاقی تضادهای عجیبی بود. در یک اتاق، شاه ایران و نیکلای چائوشکو در حال گشودن فصلی جدید از روابط اقتصادی بودند و در اتاقی دیگر، مأموران ساواک با وسواسی عجیب، گزارش میدادند که بانو مرضیه در یک جشن عروسی چه گفته و آیا منظورش از تحسین خانواده بختیار، اشاره به تیمور بختیارِ وطنفروش بوده یا خیر! اما در خیابانها، تهران با چالشهای متفاوتی دست و پنجه نرم میکرد؛ از تخریب مغازهها برای باز کردن مسیر پارکوی تا دغدغه کارمندان دولت برای یکسانسازی حقوقها. از خشم آیتالله گلپایگانی در برابر سیاستهای محمدرضا پهلوی و اسرائیل تا رقابتهای سیاسی در حزب ایران نوین؛ این روزشمار، تکههایی از یک پازل است؛ پازلی از ترس، قدرت، مدرنیته و بوروکراسی در یکی از پیچیدهترین سالهای تاریخ معاصر ایران








