نگاهی به زندگی سیاسی شیخ محمد خیابانی؛

واعظ و رهبر نهضت آزادیستان

در سال ۱۲۹۹ش، در قلب تبریز، مردی با عبای روحانیت و اندیشه‌های مدرن، نام یک سرزمین جدید را فریاد می‌زد: «آزادیستان!»؛ سرزمینی که قرار بود در آن، نه تنها استبداد پایان یابد، بلکه زمین‌ها به دهقانان بازگردد، آب‌ها ملی شوند و آموزش برای همه ممکن شود. شیخ محمد خیابانی، مردی که هم فلسفه غرب را آموخته بود و هم فقه دینی را، نمی‌خواست تنها یک تغییر در حکومت ببیند؛ او به دنبال یک «انقلاب ساختاری» بود. از تلگراف‌های استراتژیک برای متوقف کردن وام‌های خارجی تا قیام شش‌ماهه‌ای که لرزه بر اندام قدرت انداخت، مسیر زندگی خیابانی، روایت جسورانه تلاش برای رسیدن به ایرانی دموکراتیک است؛ مسیری که با خون و شهادت در تبریز به پایان رسید
واعظ و رهبر نهضت آزادیستان
 

شیخ محمد خیابانی؛ از رؤیای «آزادیستان» تا شهادت در راه دموکراسی

 
 

تکوین یک شخصیت جامع؛ پیوند دین، فلسفه و علم

شیخ محمد خیابانی سال 1258ش در خامنه، آذربایجان شرقی، به دنیا آمد. پدرش حاجی عبدالحمید، در پتروفسک از شهرهای قفقاز به تجارت اشتغال داشت.[1] حاجی عبدالحمید، که برای رهایی از تعدیات خان خامنه مجبور به ترک دیار شده بود، پس از مدتی برای عیادت از مادر بیمارش به زادگاه خود آمد و دختری به نام زهرا را به عقد خود درآورد. شیخ محمد خیابانی حاصل این ازدواج بود.[2] محمد تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود گذراند، سپس به پتروفسک رفت و در تجارتخانه پدر به کار پرداخت.[3] وی در هفده‌سالگی به تشویق پدر، همراه کاروان‌های بازرگانی رهسپار استانبول شد و پس از مدتی اقامت در آنجا، به پتروفسک بازگشت و مطالعات خود را در زمینه ادبیات و فلسفه غرب و همچنین فلسفه داروین از سر گرفت. [4] او مدتی بعد به ایران بازگشت و در تبریز به تحصیل علوم دینی روی آورد و فقه و اصول را از حاجی میرزا ابوالحسن آقا انگجی فرا گرفت.[5] محمد برخلاف دیگر طلاب که به فراگیری فقه و اصول قناعت می‌کردند، ریاضیات و حکمت و طبیعیات و تاریخ و ادبیات را نیز آموخت و در اندک مدتی به مدارج بالای علمی نایل شد.[6] او در مدرسه طالبیه تبریز به تدریس پرداخت و پس از آنکه در مسجد کریم‌خان محله خیابان تبریز پیش‌نماز شد، تدریس را رها کرد. خیابانی چندی نیز پیش‌نماز مسجد جامع بود.[7]
 

استراتژیست مشروطه؛ مبارزه با استبداد صغیر

شیخ محمد خیابانی آذربایجان را مهد مشروطه می‌دانست. او در نهضت مشروطه از مبارزان صنف بزازان بود و در سخنرانی‌‎هایی که به صورت مداوم و مستمر در مسجد کریم‌خان ایراد می‌نمود، مردم را به پشتیبانی و حمایت از مشروطیت دعوت می‌کرد و با نطق‌‌های گیرای خود سهم مهمی در بالا بردن آگاهی مردم داشت.[8] پس از به توپ بستن مجلس، که اداره امور تبریز مختل شد، انجمنی برای سامان دادن امور برپا گردید.[9] شایستگی‌های علمی و سیاسی خیابانی و مجاهدت‌های وی در دوره استبداد صغیر و درگیری‌های تبریز، که باعث جلب توجه سران حزب اجتماعیون ـ عامیون شده بود، زمینه ورود خیابانی به این انجمن (یعنی انجمن ایالتی تبریز) را فراهم کرد. یکی از اقدامات مهم و اثرگذار خیابانی در زمان عضویت در انجمن ایالتی تبریز، مربوط به زمانی است که محمدعلی‌شاه قصد اخذ وام هنگفت از دول بیگانه را داشت تا از آن برای سرکوب و آزار و اذیت آزادی‌خواهان استفاده کند. این امر از نظر اعضای انجمن ایالتی دور نماند و به پیشنهاد خیابانی، طی تلگرافی این موضوع به مجلسین فرانسه گزارش داده شد و درنتیجه از اجرای این نقشه شوم ممانعت به عمل آمد.[10]
 
در همان زمان، اعضای انجمن ایالتی تبریز پس از ناامید شدن از همراهی عین‌الدوله ــ فرمانده نیروهای اعزامی محمدعلی‌شاه ــ با مشروطه‌خواهان، با تنظیم لایحه‌ای، با عین‌الدوله اتمام حجت کردند. این لایحه را خیابانی همراه سه تن دیگر نزد عین‌الدوله بردند و با وی مذاکره کردند که نتیجه‌ای حاصل نشد.[11]

متن جایگزین عکس: شیخ محمد خیابانی، سیدحسن تقی‌زاده، محمدعلی بادامچی، سیدحسین عدالت، احمد قزوینی، حسین واعظ، علی دوافروش، مهدی کوزه‌کنانی و...
محفلی از پیشتازان تبریزی مشروطیت. شیخ محمد خیابانی (نفر پنجم از راست، که در درون دایره جای گرفته) در تصویر دیده می‌شود 
 

در مسیر دموکراسی؛ از مجلس دوم تا فرقه دموکرات

پس از فتح تهران و تشکیل مجلس دوم، خیابانی به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در پی اولتیماتوم روسیه به دولت ایران در 1289ش، وی در مخالفت با آن در مجلس سخنرانی کرد. خیابانی پس از آنکه دولت صمصام‌السلطنه اولتیماتوم را پذیرفت و مجلس را بست، به مخالفت خود ادامه داد و در پی دستگیری نمایندگان مخالف راهی قفقاز شد و چندی را در پتروفسک گذراند.[12] با بازگشت او به تبریز[13] و پس از انقلاب 1917م روسیه، زمینه برای فعالیت‌های سیاسی آزادی‌خواهان فراهم شد؛ ازهمین‌رو خیابانی در کمیته ایالتی آذربایجان فرقه دموکرات ایران، فعالیت خود را از سر گرفت و روزنامه «تجدد» با مدیریت او در سال 1295ش منتشر شد.[14]
 
 
برای درک عمیق‌تر از ایمان و آرمان‌های شیخ خیابانی و اینکه چرا قدرت‌های استعماری از حضور او هراس داشتند، این گفت‌وگوی ویژه را از دست ندهید:
«ایمان و آرمان زنده‌یاد شیخ محمد خیابانی، در آینه یک بازخوانی» در گفت‌وشنود با قاسم تبریزی

 
 
 
سال 1295ش، اجلاس ایالتی فرقه دموکرات در تبریز برگزار گردید که در آن با تأکید بر «لاینفک بودن آذربایجان از ایران»، خیابانی به رهبری فرقه برگزیده شد. این اجلاس با انتخاب کمیته‌های ایالتی و صدور قطعنامه‌هایی درباره مسائل عمده کشور و تعیین خط مشی فرقه پایان یافت.[15] خیابانی اگرچه در مجلس دوم در جناح نمایندگان فرقه دموکرات ایران بود[16] در مواردی اعلام کرد که رسما عضو هیچ فرقه‌ای نیست و روش مشخصی در پیشبرد اندیشه‌های خود دارد، ولی با چپ‌گرایان مجلس هم‌رأی و در ماجرای التیماتوم روسیه، عضو تشکیلات فرقه دموکرات بود.[17]
 
 
آیا تلاش برای ایجاد «آزادیستان» به معنای جدایی از ایران بود یا یک مدل جدید از هم‌زیستی ملی؟ برای پاسخ به این پرسش جنجالی، تحلیل جامع ما را بخوانید:
آیا نهضت آزادیستان با هدف تجزیه ایران انجام شد؟
 
 
 
کمیته ایالتی آذربایجان فرقه دموکرات ایران، که خیابانی به رهبری آن برگزیده شده بود، شعبه‌ای از فرقه دموکرات ایران به‌شمار می‌آمد، ولی چون کمیته مرکزی تهران هنوز تشکیل نشده بود، می‌توانست در صورت لزوم با سازمان‌های نقاط دیگر ایران ارتباط برقرار کند.[18] این کمیته در جریان اختلافات دموکرات‌های تهران و گرد آمدن آنها در دو تشکیلات رقیب تشکیلی و ضد تشکیلی،[19] عملا مستقل باقی ماند. کمیته ایالتی به‌تدریج بر دامنه فعالیت‌های خود افزود و به انحای مختلف، دولت را برای اعمال اصلاحات اساسی زیر فشار گذاشت؛ چنان‌که اعتراض دموکرات‌ها به رهبری خیابانی به ترکیب دولت عین‌الدوله، از علل عمده سقوط سریع دولت او بود؛[20] همچنین دموکرات‌های آذربایجان به رهبری خیابانی از روی کار آمدن دولت مستوفی‌الممالک استقبال کردند. پس از اشغال تبریز از سوی نیروهای عثمانی در جنگ جهانی اول، فعالیت کمیته با مانع جدی مواجه شد. عثمانی‌ها برای رشد و توسعه جمعیت اتحاد اسلام، که در تبریز تشکیل داده بودند، کمیته را زیر فشار قرار دادند و حتی خیابانی را با دو تن از یارانش دستگیر و به ارومیه و سپس قارص تبعید کردند که بازگشت آنها به تبریز تا 1297ش طول کشید.[21]
 

ظهور «آزادیستان»؛ مدل مدیریتی و اجتماعی قیام خیابانی

با عقب‌نشینی عثمانی‌ها از آذربایجان، دموکرات‌ها دست به کار تجدید سازمان فرقه شدند. خیابانی به تبریز بازگشت و رهبری دموکرات‌ها را به‌دست گرفت. دموکرات‌ها از همان ایام به دو دسته تقسیم شدند: «تجددیون» به رهبری خیابانی و «تنقیدیون» که به شیوه خیابانی انتقاد داشتند به رهبری زین‌العابدین کاظم‌زاده.[22] در همان زمان که دولت وثوق‌الدوله بر سر کار بود و احساسات عمومی و ملی بر ضد قرارداد 1919 برانگیخته شده بود، دموکرات‌های تبریز به رهبری خیابانی در فروردین 1299ش قیام کردند. اقدامات تضییقی وثوق‌الدوله بر دموکرات‌های تبریز، که پس از انتخاب آنها به نمایندگی مجلس، از مشارکت مؤثر آنها در مجلس بر ضد دولت و قراداد 1919 نگران بود، از علل عمده قیام خیابانی به‌شمار می‌آمد.[23] سه روز پس از درگرفتن قیام علیه قرارداد انگلیسی 1919، «هیئت‌مدیره اجتماعات» دموکرات‌ها در بیانیه‌ای به زبان‌های فارسی و فرانسه ضمن اشاره به «قیام آزادی‌خواهان شهر تبریز» در برابر «اقدامات ضد مشروطیت» حکومت، برنامه آزادی‌خواهان را برقرار داشتن آسایش عمومی و از قوه به فعل درآوردن نظام مشروطیت اعلام کرد.[24] بنا به پیشنهاد اسماعیل امیرخیزی، از اعضای فرقه دموکرات، چون آذربایجان برای تحقق آزادی خون‌ها داده بود و همواره طلایه‌دار نهضت‌های آزادی‌خواهانه در ایران بود، نام «آزادیستان» بر این ایالت گذاشته شد.[25]
 
خیابانی پس از آن در نطق‌های روزانه در «صحن تجدد» اصول کلی و اهداف قیام را به طور پراکنده و گاه سربسته برای هواخواهان خود بازگو می‌کرد. این اهداف عبارت بودند از: حفظ دستاوردهای نهضت مشروطیت و اجرای کامل اصول قانون اساسی، تأمین استقلال و آزادی و امنیت، برقراری عدالت و مساوات، اصلاحات اساسی اداری، تصفیه ادارات از عناصر ناباب، سپردن کارهای ملت به اشخاص صالح، تأسیس حکومتی مبتنی بر اصول دموکراسی و تلاش برای پیشرفت و تعالی کشور. خیابانی همچنین بر استقلال قیام از قوای بیگانه تأکید داشت و استفاده از نیروهای  خارجی را به‌شدت نفی می‌کرد.[26]
 
طی قیام خیابانی که شش ماه طول کشید، برای انجام اصلاحات اساسی در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تلاش شد که برخی از آنها چنین بود: لغو انواع مالیات‌ها و فقط به رسمیت شناختن مالیات بر درآمد، واگذاری رایگان زمین‌های خالصه به دهقانان، ملی کردن آب‌ها، تشکیل انجمن جمعیت نشر معارف به منظور باسواد کردن کودکان و نوجوانان، تأسیس مدارس جدید، احداث کارخانه، ایجاد سازمان‌های عام‌المنفعه چون دارالعجز و دارالمساکین و خانه تربیت، ایجاد شالوده نظمیه و ژاندارمری به سبک جدید، تأسیس بانک کشاورزی و ملی، برگزاری انتخابات ایالتی و ولایتی و انتشار مجله ادبی «آزادیستان».[27]
 
 
رؤیاهای بزرگ شیخ خیابانی برای تغییر ساختارهای اقتصادی، درست مانند موجی بود که با شدت آغاز شد، اما هرگز به ساحل موفقیت نرسید. تحلیل دلایل این شکست را اینجا بخوانید:
قیام شیخ محمد خیابانی، موجی که به ساحل نرسید!

 
 
 

تراژدی پایان؛ از مذاکره تا سرکوب

پس از روی کار آمدن دولت میرزا حسن مشیرالدوله، مذاکره با خیابانی آغاز شد که طی آن دولت با تأکید بر موقوف‌الاجرا ماندن قرارداد 1919 و آزادی مطبوعات، وعده داد مجلس شورای ملی، که خیابانی با پنج دموکرات دیگر به نمایندگی آن انتخاب شده بودند، هر چه زودتر افتتاح شود،[28] ولی وعده‌های آشتی‌جویانه دولت، خیابانی را به ترک قیام وا نداشت؛ ازاین‌رو مخبرالسلطنه، از وزیران کابینه مشیرالدوله، به سمت والی آذربایجان منصوب شد تا امور را فیصله دهد. خیابانی گمان نمی‌برد مخبرالسلطنه بر ضد وی به اسلحه متوسل شود، اما مخبرالسلطنه به تهیه قوا مشغول شد و سرانجام قیام را به یاری قزاق‌ها سرکوب کرد و خیابانی نیز پس از کشف مخفیگاهش به شهادت رسید.[29]
 
از دو ازدواج خیابانی چهار پسر و دو دختر به جا ماند.[30] به گفته نوه وی، فرامرز خیابانی اصل، چند ماه پس از کشته شدن خیابانی در 1298ش، خانواده‌ او به تهران مهاجرت کردند و پیکرش را که به طور موقت در گورستان امامزاده حمزه تبریز دفن شده بود، به تهران منتقل کردند و در صحن حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپردند.[31]
 
جنبش خیابانی در دوره‌ای بحرانی از تاریخ ایران و مقارن با استقرار نظام شوروی و ورود بلشویک‌ها به قفقاز و تهدید مرزهای ایران از سوی آنها و نیز تحمیل قرارداد 1919 به دولت دست‌نشانده وثوق‌الدوله به منظور پر کردن خلأ ناشی از عقب‌نشینی نیروهای روسی از شمال ایران و جلوگیری از نفوذ ارتش سرخ به وقوع پیوست.[32] دودستگی و نبود وحدت در کادر رهبری دموکرات‌ها و اختلاف خیابانی با دو دسته رادیکال و اصلاح‌طلب، جدی نگرفتن نیروی قزاق‌، و خلع سلاح نکردن آنها، فقدان نیروی نظامی قوی و متشکل، ارتباط برقرار نکردن با جنبش‌های میرزا کوچک‌خان و تنگستانی‌ها و محدود کردن قیام به تبریز از علل شکست قیام خیابانی بود.[33]
 
 
اگر می‌خواهید بدانید شباهت‌های فکری شیخ خیابانی و میرزا کوچک‌خان در چه چیزهایی بود و چرا هر دو در نهایت با شکست مواجه شدند، این سه تحلیل تخصصی ما را دنبال کنید:
 

 
بررسی شاخصه‌های فکری و اجرایی دو رهبر انقلابی
 
 

تلاش برای احیای خواسته‌های ملی-مذهبی مشروطه
 
 

 
دو روی سکه استعمارستیزی
 
 
 
  پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. محمدعلی بادامچی، «شیخ محمد خیابانی» در شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی، برلین، ایرانشهر، 1304، ص 23.
[2]. سیدهادی خسروشاهی، نهضت آزادیستان و شیخ محمد خیابانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1389، صص 21-22.
[3]. محمدعلی بادامچی، همان، ص 23.
[4]. عبدالحسین ناهیدی آذر، جنبش آزادیستان شیخ محمد خیابانی: انقلاب سوم مشروطیت، تبریز، 1379، ص 22.
[5]. محمدعلی بادامچی، همان، ص 23.
[6]. همان‌جا.
[7]. همان، ص 24.
[8]. عبدالحسین ناهیدی آذر، همان، صص 37-38.
[9]. اسماعیل امیرخیزی، قیام آذربایجان و ستارخان، تبریز، کتاب فروشی تهران ـ تبریز، 1339، ص 137.
[10]. عبدالحسین ناهیدی آذر، همان، صص 196-197.
[11]. اسماعیل امیرخیزی، همان، صص 164-166.
[12]. محمدعلی بادامچی، همان، ص 26.
[13]. علی آذری، قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، تهران، بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه، 1354، ص 104.
[14]. محمد صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 2، اصفهان، کمال، 1364، ص 105.
[15]. تجدد، سال 1، ش 35، ذیقعده 1335، صص 1-2.
[16]. محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، تهران، امیرکبیر، 1363، ص 49.
[17]. محمدعلی بادامچی، همان، ص 25.
[18]. تجدد، سال 1، ش 35، ذیقعده 1335، ص 2.
[19]. محمدتقی بهار، همان، ص 27.
[20]. مهدی داودی، عین‌الدوله و رژیم مشروطه، تهران، امیرکبیر، 1357، صص 256-261.
[21]. محمدعلی بادامچی، همان، صص 30-31.
[22]. احمد کسروی، قیام شیخ محمد خیابانی، تهران، مرکز، 1376، صص 125-133.
[23]. علی آذری، همان، صص 163-164.
[24]. تجدد، ش 45، س 4، 1338، ص 2.
[25]. علی‌اصغر شمیم، ایران در زمان سلطنت قاجار، تهران، مدبر، 1393، صص 434-435.
[26]. محمد خیابانی، نطق‌های شیخ محمد خیابانی، گردآوری بهرام خیابانی، تهران، علمی، 1337، صص 76، 74، 85، 110، 101.
[27]. عبدالحسین ناهیدی آذر، همان، صص 230- 231.
[28]. عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من، ج 3، تهران، زوار، 1388، ص 128.
[29]. محمدعلی بادامچی، همان، صص 35-39.
[30]. همان، ص 39.
[31]. رحیم رئیس‌نیا، دانشنامه جهان اسلام، ج 16، 1402، ص 537.
[32]. مهرداد بهار، درباره قیام ژاندارمری خراسان به رهبری کلنل محمدتقی‌خان پسیان، تهران، 1369، صص 22-34.
[33]. عبدالحسین ناهیدی آذر، همان، صص 291- 295.
 
https://iichs.ir/vdcft1d0.w6dvjagiiw.html
iichs.ir/vdcft1d0.w6dvjagiiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما