تصور کنید روشنفکری را که روزی در صفوف مجاهدان حزب دموکرات تبریز برای آزادی میجنگید و با لباس مبدل از میان تزارها فرار میکرد، سالها بعد در مجلس سنا بنشیند و با لبخندی درباری، پیشنهاد دهد که شاه را «آریامهر» بنامند! صادق رضازاده شفق، یکی از سمبلهای این تناقضات جریان روشنفکری است؛ مردی که دانش ادبی و فلسفیاش را نه برای رهایی انسانها، بلکه برای بازسازی یک «افسانه باستانی» در خدمت یک نظام آمرانه بهکار گرفت. او پلی بود که روشنفکری مشروطه را به استبداد پهلوی متصل کرد











