8 مرداد ۱۳۴۸

وقایع ۸ مرداد ۱۳۴۸؛ اسناد ساواک، سخنرانی هویدا، فتوای آیت‌الله حکیم و حوادث روز
۸ مرداد سال ۱۳۴۸، روزی بود که ایران در چندین جهان موازی زندگی می‌کرد. در جهان اول، دیپلمات‌های ایرانی در سوئیس تلاش می‌کردند شکوه هنر ایران را به زبان‌های مختلف به دنیا معرفی کنند. در جهان دوم، شهبانو فرح در مصاحبه‌ای صریح، از تملق‌های توخالی و ترافیک تهران گلایه می‌کرد. در جهان سوم، پرویز هویدا با اطمینان از «امنیت و آرامش کامل» کشور، از دانشجویان می‌خواست سربازانی مطلع باشند، اما در لایه‌های پنهان، در یک مسجد در بهشهر، صدای اعتراض به نبودِ یک کارخانه ذوب‌آهن بلند بود و در کراچی پاکستان، دانشجویی جوان در اعتراض به جنایات رژیم بعث، خود را به آتش کشید. در این مطلب، تمام ابعاد این روز تاریخی را از اسناد محرمانه ساواک تا اخبار رسمی روزنامه‌ها بازخوانی می‌کنیم
8 مرداد ۱۳۴۸
 

وقایع ۸ مرداد ۱۳۴۸؛ اسناد ساواک، سخنرانی هویدا، فتوای آیت‌الله حکیم و حوادث روز

 
دیپلماسی فرهنگی؛ ویترین هنر ایران در سوئیس

تلاش برای انتشار کتاب «گنجینه‌های هنری ایران» در مجموعه جهانی مؤسسه اسکیرا

سفارت ایران در سوئیس در گزارشی به وزارت امور خارجه از فراهم شدن مقدمات انتشار کتابی درباره گنجینه‌های هنری ایران در مجموعه مشهور «گنجینه‌های دنیا» خبر داد و خواستار تسریع در صدور مجوزهای لازم برای اجرای این طرح شد.
بر اساس نامه حسینعلی لقمان ادهم، سفیر ایران در سوئیس، مؤسسه معتبر انتشاراتی اسکیرا (SKIRA) که مرکز آن در ژنو قرار دارد، پس از مذاکرات انجام‌شده با سفارت ایران، آمادگی خود را برای اختصاص یک جلد از مجموعه بین‌المللی «گنجینه‌های دنیا» "Les Tresors du mond " به آثار و میراث هنری ایران با عنوان «گنجینه‌های ایران» "Tresors de IRAN" اعلام کرده است.
در این گزارش آمده است که مجموعه یادشده تاکنون کتاب‌هایی درباره هنر اسپانیا، آمریکا، مصر، ترکیه، واتیکان و ونیز منتشر کرده و هر عنوان آن با تیراژی دست‌کم ۲۵ هزار نسخه و به پنج زبان مختلف به چاپ رسیده است. هر جلد نیز به طور متوسط شامل ۱۲۰ تصویر از آثار هنری است که حدود ۹۰ تصویر آن به صورت رنگی منتشر می‌شود.
سفارت ایران همچنین اعلام کرد که ایو ریوی‌یر (Yves Riviere)، مسئول این پروژه، خواستار دریافت موافقت رسمی دولت ایران شده و قصد دارد اوایل سپتامبر ۱۹۶۹ همراه با یک عکاس و تجهیزات لازم به ایران سفر کند تا از آثار تاریخی و هنری منتخب عکاسی کند. فهرست آثار و اماکن مورد نظر نیز برای بررسی به وزارت امور خارجه ارسال شده است.
در این نامه با اشاره به حمایت‌های فرح پهلوی از فعالیت‌های فرهنگی و هنری، از مسئولان خواسته شده است هرچه سریع‌تر مجوزهای لازم را صادر کنند تا از این فرصت برای معرفی میراث فرهنگی ایران در سطح بین‌المللی استفاده شود.
سفیر ایران همچنین پیشنهاد کرده است در قبال همکاری دولت ایران، از مؤسسه اسکیرا خواسته شود مجموعه فیلم‌های نگاتیو عکس‌های تهیه‌شده را بدون دریافت هزینه در اختیار وزارت فرهنگ و هنر قرار دهد تا بعدها در فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی مورد استفاده قرار گیرد.
در پایان این گزارش تأکید شده است که در صورت تسریع در انجام هماهنگی‌ها، امکان انتشار کتاب هم‌زمان با برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بنیان شاهنشاهی ایران فراهم خواهد شد؛ اقدامی که به اعتقاد سفارت، بدون تحمیل هزینه‌ای به دولت، می‌توانست یکی از مهم‌ترین آثار معرفی‌کننده هنر و میراث فرهنگی ایران را در سطح جهان منتشر کند.[1]
 

خداحافظی سفیر ترکیه با اردشیر زاهدی

سفیر ترکیه در دربار شاهنشاهی، که مدت مأموریتش در تهران به پایان رسیده است، ساعت 13 امروز در کاخ وزارت امور خارجه با آقای اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه، ملاقات و خداحافظی کرد.
در این ملاقات آقای زاهدی یک قطعه نشان همایون درجه یک از سوی شاه به سفیر ترکیه تقدیم کرد.[2]
 

صدای مخالفان؛ از دل مسجد بهشهر تا گزارش‌های ساواک

«دیگران به ماه می‌روند و ما یک کارخانه ذوب آهن نداریم»!

ساواک در گزارشی از برگزاری یکی از جلسات هفتگی «انجمن جوانان مسلمان بهشهر» در مسجد نصیرخان خبر داد؛ نشستی که علاوه بر برنامه‌های مذهبی، برخی سخنرانان در آن به مسائل فرهنگی، اجتماعی و وضعیت علمی و صنعتی کشور نیز پرداختند.
بر اساس این گزارش، جلسه عصر ۳ مرداد ۱۳۴۸ با حضور جمعی از روحانیان، فرهنگیان و جوانان برگزار شد و با تلاوت قرآن آغاز گردید. در ادامه، مقالات و پرسش‌های دینی درباره موضوعاتی همچون مرگ، نماز مسافر و احکام وضو مطرح و به آنها پاسخ داده شد.
در بخش دیگری از برنامه، مسابقه‌ای با موضوع مأموریت آپولو ۱۱ و سفر فضانوردان آمریکایی به ماه برگزار شد و پرسش‌هایی درباره مدت سفر، میزان نمونه‌برداری از خاک ماه و تجهیزات باقی‌مانده بر سطح ماه از حاضران پرسیده شد. منبع ساواک در ارزیابی خود، طرح چنین موضوعی را در این جلسه «بی‌مناسبت» دانسته است.
یکی از سخنرانان نیز جوانان را به حضور در جلسات مذهبی فراخواند و تأکید کرد که استعدادها و نعمت‌های الهی باید در مسیر صحیح به کار گرفته شود، نه در «کاباره‌ها، جلسات قمار، سینما و شب‌نشینی‌ها».
بر اساس گزارش ساواک، حسین فرشتیان، دبیر ساکن مشهد، در سخنان خود با اشاره به موضوع ظهور امام عصر(عج) و جایگاه قرآن، از عقب‌ماندگی صنعتی ایران انتقاد کرد و اظهار داشت: متأسفم که چرا مملکت مسلمان ایران با اینکه قرآن در بین ما حکومت می‌کند عقب‌افتاده‌ترین ممالک مترقی است که حتی یک کارخانه ذوب‌آهن نداریم در صورتی که آمریکا و شوروی به کره ماه رفته‌اند و استعمارگرها بین ما و قرآن تفرقه انداختند... در اروپا بین مسلمین و عیسویان در قرون وسطی جنگی پدید آمد و عیسویان از این جنگ، که به جنگ صلیبی معروف بود، شکست خوردند و کشیش آنها خطاب به مسیحیان گفت: می‌دانید چرا مسلمین پیروز شدند علتش آن است که کتابی به نام قرآن دارند و به آن متکی هستند؛ لذا هجده ماده طرح کردند که تعدادی از آنها بدین قرار بود «بایستی بین مسلمانان تفرقه انداخت، بانک‌های بسیاری باز نموده و به مسلمین وام‌هایی دادند، زن‌ها را در کارهای اجتماعی وارد کردند».
در پایان جلسه، حاج شیخ محمد شاهرودی درباره جایگاه امام زمان(عج) و عظمت قرآن سخنرانی کرد و مراسم پس از دو ساعت به پایان رسید.
در ارزیابی پایانی، مأمور ساواک ضمن تأیید گزارش منبع، خواندن اشعاری از نشریه «نجات نسل جوان» را «تا حدی زننده» توصیف کرد، اما تصریح نمود که سیدمصطفی مصطفوی برخلاف گمان اولیه، فاقد سابقه سوء امنیتی است. این گزارش همچنین از غیبت حسن شریعتی، از اعضای فعال انجمن، به دلیل سفر به مشهد برای شرکت در مراسم سوگواری ایام فاطمیه خبر داده است.[3]
 

انتقاد از تملق و ترافیک تهران!

انتقادهای فرح از دستگاه‌های دولتی و مردم: ما از تملق و تظاهر خسته‌ شده‌ایم!

جراید امروز کشور نوشتند: علیاحضرت شهبانو بار دیگر ضمن نکوهش تملق‌گویی به نام‌گذاری خیابان‌ها به نام اعضای خاندان سلطنت اشاره کردند و اظهار داشتند که ما از این نوع کارها خسته شده‌ایم. علیاحضرت شهبانو، که مطالب مهمی در مصاحبه خویش با مدیر یکی از مجلات تهران عنوان کرده‌اند، از مشکل ترافیک تهران تا هماهنگی دستگاه‌های دولتی و لزوم توجه به امر آموزش و پرورش سخن گفتند.
 

تملق

سوال: علیاحضرتا! چندی پیش بیاناتی درباره تظاهر و مضرات تملق نسبت به خاندان سلطنتی ایراد فرمودید، آیا علیاحضرت فکر می‌کنند که این روش خاتمه خواهد یافت و آیا علیاحضرت تغییراتی در رفتار و گفتار مقامات رسمی و مردم پس از بیانات اخیرشان مشاهده فرموده‌اند؟
پاسخ: در مورد سؤالی که کردید باید بگویم که مقصود من از تظاهر، البته در درجه اول تظاهر نسبت به خانواده سلطنتی بود، ولی به طور کلی این تظاهر تنها نسبت به خانواده سلطنتی نیست، بلکه نسبت به کسانی که در رأس امور هستند نیز مشاهده می‌شود. البته تظاهر تملق‌آمیز نسبت به هر کس باشد ناراحت‌کننده است و باید سعی کرد که موجبات و عوامل این عادت را در اجتماع از بین برد و مسلما این کاری نیست که با دستور و قانون و یا امروز و فردا عملی شود. پیدایش این وضع علل مختلف اجتماعی، آموزشی و حتی سیاسی دارد که از سال‌ها و شاید قرن‌ها پیش باقی مانده است.
ممکن است تصور شود که در انتخاب اشخاص برای مقامات، تظاهر به تملق مؤثر است. پس اگر در انتخاب اشخاص برای کارها ملاک عمل شایستگی باشد و آن کسی که تشویق و تقدیر می‌شود واقعا شایسته تشویق باشد، در از بین بردن تظاهر به چاپلوسی تأثیر خواهد داشت.
 

از بس بیمارستان، خیابان و پارک به نام ما کرده‌اند خسته شده‌ایم!

من این مطلب را سال‌ها است که به طور سربسته در پیام‌هایی که به علل مختلف فرستاده‌ام گوشزد کرده‌ام. وقتی از کردار نیک، پندار نیک و گفتار نیک سخن به میان آوردم، مقصودم همین بوده است که آنچه جز این سه کلمه است تظاهر و چاپلوسی است. یکی از جنبه‌های تظاهر که من همیشه می‌خواستم بگویم و شاید برای بعضی‌ها جنبه تظاهر نداشته باشد، نام‌گذاری مکان‌های مختلف به نام اعضای خانواده سلطنتی است. این واقعا برای ما ناراحت‌کننده است. از بس که بیمارستان و خیابان و پارک به نام ما نام‌گذاری شده، برای خود ما خسته‌کننده شده است. من نمی‌خواهم مردم فکر کنند که ما از این کارها خوشمان می‌آید.
متأسفانه بعضی وقت‌ها مردم فکر می‌کنند که صدایشان به گوش ما نمی‌رسد، ولی می‌بینیم که صدای آنها بیشتر به ما می‌رسد و این صدای ماست که کمتر به آنها می‌رسد.
 

مشکلات شهری

مردم وقتی می‌بینند نزدیک کاخ اعلیحضرت هم همین وضع است یک خرده دلشان خوش می‌شود. در اینجا مسئله مدیریت و برنامه‌ریزی مطرح است. ما آن‌قدر پول نداریم که دور بریزیم و هر چند کیلومتر جاده‌ای را که آسفالت می‌کنیم دوباره فردا خرابش کنیم و از بین ببریم. یا مسئله ترافیک تهران مشکلی شده که همه از آن ناراحت هستند. ما کارهایی بزرگ‌تر از این در مملکت انجام داده‌ایم چرا نباید این کار انجام شود؟
 

ولیعهد در کاخ درس میخواند که تظاهر نشود!

سوال: ممکن است علیاحضرت بفرمایند چه نقشه و برنامه‌ای برای تربیت و پرورش والاحضرت ولیعهد و سایر فرزندانتان دارید؟
پاسخ: راجع به بچه‌ها همان طور که قبلا هم گفتم عجالتا در مدرسه‌ای در خود کاخ مشغول تحصیل هستند. در این مدرسه ۲۰ الی ۲۵ نفر دیگر هم هستند و ما سعی کردیم که محیط کاملا طبیعی باشد و هیچ اختلافی بین بچه‌های من و بچه‌های دیگر که به مدرسه می‌آیند نباشد. البته من خیلی بیشتر دلم می‌خواست که بچه‌ها می‌توانستند به یکی از مدارس عمومی بروند و اگر این عملی نشد، به دلیل ترس از همین تظاهرات بود؛ زیرا اگر ولیعهد در یک مدرسه عادی مشغول تحصیل می‌شد مطمئنا آموزگاران، شاگردان و کارکنان مدرسه آن‌قدر احترامات خارج از حد می‌کردند که بچه هفت یا هشت ساله که هنوز شخصیت اخلاقی کامل و ثابتی پیدا نکرده عوض می‌شد. این تغییر، وضع عادی نبوده و چه بسا می‌تواند عامل غیرسالمی در تربیت اولیه باشد و ما ترجیح دادیم که بچه را آن طور که می‌بایست تربیت کنیم و به مدرسه‌ای بفرستیم که زیر نظر خودمان باشد تا روزی که بزرگ‌تر شود و شخصیت خودش را پیدا کند.[4]
 

ویترین قدرت؛ ادعای پیشرفت و امنیت در کلام هویدا

هویدا: هر ایرانی باید یک سرباز مطلع باشد تا برای دفاع از مملکت و آب و خاک خود جانبازی نماید

صبح امروز آقای هویدا، نخست‌وزیر، از اردوی خدمت نظام حین تحصیل سه‌هزار دانشجوی دانشگاه‌ها و مدارس عالی در لشکرک بازدید کرد.
در این مراسم آقایان ریاضی، رئیس مجلس شورای ملی، رهنما وزیر علوم و آموزش عالی، پرتو وزیر دادگستری، ستوده وزیر پست و تلگراف، عصار معاون نخست‌وزیر، تیمسار سرلشکر سعادتمند رئیس روابط عمومی ستاد بزرگ ارتشتاران، و چند تن از سناتورها و نمایندگان مجلسین شرکت داشتند. آقای نخست‌وزیر در معیّت تیمسار سپهبد مین‌باشیان، فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی، با هلیکوپتر و وزرا و مدعوین نیز با اتومبیل وارد محوطه اردوگاه شدند.
در خاتمه بازدید، آقای هویدا خطاب به دانشجویان گفت: برای من و همکارانم فرصتی بود که ساعتی از این اردوگاه بازدید به عمل بیاوریم. وقتی وضع زندگی شما را در این اردو با ۲۵ سال قبل که خودم افتخار دانشجویی دانشکده افسری را داشتم مقایسه می‌کنم مشاهده می‌کنم همان طور که در کلیه سطوح مملکت پیشرفت‌هایی حاصل شده، در این قسمت پیشرفت‌ها و گسترش زیادی دیده می‌شود. امروز فرمانده شما به من گزارش داد که روح سلحشوری و دیسیپلین نظامی و روحیه قوی در شما وجود دارد. جای بسی خوش‌وقتی است که شما ضمن تحصیل، آمادگی روحی و جسمی برای شرکت در یک وظیفه ملی که دفاع از مملکتتان می‌باشد پیدا می‌کنید. و باید هر ایرانی یک سرباز مطلع باشد تا بتواند همیشه برای دفاع از مملکت جانبازی نماید.
نخست‌وزیر اشاره به زمان خدمت خود کرد و گفت: آن زمان کشور ما در اشغال نیروی بیگانه بود، ولی شما بحمدالله خدمت خود را زمانی شروع می‌کنید که کشور در امنیت و آرامش کامل در حال توسعه و رشد است. ارتش با قدرت و سربلندی حافظ امنیت بوده و هیچ بیگانه‌ای جرئت دخالت در کار ما را ندارد. زمان شما زمان ترقی و توسعه است. شما این روزها وقتی به رادیو گوش می‌دهید و یا جرائد را مطالعه می‌کنید، می‌شنوید و می‌خوانید که همه جای دنیا صحبت از جنگ، فقر و ناراحتی است جز ایران که هر روز قدم جدیدی در راه توسعه و افزایش ثروت ملی خود برمی‌دارد. زمان شما زمانی است که مملکت با آرامش برنامه‌های عمرانی و اقتصادی خود را دنبال می‌کند. پس از این آقای نخست‌وزیر از چند نقطه دیگر بازدید به عمل آورد و مقارن ساعت 10 صبح اردوگاه را ترک نمود.[5]
 

جهان اسلام در شعله‌ها؛ اعتراض به رژیم بعث عراق

دانشجوی پاکستانی خود را آتش زد

خبرگزاری‌های خارجی روز سه‌شنبه از «کراچی» گزارش دادند: یک دانشجوی پاکستانی در این شهر به عنوان اعتراض علیه رفتار خشن و بی‌احترامی رژیم عراق نسبت به حضرت آیت‌الله حکیم و دیگر رهبران مذهب اسلام و همچنین هتک حرمت اماکن مقدسه اسلامی خود را آتش زد. این دانشجو محمد عباسی نام دارد که بلافاصله بعد از حادثه او را به بیمارستان منتقل کردند و دکترهای معالج اعلام نمودند حال او وخیم است.
این حادثه در میتینگ بزرگی روی داد که رهبران برجسته اسلامی در آن شرکت کردند و به‌شدت رژیم بعثی عراق را به خاطر رفتار زشت آنان نسبت به رهبران مذهبی در عراق مورد نکوهش قرار دادند. در این میتینگ آقایان نواب‌زاده نصرالله‌خان و مولانا احتشام‌الحق رژیم عراق را به خاطر تفرقه‌اندازی در میان مردم عراق و سست کردن اساس اسلام متهم کردند. در این میتینگ که با شرکت صد تن از طبقات مختلف مردم و گروهی از سرشناسان پاکستانی برپا گردیده بود، نواب‌زاده گفت: مظالم دولت عراق نسبت به رهبران دینی و دانشجویان و شعائر اسلامی را نمی‌توان یک مسئله داخلی عراق تلقی کرد، این امر به کلیه جوامع اسلامی و بشریت ارتباط پیدا می‌کند. ناطق بعدی از دولت پاکستان خواست که با استفاده از نفوذ خود از دولت عراق بخواهد به این مظالم و روش‌های ضدانسانی و اسلامی پایان دهد.[6]
 

متن فتوای حضرت آیت‌الله حکیم

جراید امروز کشور متن فتوای آیت الله العظمی حکیم را به شرح زیر منتشر کردند:‌ تجاوز بعثی‌های ملحد و کافر در دین مبین اسلام و هتک حرمت علمای دین موجب برانگیختن و تجدید زخم‌های قدیمی که مصیبت‌های گذشته را به‌وجود آورده بود گردید و این اعمال مورد تنفر کلیه مسلمانان شد.
اصرار دولت غاصب بعثی در پیروی از سیاست همیشگی خود، توسل به رفتارهای وحشیانه و به کار بردن روش‌های شکنجه قرون وسطائی و پر کردن زندان‌ها از مسلمانان و اخیرا پیروی از سیاست الحاد و کفر مخالفین دین، بهترین دلیل عجز آن دولت ظالم است در اداره امور کشور. لازم است که حکومت ظالم و جبار بعث بداند که تاریخ، اعمال غیرانسانی و منکر دین آنان را ثبت خواهد کرد و ملل اسلامی جرائم این دسته ظالم را علی‌رغم مرور زمان فراموش نخواهد کرد.
از خداوند متعال و از کرامت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه مسئلت داریم به مصیبت و غم و اندوه ملت مسلمان عراق خاتمه دهد.
سیدمحسن طباطبائی حکیم[7]
 

اخبار اداری

تصمیمات جدید کمیسیون حج: امسال زائرانی که برای اولین بار به حج می‌روند حق تقدم خواهند داشت

اولین جلسه کمیسیون حج امسال امروز در وزارت کشور با شرکت وزیر کشور و اعضای کمیسیون تشکیل شد. در این جلسه تصمیماتی در جهت تأمین رفاه زائران اتخاذ گردید.
در سال جاری کلیه موجبات کار و حرکت آماده خواهد شد و برای حرکت زائران یک ماه پیش از پرواز، کنترل کار حمله‌داران و مقررات دقیق تصویب و اجرا می‌شود.
در سال جاری کسانی که برای بار اول به سفر حج می‌روند حق تقدم خواهند داشت و در صورت عدم موفقیت افراد و زائران در زمینه سفر، نام آنها برای سال بعد ذخیره و حق تقدم آنان محفوظ خواهد ماند.[8]
 

دستور مطالعه برای تغییر قانون انتخابات انجمن شهر صادر شد

وزیر کشور به آقای دکتر عاملی، رئیس اداره انتخابات وزارت کشور، دستور داد تا جلسه بررسی و تهیه مقدمات تغییر قانون انتخابات انجمن‌های شهر را فراهم نماید.
بر اساس این دستور از طرف اداره نام‌برده نمایندگان احزاب، اساتید حقوق دانشگاه تهران و کارشناسان وزارت کشور برای تغییر مواد قانون دعوت به تشکیل جلسه شدند و طی این جلسات قانون جدیدی تدوین خواهند کرد.[9]
 

نقشه جامع تهران مورد بررسی قرار گرفت

شورای عالی شهرسازی در جلسه دیروز خود بار دیگر در مورد نقشه جامع تهران مذاکراتی انجام داد.
تصور می‌رود که ظرف هفته آینده بزرگ‌ترین طرح شهرسازی پایتخت به تصویب این شورا برسد.
یکی از مواردی که باعث تسریع در تصویب طرح جامع تهران شده، موضوع پیاده کردن زمین‌های طرشت و فرحزاد است. این زمین‌ها را برای مبادله با زمین‌هایی که در محدوده نوسازی عباس‌آباد واقع شده است در نظر گرفته‌اند و بایستی مساحی و نقشه‌برداری و تقسیم آن به قطعات مختلف بر اساس طرح جامع تهران انجام شود.
برای نقشه‌برداری و آماده کردن زمین‌های طرشت و فرحزاد جهت مبادله با زمین‌های واقع در محدوده نوسازی عباس‌آباد مهلت سه‌ماهه‌ای تعیین شده است و این مهلت در 20 شهریورماه پایان می‌یابد و باید تا این تاریخ تکلیف زمین‌های طرشت و فرحزاد روشن شود و همین امر باعث شده که طرح جامع تهران هر چه زودتر آماده تصویب شود تا بر اساس خطوط کلی که در این طرح در نظر گرفته شده تقسیم این زمین‌ها را امکان‌پذیر نماید.[10]
 

طرح جدید تعرفه گمرکی تقدیم دولت می‌شود

طرح جدید تعرفه گمرکی که باید آن را طرح اولیه دانست در شصت ماده و بیش از پنجاه تبصره آماده شده و برای اظهار نظر به سازمان‌های دولتی و اتاق‌های بازرگانی و صنایع و معادن ارسال شده است. به موازات بررسی و اظهار نظر مؤسسات هر هفته کمیسیونی با حضور وزیر دارایی این طرح را مورد بررسی و تجدید نظر قرار می‌دهد.
در جلسه رسیدگی هفته اخیر طرح مزبور تغییراتی کرد و احتمال داده می‌شود تا تنظیم نهایی تغییرات دیگری در آن به‌وجود آید. اتاق بازرگانی تهران روز شنبه طرح را در یک کمیسیون خاص مورد بررسی قرار می‌دهد و نظرات خود را به وزارت دارایی ارسال می‌دارد. در طرح جدید تعرفه گمرکی کوشش شده است مشکلات ناشی از قانون فعلی به کلی رفع گردد و مقدار زیادی از کالاها که در حال حاضر بر اساس وزن، حقوق گمرک و عوارض از
آنها وصول می‌شود به موجب طرح جدید بر اساس ارزش دریافت شود.
همچنین طبق این طرح سیاست‌های گمرکی خاصی پیش‌بینی می‌شود که گمرک می‌تواند با استفاده از آنها امکانات بیشتری برای جلوگیری از واردات قاچاق پیدا نماید.
اظهار نظر بخش خصوصی که طرف دائمی گمرک محسوب می‌شود بسیاری از مشکلات مزبور را روشن‌تر خواهد نمود. این طرح حداکثر تا ماه آینده آماده بررسی هیئت دولت خواهد شد. پیش‌بینی می‌شود لایحه جدید تعرفه گمرکی یکی از لوایح اولیه دولت باشد که بعد از گشایش مجلسین بلافاصله تقدیم خواهد گردید.[11]
 

اخطار به مالکین اراضی کشاورزی

مالکین اراضی کشاورزی، که شق تقسیم را بر اساس قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر قبول کرده‌اند، یک‌سال مهلت دارند تا به دفاتر اسناد رسمی مراجعه نموده و اسناد مربوطه را امضا کنند. تاکنون ۱۸۲ هزار و ۸۴ نفر از مالکین موافقت خود را با شق تقسیم اعلام داشته‌اند که از این عده ۸۰ هزار و ۵۲۱ نفر به وظایف قانونی خود عمل نکرده‌اند.
این مطلب را آقای ولیان، وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی، در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام داشت. وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی اضافه کرد: تاکنون تعداد ۱۸۲ هزار و ۸۴ نفر از مالکین مشمول این قانون تقاضای تقسیم ملک را به نسبت بهره مالکانه به ادارات اصلاحات ارضی مناطق مختلف اعلام داشته‌اند. وزیر اصلاحات ارضی اضافه کرد: در عین حال تعداد ۲۳ هزار و ۳۸۸ نفر از مالکین نیز تقاضای فروش ملک را به زارعین مستأجر نموده‌اند.
 

وظایف

آقای ولیان گفت: وزارت اصلاحات ارضی در اجرای وظایف قانونی خود اقداماتی انجام داده که به طور خلاصه عبارت است از: آن دسته از مالکینی که تقاضای تقسیم ملک خود را کرده‌اند در صورتی که بر اساس میزان مالکیت در هر ده اکثریت داشته باشند مکلف‌اند که املاک مورد اجاره را به زارع، ظرف مدت یک‌سال از تاریخ 2 تیرماه سال 13۴۸ تا آخر وقت اداری 2 تیرماه سال 13۴۹ ضمن تماس مستقیم با زارعین، نسبت به تقسیم ملک با یکدیگر توافق نمایند و صورت جلسه توافق تقسیم ملک را جهت صدور اسناد انتقال رسمی به ادارات اصلاحات ارضی محل تسلیم کنند.
و در صورتی که این قبیل مالکین موفق نشوند یا نتوانند در ظرف مهلت یک‌سال مقرر با زارعین مربوط برای تقسیم ملک توافق کنند مکلف خواهند بود در فرصت پانزده روز پس از خاتمه مهلت یک‌ساله مراتب عدم توافق خود را با زارعین مربوطه و دلایل آن را به ادارات اصلاحات ارضی محل اطلاع دهند و در این‌صورت ادارات اصلاحات ارضی رأسا نسبت به تقسیم ملک بین مالک و زارع اقدام خواهد کرد. بدین ترتیب موجباتی فراهم می‌شود که آخرین قسمت از برنامه اصلاحات ارضی در این کشور هر چه زودتر خاتمه یابد.[12]
 

حوادث و تراژدی‌های روز

برای پیدا کردن هواپیمای گمشده مردان قورباغه‌ای به دریا می‌روند

پیدا شدن رگه‌های روغنی بر روی قسمتی از دریای مازندران جویندگان هواپیمای گمشده را به این فکر انداخته که احتمالا هواپیمای مهندس پالانچیان در دریا سقوط کرده است. به دنبال این حدس علاوه بر گروه‌هایی که در کلاردشت جست‌وجو می‌کنند، جست‌وجو در دریا نیز آغاز شد.
در حالی که بیش از 110 ساعت از ناپدید شدن هواپیمای شخصی مهندس پالانچیان که خلبانی آن را نیز شخصا به عهده داشت می‌گذرد، مقامات اداره کل هواپیمایی کشوری همچنان سرگرم تجسس هستند، ولی تاکنون اثری از هواپیما و سرنشینان آن آقایان مهندس لئون پالانچیان و عبدالمجید بختیار، نماینده اردل در مجلس شورای ملی، به‌دست نیامده است.
در مورد گم شدن این هواپیما از طرف مقامات مسئول هواپیمایی کشوری سه نظر ابراز گردید: در دریا سقوط کرد، ناگزیر به فرود اجباری در نواحی نامعلوم گردید، در تاریکی شب به کوه اصابت کرد؛ و گفته شد اگر در دریا سقوط کند پس از مدتی رگه‌های روغن و بنزین هواپیما می‌تواند راهنمای پیدا شدن هواپیمای گمشده باشد. در صورت دوم باید همچنان به تجسس نقاط کوهستانی و سواحل دریای مازندران پرداخت، ولی اگر به کوه اصابت کند و در نواحی کوهستانی دوردست سقوط نمایند با توجه به وسعت مناطق کوهستانی مازندران و گیلان پیدا کردن هواپیمای گمشده خیلی مشکل به نظر می‌رسد و باید مأمورین و هواپیماهای گشتی مدت‌ها سرگرم تفحص باشند.
 

امیدوارند

مسئولین هواپیمایی کشوری و سازمان بررسی‌های زمین‌شناسی با توجه به پیدا شدن رگه‌های روغن بر روی آب‌های دریای مازندران امیدوارند هواپیمای گمشده ظرف ۲۴ ساعت آینده پیدا شود؛ زیرا علاوه بر این نشانی، هواپیماهای نیروی هوایی شاهنشاهی از بامداد دیروز پرواز اکتشافی خود را بر فراز دریای مازندران آغاز کردند و در حال حاضر علاوه بر هواپیمایی کشوری و سازمان بررسی زمین‌شناسی، نیروی هوایی شاهنشاهی و ژاندارمری کل کشور نیز برای پیدا شدن هواپیمای گم‌شده تلاش دارند.[13]
 

در مرز تایباد: یک توریست به علت حمله به ژاندارم‌ها کشته شد

خبرنگار «اطلاعات» در مرز تایباد واقع در استان خراسان گزارش می‌دهد چند روز قبل یک دسته توریست در این منطقه از افغانستان وارد کشور می‌شوند و چون برای پیشگیری وبا مرزهای کشور تحت کنترل است مأموران مرزی از توریست‌ها برگ تلقیح واکسن ضد وبا مطالبه می‌کنند و چون توریست‌ها برگ تلقیح نداشتند و حاضر به تلقیح اجباری نمی‌شوند بین آنان و مأموران مرزی مشاجره روی می‌دهد و توریست‌ها به مأمورین ژاندارم حمله می‌کنند و آنها ناچار تیراندازی می‌کنند؛ در نتیجه یکی از توریست‌های خارجی مورد اصابت گلوله قرار گرفته کشته می‌شود.[14]
 
صفحه اول روزنامه اطلاعات، 8 مرداد 1348
 

پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. بزم اهریمن؛ جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی، ج 3، ص 78.
[2]. پیغام امروز، 8 مرداد 1348، ص ۸.
[3]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ استان مازندران، کتاب یک، ص 55.
[4]. اطلاعات، 8 مرداد 1348، صص 1 و 4؛ پیغام امروز، ۸ مرداد ۱۳۴۸، صص ۱ و ۵؛ این مصاحبه فرح دیبا را اگر در متن ساختار سیاسی و اداری ایران در سال ۱۳۴۸ و نه صرفا بر اساس متن آن بررسی کنیم، با یک تناقض مهم روبه‌رو می‌شویم: تشخیص مسئله تا حد زیادی درست است، اما تحلیل علل و امکان حل آن با واقعیت نظام سیاسی پهلوی سازگار نیست.
این مصاحبه را می‌توان در چند محور مورد بررسی قرار داد؛
 
1. تشخیص درست، اما نادیده گرفتن منشأ اصلی مشکل
در بخش نخست مصاحبه، فرح دیبا از تملق، چاپلوسی و تظاهر انتقاد می‌کند و حتی می‌گوید: «تظاهر نسبت به کسانی که در رأس امور نیز مشاهده می‌شود».
این جمله به خودی خود، اعتراف مهمی است؛ زیرا نشان می‌دهد در بالاترین سطوح حکومت نیز فرهنگ چاپلوسی وجود داشته است.
اما بلافاصله علت این وضعیت را به:
ـ فرهنگ اجتماعی،
ـ تربیت خانوادگی،
ـ آموزش مدارس،
 ـ سنت‌های چند صد ساله
نسبت می‌دهد.
این تحلیل از چند جهت محل نقد است.
در نظام سیاسی ایران آن زمان، ارتقای مدیران، استانداران، وزرا و حتی نمایندگان مجلس، بیش از آنکه محصول رقابت سیاسی یا نظارت عمومی باشد، به میزان اعتماد دربار و شخص شاه وابسته بود. در چنین ساختاری، طبیعی بود که بسیاری از مدیران برای حفظ موقعیت خود، وفاداری و ارادت خویش را بیش از توان مدیریتی به نمایش بگذارند.
بنابراین، چاپلوسی تنها یک «عادت فرهنگی» نبود، بلکه تا حد زیادی رفتاری عقلانی در یک ساختار متمرکز قدرت محسوب می‌شد.
اگر به خاطرات اسدالله علم در این راستا به دقت نگاه کنیم، موارد بی‌شماری از علاقه شخص شاه به تملق را خواهیم دید. به عنوان نمونه اسدالله علم در خاطرات ۲۴ فروردین ۱۳۵۳ می‌نویسد: «... سر شام شاه به یاد دوران کودکی‌اش افتاد. ظاهرا پیشکارش دکتر نفیسی، وقتی دو نفری در سوئیس بودند، هرگز به او اجازه نمی‌داد به اسکی یا شنا برود؛ در نتیجه فکر می‌کند ممکن است با نوعی عقده بزرگ شده باشد. به عقیده من، شاه هیچ نوع عقده‌ای ندارد، شاید به استثنای علاقه گاه به گاهش به تملق شنیدن. ما ایرانی‌ها آن‌قدر به بادمجان دور قاب‌چین‌ها عادت داریم که از دروغی که تحویلمان دهند خوشمان می‌آید.»
رک: اسدالله علم، گفتگوهای من با شاه (خاطرات محرمانه امیر اسدالله علم)، ج 2، تهران، طرح نو،‌ بهار 1371، ص 577.
 
اسدالله علم در خاطرات ۱۲ فروردین ۱۳۴۹ نیز می‌نویسد: علیا‌حضرت را از بیمارستان همراهی کردم. بعد از ناهار، ‌شرفیاب شدم و از جمله مسائل،‌ از ایشان پرسیدم: "اعلیحضرت اجازه می‌فرمایند نخست‌وزیر و وزیر خارجه را رسما توبیخ کنم؟ چون در محضر اعلیحضرت به‌هیچ‌وجه ادب و احترام لازم را به‌جا نمی‌آورند". پاسخ داد:‌ "از تربیت آمریکایی‌شان چه انتظار دیگری داری. مع‌هذا،‌ بهتر است به آنها یادآوری کنی که وظیفه‌شان چیست". جواب دادم: "ای کاش من هم مثل اعلیحضرت می‌توانستم گناه را به گردن تربیت آنها بگذارم. بنده تردید ندارم که آنها می‌خواهند به دیگران ثابت کنند چه افراد مهمی هستند". شاه خندید و گفت: "نه موافق نیستم،‌ ندیدی چطور وقتی با اردشیر دست می‌دهم،‌ جلوی من زانو می‌زند؟" عرض کردم: "این نوع ادای احترام، همان اندازه بد است که زیاده‌روی در جهت مخالفش. آخرین باری که در پاریس بودیم، اردشیر همین کاری را که فرمودید کرد و یکی از خبرنگاران فرانسوی از من پرسید: شاه ایران به عنوان رهبری اصلاح‌طلب و دموکرات شناخته شده، آن وقت چگونه می‌تواند تحمل کند که یکی از وزرایش در مقابل او این چنین زانو بزند و به خاک بیفتد. شاه اصلا‌ از این حرف خوشش نیامد و گفت: "حق بود به او می‌گفتی که اردشیر رعایت سنّت‌های ملی مملکت را می‌کند!» باورنکردنی است که تا چه حد تملق و چاپلوسی می‌تواند حتی باهوش‌ترین آدم‌ها را هم کور کند...»
رک: اسدالله علم، همان، ج 1، صص18ـ19.
 
2. تناقض میان سخن و ساختار حکومت
فرح می‌گوید: «اگر ملاک انتخاب اشخاص شایستگی باشد، چاپلوسی از بین خواهد رفت».
این گزاره از نظر نظری درست است، اما در سال ۱۳۴۸ نظام سیاسی ایران فاقد:
ـ انتخابات رقابتی،
ـ احزاب مستقل،
ـ رسانه آزاد،
ـ و سازوکار نظارت عمومی
بود.
در چنین شرایطی، شایسته‌سالاری صرفا به اراده رأس هرم قدرت وابسته بود.
 
به همین دلیل، حتی اگر شخص شاه یا فرح واقعا از چاپلوسی ناراضی بودند، ساختار اداری همچنان انگیزه کافی برای تملق تولید می‌کرد.
 
3. انتقاد از نام‌گذاری‌ها؛ اعترافی مهم اما ناکافی
شاید مهم‌ترین بخش مصاحبه این جمله باشد: «از بس بیمارستان و خیابان و پارک به نام ما کرده‌اند، خسته شده‌ایم».
از لحاظ تاریخی، این جمله اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد خود دربار نیز از افراط در شخصیت‌سازی آگاه بوده است، اما پرسش مهم این است:
چرا این روند متوقف نشد؟
واقعیت آن است که پیش از این مصاحبه نیز:
خیابان‌ها،
بلوارها،
بیمارستان‌ها،
ورزشگاه‌ها،
مدارس،
دانشگاه‌ها،
و حتی طرح‌های عمرانی
به نام شاه، فرح، ولیعهد یا دیگر اعضای خاندان پهلوی نام‌گذاری شده بودند. پس از انتشار این مصاحبه نیز این روند متوقف نشد و در سال‌های بعد نیز ادامه یافت؛ در نتیجه، اگرچه انتقاد فرح واقعی به نظر می‌رسد، اما به سیاست اجرایی تبدیل نشد.
 
4. مجسمه‌ها؛ تضاد میان گفتار و واقعیت
فرح نقل می‌کند که در شهری گفته است: «اعلیحضرت نمی‌خواهند مجسمه‌شان نصب شود مگر اینکه همه امور اجتماعی شهر کامل شده باشد»، اما بررسی وضعیت شهرهای ایران در دهه ۱۳۵۰ نشان می‌دهد که همچنان مجسمه‌های متعدد شاه در شهرهای مختلف نصب شد؛ حتی در شهرهایی که از نظر درمان، آموزش و خدمات شهری با مشکلات جدی روبه‌رو بودند.
این امر نشان می‌دهد که حتی اگر چنین توصیه‌ای مطرح شده باشد، یا ضمانت اجرایی نداشت یا دستگاه اداری خود را موظف به اجرای آن نمی‌دانست.
 
5. انتقاد از مدیریت شهری؛ اعترافی صریح
فرح درباره تهران می‌گوید: آسفالت دوباره کنده می‌شود. برنامه‌ریزی وجود ندارد. ترافیک مشکل اساسی است. پول هدر می‌رود.
این بخش از مصاحبه از نظر تاریخی ارزشمند است؛ زیرا انتقاد از ناکارآمدی مدیریت شهری را از زبان یکی از اعضای خاندان سلطنتی نشان می‌دهد، اما اینجا نیز پرسش اصلی باقی می‌ماند: شهرداری تهران، استانداری، وزارت آبادانی و مسکن و سایر نهادهای مسئول، همگی زیرمجموعه همان دولت بودند.
در نتیجه، انتقاد از مدیریت بدون اشاره به سازوکار پاسخگویی مدیران، بیشتر به بیان یک نارضایتی شباهت دارد تا نقد ساختاری.
 
6. «صدای مردم به ما می‌رسد»
فرح می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند صدایشان به گوش ما نمی‌رسد، ولی صدای آنها بیشتر به ما می‌رسد». این جمله از منظر تاریخی محل تأمل است.
 
در سال ۱۳۴۸:
ـ مطبوعات تحت نظارت شدید قرار داشتند.
ـ احزاب مخالف امکان فعالیت آزاد نداشتند.
ـ انتخابات رقابتی نبود.
ـ سازمان امنیت (ساواک) بر فعالیت‌های سیاسی نظارت گسترده داشت.
در چنین فضایی، امکان انتقال آزادانه نارضایتی‌های اجتماعی محدود بود؛ بنابراین، اگرچه دربار از طریق گزارش‌های اداری، ساواک، سفرهای استانی یا دیدارهای مردمی از بخشی از مشکلات آگاه می‌شد، اما این با وجود سازوکارهای نهادمند برای شنیده شدن صدای جامعه تفاوت داشت.
 
7. مهم‌ترین تناقض مصاحبه
بزرگ‌ترین ضعف این مصاحبه آن است که علت پدیده‌ای ساختاری، به عوامل فرهنگی تقلیل داده می‌شود.
فرح ریشه چاپلوسی را در:
ـ خانواده،
ـ مدرسه،
ـ و سنت‌های تاریخی
می‌بیند؛ در حالی که در علوم سیاسی معمولا تأکید می‌کنند که رفتار نخبگان اداری تا حد زیادی تابع ساختار توزیع قدرت، نظام انتصاب، میزان پاسخگویی و هزینه یا فایده رفتارهاست. هنگامی که ارتقا و بقای مدیران به رضایت رأس هرم قدرت وابسته باشد، تمایل به ابراز وفاداری و تملق افزایش می‌یابد؛ صرف‌نظر از پیشینه فرهنگی افراد.
 
8. چرا این مصاحبه تغییری ایجاد نکرد؟
از منظر تاریخی، اهمیت این مصاحبه بیشتر در اعتراف به وجود مشکلات است تا در پیامدهای آن.
روندهای بعدی نشان می‌دهد که:
ـ نام‌گذاری اماکن به نام خاندان سلطنتی ادامه یافت.
ـ فرهنگ شخصیت‌محوری در تبلیغات رسمی حفظ شد.
ـ نصب تصاویر و مجسمه‌های شاه در شهرهای مختلف ادامه پیدا کرد.
ـ رسانه‌های رسمی همچنان با ادبیات ستایش‌آمیز درباره شاه و خاندان سلطنتی می‌نوشتند.
ـ در سال‌های بعد، به‌ویژه هم‌زمان با برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و سپس تشکیل حزب رستاخیز، جلوه‌های نمادین ستایش از سلطنت نه‌تنها کاهش نیافت، بلکه در برخی عرصه‌ها پررنگ‌تر نیز شد.
این مصاحبه از این جهت سندی مهم است که نشان می‌دهد بخشی از نخبگان دربار، از جمله فرح پهلوی، دست‌کم در سطح گفتار، نسبت به گسترش تملق، نام‌گذاری‌های افراطی، شخصیت‌محوری و برخی ناکارآمدی‌های اداری آگاهی و انتقاد داشتند. با این حال، تحلیل ارائه‌شده در مصاحبه عمدتا ریشه مشکلات را در فرهنگ و تربیت عمومی جست‌وجو می‌کند و نقش ساختار سیاسی و اداری متمرکز را که خود مشوق چنین رفتارهایی بود، به‌طور جدی مورد بررسی قرار نمی‌دهد. از همین رو، میان محتوای انتقادی این سخنان و روندهای عملی حکومت در سال‌های بعد شکافی آشکار دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که نه فرهنگ تملق و شخصیت‌محوری کاهش یافت و نه سیاست‌های نمادین مورد انتقاد فرح، مانند نام‌گذاری گسترده اماکن یا ترویج جلوه‌های ستایش از خاندان سلطنتی، به شکل محسوسی دگرگون شد. این فاصله میان گفتار اصلاح‌طلبانه و تداوم رویه‌های اجرایی، مهم‌ترین نکته‌ای است که در ارزیابی تاریخی این مصاحبه باید مورد توجه قرار گیرد.
 
[5]. اطلاعات، 8 مرداد 1348، ص 4؛ پیغام امروز، ۸ مرداد ۱۳۴۸، صص ۱ و ۸؛ ادعای هویدا مبنی بر اینکه «همه جای دنیا صحبت از جنگ، فقر و ناراحتی است جز ایران» بیش از آنکه توصیفی عینی از وضعیت کشور باشد، بازتاب گفتمان تبلیغاتی حکومت پهلوی در اواخر دهه ۱۳۴۰ بود. اگرچه ایران در آن سال‌ها از رشد اقتصادی قابل توجهی برخوردار بود و در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه از ثبات بیشتری بهره می‌برد، اما این تصویر همه واقعیت را منعکس نمی‌کرد. در همان دوره، شکاف توسعه میان تهران و بسیاری از مناطق محروم، گسترش حاشیه‌نشینی بر اثر مهاجرت روستاییان، کمبود خدمات آموزشی و درمانی در نقاط مختلف کشور و نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی از مهم‌ترین چالش‌های توسعه ایران به‌شمار می‌آمد. از این رو، توصیف ایران به عنوان کشوری فارغ از فقر و مشکلات اجتماعی، بیش از آنکه تحلیلی واقع‌بینانه باشد، در راستای نمایش موفقیت برنامه‌های توسعه‌ای حکومت قرار داشت.
همچنین، توصیف ایران به عنوان کشوری برخوردار از «امنیت و آرامش کامل» نیز با واقعیت‌های سیاسی آن دوره انطباق کامل نداشت. هرچند ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای خاورمیانه از ثبات بیشتری برخوردار بود، اما این ثبات تنها محصول اقتدار ارتش نبود، بلکه با محدودیت فعالیت احزاب و گروه‌های سیاسی، کنترل شدید مطبوعات، نظارت گسترده سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) و محدود بودن امکان فعالیت آزاد مخالفان نیز ارتباط مستقیم داشت. افزون بر این، در همان سال‌ها هسته‌های اولیه گروه‌های مخالف حکومت، به‌ویژه در محیط‌های دانشگاهی، در حال شکل‌گیری بودند و چندی بعد به سازمان‌های مبارز مسلح تبدیل شدند. بنابراین، تعبیر «آرامش کامل» بیش از آنکه بیانگر تمامی ابعاد وضعیت سیاسی کشور باشد، بازتاب روایت رسمی حکومت از شرایط داخلی ایران بود.
مخاطبان این سخنرانی، دانشجویان شرکت‌کننده در اردوی «خدمت نظام حین تحصیل» بودند؛ اردوهایی که با هدف تقویت روحیه انضباط، آشنایی دانشجویان با آموزش‌های نظامی و ایجاد پیوند میان دانشگاه و ارتش برگزار می‌شد. با این حال، تحولات سال‌های بعد نشان داد که این سیاست نتوانست مانع گسترش گرایش‌های منتقد حکومت در میان بخشی از جامعه دانشگاهی شود. در فاصله کوتاهی پس از این سخنرانی، بسیاری از فعالان سیاسی و اعضای اولیه سازمان‌های چریکی مخالف حکومت از میان دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها برخاستند. از این منظر، سخنان هویدا درباره همسویی نسل دانشجو با اهداف و سیاست‌های حکومت، با روندهای سیاسی سال‌های بعد که دانشگاه‌ها را به یکی از مهم‌ترین کانون‌های اعتراض و فعالیت مخالفان تبدیل کرد، فاصله‌ای آشکار داشت.
[6]. اطلاعات، 8 مرداد 1348، صص 1 و 4؛ آیندگان، ۸ مرداد ۱۳۴۸، صص ۱ و ۱۲.
[7]. اطلاعات، 8 مرداد 1348، صص 1 و 4.
[8]. همان، ص 4. 
[9]. همان‌جا. 
[10]. همان، ص 16.
[11]. همان‌جا. 
[12]. اطلاعات، 8 مرداد 1348، ص 13؛ پیغام امروز، ۸ مرداد ۱۳۴۸، ص ۱.
[13]. اطلاعات، 8 مرداد 1348، صص 13 و 16. 
[14]. همان، ص 13.
 
https://iichs.ir/vdcjaoe8.uqemazsffu.html
iichs.ir/vdcjaoe8.uqemazsffu.html
نام شما
آدرس ايميل شما