سفری به اول مرداد سال ۱۳۴۸؛ روزی که ایران در تضادهای عجیبی میزیست. در حالی که در دفاتر دیپلماتیک، تلگرامهای تبریک برای امپراتور اتیوپی رد و بدل میشد و تهران آماده استقبال از فرمانده نیروی هوایی پاکستان بود، در گوشهای از شهر، زنان در کلاسهای آموزشی با مفهومی تکاندهنده به نام «گرسنگی مخفی» آشنا میشدند؛ گرسنگیای که نه از نبود غذا، که از نبود دانش تغذیه میآمد. در همین حال، در حاشیه جاده پهلوی، مالکان زمینها با شهرداری در جنگ بودند و در تالار مجلس، موریانهها سقف را میخوردند! از تعقیب و گریز خندهدار اما تلخ دامپزشکان در روستاهای کشور تا بحرانهای بهداشتی و شهری تهران؛ ۱ مرداد، بازتابی است از دنیایی که میان مدرنیته اداری و واقعیتهای اجتماعی در حال گذار بود










