روزشمار ۱۴ تیر ۱۳۴۸، تابلوی متناقضی از ایران در آستانه تحولات بزرگ است. در این روز، در حالی که والت روستو، اقتصاددان برجسته آمریکایی، ایران را در مسیر «بلوغ تکنولوژیک» می‌بیند و با مکزیک مقایسه می‌کند، و دولت پهلوی با دریافت اعتبارات کلان از رومانی و امضای قراردادهای ترانزیتی با افغانستان، در تلاش برای تثبیت جایگاه استراتژیک خود است، در قلب پایتخت، صدای هشدار بزرگی شنیده می‌شد: تهران در حال خفه شدن است. سرمقاله روزنامه اطلاعات در این روز، با نگاهی پیش‌بینانه، هشدار می‌دهد که مهاجرت بی‌رویه و تمرکز جمعیت، نه تنها پایتخت را به بحران می‌کشاند، بلکه ریشه تولید را در شهرستان‌ها می‌خشکاند. این گزارش، بازخوانی روزی است که در آن شکوه دیپلماسی جهانی، تئوری‌های رشد اقتصادی و استرس شهروندانی که با قیمت تخم‌مرغ و کندی آسفالت خیابان‌ها دست‌ و پنجه نرم می‌کردند، در یک قاب گره خورده بود
14 تیر ۱۳۴۸
  

بازخوانی روزی در تاریخ معاصر؛ تضاد میان دیپلماسی جهانی، اعتبارات میلیون دلاری و دغدغه‌های کف‌شهری پایتخت

 

 
 توسعه اجتماعی، بهداشت و نیروی کار

 



 

اردوی تعلیماتی جوانان شیر و خورشید

از بامداد فردا اردوی تعلیماتی جوانان شیر و خورشید سرخ استان تهران با شرکت بیش از ششصد نفر از جوانان شیر و خورشید سرخ نواحی یازده‌گانه تهران و حومه و شهرستان‌های استان مرکزی در اردوگاه رامسر تشکیل می‌گردد.
در این اردوها که مدت آن دو هفته است به ترتیب سیصد نفر از دختران و پسران عضو جمعیت جوانان شیر و خورشید سرخ استان مرکزی شرکت دارند.[1]
 

طرح تنظیم خانواده

بامداد امروز اولین جلسه کمیسیون اجرای طرح بهداشت و تنظیم خانواده در حوزه فعالیت شرکت‌های تعاونی روستایی با حضور وزرای بهداری، اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و سایر مسئولین امر تشکیل شد.
سخنگوی وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی اظهار داشت که این وزارتخانه با استفاده از امکانات و همکاری وزارت بهداری فعالیت‌های دامنه‌داری را در زمینه اجرای طرح بهداشت و تنظیم خانواده در حوزه فعالیت شرکت‌های تعاونی روستایی آغاز خواهد نمود.[2]
 
 

 تئوری‌های رشد و اقتصاد کلان

 

 

بازدید «روستو» از شرکت تعاونی روستایی

ساعت ۸ بامداد امروز آقای روستو، مشاور اسبق رئیس‌جمهور آمریکا و استاد دانشگاه تگزاس، با آقای ولیان، وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی، ملاقات و مذاکره نمود.
در این ملاقات در زمینه برنامه اصلاحات ارضی در ایران و اقداماتی که در این زمینه به عمل آمده است اطلاعات لازم در اختیار آقای روستو گذاشته شد.
در خاتمه این ملاقات آقای روستو همراه تنی چند از مسئولین امر در وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی جهت بازدید از نحوه فعالیت شرکت‌های تعاونی روستایی و خانه‌های فرهنگ روستایی به روستای جوقین شهریار عزیمت نمود.[3]
روزنامه «آیندگان» نیز نوشت: والت ویتمن روستو، اقتصاددان معروف آمریکایی و مشاور دو رئیس‌‎جمهوری اسبق آمریکا (جان کندی و لیندون جانسون)، در یک گفت‌وگوی اختصاصی مراحل رشد اقتصادی کشورهای پنج قاره جهان را برای خبرنگار «آیندگان» تشریح کرد و خاطرنشان ساخت که اجرای این مراحل در سراسر جهان به جز در منطقه عربی خاورمیانه (به علت عدم ثبات) امکان‌پذیر نیست یا حداقل اجرای آن بسیار مشکل است.
اقتصاددان آمریکایی، که معتقد بود ایران در مرحله حرکت برای بلوغ تکنولوژی است، خاطرنشان ساخت که کشورهای کمونیستی به علت محدودیت‌هایی که دارند از همین مرحله که ایران اکنون وارد آن شده است جلوتر نخواهند رفت؛ زیرا در «سیستم حکومتی» این کشورها «مسئله عصر فراوان توده‌ای» و «جست‌وجوی کیفیت» مفهوم و معنایی ندارد.
بر اساس همین گزارش روستو در هفته گذشته در سخنرانی خود در انجمن ایران آمریکا وضع اقتصادی ایران را تشریح کرد و ضمن تأیید اینکه «ایران بین بیست تا چهل سال آینده دوران بلوغ تکنولوژی خود را زیر پا خواهد گذاشت و به مرحله چهارم قدم می‌گذارد» گفته بود نفت و گاز ایران باید تبدیل به مواد پتروشیمی شود و از همه مهم‌تر مسئله نیروهای انسانی برای ایران مهم است که باید به‌سرعت برای پرورش و تربیت این نیرو اقدام کرد.
والت روستو در مصاحبه خود با آیندگان ضمن اظهار مجدد این مسائل ایران را از نظر درآمد و وضع اقتصادی و صنعتی با مکزیک مقایسه کرد و گفت: صرف نظر از میزان درآمدی که دو کشور دارند (ایران از طریق نفت و مکزیک از طریق ورود توریست) مراحل و زمینه‌های جهش اقتصادی و صنعتی دو کشور نیز با هم شباهت کامل دارند.[4]
 

رومانی صدمیلیون دلار اعتبار جدید به ایران می‌دهد

وزیر بازرگانی خارجی رومانی، که در رأس یک هیئت اقتصادی برای شرکت در پنجمین دور مذاکرات کمیسیون مشترک وزیران ایران و رومانی به تهران آمده بود، صبح دیروز تهران را ترک کرد.
در پایان مذاکرات کمیسیون مشترک، پروتکل مربوط به همکاری‌های اقتصادی، فنی و بازرگانی دو کشور به وسیله وزیر اقتصاد ایران و وزیر بازرگانی خارجی رومانی به امضا رسید.
به موجب این پروتکل دولت رومانی یکصدمیلیون دلار اعتبار تازه با بهره ۵/ ۲ درصد جهت اجرای طرح‌های مختلف تولیدی در اختیار دولت ایران می‌گذارد.[5]

 

میزان فروش محصولات نفتی

سخنگوی شرکت ملی نفت ایران اظهار داشت: میزان کل فروش انواع فرآورده‌های نفتی در داخل کشور در چهار ماه اول سال ۱۹۶۹ (از 10 دی‌ماه ۱۳۴۷ تا 10 اردیبهشت ۱۳۴۸) به ۳ میلیون و ۷۲ هزار و ۳۲۵ متر مکعب رسید.[6]
 

 

 حوادث، فرهنگ و زندگی روزمره

 

 

قیمت مرغ و تخم‌مرغ بالا رفت

روزنامه «اطلاعات» نوشت: برای جبران کمبود گوشت گاو، که به علت شیوع بیماری گاومیری کشتار آن متوقف شده، کشتار گوسفند و بز افزایش یافته و دکان‌های فروش گوشت گاو هم گوشت گوسفند می‌فروشند. کمبود گوشت گاو روی نرخ مرغ اثر گذاشته و قیمت مرغ و تخم‌مرغ بالا رفته است.[7]
 

آیت‌الله‌زاده اصفهانی «پناهنده سیاسی» به عراق

روزنامه «اطلاعات» نوشت: دکتر موسی آیت‌الله‌زاده اصفهانی، که اکنون از ایران فراری است و عمال حکومت بعثی عراق به او پناه داده‌اند، قبل از عزیمت و فرار از ایران معادل هشتصدهزار تومان به عناوین مختلف از اشخاص و مؤسسات کلاه‌برداری کرده است. مهم‌ترین رقم این کلاه‌برداری‌ها مبلغ 250هزار تومان از بانک ملی ایران و دیگری چک‌ها و سفته‌هایی است به مبلغ سیصدهزار تومان که ظهرنویس آن برای آنکه از زیر بار بدهی شانه خالی کند، با مراجعه به یکی از اطبای بیماری‌های روانی تقاضای گواهی جنون کرده است.
دکتر موسی آیت‌الله‌زاده از جمله دیگر کلاه‌برداران و شیادانی است که حکومت بعثی عراق به آنان پناه داده است. او عضوی از یک خانواده متدین و مسلمان بود که به اعتبار نام خانواده‌اش در تهران ثروت هنگفتی اندوخت و برای عیش و عشرت رهسپار اروپا شد و ایمانش را در کاباره‌های اروپا از دست داد و عضوی بی‌ایمان و ورشکسته به ایران بازگشت. پس از بازگشت به ایران برای اینکه بار دیگر پول فراوان به چنگ آورد و خود را به عشرتکده‌های اروپا برساند، بنای کلاه‌برداری و شیادی را آغاز کرد و از بیم مجازات به اروپا گریخت و از آنجا به مصر و سپس به عراق، یعنی پناهگاه این قبیل افراد، روی آورد و نام پناهنده سیاسی بر خود نهاد.
 

سؤال ما

از گردانندگان حزب بعث که به این عنصر کثیف و کلاه‌بردار و امثال او پناهندگی سیاسی می‌دهند باید پرسید آیا هیچ می‌دانند افرادی نظیر دکتر آیت‌الله‌زاده، که به وطن مألوف خود خیانت می‌کنند، به‌هیچ‌وجه قابل اعتماد نیستند؟ آیا می‌دانید پناه دادن به کلاه‌برداران و شیادانی نظیر آیت‌الله‌زاده ماهیت حکومت زور و ستمتان را بیش از پیش آشکارتر می‌سازد؟ آخر کسانی که از هیچ‌گونه خیانت و جنایتی نسبت به وطن و هم‌وطنان خود ابا نداشته‌اند، کسانی که به زادگاه یعنی سرزمین آبا و اجدادی خود خیانت ورزیده‌اند، چگونه خواهند توانست یاران وفاداری برای دستگاه شما باشند؟ آیا این اعمال ماهیت حکومت شما را بیش از پیش روشن نمی‌سازد؟![8]
 

«مسافرت به اروپا زیاد شده است»

روزنامه «اطلاعات» نوشت: عزیمت مسافران ایرانی به کشورهای خارج برای گذراندن تعطیلات تابستان در مناطق خوش آب‌وهوای اروپایی هر روز نسبت به روز گذشته افزایش می‌یابد و روزانه عده قابل توجهی به وسیله هواپیما و یا از راه زمین به خارج از کشور عزیمت می‌کنند.
از تاریخ اول تیرماه جاری کلیه پروازهای شرکت هواپیمایی ملی ایران با ظرفیت کامل انجام گردیده است و اغلب پروازها تا یک ماه دیگر «رزرو» شده است. هواپیمایی ملی همه هفته نُه پرواز به مقصد شهرهای مهم اروپا دارد و با هر پرواز حداقل 120 نفر رهسپار اروپا می‌شوند.[9]
 

مدیر کانون درگذشت

روزنامه «اطلاعات» نوشت: با کمال تأسف اطلاع یافتیم آقای حسین مطیعی تهرانی، مدیر روزنامه هفتگی کانون شعرا، درگذشته است.
مرحوم مطیعی از روزنامه‌نگاران قدیمی بود که در سال ۱۲۸۰ متولد شده و در سال ۱۳۰۴ مدیریت روزنامه «نسیم سحر» را به عهده گرفت. وی در سال ۱۳۱۲ مدیر روزنامه هفتگی «کانون شعرا» شد و از سال ۱۳۱۷ روزنامه یومیه کانون را منتشر ساخت. او صاحب تألیفاتی از جمله کتاب «اسرار خلقت» بود. از این مرد فاضل و دانشمند بیش از ده‌هزار بیت غزل و قصیده باقی مانده است.[10]
 

 

 کالبدشکافی بحران پایتخت

 

 

«عملیات آسفالت خیابان‌ها کُند است»

روزنامه «اطلاعات» نوشت: گزارش شهردار به فراکسیون حزب ایران نوین موجب شد که مسئله آسفالت خیابان‌های تهران یک بار دیگر برای مردم این شهر مسئله روز بشود و از همان عصر پریروز تلفن‌های متعددی از طرف مردم شد به این صورت که می‌گفتند از گزارش شهردار بوی ناامیدی می‌آید. ما مدت‌هاست که منتظریم آسفالت شروع شود، ولی از آن خبری نیست. ماحصل تلفن‌ها این بود که بعد از برف و یخبندان زمستان سال قبل، که تمام خیابان‌های تهران آسفالت آنها در هم ریخته بود، شهردار و انجمن شهر گفتند همین که هوا مساعد شود ابتدا اقدام به لکه‌گیری خواهیم کرد و در اوایل بهار هم آسفالت خیابان‌ها چه آسفالت اساسی و چه روکش شروع خواهیم نمود.
 

فرصت از دست رفته

مرحله اول را می‌توان تمام‌شده تلقی کرد اما نه «فورا» بلکه پس از چند ماه، از مرحله دوم هم هنوز خبری نیست. آخرین خبر از آسفالت گزارشی است که روز چهارشنبه شهردار تهران به فراکسیون حزب ایران نوین داد. شهردار در گزارش خود گفت: شصت‌هزار متر مربع لکه‌گیری آسفالت تمام شد، اما باید دو میلیون و یکصد هزار متر مربع آسفالت و روکش آسفالت بشود. در این گزارش گفته نشده کار را چه وقت شروع خواهند کرد. آیا فرصت اصلی از دست رفته یا هنوز باقی است؟ در حالی که شهرداری برای شصت‌هزار متر مربع لکه‌گیری چهار تا پنج ماه وقت صرف کرد، پس دو میلیون متر مربع آسفالت تا کی طول خواهد کشید؟
آقای احمدیان، یکی از خوانندگان روزنامه، در مورد کُندی عملیات تجدید آسفالت خیابان بلوار گفت: وقتی خواستند این خیابان را خراب کنند یک‌روزه کار را تمام کردند، ولی حالا که می‌خواهند آن را آباد کنند روزی دو، سه ساعت بیشتر کار انجام نمی‌شود. خیابان بلوار تنها راه ارتباطی ترافیک شمال غرب تهران به مرکز است، بیست روز است که این مسیر را بسته‌اند. به این ترتیب معلوم است که چه مشکلاتی متوجه مردم شده است.[11]
 

«امکانات محدود و مشکلات نامحدود و شهری به اسم تهران»

روزنامه «اطلاعات» نوشت: حزب ایران نوین از شهردار تهران دعوت کرده بود که در فراکسیون پارلمانی حزب حضور پیدا کند و درباره مسائل شهری گزارشی بدهد. این جلسه تشکیل شد و مذاکراتی صورت گرفت که قابل بررسی است.
میان مسائل مملکتی، مسائل خاص پایتخت فصل مهمی را تشکیل می‌دهد و هنوز هم با وجود آنکه تهران برای خودش انجمن شهر و شهرداری مستقل دارد، قسمتی از گرفتاری دولت مربوط است به تهران و مشکلات ویژه آن. چون به هر حال سه‌میلیون از نفوس کشور در تهران توطن گزیده‌اند و به‌علاوه تهران رفته‌رفته به صورت یک مرکز بین‌المللی و توریستی درآمده و تأمین حوائج و پاسخگویی به مشکلات و مسائل چنین شهری از عهده یک سازمان، ولو هر اندازه هم وسیع و برخوردار از امکانات و مقدورات باشد خارج است.
در سرمقاله شماره امروز «اطلاعات» بر موارد زیر تأکید شده است:
 

تهران مسئله‌ای ملی است، نه صرفا شهری

به بهانه حضور شهردار تهران در فراکسیون حزب ایران نوین، نویسنده تأکید می‌کند که مشکلات تهران دیگر تنها در حوزه شهرداری نیست و دولت نیز ناگزیر از مداخله و برنامه‌ریزی برای آن است. تهران با حدود سه‌میلیون نفر جمعیت، به دلیل نقش سیاسی، اداری و بین‌المللی خود، نیازمند امکاناتی فراتر از توان یک شهرداری است.
 

تصور نادرست درباره رفاه در تهران

بسیاری از مردم شهرستان‌ها، تهران را شهری برخوردار و مرفه می‌دانند و برای مهاجرت به آن اشتیاق دارند، اما نویسنده معتقد است این تصور نادرست است و تهران در عمل با مشکلات فراوان دست‌وپنجه نرم می‌کند و حتی زندگی در آن بسیار دشوار شده است.
 

رشد جمعیت، ریشه اصلی بحران

مهم‌ترین موضوع مطرح‌شده، افزایش سریع جمعیت تهران است. بر اساس برآورد مشاور شهرداری، اگر روند موجود ادامه یابد، جمعیت تهران طی ۲۵ سال به چهارده تا شانزده‌میلیون نفر خواهد رسید.
نویسنده تأکید می‌کند که تهران حتی برای جمعیت سه‌میلیونی نیز ظرفیت کافی ندارد و مشکلاتی مانند حمل‌ونقل، تأمین مواد غذایی، خدمات شهری و آرامستان‌ها، همگی ناشی از همین رشد جمعیت هستند.
 

محدودیت‌های طبیعی و کالبدی تهران

مقاله استدلال می‌کند که تهران از ابتدا برای چنین جمعیتی طراحی نشده بود؛ همچنین ویژگی‌های طبیعی شهر اجازه توسعه گسترده زیرساخت‌های زیرزمینی را نمی‌دهد؛ بنابراین ظرفیت توسعه آن محدود است.
 

حمایت از تعیین محدوده شهر

نویسنده از سیاست تعیین محدوده قانونی تهران دفاع می‌کند. هرچند این سیاست برای برخی شهروندان مشکلاتی ایجاد کرده است، اما «اطلاعات» آن را اقدامی ضروری برای جلوگیری از گسترش بی‌ضابطه شهر می‌داند.
 

لزوم توزیع متوازن جمعیت در کشور

مقاله هشدار می‌دهد که تمرکز بیش از حد جمعیت در پایتخت، هم تهران را دچار بحران می‌کند و هم سایر مناطق کشور را از نیروی انسانی مولد محروم می‌سازد. از دید نویسنده، تمرکز جمعیت در تهران به کاهش تولید و آسیب به اقتصاد ملی منجر خواهد شد.
 

راه‌حل پیشنهادی

نویسنده دو راهکار مکمل پیشنهاد می‌کند:
افزایش امکانات، سرمایه‌گذاری و سطح رفاه در شهرستان‌ها و روستاها تا انگیزه مهاجرت کاهش یابد.
اعمال محدودیت و ضابطه برای گسترش تهران تا رشد جمعیت و توسعه شهر کنترل شود.
 

تصویر تهران در سال ۱۳۴۸

سرمقاله تهران را شهری توصیف می‌کند که:
ـ هزینه زندگی در آن بسیار بالاست؛
ـ امکانات عمومی پاسخگوی نیازها نیست؛
ـ مردم خسته، عصبی و پرخاشگر شده‌اند؛
ـ حتی اقشار مرفه نیز از آرامش کافی برخوردار نیستند.
ـ نویسنده همه این مشکلات را نتیجه عدم تناسب میان جمعیت شهر و امکانات آن می‌داند.
پیام اصلی سرمقاله این است که بحران تهران، بحران تمرکز جمعیت است. از نگاه نویسنده، توسعه نامتوازن کشور موجب مهاجرت گسترده به پایتخت شده و تهران از ظرفیت طبیعی و زیرساختی خود فراتر رفته است؛ بنابراین، راه‌حل اساسی نه صرفا گسترش خدمات شهری، بلکه توسعه متوازن استان‌ها، کاهش انگیزه مهاجرت به تهران و کنترل رشد فیزیکی و جمعیتی پایتخت است. این سرمقاله نشان می‌دهد که دغدغه تمرکز جمعیت و پیامدهای آن، از اواخر دهه ۱۳۴۰ نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل برنامه‌ریزی شهری و توسعه ملی ایران مطرح بوده است.[12]
 

 

 اخبار اداری و انتصابات

 

 

کارمندان تحت تعقیب نمی‌توانند بازنشسته شوند

به موجب آرای شورای سازمان امور اداری و استخدامی کشور و دیوان عالی کیفر مستخدمینی که مورد اتهام کیفری قرار گیرند، بی‌آنکه حکم تعقیب یا تشریفات قانونی انجام نگرفته باشد، نمی‌توانند از مقررات بازنشستگی استفاده کنند.
طبق ماده 75 مقررات قانون استخدام، کلیه کارمندان دولت که یازده سال سابقه خدمت دارند می‌توانند تحت شرایطی تقاضای بازنشستگی کنند و طبق همین ماده دولت مکلف گردیده که تقاضای این کارمندان را قبول نموده و حکم بازنشستگی آنان را صادر کند.[13]
 

مدیرکل آموزش و پرورش گیلان

آقای دکتر علی‌اکبر میرفخرائی، عضو شورای عالی آموزش و پرورش و رئیس دبیرستان رهنمای تهران، به مدیریت کل آموزش و پرورش استان گیلان منصوب شد.[14]


 

 دیپلماسی و استراتژی‌های منطقه‌ای

 

 

قرارداد ترانزیت ایران و افغانستان

«فرانس پرس» گزارش داد: امضای قریب‌‎الوقوع یک قرارداد ترانزیت بین ایران و افغانستان قطعی به نظر می‌رسد.
ترکیه و افغانستان، به امضای این قرارداد علاقه‎‌مند هستند. این دو کشور اخیرا یک قرارداد ترانزیتی منعقد کرده‎‌اند که اجرای آن بستگی به تصمیم ایران دارد.
در حال حاضر بین ایران و ترکیه نیز قرارداد ترانزیتی وجود دارد.[15]
 

سفرای تازه ایران در لندن و آنکارا

«پیغام امروز» نوشت: انتظار می‎‌رود انتصاب سفرای تازه ایران در کشورهای خارجی این هفته اعلام شود و وزیر امور خارجه در شرفیابی به حضور ملوکانه سفرای جدید را معرفی نمایند.
در این انتصابات از آقای امیرخسرو افشار، معاون کل وزارت امور خارجه، برای پست سفارت شاهنشاهی در لندن و از آقای دکتر امیر شیلاتی برای پست سفارت شاهنشاهی در آنکارا نام برده می‌شود.[16]
 

تلگرام‌های تبریک شاه

جراید امروز کشور نوشتند: شاهنشاه آریامهر امروز طی تلگرامی سالروز جشن استقلال کشور الجزایر را به هواری بومدین، رئیس شورای انقلاب، و رئیس هیئت وزیران آن کشور تبریک گفتند. در این تلگرام شاهنشاه آریامهر تندرستی و شادکامی شخص رئیس شورای انقلاب الجزایر و سعادت روزافزون ملت الجزایر را آرزو فرموده‌اند.
همچنین شاهنشاه آریامهر سالروز اعلام استقلال کشور ونزوئلا را نیز طی تلگرامی به حضرت رافائل کالدرا، رئیس‌جمهوری ونزوئلا، شادباش گفتند و برای رئیس‌جمهوری سلامت و سعادت و برای ملت نیکبختی آرزو فرموده‌اند.[17]
جراید امروز کشور همچنین نوشتند: از جانب شاهنشاه آریامهر به مناسبت «چهارم ژوئیه» سالروز اعلام استقلال ایالات متحده آمریکا تلگرام شادباشی به عنوان رئیس‌جمهوری این کشور مخابره شده است.[18]
 

امیدواری یحیی‌خان به دیدار از ایران

«رادیو کراچی» گزارش داد: پرزیدنت یحیی‌خان، رئیس‌جمهوری پاکستان، صبح امروز برای بازدیدی به مدت چهار روز از کراچی، از کویته وارد این شهر شد و ضمن سخنانی اظهار داشت از کشورهای ایران، ترکیه و اتحاد جماهیر شوروی برای دیدار رسمی دعوت شده و با به دست آوردن فرصت مناسب از این کشورها دیدن خواهد کرد.[19]
 

اعطای نشان‌های دولت پاکستان

دکتر عالیخانی، وزیر اقتصاد، و محمد خسروشاهی، رئیس اتاق بازرگانی، از جانب دولت پاکستان به اخذ نشان آن کشور نائل شدند. سفیر پاکستان عصر فردا طی مراسمی نشان‌های دولت متبوع خویش را تسلیم نام‌بردگان خواهد کرد.[20]
صفحه اول روزنامه اطلاعات، 14 تیر 1348
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1] . اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 4.
[2] . همان‌جا؛ پیغام امروز، 14 تیر 1348، ص 8.
[3] . اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 4؛ پیغام امروز، 14 تیر 1348، ص 8.
[4] . آیندگان، 14 تیر 1348، صص 1 و 12.
[5] . اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 4؛ آیندگان، 14 تیر 1348، ص 4؛ پیغام امروز، 14 تیر 1348، صص 1 و 5.
[6] . اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 4.
[7] . همان‌جا.
[8] . همان، صص 1 و 4.
[9] . همان، ص 4؛ سفرهای خارجی ایرانیان، به‌ویژه به اروپا و دیگر نقاط جهان، در دوره پهلوی را باید با نگاهی متوازن و انتقادی بررسی کرد. این پدیده تنها نشانه پیشرفت یا تنها نشانه وابستگی نبود، بلکه هر دو جنبه را دربر داشت.
از یک سو، افزایش درآمدهای نفتی، گسترش خطوط هوایی، توسعه فرودگاه‌ها و تسهیل صدور گذرنامه باعث شد تعداد سفرهای خارجی نسبت به دوره‌های قبل افزایش یابد. بخشی از این سفرها برای تحصیل، تجارت، درمان و گردشگری انجام می‌شد و آشنایی ایرانیان با فرهنگ‌ها و فناوری‌های جدید را افزایش می‌داد.
اما از دیدگاه انتقادی، این روند با چند چالش اساسی همراه بود:
 
بهره‌مندی محدود به اقشار پردرآمد
برخلاف این تصور که همه مردم ایران امکان سفرهای تفریحی به اروپا را داشتند، در واقع چنین سفرهایی عمدتا در اختیار طبقات مرفه، مدیران، صاحبان سرمایه و بخشی از طبقه متوسط شهری بود. بخش بزرگی از جمعیت، به‌ویژه روستاییان و اقشار کم‌درآمد، از چنین امکاناتی برخوردار نبودند.
 
خروج ارز از کشور
افزایش سفرهای تفریحی به خارج با خروج مقدار قابل توجهی ارز همراه بود. برخی اقتصاددانان این موضوع را نشانه‌ای از وابستگی اقتصاد مصرفی به درآمدهای نفتی می‌دانند؛ زیرا بخش مهمی از هزینه‌های گردشگری به اقتصاد کشورهای مقصد منتقل می‌شد.
تقویت فرهنگ مصرف‌گرایی: بسیاری از سفرهای خارجی با خرید کالاهای لوکس، پوشاک، لوازم خانگی و کالاهای خارجی همراه بود. منتقدان معتقدند این روند به گسترش مصرف کالاهای وارداتی و تضعیف تولید داخلی کمک کرد.
 
شکاف اجتماعی
نمایش سبک زندگی مرفه و سفرهای خارجی در رسانه‌ها و میان طبقات ثروتمند، درحالی‌که بخش‌هایی از جامعه با مشکلات اقتصادی و کمبود امکانات روبه‌رو بودند، احساس نابرابری اجتماعی را افزایش می‌داد.
 
وابستگی فرهنگی
برخی منتقدان بر این باورند که تأکید بر الگوهای تفریحی و سبک زندگی غربی، بدون توجه کافی به توسعه گردشگری داخلی و تقویت هویت فرهنگی، زمینه گرایش بیشتر به فرهنگ مصرفی غرب را فراهم کرد.
در مجموع باید گفت سفرهای خارجی می‌توانست موجب افزایش آشنایی با دستاوردهای علمی، صنعتی و فرهنگی جهان شود و بسیاری از ایرانیان پس از بازگشت، تجربه‌ها و مهارت‌های جدیدی را وارد کشور کردند؛ همچنین، رشد سفرهای خارجی تا حدی نشان‌دهنده افزایش درآمد و گسترش ارتباطات بین‌المللی ایران در آن دوره بود. با این حال، این افزایش به هیچ وجه به معنای دسترسی برابر همه مردم به سفرهای تفریحی نبود؛ آمارها نشان می‌دهد که اکثریت جامعه همچنان چنین امکانی نداشتند و سفرهای خارجی بیشتر در میان اقشار مرفه و شهرنشین رواج داشت.
گسترش سفرهای تفریحی ایرانیان به اروپا و دیگر کشورها در دوره پهلوی، اگرچه به افزایش ارتباطات بین‌المللی و آشنایی با جهان کمک کرد، اما به دلیل محدود بودن این فرصت به اقشار خاص، خروج ارز، گسترش مصرف‌گرایی و تشدید شکاف‌های اجتماعی، نتوانست به عنوان دستاوردی فراگیر برای همه جامعه ایران تلقی شود؛ بنابراین، این سیاست هم فرصت‌هایی برای توسعه فرهنگی ایجاد کرد و هم پیامدهایی داشت که از منظر عدالت اجتماعی و توسعه پایدار قابل نقد است.
[10] . اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 4.
[11] . همان، صص 1 و 4.
[12] . همان، ص 2.
[13] . همان، ص 16.
[14] . همان، ص 4.
[15] . آیندگان، 14 تیر 1348، ص 12.
[16] . پیغام امروز، 14 تیر 1348، ص 8.
[17] . همان‌جا؛ اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 4.
[18] . اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 16؛ پیغام امروز، 14 تیر 1348، ص 8.
[19] . اطلاعات، 14 تیر 1348، ص 4.
[20] . همان‌جا.
 
https://iichs.ir/vdcezf8w.jh8poi9bbj.html
iichs.ir/vdcezf8w.jh8poi9bbj.html
نام شما
آدرس ايميل شما