فلیکس آقایان؛ از مافیای مواد مخدر تا هم‌بازی محمدرضا پهلوی؛

مردِ سایه‌ها در دربار پهلوی

فلیکس آقایان؛ نامی که نه در اسناد ساواک ردی از خود به جای گذاشت و نه مطبوعات جرئت عتاب او را داشتند. او که صمیمی‌ترین دوست و هم‌بازیِ شبانه محمدرضا پهلوی بود، در لایه‌های پنهان قدرت، شبکه‌ای پیچیده از رشوه، جاسوسی و مافیای بین‌المللی را هدایت می‌کرد. در این گزارش، پرونده سیاه و مرموز مردی را باز می‌کنیم که فردوست او را خطرناک‌تر از هر مافیایی در آمریکای جنوبی می‌دانست
مردِ سایه‌ها در دربار پهلوی
  
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ فلیکس آقایان در سال 1294ش در شهر تهران به دنیا آمد. وی فرزند نماینده مشهور دوره پنجم مجلس شورای ملی، یعنی الکساندر آقایان، بود. همان‌طور که از نامش پیداست، او مسلمان نبود و به لحاظ اعتقادی اصالتی ارمنی داشت. الکساندر پدر فلیکس از جمله کسانی بود که از انقلاب مشروطیت در ایران دفاع کرد و حتی به همراهی یپرم‌‎خان ارمنی، از گیلان برای فتح تهران عازم شد. در واقع، پدر فلیکس در انقلاب مشروطه حضور فعال داشت و یکی از کسانی بود که در ماجرای فتح تهران مجروحان انقلاب را به درمانگاه منتقل می‌کرد. او لحظه به لحظه تحرکات انقلابیون تا رسیدن به تهران را دنبال کرده است.[1]
 
جالب اینجاست که از الکساندر آقایان، تصویر بسیار بهتری در تاریخ وجود دارد و او را از هواداران مبارزه با استبداد در دوره قاجار لقب داده‌اند. صفورا رهبری در کتابی که در مورد این پدر و پسر نوشته است می‌گوید: الکساندر یکی از ارمنیانی بود که در سوئیس درس خوانده و در هنگامه مشروطه ایرانی در صف اول مبارزه علیه استبداد حضور داشت و پس ‌از آن نیز دامنه خدماتش از قانون‌گذاری، عدالتخانه مدرن، بیمه تا دفتر خدمات حقوقی ادامه پیدا کرد.[2]
 
الکساندر آقایان
الکساندر آقایان
نام آقایان در تاریخ مشروطه با آزادی‌خواهی گره خورد، اما در عصر پهلوی دوم، با افیون و قمار
 

دوران تحصیل آقایان

فلیکس دوران تحصیل خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و برای ادامه تحصیل وارد کالج آمریکایی و سپس کالج سن میشل بروکسل شد. بعد از آن او وارد دانشگاه لوزان شد و در رشته حقوق دکترا گرفت. او سپس در سال 1338ش به ایران بازگشت و برای خدمت وظیفه ثبت نام کرد. در یک مسابقه دو و میدانی، محمدرضا پهلوی در دانشکده افسری او را دید و از او چند سؤال پرسید و آشنایی او با شاه از همین جا آغاز شد، اما بازی اسکی و بریج رابطه فلیکس با محمدرضا پهلوی را وارد فاز جدیدی کرد و به این ترتیب، فلیکس به رأس هرم قدرت بسیار نزدیک شد. فلیکس با اشرف پهلوی نیز رابطه بسیار نزدیکی داشت و به واسطه همسرش، یعنی نینو اسدبهادر، با ملکه فوزیه نیز آشنا
شد. دوستی او با خانواده پهلوی آن‌قدر گرم شد که هنگامی که فلیکس و نینو با هم دچار اختلاف شدید شدند اشرف پهلوی بود که مانع جدایی آن دو شد.[3]
 

دوران حضور در مجلس

فلیکس به عنوان مشاور حقوقی و اقتصادی کار خود را آغاز کرد. فلیکس به زبان‌های فرانسه، انگلیسی و ارمنی آشنایی کامل داشت و عضو حزب ایران نوین بود. او سابقه سه دوره نمایندگی مجلس شورای ملی را داشت. در دوره نوزدهم مجلس، نمایندگی ارمنی‌های جنوب ایران را برعهده داشت، اما در دوره‌های بیستم و بیست‌ویکم نماینده ارمنی‌های شمال کشور بود. او همچنین در سال‌های فعالیتش از حوزه نمایندگی تهران، به مجلس سنای پنجم و ششم رسید و شاید از همین منبع قدرت بود که توانست با کارتل‌های مواد مخدر در سطوح مختلف ارتباط برقرار کند.[4] 
 

نظر فردوست در مورد آقایان

حسین فردوست از کسانی است که در کتاب خود به او اشاره کرده است. اهمیت نظر فردوست در آن است که او از نزدیک‌ترین افراد به دربار پهلوی است و قضاوت او در مورد آقایان برای بسیاری حجت شمرده می‌شود. فردوست او را از نزدیکان محمدرضا پهلوی می‌داند که پای ثابت بریج‌بازی بوده است. بی‌تردید فلیکس آقایان، بزرگ‌ترین قاچاقچی ایرانی مواد مخدر و یکی از مهم‌ترین قاچاقچیان بین‌المللی بود. از او به عنوان سلطان کوکائین ایران در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی نیز نام برده می‌شود. فردوست در ادامه می‌گوید: آقایان، مدتی را نیز به عنوان ریاست فدراسیون اسکی و کوه‌نوردی مشغول به کار بود. شاید می‌خواست با این کار خود قاچاق مواد مخدر و فعالیت مرتبط با آن را به حاشیه برد و چهره‌ای سفید از خود در انظار و افکار عمومی به تصویر کشد.[5]
 
فردوست در ادامه به این نکته اشاره می‌کند که فلیکس عضو بلندپایه مافیای آمریکاست. او در قاچاق مواد مخدر روی دست اشرف زده بود، با این حال، هیچ ردی از خود به جای نمی‌گذاشت. فردوست، فلیکس را یک مرد هرزه توصیف می‌کند که تنها با زن‌های کاباره رفت‌وآمد می‌کرد و حتی او را صاحب یک سازمان گانگستری مخفی در ایران می‌داند. آقایان با بسیاری از زنان و مردان کاباره‌ها در ارتباط بود و از بسیاری از این مراکز در تهران، آبادان و خرمشهر رشوه و حق حساب می‌گرفت. به صورت ضمنی و مکتوم می‌شود نتیجه گرفت که منظور از این سازمان مخفی کانگستری، همان باند قاچاق انسان است. او از هر نظر، با اشرف جور در می‌آمد با این تفاوت که اشرف
در بیشتر موارد در برابر آقایان بازنده بود و نمی‌توانست در برابرش کاری از پیش برد. به معنای دقیق کلمه، او روی دست اشرف زده بود. آقایان، با آنکه در حوزه سیاست و روابط بین‌الملل تحصیل نکرده بود، اطلاعات بسیاری در مورد ایران و مسائل بین‌المللی داشت و با سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی مراودات و مناسبات گسترده‌ای داشت. دلیل آن هم بسیار روشن بود؛ زیرا در رده‌های بالای این سازمان‌ها و نهادها دوستان بسیاری برای خود دست و پا کرده بود. آقایان این کار را بیشتر از طریق پرداخت رشوه‌های کلان انجام می‌داد.[6]
 
 
 

آقایان شخصیتی پیچیده، مرموز و قدرتمند

البته در مورد اطلاعات فردوست نیز قضاوت‌های گوناگونی می‌شود مانند اینکه معلوم نیست مطالب مطرح‌شده توسط وی از کجا آمده یا اینکه فردوست این مطالب را از روی ظن و گمان مطرح کرده یا واقعا اطلاعات او دست اول و بر اساس شواهد و قرائن است؛ با این حال، آنچه جای شک و تردید کمتری باقی می‌گذارد این است که فعالیت‌های آقایان در دوره محمدرضا پهلوی بسیار پیچیده و مرموز و تا حدودی تلاش برای رد گم کردن است. جالب اینجاست که شاید اگر فردوست به صورت مستقیم به او در کتاب خاطرات خود اشاره نمی‌کرد کسی نمی‌توانست امروز در مورد این نماینده مجلس شورای ملی مطلبی مطرح کند. او از نزدیکان شاه به‌شمار می‌آمد و به همین خاطر از حاشیه امنیت کامل برخوردار بود و نه مطبوعات و نه افکار عمومی می‌توانست او را به خاطر برخی از فعالیت‌هایش مورد خطاب و عتاب قرار دهد. از او حتی در اسناد محرمانه ساواک نیز اسمی نیامده و تنها از نزدیکی او به شاه و حضورش در مجلس سخن گفته شده است.
 
به زعم برخی، برادر کوچک‌تر فلیکس جزء هیئت‌رئیسه توزیع مواد مخدر در آمریکای جنوبی و مرکزی بود و از فلیکس به مراتب خطرناک‌تر به‌شمار می‌آمد. نفوذ فلیکس آقایان در مافیای مواد مخدر تا جایی بود که بعد از افشاگری محمودرضا پهلوی در مورد کشف بیش از هجده تن تریاک در سال 1348م با او برخورد شد. او پرده از رازهای مگوی مواد مخدر در ایران برداشت و گفت مواد مخدری که به دستور پلیس و شهربانی توقیف می‌شود پس از مدتی به مقر اشرف پهلوی حمل می‌گردد و سپس در داخل یا خارج کشور به فروش می‌رسد. به همین دلیل، به دستور فلیکس آقایان بود که او را در یک کاباره در تهران به‌شدت کتک زدند.[7]
 
فلیکس آقایان
فلیکس آقایان
 

هم‌بازی محمدرضا پهلوی

فلیکس
آقایان پای ثابت شب‌نشینی‌های محمدرضا پهلوی بود و برای پنج شب در هفته، محمدرضا برای رفع خستگی کارهای روزانه بعد از شام بریج‌بازی می‌کرد. فلیکس کشته و مرده بریج‌بازی بود انگار که این بازی را برای او طراحی کرده بودند؛ البته از جایی بازی مورد علاقه شاه تغییر کرد و به همین دلیل فلیکس هفته‌ای دو تا سه شب بیشتر با شاه همراه نبود. در این شب‌نشینی‌ها دکتر یحیی عدل و اسدالله علم نیز حضور داشتند. همراهان و به‌خصوص دکتر یحیی عدل، برایش فرقی نمی‌کرد چه بازی کند، با همان رغبتی که بلوت را بازی می‌کرد بریج را دنبال می‌کرد، اما برای فلیکس نوع بازی بسیار مهم بود؛ آخر او دوست نداشت سرنوشت بازی را به شانس و قضا و قدر گره بزند. بازی مورد علاقه‌اش را به قدری بلد بود که آن را به شکلی مدیریت می‌کرد که در نهایت دست بالا با او باشد و بازی را ببرد. آنها شب‌ها تا ساعت 1 و 2 مشغول بازی بودند. با این حال، محمدرضا بازی بریج را ترک کرده و رفته بود سراغ بازی بلوت که بیشتر بر شانس تکیه داشت.[8]
 

رویکرد آقایان در قبال قدرت‌های جهانی

در مورد گرایش‌های سیاسی او نیز می‌توان گفت که به تبع حضور در بالاترین سطوح رژیم پهلوی از طرفداران غرب در ایران بود. طبق اسناد ساواک او از طرفداران غرب و به‌ویژه انگلستان در ایران بود و با حمایت این کشور بود که توانست پلکان ترقی را یکی پس از دیگری طی کند. او در سال 1328ش به دنبال جمع‌آوری مدارکی در مورد موضوع نفت بود به این بهانه که می‌خواهد در این زمینه کتاب تألیف کند. با این حال، در عمل اسناد و اطلاعات جمع‌آوری‌شده را در اختیار سفارت انگلستان در ایران قرار داد.[9] او با آمریکایی‌ها نیز مراودات نزدیکی داشت و با بسیاری از افسران و مستشاران آمریکایی حاضر در ایران بده بستان می‌کرد و از این راه منافع اقتصادی بسیاری به جیب می‌زد.[10] فلیکس آقایان با پیروزی انقلاب اسلامی از ایران خارج شد و به پاریس مهاجرت کرد و در همان‌جا فوت کرد.

 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. مهدی ملک‌زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج 6، تهران، ص 118.
[2]. صفورا رهبری، آقایان علیه آقایان، تهران، انتشارات خوب، 1404، صص 2-10.
[3]. مصاحبه با فلیکس آقایان، تاریخ شفاهی ایران، دانشگاه هاروارد، مصاحبه‌کننده: حبیب لاجوردی، پاریس، مارس 1986.
[4]. محمدعلی قلیزاده، خسروکمالی سروستانی و مسعود بیات، «قاچاق مواد مخدر در میان دولتمردان دوره محمدرضاشاه پهلوی»، فصلنامه مطالعات تاریخ انتظامی، سال دوم، ش هفتم (1394)، ص 38.
[5]. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، تهران، انتشارات اطلاعات، 1389، صص 262-270.
[6]. همان‌جا.
[7]. محمدعلی قلیزاده، همان، ص 40.
[8]. صفورا رهبری، همان.
[9]. جلال اندرمانی زاده، خاندان پهلوی به روایت اسناد ساواک، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر، 1382، ص 60.
[10]. محمدعلی قلیزاده و همکاران، همان، ص 39.
 
https://iichs.ir/vdcc1eqi.2bqee8laa2.html
iichs.ir/vdcc1eqi.2bqee8laa2.html
نام شما
آدرس ايميل شما