یاسر عرفات؛ از تفنگ «فتح» تا شاخه زیتون «اسلو»؛

بررسی فراز و فرود ابوعمار

محمد عبدالرئوف القدره الحسینی، مشهور به یاسر عرفات، چهره‌ای است که نامش با نیم قرن تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین گره خورده است. او که روزگاری با لقب "ابوعمار" در سنگرهای چریک‌های مبارز، نماد مقاومت مسلحانه علیه اشغالگری بود، در چرخشی تاریخی به مذاکرات صلح و پیمان‌های دیپلماتیک روی آورد. اما پایان راه این مرد شماره یک ساف، نه در بیت‌المقدسِ آرزوهایش، که در محاصره‌ای غریب و مرگی مشکوک رقم خورد
بررسی فراز و فرود ابوعمار

 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ نام یاسر عرفات در شمار محوری‌ترین شخصیت‌های عربی است که در پنج دهه گذشته با قضیه فلسطین مرتبط است. محل دقیق تولد «محمد عبدالرئوف القدره الحسینی» ملقب به ابوعمار و مشهور به یاسر عرفات، مشخص نیست. بر اساس برخی روایت‌ها وی در اوت ۱۹۲۹م در قاهره به دنیا آمده است[1] و برخی از منابع نیز محل تولد وی را بیت‌المقدس دانسته‌اند.[2] وی پسر ششم از یک خانواده تاجر بود که وقتی چهارساله شد، مادر خود را از دست داد و پدرش او را به بیت‌المقدس فرستاد و از آن هنگام بود که با رویدادهای انقلاب 1936م آشنا شد. وی که در دوران کودکی با گروه‌بندی کودکان در نقش فرمانده جنگ ظاهر می‌شد، تا سال ۱۹۴۲م در بیت‌المقدس بود و پس از آن به مصر رفت.[3]
 
او در هفده‌سالگی از مصر پنهانی اسلحه به فلسطین وارد می‌­کرد و در نوزده‌سالگی دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه «فؤاد اول» قاهره شد. وی برای آموزش نظامی وارد ارتش مصر شد و با اخوان‌­المسلمین هم همکاری می‌­کرد. او در سال اول دانشجویی (1948م) به دلیل جنگ اعراب و اسرائیل دانشگاه را رها کرد و به نوار غزه رفت و دوباره به دانشگاه برگشت و در سال ۱۹۵۰م به نهضت افسران جمال عبدالناصر پیوست. عرفات در سال ۱۹۵۲م به ریاست اتحادیه دانشجویان فلسطین انتخاب شد و در سال ۱۹۵۷م پس از فارغ‌التحصیلی، اتحادیه دانش‌آموختگان فلسطینی را به راه انداخت و در سال ۱۹۶۱م سازمان «الفتح» را با هدف جنگ مسلحانه علیه اسرائیل تأسیس کرد. در سال ۱۹۶۹م فتح با سازمان «ساف» ادغام شد و عرفات ریاست این تشکیلات را در دست گرفت.[4]
 
نقش یاسر عرفات در جنبش فلسطین
تأثیرگذاری یاسر عرفات در جنبش فلسطین را می‌توان به دو بخش عمده تقسیم کرد: یک بخش دوران فرماندهی عملیات مبارزاتی و چریکی بر ضد اشغالگران و بخش دوم، دوران پذیرش طرح صلح و دل سپردن به وعده‌های دولت‌های غربی و پیگیری مذاکرات سیاسی.
 
الف) دوران فرماندهی عملیات مبارزاتی و چریکی بر ضد استعمارگران
در این دوره عرفات به نسلی تعلق دارد که در دهه 1950م به‌وجود آمد و در دهه‌های 1960 و 1970م تأثیر به‌سزایی بر تحولات برجای گذاشت. او زندگی خود را در سنگرهای مقاومت آغاز کرد. در سال ۱۹۵۶م در جنگ کانال سوئز میان مصر و انگلستان ــ که از همراهی و کمک فرانسه و اسرائیل نیز بهره‌مند بود ــ عرفات، که کارشناس مواد منفجره و تخریب بود، از مصری‌ها حمایت کرد. او در سال ۱۹۵۷م پس از آنکه فارغ‌التحصیل شد، اتحادیه دانش‌آموختگان فلسطینی را راه‌اندازی کرد و نیز در یکی از شرکت‌های مصری مشغول کار شد. پس از مدتی وی به عراق سفر کرد، اما ازآنجاکه رابطه میان مصر و عراق خوب نبود، پس از بازگشت، به دستور سازمان اطلاعات مصر و به سختگیری کارفرما ناگزیر شد به‌منظور یافتن کار به کویت برود.  وی در این کشور با مجمع فلسطینی ارتباط برقرار کرد و با راه‌اندازی شرکت پیمان‌کاری زمینه فعالیت سیاسی خویش را فراهم ساخت.[5] او در سال ۱۹۶۱م با کمک افرادی مانند خلیل وزیر (ابوجهاد)، صلاح خلف و فارق القدومی سازمان «فتح» با هدف جنگ مسلحانه علیه اسرائیل و نیز انتشار مجله‌ای به نام «فلسطیننا نداء الحیات» (فلسطین ما ندای زندگی) را راه‌اندازی کرد و «ابوعمار» لقب سازمانی او شد.[6]
 
یاسر عرفات، پس از یک دوره کشکمش‌های سیاسی ـ نظامی سرانجام در سال 1965م موفق شد اولین دفتر جنبش فتح را در الجزایر از طریق فعالیت‌های دیپلماتیک
پایه‌گذاری کند. با تثبیت قدرت سازمان فتح، آنها به درون سرزمین‌های اشغالی نفوذ کردند و مجموعه‌ای از عملیات‌های سری را سازماندهی و عملیاتی نمودند. در این میان، دولت اسرائیل متوجه پدیده جدیدی شد: گروهی جدید با مشی مسلحانه؛ به موزارت عملیات مسلحانه سازمان فتح، اسرائیل شروع به عملیات تلافی‌جویانه علیه کشور اردن کرد؛ چون معتقد بود اردن از فتح حمایت می‌کند. بحران بالا گرفت و باعث شد اردن به سمت مصر به رهبری جمال عبدالناصر برود و سوریه نیز به آن پیوست[7] و در سال 1694م با تلاش‌های عبدالناصر سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) به‌‌وجود آمد تا سخنگوی فلسطینی‌ها باشد. در این زمان ساف در حقیقت عاملی در دست سران عرب از جمله عبدالناصر و تابع سیاست‌های قاهره بود.
 


چرا اعراب جنگ برده را باختند؟

 


ریشه‌های بحران غزه

 
 
 
 
از طرفی، شکست در جنگ شش‌روزه ضربه‌ای هولناک به باورهای مردم فلسطین وارد آورد و ساف را وادار به تجدیدنظر در سیاست‌های خود کرد. به همین دلیل ساف که مجبور شده بود از اراضی اشغالی مهاجرت کند و به کشورهای عربی مجاور فلسطین اشغالی پناه ببرد، ناگزیر شد در صفوف خود دست به تغییراتی بزند. با اتخاذ سیاست‌های جدید، احمد شقیری از رهبری ساف برکنار و از سال 1969م یاسر عرفات جانشین او شد و فتح، که قدرتمند‌ترین، مردمی‌ترین و پرنفوذ‌ترین سازمان چریکی فلسطین بود، از این پس به کانونی برای سازمان‌های چریکی فلسطین تبدیل شد که با اسرائیل مبارزه می‌کردند.[8]
 
سخنرانی یاسر عرفات، رئیس سازمان «الفتح»، در مراسم چهلمین روز درگذشت دکتر علی شریعتی (بیروت؛ سال 1356)
سخنرانی یاسر عرفات، رئیس سازمان «الفتح»، در مراسم چهلمین روز درگذشت دکتر علی شریعتی (بیروت؛ سال 1356)
 
در ۱۹۷۴ نیز اجلاس سران عرب عنوان «تنها نماینده قانونی مردم فلسطین» را به عرفات داد. این رسمیت به عرفات اجازه داد در مجامع بین‌المللی حاضر شود و همان سال نیز سخنرانی معروف خود در مجمع عمومی سازمان ملل را انجام داد. البته ایالات متحده، که هنوز او را تروریست می‌خواند، برایش ویزا صادر نکرد و در نتیجه مجمع عمومی سازمان ملل جلسه فوق‌العاده‌ای در ژنو برگزار کرد و همان‌جا بود که سخنرانی معروف «شاخه زیتون» انجام شد. در آن سخنرانی عرفات اعلام کرد: «اینجا در حضور همه شما می‌گویم که ما میل نداریم که حتی یک قطره از خون اعراب یا یهود (فرق نمی‌کند) بر زمین ریخته شود... امروز من آمده‌ام با یک شاخه زیتون در یک دست و تفنگ رزمنده راه آزادی در دست دیگر؛ کاری نکنید که شاخه زیتون از دست من رها شود».[9] این سخنرانی گشایش راهی برای صلح بود؛ صلحی که عدول از آرمان فلسطین به‌شمار می‌آمد و در پی انتخاب راهی اشتباه، در دهه 1990 به شکست انجامید.
 
ب) دوران سازش و توافق با اسرائیل و غرب
خط مشی عرفات در دهه ۱۹۸۰م تغییر اساسی کرد؛ تا جایی که وی به حمایت از طرح دو کشور فلسطین و اسرائیل برخاست. او که تا دهه پیش مشهورترین رهبر مبارزان فلسطینی و نماد مقاومت و حماسه شناخته می‌شد، به علت بدعهدی دولت‌هاي عربی و سرسپردگی آنها به آمریکا و وسوسه‌هاي دولت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، و احساس نومیدي از پیروزي مبارزات با چرخشی آشکار، دست از مبارزات کشید. اندکی بعد قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل متحد را در سال ۱۹۸۸م پذیرفت و رژیم اسرائیل را به رسمیت شناخت و خواهان صلح با آن رژیم غاصب شد و در آوریل ۱۹۸۹م شورای مرکزی فلسطین یاسر عرفات را رئیس‌جمهور در تبعید دولت فلسطین معرفی کرد.[10]
 
یاسر عرفات مسعود رجوی را نیز به حضور پذیرفت (اسفند 1357). او بعدها و در پی تیرگی روابط با ایران، نیروهای منافقین را در اردوگاه‌های خود آموزش نظامی می‌داد!
یاسر عرفات مسعود رجوی را نیز به حضور پذیرفت (اسفند 1357). او بعدها و در پی تیرگی روابط با ایران، نیروهای منافقین را در اردوگاه‌های خود آموزش نظامی می‌داد!
 
در سال ۱۹۹۰م وقتی عرفات در حمله عراق به کویت حمایت خود را
از رژیم عراق اعلام کرد، کشورهای مصر، عربستان و کویت حمایت مالی‌شان را از سازمان ساف قطع کردند و ساف در تنگنای شدید مالی قرار گرفت. عرفات محرمانه با رژیم نامشروع اسرائیل در نروژ وارد مذاکره شد.[11] در دهه 1990 که دهه سازش عرفات با رژیم صهیونیستی بود، او تا جایی پیش رفت که در سال ۱۹۹۳م پیمان اسلو و در سال ۱۹۹۴م توافقنامه قاهره را به منظور برپایی تشکیلات خودگردان فلسطین، با اسحاق رابین، رئیس‌جمهور وقت رژیم اسرائیل، امضا کرد. گفتنی است در پیمان اسلو فلسطین، به عنوان کشوری خودمختار در کنار اسرائیل، که دامنه جغرافیایی آن به تنها 22 درصد سرزمین اصلی فلسطین محدود شده بود، در نظر گرفته شد.
 
 مهندس مهدی بازرگان در کنار یاسر عرفات، که برای تبریک پیروزی انقلاب اسلامی به ایران آمده بود. در تصویر دکتر یدالله سحابی و هاشم صباغیان نیز دیده می‌شوند (بهمن 1357)
مهندس مهدی بازرگان در کنار یاسر عرفات، که برای تبریک پیروزی انقلاب اسلامی به ایران آمده بود. در تصویر دکتر یدالله سحابی و هاشم صباغیان نیز دیده می‌شوند (بهمن 1357)
 
سرانجام، عرفات در ژوئیه ۱۹۹۴م پس از ۲۷ سال تبعید وارد غزه شد و در همان سال همراه اسحاق رابین و شیمون پرز، نخست‌وزیر رژیم غاصب اسرائیل، به جایزه صلح نوبل دست یافت.[12] با آنکه بسیاری از مردم فلسطین و حتی برخی اعضای رده بالای ساف و برخی اعضای کمیته اجرایی صلح از نرمش عرفات در برابر رژیم اسرائیل ناراضی بودند و از سمت‌های خود استعفا کردند، در سال ۱۹۹۶م عرفات با ۸۷ درصد آرا، رئیس حکومت خودگردان فلسطین در ساحل رود اردن و نوار غزه شد.[13] ده ماه پس از آغاز انتفاضه «الاقصی»، که انتفاضه دوم فلسطینیان بود، وی در مقر رام‌الله به محاصره صهیونیست‌ها درآمد و عملا زندانی و بیمار شد.
 
مرگ مشکوک و دفن در رام‌الله به جای بیت‌المقدس
در اکتبر سال 2004 م وضعیت سلامتی عرفات رو به وخامت گذاشت؛ تا جایی که در پایان اکتبر همان سال بیماری وی به‌سرعت تشدید شد. وی در 29 اکتبر 2004 م به بیمارستان نظامی «پرسی» در حومه پاریس منتقل شد؛ عرفات در این بیمارستان تحت نظر بود تا اینکه 11 نوامبر خبر درگذشت وی از سوی تشکیلات خودگردان اعلام شد. بعد از ممانعت اسرائیل از دفن عرفات در بیت‌المقدس، که وصیت عرفات بود، جسد او در شهر رام‌الله به خاک سپرده شد. همان زمان بحث و جدل بر سر علت مرگ عرفات بالا گرفت و پزشک شخصی وی اعلام کرد که علت بیماری وی نوعی مسمومیت بوده است. با درخواست همسر او برای کالبدشکافی پیکر وی، متخصصان سوئیسی با انجام آزمایش بر جسد یاسر عرفات اعلام کردند که در استخوان او هجده برابر اندازه معمول رادیواکتیو یافته‌اند؛ همچنین قرار بود هیئتی مرکب از متخصصان بیوپزشکی فرانسه، سوئیس و روسیه جداگانه روی یک‌سوم باقی‌مانده جسد عرفات تحقیق کنند که فرانسوی‌ها از این کار خودداری کردند. جنبش فتح و سایر فلسطینی‌ها اسرائیل را مسئول ترور رئیس تشکیلات خودگردان می‌دانند.
 

پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. مرتضی شیرودی، «نیم قرن با فلسطین»، هفته‌نامه پگاه، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ش 147، 1383، ص 1.
[2]. وفا افسانه، یاسر عرفات از مبارزه تا مذاکره، تهران، روایت فتح، 1383، صص 3-4.
[3]. همان، ص 5.
[4]. همان، صص 5-7.
[5]. فعالان سرزمین‌های اشغالی، فعالان سیاسی صهیونیست، تهران، مؤسسه تحقیقات و پژوهش‌های سیاسی ـ علمی ندا، 1389، ص 590.
[6]. حمید احمدی، «جنبش فلسطین از آغاز تا‌کنون»، روزنامه شرق، ش 15 (1383)، ص 9.
[7]. همان‌جا.
[8]. حسن فتحی، «تاریخچه تشکیلات سازمان آزادبخش فلسطین»، روزنامه ابرار، ش 115 (1372)، ص 12.
[9]. همان‌جا.
[10]. جمیله کدیور، پشت پرده صلح، تهران، اطلاعات، 1374، صص 182-183.
[11]. وفا افسانه، یاسر عرفات از مبارزه تا مذاکره، همان، ص ۲۵.
[12]. تهمینه بختیاری، «فراز و نشیب زندگی عرفات»، روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۹/ ۱/ ۱۳۸۱ش.
[13]. وفا افسانه، یاسر عرفات از مبارزه تا مذاکره، همان، ص ۲۵.
 
https://iichs.ir/vdcjoie8.uqemhzsffu.html
iichs.ir/vdcjoie8.uqemhzsffu.html
نام شما
آدرس ايميل شما