درخواست اداره کل سوم از ساواک قم برای سانسور مکاتبات مشکینی!/ گزارش ساواک از یک اقدام وزیر آموزش و پرورش علیه روحانیت!/ تنش و تشتت آرا در نهمین کنگره کنفدراسیون دانشجویان ایرانی/ اختلاف بر سر کمک‌های مالی برای زلزله‌زدگان و سایر مصوبات/ وضعیت بودجه و ترکیب سیاسی کنگره/ گرفتاری استاندار مازندران به دلیل نبودن نفرات برای رژه ششم بهمن!/ بارندگی و پنچر شدن چرخ زندگی مردم در تهرانِ پرزرق و برق!/ بودجه ۴۸ با ۱۱ درصد افزایش تقدیم مجلس شد/ ضرورت احداث سدها و جبران خسارات/ تقدیم لایحه بودجه و اوضاع عمومی جهان/ سال بحران‌های سیاسی و اقتصادی در جهان/ عملکرد اقتصاد ایران در سال ۱۳۴۷ به روایت هویدا/ ویژگی‌های بودجه سال ۱۳۴۸ و امور دفاعی/ ارقام کلی بودجه/ کمیسیون عفو زندانیان فردا تشکیل می‌شود/ بازرسی لوکس‌فروشی‌ها آغاز شد/ هجوم سیلاب به طرف خرمشهر همچنان ادامه دارد!/ امیدواری به حل اختلافات ایران و عراق/ رادیو مسکو: مجارستان در ایران کارخانه داروسازی تأسیس می‌کند/ «ایوب‌خان با جناح چپ افراطی مذاکره نمی‌کند»/ عراق: به اعدام جاسوسان اسرائیل ادامه خواهیم داد!/ استقبال اسرائیل/ انبار باروت خاورمیانه
۱۳ بهمن ۱۳۴۷

 

درخواست اداره کل سوم از ساواک قم برای سانسور مکاتبات مشکینی!

اداره کل سوم خطاب به ساواکِ قم درباره «علی‌اکبر فیض مشکینی» نوشت: نظر به اینکه نام‌برده بالا دارای فعالیت مضره می‌باشد و با عناصر افراطی در تماس و ارتباط است، لذا خواهشمند است دستور فرمایید فرم تقاضای عملیات سانسور در مورد مکاتبات مشارالیه تنظیم و ارسال دارند تا پس از تصویب به موازات کنترل اعمال و رفتار وی فعالیت‌های پنهانی او از طریق مکاتبه نیز تحت مراقبت قرار گیرد.[1]
 

گزارش ساواک از یک اقدام وزیر آموزش و پرورش علیه روحانیت!

بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 13 بهمن 1347 «کریمی آشتیانی[2]و علی‌اکبر گلچین[3] می‌گفتند: خانم دکتر پارسای از روزی که وزیر آموزش و پرورش شده کمیسیون رسیدگی به ارزش تحصیلی طلاب و کسانی را که با دریافت گواهی اجتهاد از مراجع بزرگ جهت تعیین ارزش آن را به دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش تقدیم می‌کرده‌اند منحل کرده است و در اثر انحلال این کمیسیون، دیگر طلبه‌ها و افرادی نظیر آنان نمی‌توانند به استناد در دست داشتن گواهی اجتهاد از علمای مذهبی برای خود ارزش تحصیلی به‌دست آورند».
در «توضیح منبع» این سند آمده است: این عمل وزیر آموزش و پرورش چون لطمه به منافع عده‌ای وارد ساخته این گروه در محافل روحانی و مذهبی چنین شهرت داده‌اند که چون خانم پارسای وابسته به فرقه بهائی‌ها می‌باشد در اثر مخالفتی که با مقامات مذهبی و مراجع بزرگ روحانی داشته کمیسیون ارزش تحصیلی طلبه‌ها را در دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش به هم زده است.
در «توضیح رهبر عملیات» این سند نیز تصریح شده است: در مورد شایعه مزبور (اینکه خانم پارسای بهائی است) قبلا گزارشاتی ایفاد گردیده است.[4]
 

تنش و تشتت آرا در نهمین کنگره کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

بر اساس گزارش ساواک به تاریخ 13 بهمن 1347 نهمین کنگره کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی مقیم خارج از کشور، که از ۱۲ تا ۱۹ دی ۱۳۴۷ در شهر کلن آلمان غربی برگزار شد، با جلساتی طولانی و پرچالش پایان یافت. این کنگره، که با حضور نمایندگان سازمان‌های مختلف دانشجویی از اروپا تشکیل شده بود، شاهد اختلاف نظرهای عمیق میان گروه‌های سیاسی شرکت‌کننده بود.
بر اساس گزارش‌های واصله، فضای کنگره مملو از مشاجرات و اختلاف عقاید بود. روزهای نخستین کنگره به برگزاری سمینار اختصاص یافت و هیئت رئیسه سابق متهم شده‌اند که با طولانی کردن بحث‌ها در روزهای اول، باعث شدند تا در روزهای پایانی به دلیل کمبود وقت، بسیاری از تصمیمات و قطعنامه‌ها بدون بررسی دقیق به تصویب برسد.
انتخاب هیئت کارداران جدید (دبیران) یکی از اصلی‌ترین چالش‌های این دوره بود. ارائه بیش از پنجاه لیست انتخاباتی از سوی گروه‌های مختلف و عدم توافق کاندیداها برای همکاری مشترک، باعث شد هیچ لیستی نتواند رأی اکثریت را کسب کند. این بن‌بست ناشی از برهم خوردن تعادل قوا به زیان گروه هواداران «ایران آزاد» (وابسته به جبهه ملی) بود که برخلاف سال‌های گذشته، اکثریت مطلق را در اختیار نداشتند. دلیل این امر، فعالیت‌های جناح مخالف درون جبهه ملی (ناشرین «خبرنامه») و افزایش تعداد نمایندگان گروه‌های چپ‌گرا عنوان شده است.
در نهایت، پس از شکست تلاش‌ها برای توافق بر سر یک لیست مشترک و کناره‌گیری برخی چهره‌های شاخص مانند «خسرو شاکری» از پذیرش مسئولیت به دلیل ابهام در ترکیب همکاران، انتخابات به صورت انفرادی برگزار شد. اعضای منتخب هیئت کارداران جدید عبارت‌اند از:
۱. زربخش (از آلمان) - دبیر تشکیلات
۲. بزرگمهر (از فرانسه) - دبیر بین‌المللی
۳. امیرپور (از ایتالیا) - دبیر انتشارات
۴. حسن جداری (از انگلستان) - دبیر فرهنگی
۵. رفیع (از فدراسیون آلمان) - دبیر امور مالی
 

اختلاف بر سر کمک‌های مالی برای زلزله‌زدگان و سایر مصوبات

یکی دیگر از موارد بحث‌برانگیز، نحوه ارسال کمک‌های مالی جمع‌آوری‌شده برای زلزله‌زدگان ایران بود. گفته می‌شود مبلغی حدود ۱۵۰ هزار مارک جمع‌آوری شده که هنوز ارسال نگردیده است. اختلاف نظر شدیدی بر سر کانال ارسال این کمک‌ها وجود دارد؛ جناحی از جبهه ملی خواستار ارسال آن برای آیت‌الله میلانی است، درحالی‌که گروه دیگر در حال رایزنی برای ارسال آن از طریق مهندس حسینی (از رهبران سابق جبهه ملی) می‌باشد.
همچنین در این کنگره تصمیم گرفته شد که فعالیت کمیته‌های دفاع کنفدراسیون به صورت مستمر ادامه یابد و محدود به زمان دستگیری‌ها در ایران نباشد. مصوبه دیگری مبنی بر لزوم هماهنگی تمام نشریات وابسته با چهارچوب ماهنامه «۱۶ آذر» نیز نگرانی‌هایی را در خصوص ایجاد نوعی سانسور داخلی و بروز برخوردهای احتمالی در آینده ایجاد کرده است.
 

وضعیت بودجه و ترکیب سیاسی کنگره

بودجه کنفدراسیون در این دوره با رقمی حدود شصت‌هزار مارک، متعادل و دارای مازاد اندکی گزارش شده است. از نظر سیاسی، ترکیب کنگره نشان‌دهنده پیشروی گروه‌های چپ‌گرا و تضعیف موقعیت جبهه ملی به دلیل اختلافات داخلی بود. تحلیلگران حاضر در کنگره معتقدند هیئت دبیران جدید عمدتا دارای گرایش‌های چپ‌گرایانه (متمایل به توده، چین و کوبا) هستند، اما به دلیل تعلق به فرقه‌های مختلف و عدم تجربه کافی، احتمال بروز ناهماهنگی در عملکرد آنان وجود دارد.[5]
 

گرفتاری استاندار مازندران به دلیل نبودن نفرات برای رژه ششم بهمن!

بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 13 بهمن 1347 «مهندس شیبانی،[6] استاندار مازندران، برای برگزاری روز 6 بهمن امسال به رئیس اصلاحات ارضی مازندران دستور داده چند کامیون از کشاورزان را به حزب مردم ساری برای شرکت در رژه معرفی نماید. علت هم این بوده که حزب مردم نفرات قابل توجهی برای دادن رژه نداشته است. رئیس اصلاحات ارضی می‌گوید این زارعین عموما عضو حزب ایران نوین هستند و حق عضویت به حزب مذکور می‌دهند و من نمی‌توانم این کار را بکنم».
این سند می‌افزاید: «استاندار وقتی از کمک به حزب مردم مأیوس می‌شود شرحی به عنوان احزاب مازندران می‌نویسد که چون هوا مساعد برای 6 بهمن‌ماه نیست بنابراین از آوردن افراد در رژه خودداری شود. آقای خسروانی، وزیر کشور، وقتی از این جریان مطلع می‌شود تلفنی به استاندار مازندران اعتراض و ایشان را شدیدا مورد بازخواست قرار می‌دهد. مهندس شیبانی در جواب می‌گوید: خودم تهران شرفیاب می‌شوم و جریان را به عرض جنابعالی می‌رسانم».[7]
 

بارندگی و پنچر شدن چرخ زندگی مردم در تهرانِ پرزرق و برق!

روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله شماره امروز خود نوشت: پیش از آنکه آفتابِ دوروزه اخیر، باقی‌مانده برفی را که بر تن تهران یخ بسته بود آب کند و شهر قیافه عادی خود را بازیابد، دیشب از سرِ نو برف سنگینی بر سر پایتخت نشست. صرف‌نظر از خسارات و صدمات زیادی که بارندگی شدید امسال به پاره‌ای مناطق کشور و مخصوصا به خوزستان و فارس وارد آورده، چنان‌که می‌دانیم در تهرانِ پرزرق‌وبرق و پرغرور، با هر نوبت بارندگی، چند روزی چرخ زندگی پنچر شده است.
کمتر دستگاهی بود که در این یکی، دو ماهه گردش عادی داشته باشد و کمتر طبقه‌ای را از شاگردان مدارس ابتدایی گرفته تا کسبه و کارگران و کارمندان و مابقی صنوف و طبقات سراغ می‌توان کرد که دچار مشکلات و دردسرهای ناشی از برف و باران نبوده باشد. آنکه وسیله نقلیه شخصی داشت یک‌جور دردسر داشت، آنکه نداشت جور دیگر؛ آنکه در خانه می‌نشست به‌نوعی گرفتار عوارض بارندگی بود، آنکه از خانه بیرون می‌رفت نوع دیگر.
این مشکلات مجموعا نکته‌ای را که قبل از زمستان و بارندگی‌های امسال نیز همه می‌دانستیم، بیشتر از پیش مسجل ساخت و عملا به مردم تهران نشان داد شهر ایشان با همه خودنمایی و غرورش، شهری است ناتوان و بی‌دفاع؛ شهری است که هیچ‌گونه آمادگی جهت استقبال از یک حادثه غیرعادی ندارد و اگر اهالی تهران بختشان بلند نمی‌بود و طبیعت با این شهر و مردم شهر به‌ملایمت سلوک نمی‌کرد، بلا از سر و روی شهر بالا می‌رفت.
اما تمام تقصیر را هم نمی‌توان به گردن زمستان شکست و مشکلاتی که زمستان امسال برای پایتخت و مردم پایتخت به‌همراه آورده است همه‌اش ناشی از برف و باران و سرمای غیرمنتظره نیست. یکی از مشکلات مهم و شاید بتوان گفت اهمّ مشکلاتی که در این چند هفته تهران را دستخوش قرار داده و نظم زندگی را به هم زده و مردم را کلافه و مستأصل ساخته، قضیه «ترافیک» است؛ یعنی جمیع آنچه به آمدورفت مردم، اعم از سواره و پیاده، مربوط می‌شود.
یک زمانی با نخستین بارندگی فصل سرما، خیابان‌ها و کوچه‌های تهران به دریاچه سیالی از گل‌ولای تبدیل می‌شد و این وضع تا دمیدن آفتاب تابستان کم‌وبیش ادامه پیدا می‌کرد؛ به‌طوری‌که معروف است یک سال اوایل زمستان چرخ کالسکه یکی از رجالِ وقت در خیابان چراغ‌برق آن زمان و امیرکبیر امروز، به‌علت برخورد با دست‌اندازی از جا کنده شد و به میان گل افتاد و هرچه جست‌وجو کردند اثری از آن به‌دست نیامد تا چندین سال بعد که به‌علتی کف خیابان را خاک‌برداری می‌کردند و چرخ گم‌شده در عمق چندمتری زمین از زیر خاک بیرون آمد!
اما امروز ما در عصر تسخیر فضا زندگی می‌کنیم و تجدید آن اوضاع در خیابان‌های آسفالته شهر به‌هیچ‌صورت قابل دفاع نیست؛ درحالی‌که می‌بینیم خیابان‌ها و شوارع شهر تهران چه اصلی، چه فرعی، بر اثر چند نوبت بارندگی به‌صورت تأسف‌آوری صدمه دیده و اغلب به‌صورت سنگلاخی جلوه‌گر شده‌اند![8]
 

بودجه ۴۸ با ۱۱ درصد افزایش تقدیم مجلس شد

جراید امروز کشور نوشتند: در جلسه علنی امروز مجلس شورای ملی که ساعت 10 بامداد به ریاست آقای عبدالله ریاضی تشکیل گردید، آقایان ماهیار و بدر صالحیان از طرف فراکسیون پارلمانی حزب ایران نوین و آقای رامبد، لیدر فراکسیون پارلمانی حزب مردم، از طرف این حزب و آقای دکتر عاملی از طرف فراکسیون پارلمانی حزب پان‌ایرانیست، ده‌هزارمین روز سلطنت شاهنشاه آریامهر را شادباش گفتند.
در ساعت 9:45 آقای نخست‌وزیر به‌اتفاق آقایان وزرا وارد تالار جلسه علنی شد.
در این موقع آقای نخست‌وزیر پشت تریبون قرار گرفت و گفت: باران‌های مداوم از اواخر دی‌ماه تا 3 بهمن در منطقه خوزستان و فارس موجب گردید که رودخانه‌های خوزستان تماما و رودخانه «کر» در فارس به نحو بی‌سابقه‌ای طغیان نماید و خساراتی به بار آورد. در سال‌های عادی میزان بارندگی به‌طور متوسط در خوزستان از اول پاییز تا اوایل بهمن مجموعا ۱۲۰ میلی‌متر می‌باشد؛ در سال جاری این مقدار تا اول بهمن در اهواز ۲۵۰ میلی‌متر، در هفت‌تپه ۳۷۲ میلی‌متر، در دزفول ۲۷۱ میلی‌متر و در حمیدیه ۱۹۲ میلی‌متر بوده است.
نکته مهم این است که قسمت عمده این بارندگی در فاصله بین ۲۹ دی‌ماه تا 3 بهمن نازل شده؛ به‌طور مثال در هفت‌تپه از ساعت ۱۰ صبح تا 5 بعد از ظهر 2 بهمن، جمعا ۱۵۰ میلی‌متر باران نازل شده. با این وضع سطح آب رودخانه کارون در اهواز از ساعت ۹ صبح روز 1 بهمن 12 متر و 42 سانتی‌متر از سطح متوسط دریا [بود] و بعدا این مقدار به 17 متر و 70 سانتی‌متر رسید. همان‌طور که اطلاع دارید قسمتی از شهر را گرفت و دهات مجاور هم تحت محاصره قرار گرفت و بعدا هم طغیان آب به نزدیکی‌های خرمشهر رسید.
 

ضرورت احداث سدها و جبران خسارات

چون اظهارهایی در جراید ملاحظه کردم باید اینجا عرض کنم هرچند که دولت معتقد است قادر است که به کلیه امور رسیدگی کند، ولی هنوز دستگاه‌هایی که بتواند پیش‌بینی بکند که سیل چه موقعی می‌رسد نداریم و تا روزی که چهارده سد دیگر ایران ساخته خواهد شد متأسفانه در معرض خطر سیل خواهیم بود و شک و تردیدی نیست که اگر تصمیمات لازم در موقع خود گرفته نشده بود، خساراتی که این سیل به بار می‌آورد خیلی بیشتر بود.
 

تقدیم لایحه بودجه و اوضاع عمومی جهان

بار دیگر این افتخار نصیب من شده است که لایحه بودجه کل کشور را به مجلس شورای ملی تقدیم کنم.
لیکن قبل از بحث درباره بودجه سال ۱۳۴۸ لازم است اجمالا نگاهی به اوضاع عمومی جهان بیفکنیم؛ زیرا در عصر کنونی شرایط سیاسی و اقتصادی جهان آثار و عواقب خود را در خط‌مشی و کیفیت فعالیت‌های مناطق و کشورهای دنیا ظاهر می‌سازد.
 

سال بحران‌های سیاسی و اقتصادی در جهان

سالی که گذشت برای بسیاری از کشورها سال بحران‌های سیاسی و تزلزل و عدم ثبات داخلی بود و تشنجات منطقه‌ای و جنگ‌های داخلی خاصه در منطقه عربی خاورمیانه، خاور دور و آفریقا آثار نامطلوبی در صحنه بین‌المللی به بار آورد.
علاوه بر بحران‌های سیاسی و نظامی که اجتماعات جهان با آن روبه‌رو شدند، در سال ۱۳۴۷ وضع پولی کشورهای بزرگ صنعتی و هجوم برای خرید طلا دو بار دنیا را دچار بحران اقتصادی شدید ساخت. بسیاری از کشورهای صنعتی بزرگ برای برطرف ساختن کسری بودجه، مقابله با افزایش شدید قیمت‌ها و تعدیل کسری موازنه پرداخت‌های خود به سیاست‌های محدودکننده و ضدتورمی توسل جستند.
این وضع تا حدود زیادی از رشد و توسعه حجم بازرگانی جهان کاست و از جمله سبب شد که کشورهای در حال توسعه نتوانند درآمدهای صادراتی خود را که برای رشد سریع و بدون وقفه اقتصاد آنها جنبه حیاتی دارد به حد لزوم افزایش دهند و با آنکه برنامه جهانی دهه توسعه از هشت سال پیش امیدهای بسیار در مردم کشورهای در حال توسعه برانگیخته بود، سال گذشته این حقیقت را بالاخره نشان داد که حتی رسیدن به هدف رشد سالانه ۵ درصد در سال ۱۹۷۰ دیگر برای اکثریت قریب به اتفاق آنان امکان‌پذیر نخواهد بود. رشد بیشتر این کشورها در حدود ۳ درصد در سال بود که افزایش ۲ الی ۳ درصد جمعیت در بسیاری از موارد اثرات محدود انقلاب را خنثی کرد.
بااین‌همه می‌توان افتخار داشت که در این شرایط نامساعد جهانی کشور ما به رهبری خردمندانه پادشاهی که همه کوشش خود را در راه اعتلای میهن مبذول داشته‌اند فارغ از نگرانی‌ها کار سازنده و پیشرفت بی‌سابقه خود را با رشد سالانه‌ای بیش از دو برابر آنچه که سازمان ملل برای دهه توسعه پیش‌بینی کرده بود دنبال می‌کند و با بهره‌برداری از اصلاحات عمیقی که اجتماع ایران را دگرگون کرده است از ثبات سیاسی و پیشرفت اقتصادی بی‌سابقه‌ای برخوردار گشته است (نمایندگان: صحیح است).
 

عملکرد اقتصاد ایران در سال ۱۳۴۷ به روایت هویدا

اکنون اجمالا به شرح عملکرد اقتصاد ایران در سال ۱۳۴۷ که اولین سال برنامه عمرانی چهارم کشور است می‌پردازیم.
طبق ارقام مقدماتی پیش‌بینی می‌شود که رشد اقتصادی ایران در سال ۱۳۴۷ در حدود 12 درصد خواهد بود که برابر با بهترین ارقام رشد دوران برنامه عمرانی سوم است.
این رشد در شرایط ثبات نسبی قیمت‌ها به‌دست آمده و افزایش قیمت‌ها در حدود 5/ 1 درصد برآورد می‌شود. باید متذکر بود که رشد قابل ملاحظه اقتصاد ایران توأم با ثبات نسبی قیمت‌ها برای بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان کم‌نظیر است.
 

ویژگی‌های بودجه سال ۱۳۴۸ و امور دفاعی

سالی که گذشت در زمینه‌های عمده و اساسی اقتصاد ایران سال پربرکت و توأم با موفقیتی بود. مراقبت کامل بر شرایطی که رشد اقتصادی ایران را امکان‌پذیر ساخت و نیز همکاری بخش خصوصی و دولتی، موانعی را که طبیعتا در راه رسیدن به هدف‌های عالی اجتماعی و اقتصادی کشور پدید می‌آید به مقیاس وسیعی برطرف ساخت. لایحه بودجه سال ۱۳۴۸ چنان تنظیم شده است که اولویت‌های اساسی منظور شود و از سوی دیگر وقفه‌ای در آهنگ پیشرفت اجتماعی و اقتصادی کشور پدید نیاید.
در ابتدای سخنان خود اشاره کردم که بعضی از کشورها دچار بحران‌های سیاسی و عدم ثبات داخلی هستند که آثار و عواقب آن در روابط بین‌المللی تأثیر می‌کند.
در این شرایط دولت شاهنشاهی ایران با آنکه بارها حمایت و پشتیبانی خود را از ایجاد صلح و آرامش و همکاری بین‌المللی و عدم تجاوز و عدم مداخله در امور سایر کشورها با قاطعیت اعلام داشته است لیکن مادام که خلع سلاح عمومی عملی نشده است تقویت نیروهای دفاعی کشور را ضروری می‌داند (نمایندگان: صحیح است)؛ ازاین‌رو در تنظیم بودجه سال ۱۳۴۸ به نیازمندی‌های نیروی دفاعی توجه شد تا جامعه ایران بتوانند در محیط صلح و آرامش و اطمینان به کوشش خلاق و مسالمت‌آمیز خود برای تأمین یک زندگی مرفه و پایه‌گذاری زندگی بهتر برای نسل‌های آینده ادامه دهند.
در شرایط خاص جهانی که در آن زندگی می‌کنیم قدرت دفاعی و اقتصاد سالم لازم و ملزوم یکدیگرند و توجه به یکی و غفلت از دیگری عواقبی را به دنبال خواهد داشت که ناظر آثار تلخ آن در بعضی از کشورها بوده‌ایم.
 

ارقام کلی بودجه

بودجه کل کشور در سال ۱۳۴۸ بالغ بر 330 میلیارد و 301 میلیون و 349 هزار ریال می‌باشد که در آن بودجه جاری به میزان 7/ 112 میلیارد ریال به‌طور متعادل تنظیم گردیده است.
افزایش بودجه جاری در سال ۱۳۴۸ نسبت به سال جاری در حدود 11 درصد است. درباره بودجه جاری چند مطلب قابل ملاحظه و درخور توجه است:
اولا در سال ۱۳۴۸ پرداخت کلیه اوراق قرضه دفاعی که سررسید آن فرا می‌رسد تأمین شده است.
ثانیا برای اجرای قانون استخدامی کشوری مبلغ سه‌میلیارد ریال اعتبار در نظر گرفته شده است.
سرانجام باید به این نکته مهم توجه شود که بودجه سال ۱۳۴۸ به شکلی تنظیم شده و اجرای آن را خاصه از راه تخصیص اعتبارات چنان در نظر گرفته‌ایم که اگر درآمدهای بیشتری به‌دست آید مورد استفاده بودجه عمرانی قرار گیرد.[9]
 

کمیسیون عفو زندانیان فردا تشکیل می‌شود

کمیسیون عفو و بخشودگی زندانیان از فردا با شرکت نمایندگان دادسرای دیوان کیفر، زندان و دادرسی ارتش شاهنشاهی، زیر نظر آقای جوادی، رئیس اداره عفو و بخشودگی، به تقاضای زندانیان رسیدگی خواهد نمود.
این کمیسیون به مناسبت عید نوروز 13۴۸ عده‌ای از زندانیان را که واجد شرط باشند، پس از تصویب شاه مورد یک درجه عفو قرار خواهد داد.[10]
 

بازرسی لوکس‌فروشی‌ها آغاز شد

روزنامه «اطلاعات» نوشت: صبح امروز دو گروه بازرسی از طرف اداره کل گمرک برای بازدید از فروشگاه‌ها و لباس‌فروشی‌هایی که احتمال عرضه کالاهای لوکس در آنها می‌رفت اعزام گردید.
خبرنگار ما که با یکی از این گروه‌ها به یکی از لباس‌فروشی‌ها رفت گزارش داد که یک افسر شهربانی و یک خانم، که کارشناس پارچه بود، به اتفاق رئیس گروه از یک لباس‌فروشی و لوکس‌فروشی در شمال شهر دیدن کردند. اعضای گروه با نهایت آرامش و بدون اینکه کسی از این بازدید اطلاع داشته باشد لباس‌ها و پارچه‌های موجود را بازدید کردند، ولی در میان این اجناس کالاهای خارجی نیافتند.[11]
 

هجوم سیلاب به طرف خرمشهر همچنان ادامه دارد!

روزنامه «اطلاعات» نوشت: هجوم سیلاب به‌طرف خرمشهر همچنان ادامه دارد و با آنکه در جنوب شرقی خرمشهر برای تغییر مسیر سیلاب کانالی حفر شده است، آب با سرعت به‌طرف خرمشهر جریان دارد.
امروز ارتفاع سیلاب، که از طرف جنوب شرقی خرمشهر به طرف این شهر سرازیر است، 5 سانتیمتر بیشتر شده ولی مأمورین با تلاش فوق‌العاده‌ای اقدامات لازم را جهت پیشگیری از گسترش سیلاب انجام می‌دهند.
مهندسین و کارگران فنی شرکت نفت با مأمورین امدادی جهت جلوگیری از ورود سیل به اطراف گمرک همکاری دارند. هم‌اکنون کلیه روستاهایی که به محاصره سیل افتاده‌اند، تخلیه شده است.
جاده آسفالته مرزی ایران و عراق به کلی زیر سیلاب رفته است. دیروز چهارصد نفر از اهالی دهکده «سردنه» خرمشهر به وسیله مأموران امدادی نجات داده شدند. دویست نفر از اهالی دهکده «ویسه» نیز به دبستان پل‌نو واقع در مرز ایران و عراق انتقال یافتند.[12]
 

امیدواری به حل اختلافات ایران و عراق

کمیسیون‌های مشترک ایران و عراق برای بررسی جوانب مختلف مسائل موجود در روابط دو کشور و نیز ارائه پیشنهادات در حل‌وفصل اختلافات، که از روز گذشته کار خود را در بغداد آغاز کرد، امروز به جلسات خود ادامه داد.
در آغاز جلسه دیروز آقای عباس خلعتبری، معاون سیاسی وزارت خارجه و رئیس هیئت نمایندگی ایران، و آقای آل نئامه، معاون وزارت خارجه عراق و رئیس هیئت نمایندگی آن کشور، طی بیاناتی اظهار امیدواری کردند که این مذاکرات منتج به نتایج مثبتی گردد و روابط ایران و عراق را مستحکم‌تر کند.
معاون وزارت خارجه عراق گفت: تشکیل این جلسات دوستی تعبیری از روابط متین و پایدار کشورهای همجوار است. وی گفت خوشبختانه این جلسه پس از دیدوبازدیدهای دوستانه‌ای که میان مقامات برجسته دو کشور به‌عمل آمده تشکیل می‌شود. دیدار اخیر ژنرال التکریتی، معاون نخست‌وزیر عراق، و عبدالکریم شیخلی، وزیر خارجه عراق، از ایران یک محیط مناسب برای تشکیل این جلسات فراهم ساخته است.
رئیس هیئت نمایندگی عراق افزود که دولت متبوع وی همیشه آماده است که با حسن نیّت و در محیط تفاهم برای حل عادلانه مسائل فیمابین بر طبق منشور ملل متحد اقدام کند و با حسن نیّت و رغبت صادقانه ایران از خداوند خواستاریم که ما را در حل مسائل و مشکلات یاری کند.
در پاسخ به اظهارات رئیس هیئت نمایندگی عراق، آقای خلعتبری اظهار امیدواری به حل مشکلات ایران و عراق نمود و افزود با محیط حسن تفاهمی که اینک میان دو کشور وجود دارد حل این مشکلات مسلما امکان‌پذیر است. پس از پایان سخنان افتتاحیه، کمیسیون مشترک ایران و عراق جلسات خصوصی خود را تشکیل داد.[13]
 

رادیو مسکو: مجارستان در ایران کارخانه داروسازی تأسیس می‌کند

رادیو مسکو در یک تفسیر اقتصادی اعلام کرد: توسعه روابط اقتصادی با تمام کشورهای جهان از جمله کشورهای در حال توسعه خاورزمین بر اصول برابری کامل حقوق و احترام به حاکمیت منافع متقابل قرار دارد. یکی از نمونه‌های بارز همکاری ثمربخش کشورهای عضو شورای تعاون اقتصادی با کشورهای شرقی، روابط اقتصادی و بازرگانی با ایران است.
رادیو مسکو افزود: روابط ایران و شوروی با موفقیت تمام و با روح حسن همجواری و حسن تفاهم گسترش می‌یابد. رادیو مسکو خاطرنشان ساخت که مطبوعات ایران به‌کرات یادآور شده‌اند که شوروی سهم مهمی در امر صنعتی کردن ایران ادا می‌نمایند.
در مورد روابط تجاری بین ایران و کشورهای چکسلواکی، مجارستان و بلغارستان رادیو مسکو گفت: مبادلات ایران با لهستان در طی ده سال اخیر ده برابر گردیده و روابط تجاری بین ایران و لهستان بر اساس قراردادی است که در سال 19۶۵ برای مدت سه سال امضا شد و تا پایان سال 19۶۹ تمدید گردیده است. سال گذشته ایران قرارداد اقتصادی جدیدی با مجارستان منعقد نمود که به‌موجب آن چهل‌میلیون دلار برای مدت ده سال با بهره 5/ 2 درصد دریافت نموده است.
به‌موجب قراردادی که در سال 19۶۸ در پراگ به امضا رسید، در مدت پنج سال همه‌ساله حدود ۵۴ میلیون دلار در مقابل ۳۸ میلیون دلار مبادله بازرگانی بین دو کشور انجام خواهد گرفت.
در ایران با همکاری لهستان سه کارخانه قند ساخته شده و کارشناسان لهستانی در سال‌های اجرای چهارمین برنامه پنج‌ساله در احداث چند کارخانه دیگر قند و نیز در ساختمان یک کارخانه فولادریزی و چند کارخانه نساجی هم به ایران کمک خواهند نمود و کارخانه ماشین‌سازی تبریز که به کمک چکسلواکی در سال ۱۹۷۰ به کار خواهد افتاد.
رادیو مسکو اضافه کرد که با کمک کارشناسان فنی مجارستان یک کارخانه داروسازی در ایران احداث می‌گردد.[14]
 

«ایوب‌خان با جناح چپ افراطی مذاکره نمی‌کند»

«رویتر» از کراچی گزارش داد: به دنبال پیشنهاد پرزیدنت ایوب‌خان برای مذاکره با رهبران مسئول مخالف در مورد اصلاحات در قانون اساسی پاکستان، ناظران سیاسی عقیده دارند که ایوب‌خان جناح چپ افراطی را که در تظاهرات و اغتشاشات یک‌ماهه اخیر سهم اساسی داشته برای مذاکره نخواهد پذیرفت.
در تظاهرات پاکستان تاکنون ۶۱ نفر کشته شده‌اند و ارتش در پنج شهر بزرگ مستقر شده و ۱۷۰۰ نفر را توقیف کرده است.
ایوب‌خان در نطق خود گفت: جوانان پاکستان توسط دشمنان مملکت مورد سوءاستفاده قرار گرفتند و در نتیجه مبارزه سیاسی به‌صورت شورش، غارت و چپاول و آتش‌سوزی درآمد.[15]
 

عراق: به اعدام جاسوسان اسرائیل ادامه خواهیم داد!

خبرگزاری‌ها از قاهره گزارش دادند: به دنبال انتقاد دیروز روزنامه «الاهرام» چاپ قاهره از اعدام پانزده نفر در عراق، امروز وزیر اطلاعات عراق گفت: عراق در نظر دارد عده دیگری از جاسوسان را محاکمه و در صورت لزوم اعدام کند.
عبدالله سامرائی، وزیر تبلیغات عراق که وارد قاهره شده، در یک کنفرانس مطبوعاتی در قاهره گفت: در صورت لزوم باز هم جاسوسان خارجی در عراق به دار آویخته خواهند شد و تمام جهان هم نمی‌تواند ما را از این تلاش برای حفظ امنیت کشورمان بازدارد. وی تصریح کرد که عراق اجازه نمی‌دهد هیچ کشوری در امور داخلی آن مداخله کند. وی گفت: اعدام‌شدگان هفته پیش یهودی، مسیحی و مسلمان بودند و به علت جاسوسی برای اسرائیل به دار آویخته شدند نه برای مذهب و نژاد یا عقیده‌شان.
سامرائی با اشاره به انتقاد روزنامه الاهرام که نوشته بود موقع برای اعدام این عده مناسب نبود، گفت: این کار یک جشن نبود که موقع برای آن مناسب باشد؛ ما هیچ بی‌گناهی را به دار نیاویخته‌ایم، بلکه کسانی را اعدام کرده‌ایم که سبب قتل زنان و کودکان شده و در تأسیسات ما می‌خواسته‌اند خرابکاری کنند. وی بار دیگر اسرائیل را متهم کرد که برای تجاوز مجدد، از اعدام جاسوسان خود در عراق بهانه می‌تراشد.
روزنامه الاهرام دیروز به‌شدت از دولت عراق به‌مناسبت به دار آویختن اعدام‌شدگان در میدان‌های شهر انتقاد کرد و نوشت آویختن پانزده نفر در خیابان‌ها کار خوبی نیست و در عین حال اکنون وقت جشن گرفتن نمی‌باشد.
 

استقبال اسرائیل

دولت اسرائیل از انتقاد روزنامه الاهرام به عنوان زبان عبدالناصر از اعدام یهودیان در عراق استقبال کرد؛ بااین‌حال ابا آبان، وزیر خارجه اسرائیل، گفت: دولت مصر نباید فقط به حرف اکتفا کند، بلکه در عمل نیز باید مخالفت خود را با این‌گونه اعمال نشان دهد.
ابا آبان در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت که انتقاد قاهره از اقدام دولت عراق در مورد اعدام‌های دسته‌جمعی کافی نیست. وی ضمن تفسیر نوشته روزنامه الاهرام در مورد «اعدام جاسوسان» در بغداد و بصره گفت: بهتر آن بود که دولت مصر در روش خود نسبت به جامعه یهود تغییر می‌داد؛ زیرا در حال حاضر صدها یهودی بدون آنکه محاکمه شوند در زندان‌های مصر به‌سر می‌برند.[16]
 

انبار باروت خاورمیانه

روزنامه‌ «ساندی تلگراف» چاپ لندن نوشت: خاورمیانه در هفته گذشته در حالت شوم و نامبارک بالکان در نیم‌قرن پیش قرار گرفته و تبدیل به انبار باروت بین‌المللی شده بود. همان رقابت‌ها و نفرت‌هایی که در بالکان منجر به جنگ جهانی اول شد، اکنون در خاورمیانه وجود دارد.
اما در این جریان دو نشانه امیدبخش به چشم می‌خورد: یکی پیام اوتانت به چهار کشور بزرگ بود که برای حل مسئله خاورمیانه بحث کنند و روش مشترکی اتخاذ نمایند، و دیگر اینکه اسرائیل برخلاف معمول که پس از هر اقدام اعراب دست به حمله انتقامی می‌زد، این بار از حمله انتقامی در برابر اعدام یهودیان در بغداد خودداری کرد.[17]
 
صفحه اول روزنامه اطلاعات، 13 بهمن 1347
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. آیت‌الله علی‌اکبر فیض مشکینی به روایت اسناد ساواک، ص 133.
[2]. احمد کریمی آشتیانی فرزند علی در سال 1305 در آشتیان به دنیا آمد. پس از تحصیلات دوره دبستان در آشتیان برای تحصیل علوم دینی به قم رفته و به مدت هفت سال به تحصیل علوم دینی اشتغال داشت. وی در آخر سال 1328 از قم به تهران آمده و در حدود شش ماه در مسجد (مدرسه) مروی به تحصیل سپس در مدارس ملی مانند مدرسه جعفری شروع به تدریس نمود.
در سال 1330 در جوادیه دبستان ملی دیانت را تأسیس که امتیاز این دبستان به نام محمد خمسی، پدر همسرش، بوده در سال 1331 دبستان ملی دخترانه علوی و در سال 1337 دبیرستان ملی دیانت واقع در جوادیه را تأسیس نمود.
در سال 1341 امتیاز محضر رسمی شماره 441 را در جوادیه از ثبت اسناد اخذ و به کار محضرداری اشتغال ورزید. از سال 1329 تا بعد از کودتای 28 مرداد به منزل آیت‌الله کاشانی رفت وآمد و مراوده داشته و در سال 1331 در حدود دو ماه مدیر داخلی روزنامه هفتگی «روح آزاد»، که صاحب امتیاز آن ابراهیم حکمت بود، به عهده داشت.
با عضویت در حزب ملیون در آن حزب مشغول به فعالیت شد. از سال 1344 عضو حزب ایران نوین گردید و با هیئت‌های اعزامی این حزب به شهرستان‌ها رفته و در تشکیل شعبات حزبی آن حزب را یاری کرد. در 20 /7 /1347 از طرف حزب ایران نوین کاندید انجمن شهر گشته و انتخاب می‌گردد. وی عضو هیئت‌مدیره انجمن محلی جوادیه نیز می‌گردد.
در سال 1348 از طرف ساواک با عضویت وی در هیئت منصفه مطبوعات موافقت می‌شود.
در سال 1349 در پی جعل اسناد رسمی و استفاده از اسناد مجعول و معاملات معارض، کلاهبرداری و خیانت در امانت و صدور چک بی‌محل فراری می‌گردد که دستگیر و زندانی می‌شود.
رک: پرونده احمد کریمی آشتیانی در ساواک
[3]. علی‌اکبر گلچین‌فر فرزند علی سال 1279 در شهر تهران به دنیا آمد. نام خانوادگی وی قبلا یزدچی بوده است.
وی تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس ادامه داد و در رشته روزنامه‌نگاری از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. از سال 1305 کلاس‌های شبانه برای آقایان تأسیس کرد.
با توجه به حرفه روزنامه‌نگاری فعالیت مطبوعاتی نیز داشت. وی تألیفاتی از جمله فقه و سه جلد کتاب پیرامون فرهنگ را دارا بوده است.
گلچین‌فر در احزاب استقلال و ملیون فعالیت داشته است.
وی در زمان ریاست دبیرستان فرهمند به علت فروش سؤالات امتحانی خرداد 1348 بازداشت شد.
پس از آزادی از زندان گفت: «... در بازپرسی‌های متعدد از من می‌خواستند ارتباط دوستانه خود را با غلامرضا یمین، مدیرکل استان تهران، به اطلاع آنها برسانم، ولی من رابطه دوستانه خود را با نام‌برده تکذیب کردم و به این صورت نگذاشتم لطمه‌ای به یمین وارد شود».
در نظریه منبع ساواک که مورد تأیید قرار گرفته می‌خوانیم: «علی‌اکبر گلچین با یمین روابط کاملا دوستانه و محرمانه‌ای دارد و یکی از دلالان او شناخته می‌شود».
رک: پرونده علی‌اکبر گلچین در ساواک
[4]. زنان دربار به روایت اسناد ساواک؛ فرخ‌روی پارسای، ص 123.
[5]. چپ در ایران به روایت اسناد ساواک؛ حزب توده در خارج از کشور، ج 1، ص 268.
[6]. مهدی شیبانی، فرزند محمود محاسب‌الملک در سال 1294ش در تهران به دنیا آمد. وى پس از گذراندن تحصیلات ابتدایى و متوسطه در تهران، جهت ادامه تحصیل عازم آمریکا شد و پس از اخذ لیسانس کشاورزى به کشور بازگشت و در سال 1324 به خدمت دولت درآمد و رئیس اداره ماشین‌هاى کشاورزى، مدیر کل دفع آفات، نماینده مجلس شورا از کاشان، معاون نخست‌وزیر و سرپرست سازمان جلب سیاحان، پنج سال استاندار مازندران و.... شد. ساواک در سند بیوگرافى او آورده است: «فردى متواضع و مردم‌دار ولى ناوارد به کار و رفیق‌باز و قمارباز و همواره در پى تأمین منافع شخصى بوده است. گزارش‌هایی مبنى بر فساد جنسى وى نیز واصل گردیده است. در ضمن در شمال کشور سرگرم خرید و فروش اراضى بوده و با استفاده از موقعیت خود از سازمان‌ها و مؤسسات دولتى زمین‌هایى را به نام خود و فرزندانش خریدارى کرده و در مازندران به عنوان استاندار (مترى) مشهور بوده و جهت کارهاى خرید و فروش زمین واسطه‌هایى هم داشته است. در سیاست طرفدار سیاست غرب به‌ویژه آمریکا و از دوستان نزدیک علم، هویدا و ایادى و مورد توجه آنان بود. نام‌برده سابقا عضو حزب مردم نیز بوده است». مهدى شیبانى پس از بازنشستگى به آمریکا رفت.
[7]. عطاءالله خسروانی به روایت اسناد ساواک، ص 360.
[8]. اطلاعات، ۱۳ بهمن ۱۳۴۷، ص ۲.
[9]. همان، صص ۱ و ۴ و ۱۷؛ مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، 13 بهمن 1347؛ سخنان هویدا تلاشی کلاسیک برای «برجسته‌سازی تضاد» است. او با ترسیم تصویری تیره و تار از جهان (بحران، جنگ، تورم)، وضعیت ایران را به عنوان جزیره‌ای از ثبات و رفاه معرفی می‌کند. اگرچه بخشی از توصیفات او درباره وضعیت جهانی صحیح است، نتیجه‌گیری او درباره وضعیت ایران و پایداری آن، با داده‌های اقتصادی و سیاسی آن دوره همخوانی کامل ندارد و حاوی پنهان‌کاری‌های استراتژیک است.
 
در ادامه، این متن در چهار محور اصلی مورد بررسی قرار می‌گیرد:
۱. بزرگ‌نمایی بحران جهانی و کوچک‌نمایی وابستگی ایران
هویدا به‌درستی به بحران‌های پولی ۱۹۶۸ (هجوم برای خرید طلا و بحران پوند و دلار) و جنگ‌های منطقه‌ای (ویتنام، اعراب و اسرائیل) اشاره می‌کند، اما او این بحران‌ها را به گونه‌ای مطرح می‌کند که گویی اقتصاد ایران از آنها «ایمن» و «فارغ» است.
چالش: اقتصاد ایران در اواخر دهه 13۴۰ش به‌شدت در حال ادغام در اقتصاد جهانی و وابسته شدن به درآمدهای نفتی بود. بحران‌های پولی غرب مستقیما بر قدرت خرید درآمدهای نفتی ایران تأثیر می‌گذاشت. ایران در آن زمان برای تأمین مالی پروژه‌های عمرانی خود به واردات کالاهای سرمایه‌ای و تکنولوژی از همان «کشورهای بحران‌زده» وابسته بود. تورم در غرب به معنای گران‌تر شدن واردات برای ایران بود.
گزارش‌های بانک مرکزی ایران در سال‌های ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ نشان می‌دهد که با وجود رشد اقتصادی بالا، کسری موازنه پرداخت‌های ارزی ایران در حال افزایش بود و دولت مجبور به استقراض خارجی شده بود. ادعای «فارغ از نگرانی‌ها» با واقعیتِ نیاز فزاینده دولت به وام‌های خارجی برای پوشش هزینه‌های ارتش و عمران در تضاد بود.
 
۲. توهم «رشد پایدار» و نادیده گرفتن شکاف طبقاتی:
هویدا مدعی است که ایران رشد سالانه‌ای «بیش از دو برابر پیش‌بینی سازمان ملل» (یعنی بالای ۱۰ درصد) دارد و آن را ناشی از «اصلاحات عمیق» و «رهبری خردمندانه» می‌داند.
 
اگرچه آمار رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران در این دوره (برنامه عمرانی چهارم ۱۳۴۷-۱۳۵۱) بسیار بالا و خیره‌کننده بود (میانگین سالانه حدود ۱۳ درصد)، اما این رشد «متوازن» نبود. این رشد عمدتا ناشی از افزایش درآمدهای نفتی و سرمایه‌گذاری دولتی بود، نه بهره‌وری واقعی در صنعت یا کشاورزی.
هویدا به «اصلاحات عمیق» (اشاره به انقلاب سفید) اشاره می‌کند، اما از بیان پیامدهای منفی آن طفره می‌رود. اصلاحات ارضی اگرچه فئودالیسم سنتی را تضعیف کرد، نتوانست کشاورزی مدرن و مکانیزه را جایگزین کند. نتیجه این شد که سیل مهاجرت روستاییان به شهرها آغاز شد که در حاشیه شهرهای بزرگ (حلبی‌آبادها) ساکن شدند. این جمعیت مهاجر در آمارهای کلان رشد اقتصادی دیده می‌شدند، اما در واقعیت از رفاه اجتماعی بهره‌ای نداشتند.
یرواند آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» اشاره می‌کند که با وجود درآمدهای نفتی، شکاف طبقاتی در دهه‌های 13۴۰ و 13۵۰ش به‌شدت تعمیق شد و توزیع درآمد یکی از نابرابرترین‌ها در منطقه بود.
 
۳. انکار واقعیت تورم پنهان و فشارهای آتی:
هویدا می‌گوید کشورهای صنعتی برای مقابله با تورم به سیاست‌های محدودکننده روی آورده‌اند، اما تلویحا اشاره می‌کند که ایران با چنین مشکلی روبه‌رو نیست.
سال ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ نقطه آغازی برای فشارهای تورمی بود که در سال‌های بعد (دهه 13۵۰) منفجر شد. تزریق دلارهای نفتی به اقتصاد ایران بدون وجود زیرساخت‌های جذب سرمایه (ظرفیت بنادر، جاده‌ها، نیروی متخصص)، باعث ایجاد گلوگاه‌های اقتصادی شد.
هویدا بودجه‌ای را تقدیم می‌کرد که به‌شدت انبساطی بود و اتکای آن به نفت روزافزون می‌شد. او به جای هشدار درباره «بیماری هلندی» (آسیب دیدن تولید داخلی به دلیل وفور درآمد ارزی)، این وابستگی را به عنوان موفقیت جشن گرفت.
اقتصاددانانی مانند هوشنگ امیراحمدی و فرد هالیدی در تحلیل‌های خود از اقتصاد سیاسی ایران، ریشه‌های تورم لجام‌گسیخته دهه 13۵۰ را در همین سیاست‌های بلندپروازانه و نامتوازن اواخر دهه 13۴۰ می‌دانند که هویدا معمار اجرایی آن بود.
 
۴. ثبات سیاسی: آرامش قبل از طوفان:
هویدا با اطمینان از «ثبات سیاسی بی‌سابقه» سخن می‌گوید و آن را در تقابل با «تزلزل داخلی» سایر کشورها قرار می‌دهد.
این «ثبات سیاسی» ظاهری و حاصل سرکوب و انسداد سیاسی بود، نه رضایت عمومی یا مشارکت دموکراتیک. سال ۱۳۴۷ تنها سه سال پس از ترور حسنعلی منصور (نخست‌وزیر قبلی) و سوءقصد به شاه در سال ۱۳۴۴ بود.
در همین سال‌ها، جنبش‌های چریکی و دانشجویی زیرزمینی در حال شکل‌گیری بودند (مانند هسته‌های اولیه چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین خلق که چند سال بعد عملیات نظامی را آغاز کردند). فقدان دریچه‌های تنفسی سیاسی که هویدا آن را «ثبات» می‌نامید، در واقع انباشت نارضایتی بود که ده سال بعد به انفجار ۱۳۵۷ منجر شد.
گزارش‌های ساواک و اسناد منتشرشده پس از انقلاب نشان می‌دهد که حتی در سال ۱۳۴۷، دانشگاه‌ها و محافل روشنفکری ملتهب بودند و «ثبات» مورد ادعای هویدا صرفا با تکیه بر دستگاه امنیتی حفظ می‌شد، نه توسعه سیاسی.
 
نتیجه‌گیری
متن سخنرانی امیرعباس هویدا نمونه‌ای بارز از پروپاگاندای دولتی در عصر پهلوی دوم است. او با استفاده از تکنیک «مقایسه انتخابی»، نابسامانی‌های جهان را برجسته می‌کند تا مدیریت شاه و دولت خود را بی‌نقص جلوه دهد.
اگرچه آمارهای کمی (مانند نرخ رشد GDP) ادعای پیشرفت را تأیید می‌کردند، اما این متن عامدانه از پرداختن به «کیفیت رشد»، «توزیع نابرابر ثروت»، «وابستگی ساختاری به نفت» و «سرکوب سیاسی»، که زیربنای این ثبات ظاهری بودند، خودداری کرده است. تاریخ نشان داد که آن «جزیره ثبات» که هویدا توصیف می‌کرد، بر روی گسل‌های فعال اقتصادی و اجتماعی بنا شده بود.
[10]. اطلاعات، ۱۳ بهمن ۱۳۴۷، ص ۱۷.
[11]. همان‌جا.
[12]. همان‌جا.
[13]. همان، ص ۲۰.
[14]. همان، ص ۱۵.
[15]. همان، ص ۳.
[16]. همان، ص ۲.
[17]. همان‌جا.
 
https://iichs.ir/vdce7e8w.jh8pxi9bbj.html
iichs.ir/vdce7e8w.jh8pxi9bbj.html
نام شما
آدرس ايميل شما