[12] . همانجا؛
پیغام امروز، 16 دی 1347، صص 1 و 8؛ با سقوط حکومت قاجار و به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی ایران وارد دوران جدیدی شد. رضاشاه در دوران زمامداری خود برخی پروژههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در پیش گرفت که بعضی از آنها با رسوم، سنتها و آداب دینی و مذهبی مردم ایران در تضاد بود. یکی از مهمترین و جنجالبرانگیزترین پروژههای رضاشاهی مسئله کشف حجاب و منع پوشش اسلامی برای زنان و تغییر لباس مردان بود.
این پروژه، که شامل اجبار زنان به ترک پوشش اسلامی و ممنوع کردن ورود زنان با حجاب اسلامی به خیابانها و اماکن عمومی و غربی کردن لباسهای مردان بود، با واکنشهای بسیاری از طرف مراجع تقلید و روحانیون و سایر اقشار مذهبی و حتی غیر مذهبی ایران مواجه شد.
رک: علیرضا امینی،
تحولات ساسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی، تهران، صدای معاصر، 1381، ص 40.
اما پروژه کشف حجاب تنها مختص ایران نبود و بهطور همزمان در دو کشور همسایه ایران نیز دنبال شد. این مسئله در ترکیه بهوسیله
آتاتورک و در افغانستان بهوسیله شاه امانالله غازی پیگیری شد. در این مقاله به بررسی این موضوع در این سه کشور همسایه خواهیم پرداخت.
رضاشاه و مسئله کشف حجاب
یکی از مسائلی که در زمان رضاشاه پهلوی اجرا شد و با مقاومت طیفهای مختلف مردمی روبهرو گردید، مسئله کشف حجاب و ممنوع اعلام کردن پوشش و حجاب اسلامی در سطح کشور بود که هم شامل جلوگیری از پوشش اسلامی زنان و ترویج پوشش غربی بود و هم شامل تغییر لباس مردان و گسترش سبک پوشش غربی در میان آنان. در راستای این مسئله در نخستین روزهای دیماه 1307 قانون لباسهای متحدالشکل در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و رضاشاه در سال 1310 دستور داد بیحجابی اجرایی شود.
رک: حمید بصیرتمنش، «روند کشف حجاب و واکنش روحانیان»، فصلنامه تخصصی
تاریخ معاصر ایران، سال اول، ش 2 (تابستان 1376)، ص 78.
مسائلی از قبیل حضور و فعالیت خارجیان در جامعه ایران، تأسیس مدارس خارجی و فعالیت گسترده در ایران، بازگشت فرزندان اشراف و دانشجویانی که جهت تحصیل به خارج از کشور مهاجرت کرده بودند، انتشار مطبوعات متأثر از فرهنگ غربی (رک: مهستی ابوذرجمهری و همکاران،
نشست تخصصی کشف حجاب، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1384، صص 136-140) و مهمتر از همه سفر رضاشاه پهلوی به ترکیه و تأثیرپذیری وی از آتاتورک مهمترین دلایل پیگیری سیاست کشف حجاب توسط رضاشاه پهلوی در این زمان بود.
رضاشاه برای ترویج بیحجابی و کشف حجاب در جامعه نخست از خانواده خود و سایر دولتمردان شروع کرد و برای آغاز این روند، همراه همسر و دخترانش بدون حجاب در مراسم جشن فارغالتحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی شرکت کرد.
رک: ابراهیم ذوالفغاری، «کشف حجاب زنان»، فصلنامه
مطالعات تاریخی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ش 3 (تابستان 1383)، ص 220.
رضاشاه در این مراسم دیدگاه خود را در رابطه با کشف حجاب این گونه توضیح داده است: «... شما زنها باید این روز را که روز سعادت و موفقیت شماست روز بزرگی بدانید!»
رک: موسسه فرهنگی قدر ولایت،
حکایت کشف حجاب: تهاجم فرهنگی غرب و کشف حجاب، تهران، انتشارات موسسه فرهنگی قدر ولایت، 1378، ص 25.
رضاشاه در جایی دیگر و خطاب به وزرا این گونه گفته است: «ما باید صوره و سنتا غربی بشویم و باید در قدم اول کلاهها تبدیل به شاپو بشود و نیز باید شروع به رفع حجاب زنها نمود و چون برای عامه مردم دفعتا مشکل است اقدام کنند، شما وزرا و معاونین باید پیشقدم شوید...». رک: مرتضی جعفری و همکاران،
واقعه کشف حجاب، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، چ دوم، 1373، صص 23-24.
بنابراین پروژه کشف حجاب در اواسط دوران زمامداری رضاشاه پهلوی آغاز گردید و به طرق مختلف و از جمله از طریق زور و خشونت پیگیری شد و با فراز و نشیبهای فراوان تا پایان حکومت رضاشاه ادامه داشت. این مسئله در زمان محمدرضاشاه نیز با غربی کردن جامعه ایران و... دنبال میشد، اما در تمام این دوران همواره حرکتهایی از میان روحانیون و سایر اقشار مردم برای مقابله با آن صورت میگرفت و مردم از اجرای آن ممانعت میکردند.
کشف حجاب و لباس متحدالشکل، ابزاری برای دولت پهلوی بود تا ارزشها و هنجارهای مورد نظرش را در سراسر کشور ترویج کند، اما در جهتِ مخالف، جامعه بهمثابه هدفِ قانونگذاریهای سیاسی، با این پدیده و روش اجرای آن به مخالفت برخاست. کشف حجاب به تنهایی بهعنوان یک پدیده نمیتوانست صورت بگیرد. بررسیها در بعد اجتماعی نشاندهنده شکست حکومت پهلوی اول از نیل به مقصودی دارد که برای پروژه کشف حجاب متصور شده بود. در اولین سطح، کشف حجاب امنیتزدایی از نهاد خانواده و تهدید آن را در پی داشت. جامعه ایران (زن و مرد) مهمترین نهاد کشور خود، یعنی خانواده، را در معرض خطر میدیدند. ناامنی در جامعه ایران و تلاشهای بیرحمانه حکومت برای کشف حجاب به محبوس شدن زنان در خانه منجر شد. در حقیقت نمود دیگر نبود امنیت در جامعه ایران را باید در رفتارهای پرخاشگرایانه حکومت و تمایل زنان به خارج نشدن از خانه دید. در سطح کلانتر کشف حجاب و اقدامات اجرایی برای آن به امنیتزدایی از ساحت نمادین جامعه منجر شد. به عبارتی دیگر آن جهان نمادینی که حکومت پهلوی از آن در جهت همآمیختگی جامعه و دولت بهره میبرد ناامن جلوه کرد و همزمان به تنفر از حکومت عمق بخشید.