گزارش ساواک از مخالفت روحانیون با اعزام زنان به خدمت سربازی/ تلاش ساواک برای به‌کارگیری یکی از عوامل ترور شاه!/ این فرد استحقاق عفو و بخشودگی را ندارد!/ معاون وزیر خارجه برای حل مشکلات بین دو کشور به عراق می‌رود!/ بازدیدهای شاه و فرح در هند/ تعطیلی مدارس شدت شیوع آنفلوآنزا را کاهش می‌دهد/ مدارس در عمل فلج شده‌اند!/ نصب کرسی برای زلزله‌زدگان/ شهردار تهران: برای برف و یخبندان تهران نتوانستیم به‌موقع اقدام کنیم!/ درجه‌بندی مرده‌ها!/ مشکلات برف/ نخست‌وزیر نطق مهمی ایراد می‌کند/ مرکز اساتید بازنشسته در دانشگاه تهران/ در دادگاه چهارده‌نفری/ تجلیل از کشف حجابِ رضاخانی در جلسه سنا!/ روزنامه «اطلاعات»: خاک بحرین خشک است و طمعی به آن نداریم!/ اعدام جاسوس اسرائیل در مصر!/ دومین جنازه آموزگاران مغروق دیروز از آب جزیره مینو گرفته شد
16 دی 1347

 

گزارش ساواک از مخالفت روحانیون با اعزام زنان به خدمت سربازی

بر اساس یک سند ساواک به تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۴۷، یکی از منابع این سازمان در حوزه علمیه مشهد، از گفت‌وگو و اظهارات برخی طلاب درباره انتشار اعلامیه‌ای علیه دولت گزارش داده است.
این سند با موضوع «چاپ و انتشار اعلامیه» حاکی از آن است که در تاریخ ۱۲ دی‌ماه ۱۳۴۷، شیخ محمدحسین صدری، طلبه مدرسه نواب، در حجره‌ای در مدرسه نواب و در حضور جمعی از طلاب دیگر از جمله سیدمحمد موسوی، به نقل از فردی به نام شیخ رضا مهامی، اعلام کرده که اعلامیه‌ای در نجف اشرف از سوی آیات عظام خمینی، محلاتی شیرازی، مرعشی نجفی و قمی منتشر شده است.
محتوای گزارش‌شده این اعلامیه، مخالفت شدید با «اعزام دوشیزگان مسلمان به خدمت سربازی» و هشدار نسبت به خطراتی است که به موجب آن «عفت و عصمت و ناموس» دختران مسلمان را تهدید می‌کند. در این اعلامیه ادعا شده که روحانیون قبلا در سال ۱۳۴۵ نسبت به چنین اقدامی هشدار داده بودند و حالا خواستار جلوگیری از این «عمل شنیع و نامشروع» شده و اعلام تنفر خود را از این «قانون کثیف» اعلام کرده‌اند.
در پایان اظهارات، گوینده از حضار خواسته تا محرمانه بودن این موضوع را حفظ کنند.
ساواک در ذیل گزارش، به سوابق برخی از افراد نام‌برده اشاره کرده و در مورد شیخ محمدحسین صدری ذکر نموده که سابقه مضره (سوء پیشینه) بایگانی‌شده‌ای از وی به‌دست نیامده است.[1]
 

تلاش ساواک برای به‌کارگیری یکی از عوامل ترور شاه!

بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 16 دی 1347 در مورد «بهمن فره‌وشی» فرزند منوچهر «در مورد جلب همکارى نام‌برده با ساواک با وى مذاکراتى صورت گرفت، ولیکن مشارالیه ضمن ابزار علاقه‌مندى به همکارى با ساواک اظهار داشت؛ چون قصد تحصیل دارم لذا قادر نخواهم بود که نظریات ساواک را در این زمینه تأمین نمایم ولى چنانچه به مسائلى از وضع دانشجویان برخورد نمودم و یا اینکه نظریاتى در جریان بهبود وضع دانشجویان داشته باشم به ساواک اطلاع خواهم داد. علی‌هذا خواهشمند است دستور فرمایید با توجه به نامه شماره 52407 /311-11 /8 /46 کماکان اعمال و رفتار نام‌برده را تحت مراقبت قرار داده و از نتیجه اقدامات معموله این اداره کل را آگاه سازند».
در ذیل این سند دستور داده شده است: با توجه به سابقه پیوست از نام‌برده بالا شناسایى و مراقبت نموده و مراتب را گزارش نمایید.[2]
 

این فرد استحقاق عفو و بخشودگی را ندارد!

بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 16 دی 1347 درباره «منصور پورکاشانى فرزند محمد» «محترما به عرض می‌رساند پدر نام‌برده بالا اخیرا نامه‌اى به حضور جناب آقاى نخست‌وزیر تقدیم داشته و ضمن آن تقاضاى عفو فرزند خود را که به اتهام داشتن مرام اشتراکى محکومیت یافته، نموده است. نامه مزبور از طریق جناب آقاى نخست‌وزیر به منظور اظهار نظر ساواک ارائه گردیده و اینک به شرح زیر خلاصه‌اى از پیشینه نام‌برده را ضمن نظریه به استحضار می‌رساند».
در بخش «خلاصه پیشینه» این سند آمده است: شخص یادشده از دانشجویان فعال ایران در انگلستان بود که پس از مراجعت به ایران به اتفاق عده‌اى دیگر از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هاى انگلستان مخفیانه شروع به فعالیت کمونیستى به پیروى از تز چین نموده‌اند و نشریاتى نیز در همین زمینه چاپ و توزیع کرده‌اند. شخص یادشده فوق با متهمین حادثه کاخ مرمر ارتباط داشته و به همین علت همراه متهمین مزبور دستگیر و به اتهام داشتن مرام اشتراکى به هشت سال زندان محکوم گردیده است.
در «نظریه» این سند آمده است: با عرض مراتب فوق و با توجه به اینکه شخص یادشده در حال حاضر تعصب خویش را نسبت به عقاید کمونیستى حفظ نموده و در زندان نیز فعالیت‌هاى تبلیغاتى را دنبال می‌نماید استحقاق عفو و بخشودگى را ندارد.[3]
 

معاون وزیر خارجه برای حل مشکلات بین دو کشور به عراق می‌رود!

برای ادامه مذاکرات ایران و عراق در جهت حل مشکلات در روابط دو کشور، آقای عباسی خلعتبری، معاون سیاسی وزارت خارجه، هفته آینده در رأس یک هیئت بیست‌نفری رهسپار بغداد خواهد شد.
این هیئت در حقیقت اعضای شرکت‌کننده در کمیته‌های هفتگانه مشترک ایران و عراق می‌باشند و معاون سیاسی وزارت خارجه پس از گفت‌وگوهای مقدماتی و احیانا تشکیل اولین جلسات کمیته‌های مذکور به تهران بازمی‌گردد و دیگر اعضای هیئت ایرانی مذاکرات خود را با مقامات عراقی در بغداد دنبال خواهند کرد.
هنوز در مورد تشکیل یا ادامه جلسات کمیته‌ها در تهران تصمیمی گرفته نشده و تصمیم نهایی در این مورد به مذاکرات بغداد موکول گردیده است.
اعضای هیئت ایران مرکب از نمایندگان وزارت خارجه از جمله آقای اسفندیار نوائی، رئیس اداره اول سیاسی، رئیس اداره عهود وزارت خارجه و دیگر نمایندگان سازمان‌های مختلف کشوری می‌باشند.[4]
 

بازدیدهای شاه و فرح در هند

جراید امروز کشور نوشتند: شاهنشاه آریامهر و علیا حضرت شهبانو فرح امروز در ادامه دیدار دوازده‌روزه رسمی از هند، شهر اودی‌پور واقع در پانصد کیلومتری جنوب شرقی دهلی را به سوی شهر صنعتی «جمشیدپور» ترک کردند. شاهنشاه در این شهر از کارخانه عظیم ذوب‌آهن هند دیدن کرده و همکاری‌های ایران و هند در این زمینه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
هم‌زمان با عزیمت اعلیحضرتین از دهلی، بانو گاندی، نخست‌وزیر هند، نیز برای شرکت در کنفرانس سران کشورهای مشترک‌المنافع رهسپار لندن گردید.
نخست‌وزیر هند در فرودگاه دهلی در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران تأکید کرد که دولت هند از هرگونه کوششی برای توسعه روابط با ایران فروگذار نخواهد کرد.
شخصیت برجسته سیاسی هند همچنین تأیید کرد که مذاکرات دو کشور برای فروش آمونیاک ایران به هند به ارزش ۹۷ میلیون لیره استرلینگ در جریان است. این آمونیاک در کارخانه کودشیمیایی که قرار است به‌وسیله یک بخش خصوصی به نام «تاتا» در هند ایجاد گردد، به‌مصرف برسد.[5]
 

تعطیلی مدارس شدت شیوع آنفلوآنزا را کاهش می‌دهد

پزشکان تهران امروز اعلام کردند احتمال دارد بارش برف امروز از شدت شیوع و سرایت بیماری آنفلوآنزا در تهران بکاهد و اگر مردم مواظب خود باشند و در صورت ابتلا به این بیماری استراحت کافی بکنند، امکان دارد تا چند روز دیگر بیماری در تهران ریشه‌کن شود و این در صورتی است که از کودکان و دانش‌آموزان نهایت مراقبت و مواظبت به‌عمل آید و از شیوع بیشتر بیماری در بین آنان کاملا جلوگیری شود.
مدیر یکی از درمانگاه‌های خصوصی در این زمینه به خبرنگار بهداشتی «اطلاعات» گفت: «روزانه پنجاه تا شصت نفر بیمار مبتلا به آنفلوآنزا، که شدت بیماری آنها قابل ملاحظه است، به این درمانگاه مراجعه می‌کنند. با توجه به اینکه کسالت ویروسی است، درمانی برایش کشف نشده است. ما غیر از اینکه برای این عده توصیه‌های بهداشتی بکنیم و استفاده از قرص‌های مسکن را تجویز نماییم، کار دیگری از دستمان ساخته نیست.
با وجود این، بارش برف اخیر در تهران احتمال دارد جلو سرایت بیماری را بگیرد و این امر بیشتر به این علت است که گردوغبار و کثافات هوا موقتا گرفته می‌شود و هوای تمیز در جلوگیری از شیوع بیماری تأثیر خواهد داشت».
 

تعداد زیاد دانش‌آموزان و معلمان بیمار

مدیر یکی از دبستان‌های دخترانه تهران درباره شیوع آنفلوآنزا در آموزشگاه‌ها اظهار داشت: «هم‌اکنون در حدود ۴۰ درصد از دانش‌آموزان ما به‌علت کسالت ناشی از این بیماری در خانه‌های خود استراحت کرده‌اند و همچنین عده قابل توجهی از معلمین و کارکنان دفتری نیز به همین علت به‌اجبار نتوانسته‌اند سر کار بیایند. با توجه به اینکه اکثر خیابان‌ها نیز به‌علت بارش برف بند آمده است، هم‌اکنون که ساعت ۱۰ صبح است برنامه و دروس آموزشگاه تقریبا فلج شده است».
در چند دبستان و دبیرستان دیگر نیز که خبرنگار «اطلاعات» با مسئولین آنها تماسی گرفت، تقریبا عده قابل توجهی از دانش‌آموزان و کارکنان به علت ابتلا به آنفلوآنزا ترجیح داده بودند که در خانه‌های خود استراحت کنند.
 

مدارس در عمل فلج شده‌اند!

آقای حسینی، کفیل یکی از دبستان‌های پسرانه جنوب شهر، دراین‌باره اظهار داشت: «واقعیت این است که در این چند روز گذشته مدارس عملا فلج شده است. عده زیادی از محصلین به علت ابتلا به آنفلوآنزا نتوانسته‌اند در کلاس حاضر شوند و آن عده نیز که به مدرسه آمده‌اند به‌علت کسالت آموزگاران، غالبا معلم ندارند.
اشکال کار در این است که وجود یک کودک مبتلا به آنفلوآنزا کافی است که تمام دانش‌آموزان کلاس را مبتلا سازد و به علت اینکه عده مبتلایان زیاد است، کنترل دقیق نیز نمی‌توان کرد».
جمعی از اولیای دانش‌آموزان و همچنین عده‌ای از مسئولان مدارس نیز با مراجعه به روزنامه «اطلاعات» و یا در گفت‌وگوی تلفنی مطالبی شبیه آنچه آقای حسینی به آن اشاره کرده است عنوان کردند و پیشنهاد نمودند با توجه به وضع و شرایط موجود و در نظر گرفتن این مسئله که کار مدارس به‌علت شیوع بیماری آنفلوآنزا عملا فلج است، وزارت آموزش و پرورش ترتیبی بدهد که مدارس به صورت رسمی مدت یک هفته تعطیل شوند و به این صورت از سرایت بیماری و نیز نامرتبی وضع آموزشگاه‌ها جلوگیری کند.[6]
 

نصب کرسی برای زلزله‌زدگان

صلیب سرخ افغانستان امروز طی تلگرافی که به جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران مخابره کرد نسبت به حادثه زلزله اخیر خراسان و خساراتی که بار آورده است اظهار همدردی کرد.
به دستور آقای نخست‌وزیر امروز هیئتی مرکب از کارشناسان مهندسان وزارت آبادانی و مسکن به منظور رسیدگی به خسارات وارده به خانه‌های قرای زلزله‌زده اسفراین به خراسان عزیمت کرد.
سخنگوی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران امروز گفت: به موجب گزارش سرپرست عملیات امدادی جمعیت در منطقه زلزله‌زده اسفراین، اقدامات امدادی برای کمک به آسیب‌‌دیدگان به نحو رضایت‌بخشی در جریان است؛
ضمنا به منظور مقابله با سرمایی که در منطقه بروز نموده است، تعداد بیشتری وسایل گرماده نفت‌سوز در اختیار آسیب‌دیدگان گذاشته شده است و با توجه به شرایط خاص محل، توزیع ذغال و نصب کرسی در داخل چادرها آغاز گردیده است.[7]
 

شهردار تهران: برای برف و یخبندان تهران نتوانستیم به‌موقع اقدام کنیم!

انجمن شهر تهران دیشب به پیشنهادهای شهرداری در مورد ساختمان گورستان، خرید اتومبیل و درختکاری رأی داد. در این جلسه، چهارمین معاون شهرداری معرفی شد و پیرامون برف و مسدود شدن خیابان‌ها و استخدام ده پلیس ساختمان مذاکراتی به‌عمل آمد. این جلسه به ریاست آقای فرهودی تشکیل شده بود.
 

درختکاری

در این موقع پیشنهاد شهرداری در مورد شش‌میلیون ریال اعتبار اضافی برای درختکاری مطرح شد و با آن موافقت گردید.
شهردار برنامه شهرداری را در این مورد تشریح کرد و گفت: در خیابان‌ها درخت چنار و در میدان‌ها کاج کاشته می‌شود.
آن‌گاه گزارش مربوط به گورستان تهران مطرح شد. رئیس انجمن گفت: مسئله گورستان یکی از مطالبی است که در مطبوعات ما زیاد بحث می‌شود و می‌نویسند در گورستان‌ها جایی نیست و این نگرانی برای زنده‌هاست و روی این اصل از مدیرعامل گورستان تهران دعوت کرده‌ایم که در این مورد گزارشی به انجمن بدهد.
آقای یوسفی‌نژاد، مدیرعامل گورستان، ضمن بیان تاریخچه اقدامات شهرداری در زمینه ساختمان گورستان تهران گفت: گورستان تهران به صورت تجاری اداره می‌شود و زیر نظر هیئت‌مدیره‌ای که دادستان، معاون شهرداری، مدیرعامل پارک‌ها، مدیرکل بهداری و یک روحانی عضو آن هستند اداره خواهد شد.
ناطق گفت: گورستان تهران در کهریزک واقع است و برای سی سال آینده تهران کافی است و افزود که برای ساختن این مؤسسه مورد احتیاج عمومی، سه میلیون و یکصد و چهل هزار متر مربع زمین خریداری شده، طرح آن از طریق مسابقه زیر نظر انجمن آرشیتکت‌ها داده شده است.
در این گورستان امور درخت‌کاری و گل‌کاری، برق، محوطه‌سازی، ساختمان و امور فنی در دست آماده شدن است و دو حلقه چاه عمیق حفر شده، نیمی از محوطه گورستان نیز درخت‌کاری می‌گردد و در هر بلوک گورستان یک نوع درخت کاشته خواهد شد و سراسر گورستان به صورت باغی بزرگ درخواهد آمد.
مدیرعامل گورستان اعلام داشت که تا آخر بهمن چراغ‌های گورستان روشن می‌شود و سپس ساختمان سالن‌های سوگواری، سردخانه، غسالخانه، امور اداری، بانک، آمار و سرویس شروع خواهد شد.
در گورستان مرکز پرورش گل و گل‌فروشی، محل انجام تشریفات شرعی آماده می‌شود و امر انتقال جسد از خانه و بیمارستان با کسب نظر و اجازه بازماندگان به‌وسیله مأموران اداره گورستان انجام خواهد شد.
برای گورستان بیست آمبولانس و چند اتومبیل تشریفاتی خریداری می‌شود و برای حمل جنازه و تشییع فقط از این وسایل استفاده خواهد شد.
آقایان سلیمی‌پور و دکتر تفضلی کریمی در مورد نرده‌های گورستان و مرده‌خورها، گنجایش گورستان، گورستان‌های محلات دیگر تهران، مسئله گورستان اقلیت‌ها، مسئله سوزاندن اجساد اقلیت‌ها سؤالاتی مطرح کردند که از طرف مدیرعامل پاسخ لازم داده شد و گفته شد که چون در شمیرانات اراضی شنزار است نمی‌شود جسد به خاک سپرد و برخلاف اصول شرع و بهداشت است و درباره گورستان‌های خصوصی اعلام گردید که به موجب قانون این گورستان‌ها متروکه اعلام می‌شود و در مورد برداشتن نرده‌ها از روی قبور نیز تصمیمات اتخاذ شده اعلام گردید.
 

درجه‌بندی مرده‌ها!

در مورد بلوک‌بندی گورستان، انجمن شهر به شهرداری ایراد گرفت و نمایندگان گفتند که در گورستان همه باید یکسان باشند و تقسیم‌بندی شهرداری را که مرده‌ها را درجه‌بندی کرده بود رد نموده و اعلام داشتند که مسلمان باید در شرایط برابر خاک شود و به این ترتیب درجه‌بندی گورستان به بلوک‌های درجه اول و دوم و سوم رد و منتفی گردید.
شهردار تهران در این جلسه سرلشکر بازنشسته زهدی را به سمت معاون دفاع غیرنظامی شهرداری معرفی کرد و به پیشنهاد استخدام ده نفر دیپلمه به سمت پلیس ساختمان رأی گرفتند و تصویب شد.
 

مشکلات برف

آقای یعقوبی در مورد مشکلات ناشی از برف در خیابان‌های تهران و شمیرانات بحث کرد و تذکراتی داد و افزود که ریزش برف موجب بسته شدن راه تهران ـ شمیران و زحمت مردم شده است.
شهردار گفت: امروز به‌موقع نتوانستیم برای رفع مشکلات اقدام کنیم و اشکالات کار را برشمرد و گفت: دستور داده شد تا ماشین‌آلات شهرداری در برابر کلانتری‌ها و نواحی شهرداری کشیک داده و از نیمه‌شب کار خود را شروع کنند.[8]
 

نخست‌وزیر نطق مهمی ایراد می‌کند

جراید امروز کشور نوشتند: عصر چهارشنبه نخست‌وزیر در فراکسیون پارلمانی حزب ایرانِ نوین نطق مهمی ایراد خواهد کرد.
این نطق حاوی مسائل اقتصادی، سیاسی و عمرانی خواهد بود و عملکرد یک‌ساله دولت حزبی در این نطق به اطلاع اعضای فراکسیون خواهد رسید.
معمولا آقای نخست‌وزیر هر سال در موقع تسلیم بودجه مجلسین گزارشی از کارهای انجام‌شده دولت می‌دهد و در آن ضمن توضیحاتی درباره کارهای انجام‌شده سال گذشته، هدف‌های اقتصادی و عمرانی سال بعد را نیز تشریح خواهد کرد.
نخست‌وزیر قبل از آنکه این گزارش را به مجلس بدهد طبق رویه حزبی خلاصه‌ای از نکات اصلی گزارش را طی نطقی در فراکسیون حزب اعلام خواهد نمود.
آقای خسروانی، دبیرکل حزب، در جلسه دیشب فراکسیون گفت: هویدا، نخست‌وزیر، در جلسه چهارشنبه فراکسیون حضور خواهد یافت و درباره برنامه‌های عمرانی مملکت و مسائل سیاسی روز گزارشی به اعضای فراکسیون خواهد داد.
با توجه به این نکته که نخست‌وزیر پس از بازگشت از مسافرت اخیر و مذاکرات با مقامات فرانسه و آمریکا هنوز در هیچ‌یک از مراجع رسمی نطقی ایراد نکرده، لذا احتمال داده می‌شود که از این مذاکرات مطلبی در اجلاس فراکسیون عنوان گردد.
قسمت دیگر نطق که مربوط به برنامه‌های عمرانی مملکت است، بیشتر مربوط به امور عمرانی سال آینده خواهد بود که قسمت اعظم آنها را بودجه کل سال ۱۳۴۸ معلوم خواهد کرد. اگرچه این مسائل هنوز رسما مطرح نشده، اما مسائل نامعلومی هم نیست. به هر صورت، محافل پارلمانی حزب اکثریت منتظرند که نخست‌وزیر در نطق چهارشنبه خود در مورد امور عمرانی و سیاسی مطالب تازه‌ای عنوان کند.
 

لیدر اکثریت

دیروز دفتر سیاسی حزب ایران نوین طبق اساسنامه تعداد حوزه‌های پارلمانی را که اعضای آن همه اعضای فراکسیون حزب اکثریت است به پانزده حوزه افزایش داد و پانزده مسئول برای آن تعیین کرده است و به اعضای فراکسیون اعلام کرد که در هر حوزه که خودشان مایل‌اند اسم‌نویسی کنند.
روز چهارشنبه گروه پارلمانی حزب اکثریت اقدام به تعیین هیئت رئیسه فراکسیون خواهد کرد.
از آنجایی که آقای خواجه‌نوری دیشب رسما کناره‌گیری خود را اعلام کرد، در فراکسیون حزب پیش‌بینی می‌شود آقای مهندس ارفع به‌جای خواجه‌نوری به سمت لیدر فراکسیون انتخاب گردد. در جلسه چهارشنبه علاوه بر انتخاب لیدر فراکسیون، قائم‌مقام و منشی و اعضای دیگر هیئت‌رئیسه فراکسیون نیز انتخاب خواهند شد.[9]
 

مرکز اساتید بازنشسته در دانشگاه تهران

بنا به اظهار آقای دکتر اسماعیل صادقی، مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی دانشگاه تهران، به منظور استفاده بیشتر از اساتید دانشمندی که به علت احراز مقام بازنشستگی استفاده مستمر از خدمات علمی برجسته ایشان میسر نیست، مرکزی در دانشگاه تهران تأسیس می‌شود.
این مرکز از کلیه اساتید دانشمند بازنشسته علاقمند در حدود مقدورات برای سخنرانی و تدریس و مشاوره و تألیف کتاب‌ها استفاده خواهد کرد.[10]
 

در دادگاه چهارده‌نفری

صبح امروز هفتمین جلسه دادگاه چهارده نفر متهمین پرونده مرام اشتراکی به ریاست تیمسار سرتیپ آگهیان در دادرسی ارتش تشکیل شد.
در این جلسه، دادستان دادگاه سرهنگ توکلیان در رد مدافعات متهمین و وکلای مدافع آنان صحبت نمود و استدلال نمود مجرمیت این چهارده نفر که در کیفرخواست عنوان شده است محرز است.[11]
 

تجلیل از کشف حجابِ رضاخانی در جلسه سنا!

در ساعت 11 بامداد امروز جلسه علنی مجلس سنا پس از یک جلسه خصوصی که سه‌ربع ساعت طول کشید به ریاست سناتور جعفر شریف‌امامی تشکیل شد.
خانم شمس‌الملوک مصاحب در نطق پیش از دستور اظهار داشت: ۳۴ سال قبل رضاشاه کبیر جامعه زنان ایرانی را از قید سنگین محرومیت و پرده تاریک ظلمت رهایی بخشید و وظیفه ما زنان ایرانی است که درودی بی‌پایان نثار روح آن رادمرد بزرگ بنماییم.
ناطق در دنبال سخنان خود گفت: اهمیت روز 17 دی 1314 بیشتر از آن جهت بود که تسهیلات فوق‌العاده به نسبت آن روز در توسعه آموزش و پرورش جامعه زن ایرانی از لحاظ ایجاد و بسط مدارس دخترانه، ورود دختران به دانشگاه و ورود آنان به خدمات فرهنگی، اجتماعی و عمومی، فصل تازه‌ای در مقابل جامعه زن ایرانی گشود و جا دارد بار دیگر به نمایندگی از طرف جامعه زنان ایران به روح پر فتوح رضاشاه کبیر درود بفرستیم و دوام و بقای سلطنت باعظمت شاهنشاه آریامهر و خاندان جلیل سلطنت را از درگاه پروردگار متعال مسئلت کنم.[12]
 

روزنامه «اطلاعات»: خاک بحرین خشک است و طمعی به آن نداریم!

روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله شماره امروز خود نوشت: شرح مصاحبه مطبوعاتی شاهنشاه را در دهلی نو دیروز به نظر خوانندگان عزیز رساندیم و همان طور که ملاحظه فرمودید این مصاحبه چه از لحاظ محتوی و موضوع، چه از حیث صراحت و قاطعیت لحن شاهنشاه در پاسخگویی به سؤالات مختلف حائز بسی اهمیت است.
از جمله مسائلی که در جلسه مصاحبه طرح شد و شاهنشاه به تفصیل و تصریح پیرامون آن اظهار عقیده فرمودند موضوع دعاوی ایران بر بحرین و سرنوشت خلیج فارس بعد از خروج نیروی نظامی انگلیس بود. در پاسخ این سؤال که اعلیحضرت راجع به همکاری ایران و عربستان سعودی در منطقه خلیج فارس و همچنین درباره قضیه بحرین چه عقیده دارند و برای مسئله اخیر بالاخص چه راه حلی پیشنهاد می‌کنند، شاهنشاه اظهار فرمودند: «ما هم‌اکنون با عربستان سعودی روابط دوستانه‌ای داریم و هر دو کشور معتقدند که آینده خلیج فارس منحصرا مربوط به کشورهای همجوار خلیج فارس می‌باشد، اما درباره بحرین اولین بار است که من رسما سخن می‌گویم و دقیقا به شما و به سؤالاتی که در این زمینه می‌کنید پاسخ می‌دهم. این جزیره 150 سال پیش به وسیله انگلیس‌ها از وطن ما جدا شد و حرف ما این است که حال که آنها می‌خواهند بروند، تخلیه نواحی خلیج فارس باید واقعی و اساسی باشد و اگر انگلیس‌ها از در جلو خارج می‌شوند نباید از در عقب وارد شوند. ما نمی‌توانیم بپذیریم جزیره‌ای که توسط انگلیسی‌ها از کشور ما جدا شده توسط ایشان ولی به حساب ما به کسان دیگر داده شود».
این قسمت از بیانات شاهنشاه تشریح سیاست عمومی دولت و ملت ایران است در قبال مسئله بحرین. برای اینکه ما هیچ وقت روی جدایی بحرین از خاک ایران صحه نگذاشته‌ایم و اگرچه تحت حمایت سیاست خارجی یک حکومت دست‌نشانده امور بحرین را در قبضه دارد و عملا نزدیک به 150 سال می‌شود که رابطه بحرین با سرزمین اصلی ایران گسسته شده است، مع‌هذا 1500 سال هم که بگذرد چون نفس عمل یک عمل غاصبانه است، عامل زمان و عوامل دیگر هیچ‌کدام موجب تنفیذ این اقدام به عنف و غصب نمی‌شود. پس یک روزی خواه ناخواه می‌بایستی به وضع نابه‌سامان فعلی جزیره بحرین خاتمه داده شود و سیستمی که مولود یک وضعیت غیرطبیعی است و در شرایط خاصی بر مردم بحرین تحمیل شده است عوض شود. آن روز هم به نظر ما همان روزی است که دولت انگلیس تصمیم دارد قوای نظامی خود را از خلیج بیرون ببرد و به اصطلاح علت وجودی اوضاعی مثل وضعیت کنونی بحرین منتفی می‌شود و دلیلی ندارد وقتی علت از میان می‌رود معلول سرجای خود باقی بماند.
اما نکته مهم در مصاحبه شاهنشاه قسمت اخیر بیانات ایشان است که می‌فرمایند: «ایران از سوی دیگر پیوسته به این سیاست خود دلبستگی داشته است که هرگز برای به دست آوردن اراضی و امتیازات ارضی علی‌رغم تمایلات مردم آن سامان به زور متوسل نشود و من می‌خواهم بگویم اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند، ما هرگز به زور متوسل نخواهیم شد».
گفتیم که ما رژیم کنونی بحرین را یک رژیم طبیعی نمی‌دانیم و در زمینه مشکلات و اختلافات ارضی همیشه طرفدار انصاف و مخالف تعصب بوده و هر جا مواردی از این قبیل پیش آمده که پای سرنوشت مردمی بعد از یک دوران غیرطبیعی در میان بوده، ایران مراجعه به آرای مردم را برای تعیین تکلیف و سرنوشت خودشان پیشنهاد و تجویز و تأکید کرده است. مسئله بحرین از لحاظ ارضی برای ما چندان اهمیتی ندارد به جهت آنکه ایران آن‌قدر از حیث خاک غنی است که ده برابر جمعیت کنونی این کشور نیز می‌توانند برای خودشان در خاک ایران فضای حیاتی داشته باشند و در مقابل این خاک زرخیز و سرشار از منابع طبیعی که بیش از دو سوم آن دست‌نخورده و بکر باقی مانده است، خاک خشکی مثل بحرین نمی‌تواند ایران را به طمع توسعه‌طلبی تحریص کند. نظر اصولی ما متوجه حق حاکمیت مردم بحرین است که 150 سال مسلوب و لگدمال شده و حالا که موجبات برای اعاده این حق به مردم جزیره بحرین فراهم می‌شود ما نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم اجازه دهیم چنین فرصتی به لیت و لعل از کف برود و بعد از رفتن قوای بیگانه از خلیج فارس باز هم سرنوشت بحرین و مردم بحرین لاینحل و بلاتکلیف باقی بماند.[13]
 

اعدام جاسوس اسرائیل در مصر!

روزنامه الاهرام گزارش داد توفیق شکری، یکی از سربازان مصری که از ارتش مصر فرار کرده و برای اسرائیل جاسوسی می‌کرد، امروز تیرباران گردید.
وی در دادگاه نظامی قاهره محکوم به مرگ شده بود. شکری هنگامی که می‌خواست از کانال سوئز گذشته و اطلاعات جدیدی به مقامات نظامی اسرائیل بدهد، توسط نیروی دریایی مصر دستگیر شده بود.[14]
 

دومین جنازه آموزگاران مغروق دیروز از آب جزیره مینو گرفته شد

روزنامه «اطلاعات» نوشت: به‌طوری که قبلا به اطلاع خوانندگان عزیز رسید، به علت واژگون شدن «بلم» حامل چند تن از دوشیزگان آموزگار پیکار با بی‌سوادی در جزیره مینو، شش تن از معلمین پیکار با بی‌سوادی غرق شدند و تنها جسد یکی از آنان ۲۴ ساعت بعد به‌دست آمد.
عصر روز گذشته به مأمورین مربوطه اطلاع رسید که جسد یکی دیگر از مغروقین به نام دوشیزه زینب چرامی در نزدیکی جزیره مینو بر روی آب افتاده است. مأمورین با اطلاع از جریان بلافاصله عازم محل مذکور شدند و جسد آموزگار مغروق را از آب گرفتند. فعالیت برای یافتن جسد آموزگار دیگر همچنان ادامه دارد.[15]
 
 
صفحه اول روزنامه اطلاعات، 16 دی 1347
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ استان خراسان رضوی، ج 6، ص 119؛ ساواک مرکز پس از اطلاع از امکان توزیع چنین اعلامیه‌هایی در سطح کشور، ازجمله شهرهای مشهد و قم، به ساواک‌های تهران، فارس، قم و اصفهان طی نامه 100273 /316 ـ 21 /10 /47 اعلام می‌کند: «طبق اطلاع واصله اخیرا اعلامیه‌ای به امضای [آیات] خمینی، محلاتی شیرازی، نجفی مرعشی و قمی در عراق چاپ و به ایران ارسال گردیده و قرار است در شهرستان‌های تهران، قم، اصفهان، شیراز توزیع گردد و در این اعلامیه ضمن هشدار مسلمانان، از اعزام دوشیزگان به خدمت سربازی شدیدا انتقاد گردیده است. ملاحظات: جهت اطلاع و تحقیق پیرامون صحت‌وسقم موضوع صدور اعلامیه موصوف از طرف نام‌بردگان مراقبت دقیق در این زمینه و اعلام نتیجه».
[2] . ترور شاه؛ حادثه کاخ مرمر به روایت اسناد ساواک، ص 538.
[3] . همان، ص 522.
[4] . اطلاعات، 16 دی 1347، صص 1 و 4.
[5] . همان‌جا.
[6] . همان، ص 4. 
[7] . همان‌جا.
[8] . همان، صص 1 و 4؛ پیغام امروز، 16 دی 1347، ص 8.
[9] . اطلاعات، 16 دی 1347، ص 20؛ پیغام امروز، 16 دی 1347، صص 1 و 4.
[10] . اطلاعات، 16 دی 1347، ص 17؛ پیغام امروز، 16 دی 1347، ص 8.
[11] . اطلاعات، 16 دی 1347، ص 17.
[12] . همان‌جا؛ پیغام امروز، 16 دی 1347، صص 1 و 8؛ با سقوط حکومت قاجار و به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی ایران وارد دوران جدیدی شد. رضاشاه در دوران زمامداری خود برخی پروژه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در پیش گرفت که بعضی از آنها با رسوم، سنت‌ها و آداب دینی و مذهبی مردم ایران در تضاد بود. یکی از مهم‌ترین و جنجال‌برانگیزترین پروژه‌های رضاشاهی مسئله کشف حجاب و منع پوشش اسلامی برای زنان و تغییر لباس مردان بود.
 این پروژه، که شامل اجبار زنان به ترک پوشش اسلامی و ممنوع کردن ورود زنان با حجاب اسلامی به خیابان‌ها و اماکن عمومی و غربی کردن لباس‌های مردان بود، با واکنش‌های بسیاری از طرف مراجع تقلید و روحانیون و سایر اقشار مذهبی و حتی غیر مذهبی ایران مواجه شد.
رک: علیرضا امینی، تحولات ساسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی، تهران، صدای معاصر، 1381، ص 40.
اما پروژه کشف حجاب تنها مختص ایران نبود و به‌طور هم‌زمان در دو کشور همسایه ایران نیز دنبال شد. این مسئله در ترکیه به‌وسیله آتاتورک و در افغانستان به‌وسیله شاه امان‌الله غازی پیگیری شد. در این مقاله به بررسی این موضوع در این سه کشور همسایه خواهیم پرداخت.
 
رضاشاه و مسئله کشف حجاب
یکی از مسائلی که در زمان رضاشاه پهلوی اجرا شد و با مقاومت طیف‌های مختلف مردمی روبه‌رو گردید، مسئله کشف حجاب و ممنوع اعلام کردن پوشش و حجاب اسلامی در سطح کشور بود که هم شامل جلوگیری از پوشش اسلامی زنان و ترویج پوشش غربی بود و هم شامل تغییر لباس مردان و گسترش سبک پوشش غربی در میان آنان. در راستای این مسئله در نخستین روزهای دی‌ماه 1307 قانون لباس‌های متحدالشکل در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و رضاشاه در سال 1310 دستور داد بی‌حجابی اجرایی شود.
رک: حمید بصیرت‌منش، «روند کشف حجاب و واکنش روحانیان»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، سال اول، ش 2 (تابستان 1376)، ص 78.
مسائلی از قبیل حضور و فعالیت خارجیان در جامعه ایران، تأسیس مدارس خارجی و فعالیت گسترده در ایران، بازگشت فرزندان اشراف و دانشجویانی که جهت تحصیل به خارج از کشور مهاجرت کرده بودند، انتشار مطبوعات متأثر از فرهنگ غربی (رک: مهستی ابوذرجمهری و همکاران، نشست تخصصی کشف حجاب، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1384، صص 136-140) و مهم‌تر از همه سفر رضاشاه پهلوی به ترکیه و تأثیرپذیری وی از آتاتورک مهم‌ترین دلایل پیگیری سیاست کشف حجاب توسط رضاشاه پهلوی در این زمان بود.
رضاشاه برای ترویج بی‌حجابی و کشف حجاب در جامعه نخست از خانواده خود و سایر دولتمردان شروع کرد و برای آغاز این روند، همراه همسر و دخترانش بدون حجاب در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی شرکت کرد.
رک: ابراهیم ذوالفغاری، «کشف حجاب زنان»، فصلنامه مطالعات تاریخی، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ش 3 (تابستان 1383)، ص 220.
رضاشاه در این مراسم دیدگاه خود را در رابطه با کشف حجاب این گونه توضیح داده است: «... شما زن‌ها باید این روز را که روز سعادت و موفقیت شماست روز بزرگی بدانید!»
رک: موسسه فرهنگی قدر ولایت، حکایت کشف حجاب: تهاجم فرهنگی غرب و کشف حجاب، تهران، انتشارات موسسه فرهنگی قدر ولایت، 1378، ص 25.
رضاشاه در جایی دیگر و خطاب به وزرا این گونه گفته است: «ما باید صوره‌ و سنتا غربی بشویم و باید در قدم اول کلاه‌ها تبدیل به شاپو بشود و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه‌ مردم دفعتا مشکل است اقدام کنند، شما وزرا و معاونین باید پیش‌قدم شوید...». رک: مرتضی جعفری و همکاران، واقعه کشف حجاب، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، چ دوم، 1373، صص 23-24.
 بنابراین پروژه کشف حجاب در اواسط دوران زمامداری رضاشاه پهلوی آغاز گردید و به طرق مختلف و از جمله از طریق زور و خشونت پیگیری شد و با فراز و نشیب‌های فراوان تا پایان حکومت رضاشاه ادامه داشت. این مسئله در زمان محمدرضاشاه نیز با غربی کردن جامعه ایران و... دنبال می‌شد، اما در تمام این دوران همواره حرکت‌هایی از میان روحانیون و سایر اقشار مردم برای مقابله با آن صورت می‌گرفت و مردم از اجرای آن ممانعت می‌کردند.
کشف حجاب و لباس متحدالشکل، ابزاری برای دولت پهلوی بود تا ارزش‌ها و هنجارهای مورد نظرش را در سراسر کشور ترویج کند، اما در جهتِ مخالف، جامعه به‌مثابه هدفِ قانون‌گذاری‌های سیاسی، با این پدیده و روش اجرای آن به مخالفت برخاست. کشف حجاب به تنهایی به‌عنوان یک پدیده نمی‌توانست صورت بگیرد. بررسی‌ها در بعد اجتماعی نشان‌دهنده شکست حکومت پهلوی اول از نیل به مقصودی دارد که برای پروژه کشف حجاب متصور شده بود. در اولین سطح، کشف حجاب امنیت‌زدایی از نهاد خانواده و تهدید آن را در پی داشت. جامعه ایران (زن و مرد) مهم‌ترین نهاد کشور خود، یعنی خانواده، را در معرض خطر می‌دیدند. ناامنی در جامعه ایران و تلاش‌های بی‌رحمانه حکومت برای کشف حجاب به محبوس شدن زنان در خانه منجر شد. در حقیقت نمود دیگر نبود امنیت در جامعه ایران را باید در رفتارهای پرخاشگرایانه حکومت و تمایل زنان به خارج نشدن از خانه دید. در سطح کلان‌تر کشف حجاب و اقدامات اجرایی برای آن به امنیت‌زدایی از ساحت نمادین جامعه منجر شد. به عبارتی دیگر آن جهان نمادینی که حکومت پهلوی از آن در جهت هم‌آمیختگی جامعه و دولت بهره می‌برد ناامن جلوه کرد و هم‌زمان به تنفر از حکومت عمق بخشید.
[13] . اطلاعات، 16 دی 1347، ص 2.
[14] . همان‌جا.
[15] . همان، ص 5.
 
https://iichs.ir/vdcaeenu.49ni015kk4.html
iichs.ir/vdcaeenu.49ni015kk4.html
نام شما
آدرس ايميل شما