سازمان زنان ایران، یکی از نهادهای اجتماعی بود که در نتیجه بروز شرایط خاص فرهنگی، سیاسی در جامعه ظهور کرد. شکل‏گیری چنین نهادهایی نیازمند تغییر و تحول در زندگی اجتماعی و اندیشه انسانی است. به همین دلیل، تشریح عملکرد و ماهیت سازمان مذکور، نیازمند بررسی پیشینه‏های عمیق اجتماعی و تأثیر و تأثرات جامعه ایرانی از دیگر جوامع بشری...
آشنایی مختصر با سازمان زنان
حمیرا رنجبر عمرانی
 
سازمان زنان ایران، یکی از نهادهای اجتماعی بود که در نتیجه بروز شرایط خاص فرهنگی، سیاسی در جامعه ظهور کرد. شکل‏گیری چنین نهادهایی نیازمند تغییر و تحول در زندگی اجتماعی و اندیشه انسانی است. به همین دلیل، تشریح عملکرد و ماهیت سازمان مذکور، نیازمند بررسی پیشینه‏های عمیق اجتماعی و تأثیر و تأثرات جامعه ایرانی از دیگر جوامع بشری است.
  حیات اجتماعی زنان در طول تاریخ، فراز و نشیب‏های بسیاری را پشت سر گذاشته و در اثر حوادث تاریخی، متحول شده است. وظایف و نقش‏های خاص و متعددی که زنان در جامعه پذیرای آن شده‏اند، تأثیر بسیاری بر آداب و فرهنگ و اخلاق گذاشته است.   در نخستین جوامع انسانی، اهمیت و جایگاه افراد به نقش اقتصادی آنان و شرکت در تولید احتیاجات خانواده بستگی داشت. با گسترش روابط اقتصادی، عملکرد افراد از محدوده خانوار فراتر رفت. هرچه فعالیت‏های اقتصادی، اجتماعی از شکل ابتدایی و محدود، خارج شد، نقش اقتصادی افراد نیز پیچیدگی و تنوع بیشتری یافت. تحولات بزرگی که در اروپا به وقوع پیوست چون شکل‏گیری نظام فئودالیسم، خروج از فئودالیسم، شکل‏گیری جامعه سرمایه‏داری، آغاز دوران رنسانس، تحولات سیاسی و انقلاب‏های بزرگ نظیر انقلاب صنعتی انگلیس، تغییرات عمده‏ای را در زندگی ایشان فراهم ساخت. مهم‏ترین این تحولات، انقلاب صنعتی بود که بسیاری از ساختارها و روابط اجتماعی را متحول کرد. در پی این رویداد زنان به عرصه صنعت وارد شدند. چنان‏که ویل دورانت می‏نویسد:   انقلاب صنعتی در درجه اول، موجب شد که زن نیز صنعتی بشود؛ آن هم تا بدان پایه که بر همه نامعلوم بود و هیچ کس خواب آن را هم ندیده بود. زنان، کارگران ارزان‏تری بودند و کارفرمایان، آنان را بر مردان سرکش سنگین‏قیمت ترجیح می‏دادند. یک قرن پیش در انگلستان، کار پیدا کردن برای مردان دشوار گشت. اما اعلان‏ها از آنان می‏خواست که زنان و کودکان خود را به کارخانه‏ها بفرستند... نخستین قدم برای آزادی مادربزرگ‏های ما، قانون 1882م بود؛ به موجب این قانون، زنان بریتانیای کبیر از آن پس از امتیاز بی‏سابقه‏ای برخوردار می‏شدند و آن اینکه پولی را که به دست می‏آوردند، حق داشتند برای خود نگه دارند. این قانون عالی اخلاقی و مسیحی را کارخانه‏داران مجلس عوام انگلیس وضع کردند تا بتوانند زنان انگلستان را به کارخانه‏ها بکشانند!1   در پی حضور زنان در فعالیت‏های اجتماعی و صنعتی، تحمیل‏ها و فشارهای بسیاری بر آنان وارد شد. زنان نیز با اعتصاب‏ها و تظاهرات کارگری نسبت به شرایط خود اعتراض کردند. برجسته‏ترین اقدام آنان، تأسیس جمعیت‏های مختلف بود که اولین حرکت جمعی، هدفدار و سازماندهی شده از طرف زنان محسوب می‏شد و محدود به یک حوزه جغرافیایی معین و تعداد خاصی از زنان عضو همان جمعیت خاص بود. 2   پس از انقلاب صنعتی، بروز دو جنگ جهانی، تأثیر عمیقی بر حیات اجتماعی زنان در اروپا و به دنبال آن در آمریکا گذاشت. در طی این دوران، به دلیل حضور مردان در جبهه‏های جنگ، اهمیت زنان در کارخانه‏ها، به ویژه کارخانه‏های اسلحه‏سازی دو چندان شد و صاحبان سرمایه مجبور شدند برای بهره‏گیری بیشتر از نیروی زنان، مزایایی چون دستمزد بالاتر، ایجاد مراکز رفاهی مانند مهد کودک‏ها، مزایای حقوقی، کار نیمه‏وقت برای مادران و ... را برای کارگران زن در نظر بگیرند. اما پس از پایان جنگ و بازگشت مردان از جبهه، حتی در دوران بازسازی پس از جنگ، روند حذف تدریجی زنان، به ویژه از مشاغل مهم آغاز شد. بار دیگر، زنان به عنوان نیروی دوم در بازار کار مطرح شدند. به همین دلیل، حرکت‏های معترض و مخالف با وضعیت زنان در جوامع شکل گرفت. به این ترتیب، زن کارگر مطیع و ارزان‏قیمت دیروز به نیرویی معترض و خواهان حقوق اجتماعی جدید در جمعیت‏های زنان تبدیل شد،3 بسیاری از حرکت‏های مخالف با سیاست‏های روز را در جوامع مختلف، رهبری می‏کردند.   سیاستمداران سده بیستم در قبال این تحولات منفعل نماندند و با پی‏گیری یک سیاست تبلیغاتی جهانی، بسیاری از حرکت‏های اصلاح‏طلبانه را تحت‏الشعاع قرار دادند. به این ترتیب که خود، منادی عدالت اجتماعی و برابری شدند و با تدوین قوانین به ظاهر انسانی، وجه دیگری از بهره‏کشی را در فرهنگ سرمایه‏داری غربی با عناوین بشردوستانه به نمایش گذاشتند و در این راه، سازمان‏ها و مؤسسات متعددی را به خدمت گرفتند. در این تغییر، بسیاری از جمعیت‏های زنان نیز تحولات عمده‏ای را پذیرا شدند و حتی برخی از آنان به خدمت اهداف و مضامین سرمایه‏داری در آمدند. اساسی‏ترین هدف در طرح‏های مذکور، به خدمت گرفتن هرچه بیشتر و بهتر نیروهای انسانی، اعم از زن و مرد در سیستم‏های اقتصادی حاکم بود. البته این سیاست‏ها بعد از مدتی به یک دستورالعمل عام تبدیل شدند که با عناوین برابری و آزادی در نظام غربی مورد تبلیغ قرار گرفت و منشأ بسیاری از تحولات در کشورهای مختلف گردیده و نهادها و سازمان‏های جدیدی را به وجود آوردند. یکی از این نهادها، جمعیت‏های زنان بود. در ایران نیز جمعیت‏های زنان پس از طی یک سلسله تحولات اجتماعی شکل گرفتند و در طی زمان، متحول شدند. الگوی آرمانی این جمعیت‏ها، دستیابی به آزادی‏ها و برابری‏های جامعه غربی بود. در صورتی که زمینه‏های فکری، فرهنگی و تاریخی جامعه ایران و جوامع غربی از اساس متفاوت بودند. به منظور شناخت بیشتر این نقاط اشتراک و افتراق، بررسی اجمالی روند رشد جمعیت‏های زنان، ضروری به نظر می‏رسد. از همین رو، بخش اول مبحث سازمان زنان ایران به بررسی اجمالی نقش اجتماعی زن در غرب اختصاص یافته است.   اما در جامعه ایرانی، نقش اجتماعی زنان با علل و عوامل متعدد تاریخی و سیاسی، مرتبط بوده است. به همین دلیل، برای شناخت سازه‏های زندگی اجتماعی و بافت فرهنگی زن ایرانی، بخش دوم به بررسی اجمالی حیات اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی زنان در دو مقطع پیش از اسلام و پس از اسلام اختصاص یافته است که ممیزه‏های خاصی را در نوع فعالیت‏های زنان در این روزها مشخص می‏سازد. در کنار روند کلی حوادث در زمان‏های مختلف، برخی از رویدادها نقش برجسته‏تری نسبت به حوادث دیگر داشته‏اند. مهم‏ترین این حوادث، تغییر و تحولاتی است که از اواسط دوران قاجاریه رخ داد و تغییرات بسیاری را اعم از سیاسی و فرهنگی در ایران به وجود آورد که بخشی از این تغییرات، به زندگی زنان اختصاص داشت. عواملی همچون انتشار مطبوعات، تغییر سیستم آموزشی و عمومیت یافتن آن، و وقوع انقلاب مشروطه، از جمله این تغییرات بودند.   به دنبال وقایع مذکور، فعالیت‏های زنان از شکل انفرادی در محدوده خانواده خارج شد و در بخش محدودی به فعالیت‏های اجتماعی اختصاص یافت. تا این زمان، حضور زنان در اجتماعات، محدود و پراکنده و بدون سازماندهی مشخص بود. ورود زنان به مبارزات علنی با حاکمیت ازجمله جنبش تحریم تنباکو و مشروطه‏خواهی سبب شد تا شکل جدیدی از حضور اجتماعی زنان متجلی شود که تا این زمان، نظیر نداشت. مهم‏ترین نمود آن در تشکیل جمعیت‏های زنان و گسترش فعالیت‏های فرهنگی آنان، به ویژه در آموزش و پرورش بود. در این زمان تعداد بیشتری از دختران و زنان به مدارس وارده شده و آموزش و تحصیل مکتب‏خانه‏ای به تحصیل در مدارس به شکل عمومی تغییر یافت. در شیوه‏های جدید آموزشی، مفاهیم و اندیشه‏های جدیدی به محصلان القاء می‏شد که ریشه در فرهنگ آموزشی غربی داشت. این شیوه‏ها که با اقتباس از روش‏های تحصیل در غرب تدوین شده بودند، القائات و تفکراتی را در خود نهفته داشتند که سبب شد، بسیاری از فارغ‏التحصیلان آن، به طرفداران تغییر ساختاری جامعه از سنتی به مدرن تبدیل شوند و تنها راه نجات و پیشرفت جامعه را در بهره‏گیری از الگوهای زندگی و تفکر غربی بدانند. همین افراد، به تدریج در مراکز فرهنگی و خدماتی به خدمت گرفته شدند و به این ترتیب، تفکر مزبور در سازه‏های اجتماعی متبلور شد. بخش سوم کتاب، روند شکل‏گیری این عوامل را مشخص می‏سازد.   دستیابی رضاخان به قدرت و تأسیس سلسه پهلوی با توجه به ماهیت حکومت و اندیشه حاکم بر آن که به سیاست‏های دولت‏های غربی وابسته بود، سبب شد که برنامه‏ریزی‏های تجددگرایی در رأس سیاست‏های حکومت قرار بگیرد. بخش عمده این تجددگرایی به زندگی اجتماعی زنان، اختصاص می‏یافت. اصلی‏ترین برنامه سوق دادن زن ایرانی به سمت فرهنگ غربی، خط‏مشی برداشتن حجاب بود که با اجرای آن زندگی زن ایرانی، تغییرات عمده‏ای را پذیرا شد: در نخستین گام، با تغییر شکل پوشش، در زمره مصرف‏کنندگان کالاهای غربی درآمد؛ چرا که تغییر در پوشش، تحولات بسیاری را در جوانب زندگی فردی و اجتماعی به وجود آورده و در مراحل گسترش این طرح، زنان به عرصه فعالیت‏های اجتماعی، اعم از صنعتی (صنایع مونتاژ وابسته) و خدماتی راه یافتند. به منظور پیشبرد سیاست‏های ضد حجاب، ابزارهای متفاوتی به خدمت گرفته شدند که تحت عناوین آزادی، تمدن، اجرای حقوق زنان، این برنامه را تبلیغ می‏کردند. مهم‏ترین ابزارها، جمعیت‏های زنان بودند که از ابتدای قدرت‏گیری رضاشاه از سوی وی حمایت شده بودند و در اجرای برنامه‏های کشف حجاب، به ارائه خدمات تبلیغاتی و آموزشی پرداختند. علاوه بر این، روزنامه‏ها و مجلات به ابزارهای تبلیغاتی سیاست‏های حکومت تبدیل شدند و در اوایل دوران پهلوی رشد فزاینده‏ای پیدا کردند. برخی از آنان نیز در اختیار جمعیت‏ها قرار گرفتند. جمعیت‏هایی که در مرحله نخست حیات با شعارهای حفظ شعائر اسلامی در ارتقای فرهنگی زنان ایران مشروعیت اجتماعی خود را به دست آورده بودند، به سرعت تغییر جهت داده و جذب فعالیت‏های تبلیغاتی در طرح‏های حکومتی شدند. پس از مدتی، حکومت با هدف تجهیز بیشتر نیروهای تجددخواه و رسمیت بخشیدن به حرکت‏های تجددخواهی، اقدام به تأسیس کانون بانوان کرد. این اولین جمعیت زنان بود که از طرف حکومت حمایت علنی می‏شد. در کنار تأسیس این کانون، حرکت‏های ضد حجاب از طرف حکومت آغاز شد. نیروهای کانون، اغلب زنان طرفدار الگوبرداری از غرب و تجددخواهی بودند. به این ترتیب، از یک سو زور و ارعاب حکومت و از سوی دیگر، فعالیت‏های تبلیغاتی جمعیت‏ها و مطبوعات در مقابل افکار مذهبی مردم قرار گرفت و سیاست حجاب‏برداری بر جامعه تحمیل شد. اگرچه با وجود تجهیز امکانات بسیار، تنها بخش محدودی از جامعه را در برگرفت، ولی اهمیت نقش تبلیغاتی زنان برای دولت روشن شد. از آن پس در طول حکومت پهلوی، زنان تجددخواه و غربگرا، نیروی قابل ملاحظه‏ای برای پیشبرد اهداف سیاسی به‏شمار می‏رفتند.   پس از برکناری رضاشاه و روی کار آمدن محمدرضا پهلوی، این نیروها همچنان مورد توجه بودند. به طوری که روز به روز بر تعداد انجمن‏ها و جمعیت‏های زنان افزوده می‏شد. بالاخره در 1332، تمامی جمعیت‏ها در هم ادغام شدند و با عنوان شورای عالی زنان به ریاست اشرف پهلوی آغاز به کار کردند. این تجهیز نیرو تقریبا با طرح انجمن‏های ایالتی و ولایتی دولت مصادف شد و زنان عضو شورای عالی در راستای سیاست‏های حاکم بر شورا با آن اهداف همکاری بسیاری کردند و حتی در مقابل آحاد مردم و نیروهای مردمی و مذهبی نیز ایستادند و برای این طرح‏ها تبلیغات وسیع انجام دادند. در سال‏های 1350-1340، حکومت پهلوی به منظور تحکیم قدرت بیشتر به سمت امریکایی‏ها متمایل شد و به توصیه طراحان امریکایی، طرح انقلاب سفید را در ایران به اجرا درآورد. هدف مهم این طرح، خروج ایران از بافت سنتی در سطح وسیع و وارد ساختن آن به دوران نوین اقتصادی اعلام شد. اما نتیجه آن بروز بی‏ثباتی اقتصادی، از بین رفتن کشاورزی، و ظهور صنایع مونتاژ بود. در مرحله اجرای این طرح نیز تعارضات بسیاری در جامعه پیش آمد؛ به طوری که بیشتر نیروهای مذهبی و روشنفکر به عوارض طرح واقف شده، با آن مخالفت کردند. در این میان، حکومت نیز نیروهای متعددی را در مقابل مخالفان خود مجهز ساخت. ازجمله نیروی زن غربگرا که از ابتدای تأسیس کانون بانوان تا تأسیس شورای عالی زنان ایران در پیشبرد اهداف غربگرایانه حکومت، عملکردی مؤثر و کارآمد از خود نشان داده بود، مورد توجه بیشتر حکومت قرار گرفت. به همین دلیل، سازمان زنان ایران با امکانات مالی و اجرایی بیشتر در صحنه ایران ظهور کرد. به این ترتیب، سازمان زنان ایران مولود تغییر شکل‏یافته بسیاری از جمعیت‏هایی شد که از ابتدای مشروطیت شکل گرفته و رشد کرده بودند. پس در فعالیت‏های سیاسی، البته به اقتضای سیاست‏های حکومت شرکت جست. بخش چهارم کتاب، نقش جمعیت‏های زنان را در رویدادهای مختلف روشن می‏سازد و در کنار آن به ذکر عوامل اجرایی و تفکر حاکم بر این جمعیت‏ها می‏پردازد.   چنان که ذکر شد، پس از روشن شدن نقش سازماندهی زنان در پیشبرد اهداف سیاسی، حکومت درصدد حمایت بیشتر از تشکل‏های زنان برآمد. زنانی که با عنوان عناصر جدید، نقش مؤثر خود را در جریان‏های مختلفی چون کشف حجاب و طرح انجمن‏های ایالتی و ولایتی نشان داده بودند، در انقلاب شاه و مردم، وظایف دیگری را بر عهده گرفتند و با حمایت مالی دولت، سازمان زنان ایران را به وجود آوردند. بررسی عملکرد و اهداف متعدد سازمان بر اساس اسناد و مدارک به‏جا مانده از آن، تدوین شده است که در بخش پنجم به آن پرداخته می‏شود. لازم به ذکر است، با وجود آنکه فاصله زمانی حیات سازمان زنان تا امروز چندان زیاد نیست، ولی بسیاری از اسناد و منابع مربوط به آن، از بین رفته است. آنچه از سازمان زنان باقی مانده، تعداد معدودی مکاتبات اداری درجه دو و برخی گزارش‏های سالیانه مربوط به فعالیت‏های آن است که بیشتر آنها جنبه تبلیغی دارند. اخبار مربوط به عملکرد سازمان نیز تنها در برخی مجلات هفتگی درج شده است. با وجود چنین تنگناهایی، توجه دقیق به اساسنامه‏های سازمان، گزارش‏ها و مکاتبات سازمان زنان ایران با ارکان سازمان ملل و جمیعت‏های بین‏المللی زنان، می‏توان تصویر نسبتا روشنی از ماهیت و عملکرد سازمان به دست آورد.   _________________________________   1. ویل دورانت. لذات فلسفه. ترجمه عباس زریاب. تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اصلاحی، 1370. ص 151 . 2. شایان ذکر است که هدف از بررسی این حرکت‏ها، تأکید بر عملکرد زنان در جوامع مردسالار نیست؛ بلکه بررسی حوادثی است که منجر به تشکیل انجمن‏ها و جمعیت‏های خاص زنان شد. 3. ماهیت این جمعیتها و حرکتها، اساسا با تفکرات افراطی فمنیستی تفاوت داشت. حرکت این جمعیتها در جهت کسب حقوق بیشتر در صحنه کار و فعالیتهای صنعتی بود و اغلب در میان طبقات متوسط و کارگری شکل می‏گرفت. برای اطلاع بیشتر از شکل‏گیری تفکرات فمنیستی، نک به: آندره میشل. جنبش اجتماعی زنان. ترجمه دکتر هما زنجانی‏زاده. مشهد، نشر نیکا، 1372. ص 53 .
https://iichs.ir/vdchtvnid23ni.ft2.html
iichs.ir/vdchtvnid23ni.ft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما