«خصال مدیریتی شهید سرلشکر حسن طهرانی‌مقدم» در گفت‌وشنود با شهید سرلشکر امیرعلی حاجی‌زاده؛

افق دید او، همواره جلوتر از امکانات موجود بود

این گفت‌وشنود در شرایطی منتشر می‌شود که شهید سرلشکر امیرعلی حاجی‌زاده در رویارویی جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی، به جوار دوستش شهید سرلشکر حسن طهرانی‌مقدم شتافته است. بااین‌همه توان دفاعی و موشکی ایران، که صدقه جاریه آن دو بزرگ قلمداد می‌گردد، همچنان ضامن بقا و مانایی این مرزوبوم است و نقشی مهم در جنگِ کنونی ایفا می‌کند. یادشان را جاودان می‌خواهیم و به روحشان درود می‌فرستیم
افق دید او، همواره جلوتر از امکانات موجود بود
 

روایتی از سبک شهید سرلشکر حسن طهرانی‌‌مقدم در مدیریت نیروی انسانی

 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 

در سال‌هایی که با شهید سرلشکر حسن طهرانی‌‌مقدم همراه و همکار بودید، کدام خصال را در منش و شخصیت وی برجسته دیدید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. به نظرم یکی از مهم‌ترین خصوصیاتِ شهید بزرگوار سرلشکر حاج حسن طهرانی‌مقدم این بود که هیچ‌گاه به دنبال دیده شدن نبود. او بسیار تمایل داشت که گمنام بماند و گمنام هم از دنیا برود! با اینکه به‌تدریج مسئولیت‌های مهمی پیدا کرد، دانشمند شناخته‌شده‌ای شد و در حوزه توپخانه و صنعت موشکی کارهای بزرگی انجام داد، هیچ ‌وقت این جایگاه‌ها برایش موضوعیت پیدا نکرد. همیشه به ما توصیه می‌کرد که در هر کاری رضایت خدا را در نظر بگیریم و رفتارش هم دقیقا همین را نشان می‌داد.
همین نیز موجب که پس از شهادت، مکانت اجتماعی والایی برای او ایجاد شود و در زمره قهرمانان ملی جای گیرد.
ما وقتی به چهره‌اش نگاه می‌کردیم، نوعی آرامش و نورانیت در آن می‌دیدیم که برای ما قابل تشخیص و حتی واضح بود. به‌رغم مسئولیت‌های سنگینی که گاه باعث می‌شد چند روز متوالی در محل کارش بماند و نتواند به منزل برود، همیشه سرزنده و بانشاط بود. علاقه بسیاری به ورزش کوهنوردی داشت و این رشته را با جدیت دنبال می‌کرد. در عین حال، به معنویات هم توجه زیادی داشت. همیشه و در هر مکانی که بود، حتی بالای ارتفاعات البرز، درحالی‌که فاصله زیادی با فتح قله نداشت، ابتدا می‌ایستاد، نمازش را در میان برف‌ها می‌خواند و بعد به راه می‌افتاد. بسیاری از جنبه‌های شخصیت او، متأثر از ارتباط خاصش با حضرت حق بود.
علاوه بر همه اینها، حاج حسن هیچ ‌وقت به وضعیت موجود قانع نبود. در ابتدای جنگ، در شرایطی که هنوز بسیاری درگیر شناخت و تأمین تجهیزات ابتدایی بودند، او به دنبال این بود که از اساس بداند خمپاره چیست؟ و چگونه می‌توان از آن استفاده بهینه کرد. بعد که به توپ دسترسی پیدا کرد، به این فکر افتاد که باید توپخانه‌ای وسیع ایجاد شود. وقتی تجربه و امکانات بیشتری به‌دست آمد، نگاهش را به سمت صنعت موشکی بُرد و از سال ۱۳۶۳ این مسیر را دنبال کرد؛ بنابراین
اگرچه حرکت او پله ‌پله بود، اما افقش همیشه جلوتر از امکانات موجود قرار داشت. برایش مهم نبود امروز چه داریم؛ مهم این بود که فردا به چه توانمندی‌هایی نیاز خواهیم داشت. به دلیل همین نگاه بود که صنعت موشکی ایران، امروزه پیشروی حیرت‌انگیزی پیدا کرده است.
 

ایشان را در مقام یک فرمانده، چگونه توصیف می‌کنید؟

به نظرم و در امتداد پاسخ به پرسش قبلی شما، باید بگویم که لازم است حاج حسن را با در کنارِ هم گذاشتن چند ویژگی شناخت: معنویت، اخلاص، روحیه بلندپروازانه، خلاقیت، ریسک‌پذیری، برخورداری از توانایی بالا در کار با نیروها و در نهایت قدرت سازماندهی و بسیجِ گسترده. در این موضوع باید تأمل کرد که شهید، حقیقتا قدرت سازماندهی بالایی داشت. برای نمونه، در راه‌اندازی مراکز تحقیقاتی و فنی توپخانه، از متخصصان بومی کشور استفاده کرد و برای تعمیرات و تأمین قطعات نیز، ظرفیت ایجاد نمود؛ یعنی فقط به دنبال حل فوریِ یک مشکل نبود، بلکه سعی می‌کرد برای رفع آن مشکل، یک ساختار بسازد و به مددِ آن کار را جلو ببرد.

شهید سرلشکر امیرعلی حاجی‌زاده
 

شهید طهرانی‌مقدم به‌عنوان یک مدیر موفق، چه نگاهی به نیروی انسانی و جایگاه آن در انجام وظیفه خطیر خویش داشت؟

یکی از نقاط قوتِ بزرگِ حاج حسن، تربیت نیروهای کارآمد بود. او توانِ ریسک‌پذیری بالایی
داشت و وقتی مثلا به این جمع‌بندی می‌رسید که جوانی می‌تواند مسئولیت یک یگان یا یک مأموریتِ مهم را بر عهده بگیرد، به او میدان می‌داد. حتی اگر آن فرد، یک جوان بیست‌ساله باشد. این اعتماد به جوانان، باعث شد نیروهای زیادی زیر دست او رشد کنند و بعدها در حوزه‌های مختلف، چه در فرماندهی و عملیات و چه در خودکفایی و تحقیقات علمی، به عناصری توانمند تبدیل شوند؛ بنابراین اگر بخواهیم اثر حاج حسن را فقط در پروژه‌هایی که خودش انجام داد خلاصه کنیم، بخش مهمی از حقیقت را ندیده‌ایم. او یک جریان انسانی هم به‌وجود آورد که بعد از خودش ادامه یافت و موفقیت‌های زیادی پیدا کرد.
حاج حسن، هم فرمانده بود و هم با نیروهایش صمیمانه رفتار می‌کرد. هم خودش اهل کارهای بزرگ بود و هم به جوانان میدان می‌داد تا بزرگ شوند. او با اخلاق خوب و زبان شیرینی که داشت، نیروها را به ادامه کار تشویق و به همین شیوه از بسیاری از موانعی که ممکن بود جریان فعالیت آنان را متوقف کند، عبور می‌کرد. شاید یکی از بهترین نمونه‌ها همین باشد که در اوج گرمای خوزستان، در کنار همه فعالیت‌های سختِ فنی و نظامی، بین گردان‌ها و آتش‌بارها مسابقات
فوتبال برگزار می‌کرد تا نیروها خسته نشوند و روحیه‌شان حفظ شود. این یعنی برای او، ساختن یک مجموعه فقط با تجهیزات و سازمان انجام نمی‌شد؛ انسان‌ها هم باید ساخته و حفظ می‌شدند.
 

ظاهرا ایشان با شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، مؤانست و ارتباطی فراتر از همکاری سازمانی داشته‌اند. دراین‌باره قدری توضیح دهید.

شهید صیاد شیرازی هر وقت ما را می‌دید، درباره حاج حسن سفارش می‌کرد و می‌گفت: «مراقب حسن باشید و هوایش را داشته باشید». این علاقه دوطرفه بود، اما نکته‌ جالبی که شهید صیاد در خصوص او مطرح می‌کرد، بسیار مهم است. می‌گفت: «تعصب حاج حسن نسبت به نظام و نیز تعصب ملی او، از تعصب سازمانی‌اش بسیار بیشتر است!». واقعا هم همین‌طور بود. حاج حسن فقط به فکر سپاه یا حتی نیروهای مسلح نبود، نگاهش به کل نظام و مصالح اسلام بود و این مسئله را بارها در گفت‌وگوهایش با ما مورد تأکید قرار می‌داد؛ یعنی تخصص و مسئولیت سازمانی‌اش، هیچ ‌وقت افق نگاهش را محدود نکرد و این در زمره عواملی بود که او را پیشرفت و تعالی بخشید.
 

 
پرونده شهید سرلشکر حسن طهرانی‌مقدم


 
  https://iichs.ir/vdcdsn0x.yt09o6a22y.html
iichs.ir/vdcdsn0x.yt09o6a22y.html
نام شما
آدرس ايميل شما