«نظری به زمینه‌های تحقق وحدت میدان‌ها، پس از عملیات طوفان‌الاقصی» در گفت‌وشنود با سردار ابوالقاسم علی‌نژاد؛

فهم مشترک درباره حمایت از فلسطین، موجب وحدت ساحات شد

سردار ابوالقاسم علی‌نژاد، کاردار و وابسته نظامیِ اسبق ایران در کشور سوریه است. هم از این روی، مقولات مرتبط به مقاومت فلسطینی و پیوستارهای آن را به نیکی می‌شناسد و درباره آنها ارزیابی‌های به‌روز دارد. وی در گفت‌وشنود پی‌آمده، در باب پیامدهای عملیات تاریخی طوفان‌الاقصی سخن گفته است
فهم مشترک درباره حمایت از فلسطین، موجب وحدت ساحات شد
 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛

با توجه به سابقه حضور طولانی خود در عرصه‌های مستشاری و آشنایی‌ جامعتان با حوزه مقاومت فلسطین، زمینه‌های شکل‌گیری طوفان‌الاقصی را تشریح کنید.

بسم الله الرحمن الرحیم. اگر تحولات ماه‌ها و روزهای پیش از عملیات طوفان‌الاقصی را مرور کنیم، درمی‌یابیم که فلسطینیان در شرایط عادی قرار نداشتند. نزدیک به هفده سال بود که غزه در محاصره به‌سر می‌برد، شهرک‌سازی و یهودی‌سازی در کرانه باختری ادامه داشت و زندان‌های اسرائیل نیز، مملو از جوانان فلسطینی بود. با روی کار آمدن دولت بنیامین نتانیاهو، این فشارها تشدید شد؛ در حالی که او به شکل هم‌زمان با برخی از دولت‌های عربی وارد مذاکرات عادی‌سازی روابط نیز شده بود. از نگاه فلسطینیان، این روند می‌توانست مسئله اشغال کشورشان را به حاشیه ببرد و در ادامه، شرایط را برای تشدید فشار بر غزه و حتی کوچ اجباری مردم فراهم کند. بنابراین طوفان‌الاقصی را باید واکنشی به مجموعه‌ای از این تحولات دانست، نه یک تصمیم ناگهانی. به نظرم صرف نظر از هزینه‌هایی که مردم فلسطین در این واقعه پرداختند، آنان در تغییر شرایط جاری به نفع خود و توقف روندهای جاریِ دولت نتانیاهو موفق شدند.
 

یکی از موضوعاتی که در رخداد 7 اکتبر بیش از گذشته خود را نشان داد، موضوع وحدت میدان‌ها بود. شما به‌عنوان یکی از فرماندهانی که سال‌ها در کشورهای مختلف حوزه مقاومت حضور و در حوزه مستشاری فعالیت داشته‌اید، به این دستاورد چگونه می‌نگرید؟

بله، وحدت میدان‌ها یکی از دستاوردهای «طوفان‌الاقصی» بود، ولی آن را نباید یک ائتلاف رسمی تصور کرد که مثلا رهبران گروه‌ها دور یک میز نشسته و برای انجام این عملیات به‌عنوان یک حرکت مشترک، توافقنامه‌ای امضا کرده باشند! آنچه امروز در لبنان، یمن، عراق و ایران می‌بینیم، بیشتر حاصل یک فرهنگ مشترک
و یک فهم همسان از وظیفه در برابر کشور فلسطین است. جریانات مختلف محور مقاومت بر اساس پیوندهای اعتقادی و تجربه سال‌های گذشته، متناسب با توان و موقعیت خود وارد میدان شده‌اند. به همین دلیل، وحدت میدان‌ها را باید یک پدیده شکل‌گرفته از متن فرهنگ مقاومت دانست؛ رویدادی که می‌تواند الگوی جدیدی از همکاری نیروهای ضد اشغال و سلطه در منطقه ایجاد کند و تاکنون نیز کرده است.

سردار ابوالقاسم علی‌نژاد
 

در سال‌های اخیر، شاهد تغییری محسوس در نگاه افکار عمومی جهان به موضوع فلسطین بوده‌ایم. نقش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را در این تغییر چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من یکی از مهم‌ترین تحولات پس از جنگ غزه، شکسته شدن انحصار رسانه‌ای درباره مسئله فلسطین بود. در دهه‌های گذشته، جنایاتی مانند دیر یاسین، قانا و صبرا و شتیلا رخ می‌داد، اما افکار عمومی جهان با ابعاد واقعی این وقایع (به شکلی که امروز امکان‌پذیر است) مواجه نمی‌شد. رسانه‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی، این وضعیت را تغییر دادند. تصاویر کشتار غیرنظامیان، کودکان و ویرانی‌های غزه، مستقیما در برابر چشم مردم جهان قرار گرفت و دیگر نمی‌شد به‌راحتی، این وقایع را در چهارچوب روایت رسمی اسرائیل پنهان کرد. نکته مهم‌تر این است که این تغییر، تنها در سطح همدردی باقی نمانده است. در کشورهای مختلف، به‌ویژه در دو قاره آمریکا و اروپا، دانشجویان و اساتید دانشگاه، به یکی از گروه‌های فعال در حمایت از فلسطین تبدیل شده‌اند و اعتراضات آنها از محوطه دانشگاه‌ها به فضای سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری تسری پیدا کرده است. این نشان می‌دهد که مسئله فلسطین، دست کم برای بخش مهمی از افکار عمومی غرب، از یک موضوع دوردست و پیچیده سیاسی، به یک مسئله انسانی و اخلاقی تبدیل شده است. از طرف دیگر، این تغییر در افکار عمومی، به عرصه حقوق بین‌الملل نیز وارد شده است. اقدام آفریقای جنوبی برای طرح دعوا علیه اسرائیل در دیوان بین‌المللی دادگستری، نشان داد که مسئله غزه دیگر صرفا در سطح محکومیت‌های سیاسی دنبال نمی‌شود و کشورهایی نیز حاضر شده‌اند تا از سازوکارهای حقوقی بین‌المللی، برای پیگیری مسئولیت اسرائیل استفاده کنند. به همین دلیل، به نظر من یکی
از پیامدهای مهم جنگ غزه، این است که تصویر ارائه‌شده از مسئله فلسطین در افکار عمومی جهان در حال تغییر است و این تغییر، می‌تواند در بلندمدت بر معادلات سیاسی و حقوقی مربوط به فلسطین نیز اثر بگذارد.
 

انقلاب اسلامی ایران و نظام برآمده از آن، چه تأثیری بر شکل‌گیری و تکامل مقاومت فلسطیین داشته است؟

برای فهم این تأثیر، خاطره‌ای از هانی الحسن، از چهره‌های نزدیک به یاسر عرفات، بسیار گویاست. او می‌گفت: «در دوره‌های آموزشی پکن، مرتب به ما تأکید می‌کردند که با دست خالی نمی‌توان با دشمن مسلح جنگید، اما انقلاب ایران این نظریه را رد و اثبات کرد که می‌توان با امکانات محدود هم، در برابر یک قدرت بزرگ ایستاد و پیروز شد». نکته دیگر، نگاه متفاوت انقلاب اسلامی به موضوع شهادت بود. باز هم همین آقای هانی الحسن، در صحبت‌هایش می‌گفت: «در این دوره‌های نظامی، به ما آموزش می‌دادند که هر گاه سربازی کشته شد، او را فورا از صحنه نبرد خارج کنید؛ یعنی کشته شدن یک رزمنده، عاملی برای تضعیف روحیه دیگر سربازان تلقی می‌شد، اما تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که شهادت می‌تواند به عامل بسیج و تقویت روحیه تبدیل شود». این نگاه بعدها در شکل‌گیری و رشد جهاد اسلامی، حماس و همچنین در توسعه ظرفیت‌های نظامی گروه‌های مقاومت فلسطین، تأثیر بسیار زیادی گذاشت. نقش نیروی قدس سپاه پاسداران و به‌ویژه شخص شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در ایجاد ارتباط، انتقال تجربه و تقویت این جریان، بسیار مهم بود و ثمره آن را در عملیات طوفان‌الاقصی نیز شاهد بودیم؛ برای نمونه، یکی از جنبه‌های بسیار مهم و موفقیت‌آمیز طوفان‌الاقصی، وجه اطلاعاتی آن است. برادران رزمنده فلسطینی با چنان دقتی عمل کردند که منابع امنیتی و سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، به هیچ وجه متوجه تحرکات آنان نشده بودند! این کار تمیز اطلاعاتی ـ عملیاتیِ حماس، نتیجه سال‌ها تجربه و کار سازمان‌یافته‌ای بود که شهید حاج قاسم سلیمانی برای آنان و دیگر میادین مقاومت منطقه ترسیم و میدان رزم را برای پیروزی آنان آماده‌تر کرده بود. در این سال‌ها، نیروهای مقاومت رهنمودهای عملیاتی آن بزرگوار را برای خود به یک خط مشی تبدیل کرده‌اند که ساخت تونل‌های پیچیده حماس یکی از نمونه‌های آن است.
 

و کلام آخر؟

ملتی که شهادت دارد، شکست ندارد!
 


پرونده فلسطین
 
 
  https://iichs.ir/vdcfe1d0.w6dv0agiiw.html
iichs.ir/vdcfe1d0.w6dv0agiiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما