«رویداد 7 اکتبر  و بازتاب‌های آن در رسانه‌ها» در گفت‌وشنود با دکتر عباس خامه‌یار؛

در طوفان‌الاقصی و پیامدهای آن، دوربین از اسلحه جلوتر بود!

دکتر عباس خامه‌یار، از تحلیلگران مسائل جبهه مقاومت و جهان عرب به‌شمار می‌آید. وی سال‌ها، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی در شماری از کشورهای عربی را نیز برعهده داشته است. خامه‌یار در گفت‌وشنود پی‌آمده، ضمن بیان دیدگاه‌های خود در باب رویداد تاریخی طوفان‌الاقصی، به بازتاب آن و پیامدهایش در فضای رسانه‌ای نیز پرداخته است
در طوفان‌الاقصی و پیامدهای آن، دوربین از اسلحه جلوتر بود!

 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛

در سال‌های اخیر، با تحولات پرشتاب و تعیین‌کننده‌ای در مواجهه جبهه مقاومت با آمریکا و رژیم صهیونیستی روبه‌رو هستیم؛ تحولاتی که بدون فهم ریشه‌های تاریخی و ایدئولوژیک آن و به‌ویژه پیشینه حکومت اسرائیل، قابل تحلیل نیستند. در این چهارچوب، بهتر است از این نکته شروع کنیم که اساسا رژیم صهیونیستی با چه اهدافی شکل گرفته است؟

بسم الله الرحمن الرحیم. اساسِ شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین را باید در وهله نخست یک پروژه استعماری دانست؛ پروژه‌ای که از اواخر قرن نوزدهم با رهبری تئودور هرتزل پایه‌گذاری شد و بعدها با تجزیه منطقه شامات، بیانیه بالفور و سرانجام اعلام موجودیت این حکومت، به مرحله اجرا درآمد؛ بنابراین مسئله تنها اشغال یک سرزمین نیست؛ ما با طرحی استعماری مواجه هستیم که از ابتدا، با هدف تضعیف جهان اسلام و ایجاد یک پایگاه وابسته در منطقه شکل گرفت.
 
 
آیا بیانیه بالفور تنها یک کاغذ بود یا نقشه‌ای برای تغییر سرنوشت خاورمیانه؟ برای پاسخ به این پرسش و بررسی جزئیات این سند، اینجا کلیک کنید:
 


چرا اعلامیه بالفور توسط دولت انگلستان صادر شد؟

 


راز پیش‌‌نویس‌‌های بی‌شمار اعلامیه بالفور

 


معامله‌ قرن در ۱۹۱۷؛ وقتی لندن خانه دیگران را به صهیونیسم بخشید

 


تولد شوم؛ همایش صهیونیست‌ها در حمایت از اعلامیه بالفور (همایش کینگزوی)

 
 
 
این طرح، بر دو پایه اصلی توسعه‌طلبی و نژادپرستی استوار است. اسرائیل سیاست توسعه‌طلبی را، که حتی در پرچم خود نیز بازتاب داده (در نگاه صهیونیست‌ها دو نوار آبی رنگِ رویِ پرچم اسرائیل، به‌عنوان نمادی از نیل و فرات است) به صورت جدی دنبال می‌کند. این رویکرد در دهه‌های گذشته، در اشغال سرزمین‌های عربی و گسترش دامنه اشغالگری اسرائیل ــ که بخش مهمی از آن در جنگ شش‌روزه
اعراب و جدایی بخش‌هایی از مصر و سوریه اتفاق افتاد ــ به‌خوبی مشخص است. نژادپرستی نیز، پایه‌ دیگر این پروژه است که امروز و به‌خصوص پس از طوفان‌الاقصی، با جنایاتی که صهیونیست‌ها در غزه و فلسطین انجام می‌دهند و به آن افتخار هم می‌کنند، بیش از هر زمانی برای جهان روشن شده است و نیاز به توضیح بیشتری ندارد.
 

به نظر شما، دستاوردهای شاخص و جهانی‌ طوفان‌الاقصی برای فلسطین کدام است؟

از نظر من دامنه تحولاتی که در پی 7 اکتبر روی داد، به‌قدری زیاد بود که بهتر است به‌جای طوفان‌الاقصی، بگوییم سونامیِ‌الاقصی! چون زلزله‌ای بود که ریشه‌های استعمار را در جهان لرزاند و نقاب از چهره فریبکارانه آن برانداخت. امروز می‌توان گفت: جهان وارد وضعیت جدیدی شده که باید آن را به قبل و بعد از ۷ اکتبر تقسیم کرد.
یکی از مهم‌ترین آثار این تحول، شکسته شدن روایت رسمی غرب درباره فلسطین و رژیم صهیونیستی است. سال‌ها مفاهیمی مانند: حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان و در نگاه کلی دفاع از ارزش‌های انسانی، وجهِ غالب ادبیات سیاسی غرب بود، اما آنچه در غزه رخ داد، فاصله میان این ادعاها و واقعیت را برای افکار عمومی آشکار کرد. شاید مهم‌تر از همه پیامدها، تأثیر تحولاتِ جاری بر نسل جوان است. حتی در جوامعی که سال‌ها تحت تأثیر روایت‌های رسمی غرب بودند، اینک گرایش بی‌سابقه‌ای نسبت به فلسطین و مقاومت دیده می‌شود. این تغییر نگرش، صرفا یک همدردی سیاسی نیست، بلکه می‌تواند زمینه‌ را برای شناخت عمیق‌تر از مسائل منطقه و حتی آشنایی نسل جدید با آموزه‌ها و اندیشه‌های اسلامی فراهم کند. امروز دیگر نمی‌توان مسئله فلسطین را به موضوعی مرزی یا منازعه‌ای سیاسی در غرب آسیا فروکاست و ابعاد انسانی و جهانی آن را نادیده گرفت. از این منظر، دستاورد اصلی طوفان‌الاقصی را باید در همین تحول فکری جست‌وجو کرد؛ تحولی که می‌تواند سرآغاز یک رنسانس در افکار عمومی غرب باشد و در آینده، فلسفه سیاسی و نظام ارزشی غرب را با چالش‌های جدی مواجه سازد؛ همان‌گونه که الان نیز نشانه‌هایی از این رویداد آشکار شده است.

عباس خامه‌یار
 

در این تحولات و نیز در تغییر نگاه افکار عمومی جهان به مسئله فلسطین، رسانه‌ها چگونه نقش‌آفرینی کرده‌اند؟

انتشار گسترده تصاویر و اطلاعات از غزه در شبکه‌های اجتماعی، تا حدود زیادی انحصار امپراتوری‌های رسانه‌ای غرب بر روایت فلسطین را
شکست و باعث شد واقعیت‌هایی که پیش‌تر در رسانه‌های رسمی بازتاب نمی‌یافت، مستقیما به مردم جهان منتقل شود. در نتیجه، فلسطین دیگر صرفا از دریچه روایت‌های رسمی غرب دیده نمی‌شود و حتی در نحوه پرداخت بسیاری از رسانه‌های جهان به حقیقتِ وقایع این کشور نیز، تغییراتی مهم ایجاد شده است. شبکه‌های اجتماعی امکان مقایسه سریع روایت‌های رسمی با واقعیت‌های میدان را فراهم کرده‌اند و به همین دلیل، بسیاری از صحنه‌سازی‌ها و روایت‌های نادرست، نمی‌تواند مانند گذشته افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند. در مقابل، مقاومت نیز اهمیت این تحول را به‌خوبی درک کرده بود و ثبت و انتشار تصاویر عملیات را به عنوان بخشی از راهبرد خود قرار داد. می‌توان گفت که در این جنگ، دوربین از اسلحه جلوتر بود؛ زیرا ثبت و انتقال واقعیت میدان، خود بخشی از عملیات و عاملی مؤثر در شکل‌دهی به افکار عمومی قلمداد می‌شد.
 

چندی پس از عملیات طوفان‌الاقصی، عملیات «وعده صادق» انجام شد؛ حرکتی که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و محافل سیاسی جهان پیدا کرد. از نظر شما، مهم‌ترین شاخصه و پیام این عملیات چه بود؟ و تأثیراتی که بر روند رویارویی‌های بعدی اسرائیل و ایران نهاد، کدام است؟

من معتقدم وعده صادق را باید آغاز یک مرحله جدید در منطق بازدارندگی ایران دانست؛ مرحله‌ای که اهمیت آن در تحولات و درگیری‌های بعدی، یعنی جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزه، بیشتر روشن شد. از همین ‌جا بود که صبر راهبردی ایران، به بازدارندگی فعال تبدیل شد و این منطق همچنان نیز خود را نشان می‌دهد. این عملیات نه صرفا یک اقدام نظامی، بلکه حاصل ترکیبِ مدیریت سیاسی، دیپلماسی و اقدام نظامی بود. ایران پیش از عملیات، مسیرهای سیاسی و حقوقی را دنبال کرد؛ هشدارهای لازم را مطرح نمود و حتی به کشورهای مختلف فرصت آمادگی داد. پس از این همه و با اطمینان وارد میدان شد و در برابر رژیمی برخوردار از قدرت اتمی، اراده و توان خود را به شکل توأمان به نمایش گذاشت و ثابت کرد که بازدارندگی فقط به برخورداری از توان نظامی نیست، بلکه اراده استفاده از این توان نیز اهمیت دارد. پس از این عملیات، موقعیت ایران در معادلات منطقه‌ای، دیگر مانند قبل نبود و دوستان و دشمنانش دریافتند که در محاسبات آینده خود، باید توان و اراده کشورمان را به‌طور جدی در نظر بگیرند.
 


پرونده فلسطین
 
 
  https://iichs.ir/vdcefo8w.jh8pzi9bbj.html
iichs.ir/vdcefo8w.jh8pzi9bbj.html
نام شما
آدرس ايميل شما