«جستارهایی در منش سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدصادق موسوی شیرازی؛

با رهبری او، دشمنان نظام اسلامی مأیوس بودند

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدصادق موسوی شیرازی از مبارزان دیرپای انقلاب اسلامی است. وی در پنج دهه گذشته، با حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، در ارتباط بوده و هم از این روی، از سیره آن بزرگ نکته‌ها و خاطره‌های فراوان اندوخته است. او در گفت‌وشنود پی‌آمده، پاره‌ای از آنها را بازگو ساخته است
با رهبری او، دشمنان نظام اسلامی مأیوس بودند

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 

در چه مقطعی و چگونه، با حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، آشنا شدید؟ اولین دیدار شما، در چه تاریخی انجام شد؟

بسم الله الرحمن الرحیم. بنده قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از هجرت از نجف اشرف به علت فشارهای شدید رژیم بعث عراق و در نهایت استقرار در لبنان، به‌طور غیر قانونی و با گذرنامه‌های جعلی، بارها به ایران، عراق و دیگر کشورها مسافرت می‌کردم، ولی به لحاظ شرایط آن زمان، مدت اقامتم در هرجا خیلی کوتاه و ارتباطاتم بسیار محدود و محرمانه بود. در مواردی نیز برای ارتباط با افراد، از شگردهای نسبتا پیچیده‌ای استفاده می‌کردم. بدین جهت نیز وقتی به مشهد مشرف می‌شدم، به‌طور ناشناس و برای مدت بسیار کوتاهی می‌ماندم؛ چون می‌دانستم که چهره‌های شناخته‌شده مبارز و انقلابی از جمله حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، حتما تحت نظر ساواک هستند و از طرف دیگر بیت پدر بزرگم مرحوم آیت‌الله العظمی سیدعبدالله شیرازی (قدس سره) هم، محل تردد مخفیانه افراد مرتبط با رژیم است و حتی برخی از درون خانه نیز با مسئولین ساواک در ارتباط هستند! لذا حضورم در مشهد و در منزل جد بزرگوارم، کوتاه و گاهی نیز از درب پُشتی انجام می‌گرفت، که معمولا مخصوص ورود و خروج بانوان و از چشم وابستگان به رژیم دور بود. به علت این ملاحظات، برای ارتباط نزدیک با آیت‌الله خامنه‌ای و بقیه شخصیت‌های شناخته‌شده انقلاب تلاشی نکردم، اما بارها از سوی حضرت امام خمینی (اعلی الله مقامه) برای جد بزرگوارم پیام‌های محرمانه آورده و به ایشان ابلاغ می‌نمودم. بعد از بازگشت بنده از نوفل لوشاتو به تهران در معیّت حضرت امام و استقرار ایشان در مدرسه علوی و تعیین آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان مسئول تبلیغات دفتر امام، اینجانب توسط برادر عزیزم مرحوم آقای فردوسی‌پور ــ که در همان قسمت و در کنار جناب آقای خامنه‌ای بودند ــ به ایشان معرفی شدم. داخل پرانتز از این نکته نیز درنگذرم که مرحوم فردوسی‌پور از چهره‌های بسیار نزدیک به امام در نجف اشرف و پاریس بودند و از دوره اقامت در عراق، بنده را به‌خوبی می‌شناختند. آیت‌الله خامنه‌ای هم چون از دور نسبت به بنده ذهنیتی مثبت و از فعالیت‌های انقلابی من اطلاع داشتند، لذا به‌سرعت روابطمان صمیمانه شد. در روزهای نخستینِ پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان به من اصرار کردند که در مشهد مستقر شوم و مدیریت بیت جد بزرگوارم آیت‌الله العظمی شیرازی را به‌عهده بگیرم و در این صورت، به‌طور کامل از سوی ایشان و بیت امام حمایت خواهم شد. در روزهای اولیه تأسیس حزب جمهوری اسلامی نیز، اینجانب با معرفی ایشان به‌عنوان نماینده حزب در بیروت تعیین شدم؛ که این دفتر تنها نمایندگی حزب در خارج از کشور بود. خلاصه تمامی امور مربوط به لبنان، تقریبا یا از طریق بنده و یا با هماهنگی با من انجام می‌گرفت. بارها از بیروت به ایران آمده، مستقیما به منزل آیت‌الله خامنه‌ای می‌رفتم و مسائل مختلف را خدمتشان اطلاع می‌دادم. یک بار هم، پیام مهمی را از سوی ایشان برای یاسر عرفات بردم و پاسخ او را نیز برایشان آوردم.
 

در نگاه کلی و طی سال‌ها آشنایی و ارتباط با رهبر شهید، خصال و ویژگی‌های برجسته ایشان را چگونه برمی‌شمارید؟

یکی از ویژگی‌های ارزنده حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ایمان راسخ و اعتقاد قلبی به حضرت امام خمینی بود و این ایمان در سال‌های مبارزه و با تحمل زندان‌ها و تبعیدها و دشواری‌های مختلف، خود را کاملا نشان داد. برای ایشان، فکر و عمل امام حجت شرعی به‌شمار می‌آمد و این حقیقت، با وجودشان عجین شده بود. آن بزرگوار تا آخرین روزهای حیات، در هر مناسبتی خود را پیرو امام و ادامه‌دهنده راه ایشان قلمداد می‌کردند و ثبات این ویژگی در فراز و نشیب‌های ٤٧ ساله عمر جمهوری اسلامی، بسیار حائر اهمیت است. افرادی بوده و هستند که در دوران مبارزه، فعالیت‌های فراوان و مثبتی داشتند، اما در مسیر و در فراز و نشیب‌هایی که به طور طبیعی پیش می‌آید، هرکدام به شکلی و یا به مقداری و یا در مقطعی، از مسیر اصلی فاصله گرفتند و حتی بعضی از آنان به کلی از انقلاب و نظام جدا شدند، اما ایشان علی‌رغم همه تهدیدات و تحمل ترور شخص و شخصیت، همواره فدوی امام و انقلاب ماندند و هیچ وقت خود را طلبکارِ انقلاب و نظام نمی‌دانستند. من که با اکثر مسئولین نظام از نزدیک آشنایی داشته و دارم و خود نیز از دوازده‌سالگی و لحظه ورود حضرت امام به نجف در مسیر انقلاب قرار گرفتم، شاهد بودم که افرادی با برداشتن چند قدم کوچک در مسیر نهضت، خود را طلبکار می‌دانستند و بهره‌برداری از امکانات و امتیازات نظام را حق مسلّم خود می‌پنداشتند، ولی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، خود، خانواده و مهم‌تر از آن فرزندان و اطرافیان نزدیکشان، به اعتراف دوستان و دشمنان، هیچ‌گاه از امتیازات نظام بهره‌ای نبردند.
 

از نقش آیت‌الله خامنه‌ای در دوران مبارزات انقلاب اسلامی در شهر مشهد و نیز کلیت ایران، چه تحلیلی دارید؟

یکی از مراکز اصلی نهضت اسلامی، شهر مقدس مشهد و استان خراسان بود؛ چون وجود بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج(ع) در این شهر، خود مقصد همه عاشقان اهل بیت(ع) از اطراف و اکناف به‌شمار می‌آمد و تردد زائرانِ فراوان در طول سال، فرصت مناسبی را برای ارتباط با مناطق و شهرهای مختلف ایران و حتی خارج از کشور ایجاد می‌نمود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای علاوه بر زبان فارسی، به زبان‌های ترکی و عربی نیز تسلطِ کامل داشتند؛ که عملا این ویژگی دایره ارتباط ایشان با اکثر مردم و زائران را گسترده‌تر می‌کرد؛ بالخصوص که آقای خامنه‌ای از قدرت خطابه بسیار بالا، با محتوای علمی فراوان برخوردار بودند؛ که این ویژگی در تعداد اندکی از چهره‌های انقلابی وجود داشت. از سوی دیگر وجود مرحوم آیت‌الله العظمی سیدمحمدهادی میلانی به عنوان یک مرجع تقلید در مشهد و بعد از ایشان و با فاصله اندکی حضور مرحوم آیت‌الله العظمی سیدعبدالله شیرازی نیز به عنوان مرجعی دیگر در این شهر و حمایت هر دو از نهضت امام خمینی و انقلابیون، فرصت فراوان و مناسبی را برای ترویج فرهنگ انقلاب اسلامی توسط آیت‌الله خامنه‌ای و بقیه شخصیت‌های انقلابی فراهم می‌نمود و بدین ترتیب، استان خراسان با محوریت مرجعیت وقت و تلاش‌های خالصانه و مدبرانه آیت‌الله خامنه‌ای و بقیه شخصیت‌های انقلابی، یکی از بزرگ‌ترین بسترهای
انقلاب گردید. تمامی مردم مشهد و استان خراسان، همواره نقش اساسی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و همگنانشان در پیشبرد و پیروزی انقلاب اسلامی و صیانت از نظام برآمده از آن را وِرد زبان خود دارند.
 

روابط و مناسبات ایشان با پدربزرگتان مرحوم آیت‌الله‌العظمی سیدعبدالله شیرازی را چگونه دیدید؟

ازآنجاکه جد بزرگوار بنده، از یک‌سو سابقه بسیار خوبی در شهر مشهد و از قیام تاریخی مسجد گوهرشاد در مقابله با رضاخان داشتند و از سوی دیگر یک چهره انقلابی و معترض علیه رژیم بعث عراق و رژیم شاه در حوزه نجف اشرف بودند و در عین حال اولین کسی محسوب می‌شدند که پس از ورود امام خمینی به نجف، به دیدار ایشان رفتند و امام نیز علاقه خاصی به ایشان داشتند؛ مجموعه این عوامل زمینه‌ای را ایجاد کرده بود که تمامی چهره‌های شاخص انقلاب و حتی عموم مردم به آیت‌الله شیرازی علاقه‌ای وافر و ارادتی فراوان داشته باشند. آیت‌الله خامنه‌ای نیز، که از سردمداران مبارزه و از معدود شخصیت‌های انقلابی در استان خراسان بودند، نیز رابطه بسیار نزدیکی با مرحوم آیت‌الله شیرازی داشتند. به‌الخصوص که علاقه شدیدی بین ایشان و والد اینجانب مرحوم آیت‌الله سیدمحمدباقر شیرازی (رحمه‌الله علیه) هم ایجاد شده بود؛ تا حدی که آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله واعظ طبسی و آیت‌الله شیخ ابوالحسن شیرازی، متفقا از والد اینجانب ــ که در شیراز مستقر شده بودند و برنامه‌های درسی خود را شروع و اقامه جماعت نیز می‌کردند ــ مصرّا خواستند که به مشهد مقدس آمده و در کنار پدر بزرگوارشان باشند تا مانع از سوءاستفاده برخی از وابستگان به رژیم گذشته از موقعیتِ مرجعیت ایشان شوند و ایشان هم دعوت آنان را پذیرفته و به مشهد منتقل شدند. مرحوم والد نیز در مقاطع مختلف و با دخالت‌های قاطعانه خویش، مانع تأثیرگذاری آن وابستگان شدند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سفری که آیت‌الله العظمی شیرازی به شهر مقدس قم داشتند، حضرت امام به دیدار ایشان آمدند و یک جلسه بسیار طولانی و صمیمانه میان آن دو برزگوار برگزار شد و در طول حیات مرحوم آیت‌الله شیرازی نیز، به‌طور مکرر تماس‌ها و تبادل پیام‌های متقابل از سوی امام و آیت‌الله شیرازی برقرار بود. حضرت امام پس از رحلت آیت‌الله شیرازی، پیام تسلیتی مجلل صادر و مجلس ترحیمی نیز در تهران برگزار کردند. بنده در جلسه‌ای که فرزندان آن مرحوم برای تشکر از امام به دیدار ایشان در جماران رفته بودند، حضور داشتم. این ارتباط بعد از وفات آیت‌الله شیرازی، از سوی امام و آیت‌الله خامنه‌ای با والد اینجانب، مرحرم آیت‌الله سیدمحمدباقر شیرازی، همچنان ادامه داشت و در چندین نوبت که رهبر شهید به مشهد مشرف شده بودند، دیدارهای مفصلی بین ایشان و مرحوم والد انجام شد.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدصادق موسوی شیرازی
 

ارزیابی شما از دوره ۳۷ ساله رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و به طور ویژه نقشی که در صیانت از نظام اسلامی در برابر دشمنی‌های ضدانقلاب در داخل و خارج داشتند، چیست؟

حقیقتا باید اذعان کرد که انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری پس از رحلت حضرت امام، خود یک لطف خاص الهی بود و مدیریت کشور و جهان اسلام، حتما باید توسط شخص ایشان انجام می‌گرفت؛ چراکه آن بزرگوار در طول حیات امام، در متن جریانات مهم و مختلف حضور داشتند و مسئولیت‌های کلیدی متعددی را عهده‌دار و از این راه نیز، تجربیات بسیاری را کسب نموده بودند. ایشان همواره مورد تأیید حضرت امام بودند و رهبر کبیر انقلاب اسلامی، بسیاری از امور را به وی محول می‌نمودند؛ گذشته از آنکه جناب آقای خامنه‌ای یک دوره سخت از مبارزاتِ پیش از انقلاب را در کارنامه خود داشتند و از سوی همه انقلابیون داخل و خارج از کشور نیز، شناخته‌شده بودند و هیچ‌کس غیر از ایشان نمی‌توانست سکاندار کشور و مدیریت جامعه اسلامی شود. با گذشت زمان نیز این واقعیت بیشتر بر همگان ثابت گردید، به‌خصوص که مدیریت فضای داخل و خارج پس از رحلت امام، که دچار اختلاف شدید میان طیف‌های انقلاب و شخصیت‌های باسابقه شده بود و هر کدام خود را سالکان حقیقی خط امام می‌دانستند، کار بسیار سخت و مشکلی بود. اگر کسی غیر از ایشان رهبری را به‌عهده می‌گرفت، حتما نمی‌توانست با آن طیف‌های متعدد و شخصیت‌های باسابقه، تعاملی مناسب داشته باشد. اکنون که معظم له عمر شریف خود را با نوشیدن شهد شهادت به‌دست پلیدترین جنایتکاران تاریخ بشریت به پایان برده‌اند، شاهدیم که خودِ این شهادت، گرچه برای ملت ایران، تمامی انقلابیون و آزادگان دنیا بسیار سخت و دشوار است، باعث یک جهش عظیم و انسجام عمومی در داخل و خنثی شدن تمامی تبلیغات سوء علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در خارج از کشور شده و با انتخاب جانشین صالح برای ایشان از سوی خبرگان رهبری در شرایط بسیار سخت جنگی، استحکام نظام را بیش از پیش برای همه آنها که خیال می‌کردند جمهوری اسلامی قائم به شخص است، به اثبات رسانده است. همان‌گونه که با انتخاب سریع و به جای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از رحلت حضرت امام، «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم» مصداق واقعی پیدا نمود.
 

ایشان با استفاده از چه راهبردهایی، توطئه‌ها و فتنه‌های دوران طولانی رهبری خویش را خنثی می‌کردند؟

عرض کردم که در شخص رهبر شهید انقلاب اسلامی، ویژگی‌هایی بود که مجموع آنها در کس دیگری پیدا نمی‌شد. این ادعا را مرور زمان و عملکرد ایشان در ٣٧ سال اخیر نیز به اثبات رساند؛ به‌خصوص که در این سال‌ها، جمهوری اسلامی با انبوه توطئه‌ها از سوی دشمنان داخل و خارج مواجه بود و کوچک‌ترین خطا در نحوه مواجهه با آنها، می‌توانست نظام را ساقط کند. این حسن تدبیر شهید آیت‌الله خامنه‌ای بود که توطئه های دشمنان را خنثی کرد و نظام را برپا نگاه داشت؛ نظامی که ریشه‌هایش در سرزمین ایران و حتی خارج از آن، هر روز عمیق‌تر و مستحکم‌تر گردید.
 

از منظر شما، اصول و مبانی مکتب سیاسی شهید آیت‌الله خامنه‌ای چیست؟

آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر عزیز و شهید، که از دوران نوجوانی با مکتب امام خمینی آشنا شده و در طول سال‌ها در مسیر نهضت اسلامی رشد یافته بودند، در سال‌های پس از انقلاب، در زمره معدود اشخاصی بودند که بیشترین ارتباط را با امام داشتند و این نزدیکی تنگاتنگ، خود توانست برای آن بزرگوار یک الگوی بزرگ بسازد. در واقع امام، برای ایشان یک اسوه حسنه بود و در نتیجه حرکت فکری و سیاسی‌شان را شکل داد؛ بنابراین مکتب سیاسی ایشان، همان مکتب امام خمینی است که محکمات آن معلوم است. از یاد نبریم که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تقریبا سه نسل امام را درک نکرده و همواره رهبر شهید انقلاب را دیده و سخنان ایشان را شنیده‌اند، اما ایشان در هر مناسبتی بر وابستگی نظام جمهوری اسلامی به شخص و نام رهبر کبیر انقلاب تأکید می‌نمودند و همواره خود را نیز ادامه‌دهنده راه ایشان می‌دانستند. ان‌شاءالله اکنون نیز، همان مسیر توسط جانشین گرامی ایشان حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (دام ظله) ادامه خواهد یافت.
 
دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین سیدصادق موسوی شیرازی با شهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (حسینیه امام خمینی؛ 27 آذر 1395)
دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین سیدصادق موسوی شیرازی با شهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (حسینیه امام خمینی؛ 27 آذر 1395)
 

تحلیل شما از رویداد شهادت ایشان و نقش آن در بسترسازی پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ اخیر چیست؟

دشمن خیال کرده بود که با به شهادت رساندن سکاندار نظام و جمعی از سران نظامی، امنیتی و سیاسی از یک‌سو
و نفوذ در داخل کشور و آماده‌سازی چند صد نفر مزدور و خودفروخته برای میدان‌داری و سوءاستفاده از خلأ مدیریت از سوی دیگر، خواهد توانست نظام را سرنگون کند. او در پی آن بود که فرزند مزدور و سرسپرده شاه مخلوع را که با کمال وقاحت با نتانیاهوی جنایتکار و کودک‌کش عکس یادگاری می‌گیرد و با گذاشتن کلاه مخصوص یهودیان به دیوار ندبه رفته و همراه صهیونیست‌ها به نیایش می‌پردازد، پیروزمندانه به ایران برگرداند و همان‌گونه که جولانی تروریست را بر سوریه گماشتند، او را نیز شاه جدید ایران اعلام نمایند! اما به لطف الهی، هیچ‌کدام از آرزوهای ترامپ و نتانیاهو محقق نگردید و تمام مزدوران و وابستگان به آنان، از سوی مردم شریف و انقلابی ایران و سربازان گمنام امام زمان(عج)، به‌سرعت شناسایی و دستگیر شدند و امید دشمنان برای تحریک مردم علیه نظام نیز ناکام ماند. این مردم غیور با حضور پرشور خود در میادینِ تمامی شهرهای بزرگ و کوچک و حتی روستاها، تا امروز و هر زمان که لازم باشد، توطئه مزدوران را خنثی و به جهانیان اثبات کردند که ملت ایران علی‌رغم فشارها و سختی‌های اقتصادی، همچنان به نظام مقدس جمهوری اسلامی پایبند است و راه را بر جیره‌خواران آمریکایی ـ صهیونی می‌بندد و همه تحلیل‌ها و پیشگویی‌های رسانه‌های معاند و مزدور را با حضور خویش خنثی می‌کند. اکنون ترامپ جنایتکار، که تسلیم بی‌چون و چرای ایران را خواسته بود، ذلیلانه تمنای دیدار با رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای را دارد و در مواردی نیز ادعا نموده که دیگر مایل به جنگ با ایران نیست و تنها مسیر مذاکرات را طی خواهد کرد! حتی اخیرا اعلام کرد که او مانع از حمله رژیم صهیونیستی به ایران شده و در موضع‌گیری جدید، نقش فرامرزی و منطقه‌ای ایران را نیز به شکلی ضمنی پذیرفته است.
 

ظاهرا برای شما در تحقیق پیرامون نهج‌البلاغه شریف، بیانات آیت‌الله خامنه‌ای انگیزه‌ساز بوده است. دراین‌باره قدری توضیح دهید.

بله؛ چون آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌شان در اولین کنگره نهج‌البلاغه در سال ١٣٦٣و حسینیه ارشاد، اظهار داشتند: یکی از کارهایی که از مدت‌ها پیش همواره ضرورتش را احساس می‌کردم پیدا کردن افتاده‌ها یا محذوفات شریف رضی (رضوان‌الله علیه) در نهج‌البلاغه بوده است. ایشان پس از صحبت مفصلی درباره ضرورت انجام یک کار تحقیقی گسترده در جهت یافتن بخش‌های مکمل، از صاحبان همت خواستند که به این مهم بپردازند. اینجانب که از طرف دفتر حضرت امام در آن مراسم شرکت کرده بودم، این پیشنهاد را پسندیدم، اما به علت مشغله زیادی که در آن مقطع داشتم، امیدوار بودم که کسی به انجام این کار مبادرت کند و چندین بار درباره عملی شدن این پیشنهاد از دست‌اندرکاران سؤال کردم، ولی متأسفانه آنها صراحتا اعلام کردند که تاکنون توجهی به این پیشنهاد نشده است! پس از چند سال و در مقطعی که توانستم فراغتی حاصل کنم، با توکل به خداوند و توسل به حضرت مولا(ع)، این کار را شروع کردم، اما هیچ‌گاه گمان نمی‌بردم که ورود به این اقیانوس بی‌کران و تحقق آرزوی دیرین رهبر شهید، بیش از ٢٨ سال زمان ببرد! نمی‌دانستم که تحقق این آرزو، یک مسیر بسیار سخت جهت یافتن منابع متفرق در کتابخانه‌های سراسر کشورهای جهان را در پیش خواهد داشت، ولی بحمدالله و به‌رغم عدم برخورداری از هیچ‌گونه پشتیبانی ارگانی، این کار را آغاز کردم و در این مسیر انواع دشواری‌ها را تحمل نمودم، تا در نتیجه اولین نسخه «تمام نهج‌البلاغه» با استناد به ٢٩ عنوان منبع و همراه شرح چهار نفر از بزرگان علمای اهل سنت در مقاطع زمانی مختلف، در بیروت چاپ و انتشار یافت. با این حال و پس از مدتی، امکان توسعه تحقیق بیشتر شد و پس از چهار سال فعالیت، نسخه‌ای با استناد به ١٠١ منبع انتشار یافت که این اثر از سوی کنگره نهج‌البلاغه به‌عنوان کتاب سال انتخاب گردید و دفتر رهبر شهید نیز، تعداد هزار نسخه از آن را خریداری و به علما اهدا نمود. این شرایط بنده را تشویق کرد که دایره تحقیق را توسعه دهم و از سوی برخی شخصیت‌ها و ارگان‌ها نیز همکاری بیشتری انجام گرفت و بعد از چند سال، نسخه دیگری با استناد به ٧٧٠ منبع و در ٨ جلد در بیروت منتشر شد، که این مجموعه از سوی حوزه علمیه قم به عنوان کتاب سال انتخاب گردید. با این حال بسیاری از دوستان محقق پیشنهاد دادند که یک نسخه از کتاب جهت استفاده عموم و با حذف منابع تهیه شود. در این مرحله نیز با عنایت حضرت مولا(ع)، تحقیقات ادامه پیدا کرد و با اضافه بیش از ٤٠٠ منبع و استناد به ١٢٠٠ عنوان، چهارمین نسخه تمام نهج‌البلاغه در یک جلد و ١٥٥١ صفحه در بیروت نشر یافت. این نسخه علاوه بر تحقق خواسته رهبر شهید، به اغلب شبهات درباره سند خطبه‌های این مجموعه نیز پاسخ گفته است.
 

در پایان، به شمه‌ای از خاطرات خود از دوره طولانی آشنایی با رهبر شهید اشاره کنید.

خوشبختانه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید در مشهد مقدس، طی چندین روز و در شانزده قسمت، شمه‌ای از خاطرات اینجانب از شهید آیت‌الله خامنه‌ای را ضبط کردند؛ که ان‌شاءالله هر وقت صلاح دیدند قسمت‌هایی را که مناسب می‌دانند، منتشر خواهند کرد. در این مقام اما، به یک خاطره اشاره می‌کنم. در سال 1358، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به حج مشرف شدند و بنده نیز در آن سال، از سوی وزارت ارشاد به عنوان نماینده تام‌الاختیار در این آیین تعیین شده بودم. شهید آیت‌الله محلاتی و آیت‌الله انواری نیز، نمایندگان حضرت امام در حج بودند. مقامات عربستان برای رهبر شهید و مرحوم هاشمی رفسنجانی ــ که در آن مقطع از اعضای شورای انقلاب بودند ــ یک هتل فاخر در نظر گرفته بودند، ولی آنان هتل را ترک کردند و به طور ناشناس، به محل بعثه امام آمدند و در تمام اعمال حج در کنار هم بودیم. توفیق داشتم که در مسیر عرفات تا منا، همراه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی باشم، که در این جمع دکتر ناصر میناچی، وزیر وقت ارشاد، و همچنین دکتر یدالله سحابی، از اعضای شورای انقلاب، نیز حضور داشتند. در مشعرالحرام، رهبری شهید و اینجانب مشغول تهیه سنگ‌ریزه‌ها جهت رمی جمرات شدیم و سپس روی همان زمین و بدون وجود زیرانداز خوابیدیم و با طلوع فجر بیدار شدیم و پس از اقامه نماز، به سوی منا حرکت کردیم که در مسیر نیز وقایع جالبی اتفاق افتاد. در اولِ منا، مرحوم هاشمی را که قبلا مورد سوء قصد قرار گرفته بود، گم کردیم و چندین ساعت همگی نگران ایشان بودیم، تا آنکه ایشان به مقر بعثه آمد و به‌تفصیل ماجرای گم شدن خود و رسیدن به یک کاروان ایرانی و شناخته شدن از سوی بعضی از حجاج و در نتیجه راهنمایی به دفتر بعثه را بیان کردند.
خاطره دیگر اینکه در یک روز جمعه، اتفاقا در منزل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خیابان ایران بودم. ایشان گفتند: بیا با هم به نماز جمعه برویم. در خدمت ایشان به طرف دانشگاه تهران حرکت کردیم و در مسیر، با علم به تسلط ایشان به زبان عربی و اشتیاق عاشقان انقلاب و امام در کشورهای عربی در سرتاسر جهان، به ایشان پیشنهاد کردم که در پایان خطبه‌های نماز جمعه، قسمتی را به زبان عربی ایراد کنند و معظم له نیز این پیشنهاد را پسندیدند. از هفته بعد، ایشان قسمت پایانیِ خطبه‌های نماز جمعه را به زبان عربی و با لهجه دقیق و زیبا القا می‌کردند، که این امر بعدا توسط برخی از ائمه جمعه موقت تهران هم اجرا گردید.
 
  https://iichs.ir/vdccemqi.2bqei8laa2.html
iichs.ir/vdccemqi.2bqei8laa2.html
نام شما
آدرس ايميل شما