«شهید دکتر فتحی شقاقی در قامت یک فرزند» در گفت‌‎وشنود با ابوفتحی؛

در مکالمه آخر و پس از ابراز نگرانیِ من گفت: «انسان تنها یک بار زندگی می‌کند!»

سبک زندگی شخصیت‌های خودساخته‌ای چون شهید دکتر فتحی شقاقی، می‌تواند برای بسا اقشار جامعه از جمله محرومان و جوانان، الهام‌بخش و تربیتگر باشد. در گفت‌وشنود پی‌آمده، ابوفتحی، پدرِ آن بزرگ (که خود دوست دارد بدین نام خوانده شود)، در باب نشو و نمای او به خاطرات و نکاتی خواندنی اشارت برده است
در مکالمه آخر و پس از ابراز نگرانیِ من گفت: «انسان تنها یک بار زندگی می‌کند!»

 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 

در آغاز مناسب است قدری از میلاد و نشو و نمای شهید دکتر فتحی شقاقی برای ما بگویید.

بسم الله الرحمن الرحیم. فرزندم فتحی در 4 ژانویه سال 1951، در اردوگاه آوارگان فلسطینیِ الشاطی در غزه به دنیا آمد. پانزده‌ساله بود که مادرش از دنیا رفت و خلأ بزرگی در زندگی ما به‌وجود آمد. به طور مشخص این فقدان، تأثیر زیادی بر او ــ که پسر بزرگمان بود ــ گذاشت. در غیاب من که به خاطر کار در شهر العریشِ مصر، اغلب از خانه دور بودم، مسئولیت اداره خانواده به عهده فتحی قرار گرفت و او با کمال تسلط و قدرت، آن را به انجام می‌رساند.
 

از نظر تحصیلی، چگونه دانش‌آموزی بود؟

پسرم شدیدا به درس و مطالعه علاقه‌مند و از این نظر، با تمام همسن‌وسالانش فرق داشت. گاهی آن‌قدر مطالعه می‌کرد که من به او می‌گفتم دیگر بس است! همین زمینه بود که او را در آینده، به یکی از متفکران و تئوری‌پردازان جهان اسلام و مبارزه با اسرائیل مبدل نمود.
 

از رویداد ازدواج ایشان، چه خاطره‌ای دارید؟

فتحی در دوره تحصیل، در منزل خانواده متدینی از اهالی بیت‌المقدس زندگی می‌کرد. او در این خلال، با روحیات صاحبخانه آشنایی کافی پیدا کرد و تصمیم گرفت با دختر آنها ازدواج کند. موقعی که موضوع را به من گفت، بسیار خوشحال شدم و همراه چندتن از بزرگان فامیل، به خواستگاری رفتیم و این وصلت سَر گرفت. خداوند سه نوه به نام‌های خوله، ابراهیم و اسامه به من عطا فرموده است، که بابت آن شکرگزارم.
 
شهید دکتر فتحی شقاقی
 

فرزند شما، یکی از برجسته‌ترین مبارزانِ راه
آزادی فلسطین و قدس شریف است. از تلاش و تکاپوی او در این عرصه بگویید.

فرزندم سراپا شور و اراده، برای مبارزه با اشغالگران صهیونیست بود. همیشه اعضای جنبش جهاد اسلامی فلسطین، از همه مناطق غزه به خانه او می‌آمدند؛ لذا رژیم صهیونیستی در سال 1983 وی را دستگیر کرد. فتحی در آن مقطع، در بیمارستان ویکتوریای قدس کار می‌کرد. دادگاه رژیم صهیونیستی، او را به جرم رهبری جنبش جهاد اسلامی به یازده ماه زندان محکوم کرد، اما وی پس از آزادی از زندان، همچنان به مبارزه خود ادامه داد. رژیم صهیونیستی بارها فرزندم را با پیشنهادات وسوسه‌کننده مادی تطمیع کرد، اما او لحظه‌ای از مبارزه دست برنداشت. در سال 1986 و حدود یک سال پس از آزادی از زندان، صهیونیست‌ها دوباره فتحی را دستگیر کردند. مسئولان امنیتی رژیم، از دادگاه عالی خواستند که اشد مجازات ممکن را برای وی تعیین کنند. سرانجام دو سال پس از دستگیری، حکم اخراج او از فلسطین صادر و در اول اوت 1988 به جنوب لبنان تبعید شد. در تماس‌هایی که با فتحی داشتم، وی گفت که هدف از اخراج او از فلسطین، تدارک مقدمات ترور اوست! او دراین‌باره درست حدس زده بود و نهایتا همین اتفاق برایش افتاد.
 

آخرین بار در چه تاریخی و چگونه با شهید دکتر فتحی شقاقی تماس گرفتید؟

یک هفته قبل از شهادتش، خوابی دیدم که مرا بسیار نگران کرد؛ لذا با فرزندم تماس گرفتم و حالش را پرسیدم، گفت که خوب است و جای نگرانی نیست. درباره برنامه‌هایش سؤال کردم و او گفت که می‌خواهد به لیبی برود و با قذافی درباره مشکلات آوارگان فلسطینی صحبت کند. از او خواستم تا از این سفر صرف‌نظر کند،‌ ولی او جواب داد: «انسان فقط یک بار زندگی می‌کند!». این آخرین جمله‌ای بود که از او شنیدم و برای همیشه، به خاطر سپردم.
 
برای مطالعه بیشتر درباره سهم شهید دکتر فتحی شقاقی در تشکیل گروه‌های مقاومت و دیدگاه‌هایش، به لینک زیر مراجعه کنید:
 


پرونده شهید د
کتر فتحی شقاقی
 
  https://iichs.ir/vdce7f8w.jh8p7i9bbj.html
iichs.ir/vdce7f8w.jh8p7i9bbj.html
نام شما
آدرس ايميل شما