«شهید دکتر فتحی شقاقی در قامت یک همسر» در گفت‌وشنود با فتحیه شقاقی؛

زندگی با او دشوار، اما سرشار از ایمان و یقین بود

روایت همسر شهید دکتر فتحی شقاقی از اندیشه و عمل او، با دیگر واگویه‌ها متفاوت است؛ چه از منظری بیان می‌شود که دیگران از آن به بنیان‌گذار جهاد اسلامی فلسطین ننگریسته‌اند. بانو فتحیه شقاقی او را در قامت یک زوج وصف می‌کند؛ همدوشی که تمامی حیات خویش را وقف آرمانش نمود و در نهایت نیز، در همان طریق به شهادت رسید
زندگی با او دشوار، اما سرشار از ایمان و یقین بود

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 

طبعا نخستین پرسش ما و همه خوانندگان این گفت‌وشنود، این است که چگونه با شهید دکتر فتحی شقاقی آشنا شدید و ازدواج کردید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. برادرم طه شفیق در دوره دبیرستان، همکلاس دکتر بود و با هم خیلی صمیمی بودند. یک روز برادرم برای عیادت از ایشان ــ که به علت کسالت در بیمارستان بستری شده بود ــ به آنجا رفت. دکتر پس از بهبودی حاصل کردن و مرخص شدن، یک روز همراه برادرش خلیل برای بازدید آمد. رابطه دکتر با برادرم، به‌مرور بیشتر شد و بالاخره یک روز منزل مسکونی کوچکی را از ما اجاره کردند. آن روزها، دکتر در یکی از مدارس قدس تدریس می‌کرد و هر وقت مرا می‌دید، تصور می‌کرد که من دختر همسایه‌ام و نمی‌دانست که خواهر دوستش هستم! مدتی هم در مدرسه‌ای که در مقطع راهنمایی در آن درس می‌خواندم، تدریس می‌کرد. وقتی من در دبیرستان تحصیل می‌کردم، دکتر به برادرم طه گفت که مایل است به خواستگاری من بیاید. من چون سن کمی داشتم، پاسخ روشنی به این درخواست ندادم. گاهی اوقات به منزل آنها در شهر رفح در جنوب غزه می‌رفتم و می‌دانستم که بانویی به کارهای خانه‌شان رسیدگی نمی‌کند و این احتمال وجود دارد که در
صورت ازدواج با او، در سن نوجوانی مسئولیت سنگین اداره یک خانه پرجمعیت به عهده‌ام قرار گیرد و از پسِ این کار برنیایم. برای همین نیز، جوابِ قطعی به او ندادم. زندگی با دکتر ابدا کار آسانی نبود؛ چون او بسیار فعال بود و برای مبارزه، مدام به شهرهای مختلف و اردوگاه‌های شمال و جنوب نوار غزه می‌رفت؛ مضافا بر اینکه باید با خواهر و برادرهایش، در یک خانه کوچک زندگی می‌کردیم و عملا استقلال نداشتیم.
 

با توجه به همه مشکلاتی که برشمردید، چه شد که به این ازدواج رضایت دادید؟

من به شجاعت دکتر و راهی که انتخاب کرده بود، ایمان داشتم. در دوره نامزدی، دکتر مدت یک سال در زندان صهیونیست‌ها بود و ما پنج ماه بعد از آزادی ایشان ازدواج کردیم، اما هنوز یک سال از ازدواجمان نگذشته بود که بار دیگر دستگیر و در این نوبت به نُه سال زندان محکوم شد. این زندان دو سال و شش ماه طول کشید و من در این مدت، در منزل پدرش زندگی می‌کردم و برای ملاقات به زندان می‌رفتم و برایش غذا، لباس و کتاب می‌بردم.
در سال 1988، رژیم صهیونیستی او را به جنوب لبنان تبعید کرد. ایشان بعد از تبعید، به الجزایر رفت و من سه ماه بعد و از راه اردن، به وی ملحق شدم. بعد از الجزایر، به سوریه رفتیم و در دمشق اقامت کردیم. سه فرزند من، متولد دمشق هستند.
 

با توجه به اینکه شما احتمالا می‌توانستید با کسی ازدواج کنید که زندگی آرام‌تری داشته باشد، چرا زندگی با دکتر را پذیرفتید؟

زندگی در سایه اسلام و جهاد، زیستِ با عزت و مایه سعادت واقعی انسان است. اساس زندگی، تلاش برای کسب رضایت خداست و زندگی در کنار دکتر موجب می‌شد من بتوانم در طریق پیامبران و اولیای الهی گام بردارم. همواره پروردگار را به خاطر این نعمت، شکرگزار بوده و هستم.
 
بانو فتحیه شقاقی همسر شهید دکتر فتحی شقاقی و فرزندانش
بانو فتحیه شقاقی همسر شهید دکتر
فتحی شقاقی و فرزندانش
 
 

آیا شما نیز، همراه ایشان فعالیت سیاسی انجام می‌دادید؟

در دوره نامزدی، موقعی که در خانه دکتر جلسات سیاسی برگزار می‌شدند، من و خواهرم حضور داشتیم و از کادرهای جنبش پذیرایی می‌کردیم. من در تمام مراحل شکل‌گیری جهاد اسلامی فلسطین، در کنار دکتر بودم و در چنین فضایی رشد کردم. این موجب شده بود که در حد توان، در فعالیت‌ها با ایشان شریک شوم.
 

قاعدتا شما پس از ازدواج با شهید دکتر فتحی شقاقی، بیشتر در جریان شرایط زندگی ایشان در گذشته قرار گرفته‌اید. مناسب است شمه‌ای از آن را برای خوانندگان نقل کنید.

ایشان در پانزده‌سالگی مادرش را از دست داد و چون اولین فرزند خانواده بود، مسئولیت اداره آن به عهده وی قرار گرفت. او برای خانواده‌اش، مانند پدری مهربان، آموزگاری دلسوز و مسئول بود که غیر از رسیدگی به مشکلات خانواده، از همان دوره نوجوانی به فکر آرمان فلسطین نیز بود و در راه آزادی آن جهاد می‌کرد. زمانی به دانشکده پزشکی رفت که دنیای عرب تحولات عظیمی را از سر می‌گذراند و انور سادات معاهده کمپ دیوید را امضا کرده و عملا مبارزه با رژیم صهیونیستی را وانهاده بود.

 


چرا شاه مشتاق برقراری روابط میان قاهره ـ تل‌آویو بود؟

 


دو روی ایران در واکنش به توافق اسرائیل ـ مصر

 
 

با وقوع انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، همسرم جان تازه‌ای یافت و جنبش دانشجویی فلسطین را به عنوان پیشگام مبارزه راه‌اندازی و دانشجویان مبارز را
در نوار غزه، قدس و سایر شهرهای کرانه باختری رود اردن، بسیج کرد. مدام به سراسر فلسطین سفر می‌کرد، آرام و قرار نداشت و هسته‌های مقاومت را از جوانان پیشگامِ مسلمان تشکیل می‌داد. هر وقت هم که توسط نظامیان صهیونیست دستگیر و زندانی می‌شد، فعالیتش را بین زندانیان سیاسی فلسطینی ادامه می‌داد و زندان را فرصتی برای استراحت و آرامش قلمداد نمی‌کرد.
 

از نگاه شما، مهم‌ترین ویژگی‌های ایشان چیست؟

همسرم الگوی مجسم اخلاص، فداکاری، نظم و پشتکار بود. او برای دفاع از حریم اسلام و پاسداری از ارزش‌های اسلامی پیکار می‌کرد و لحظه‌ای سهل‌انگاری در زمینه تلاش برای آزادی فلسطین را تحمل نمی‌نمود. او همان‌گونه زندگی کرد که می‌خواست و این موهبت برای هر کس که پیش بیاید، به سعادت رسیده است.
 

خبر شهادت همسرتان را چگونه دریافت کردید؟

به ایشان خبر دادند که هزاران فلسطینی، در آستانه زمستان و در بیابان‌های لیبی سرگردان هستند! ایشان به آن کشور رفت. دل من بی‌قرار بود و می‌دانستم که در مسیر بازگشت از لیبی، خطر در کمین اوست و وی سالم به خانه برنمی‌گردد! شهادت دکتر، برای من غیرمترقبه نبود و من همواره دلشوره شنیدن این خبر را داشتم. در روز تشییع پیکر ایشان، دمشق یکپارچه تعطیل شد. او اکنون، به نمادی مقدس برای مبارزه با رژیم اشغالگر قدس تبدیل شده است.
 
 
برای مطالعه بیشتر درباره سهم شهید دکتر فتحی شقاقی در تشکیل گروه‌های مقاومت و دیدگاه‌هایش، به لینک زیر مراجعه کنید:


پرونده شهید د
کتر فتحی شقاقی
 
 
  https://iichs.ir/vdcdf90x.yt09n6a22y.html
iichs.ir/vdcdf90x.yt09n6a22y.html
نام شما
آدرس ايميل شما