«سیری در حیات مبارزاتی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی» در گفت‌وشنود با عبدالکاظم مجتبی‌زاده؛

آخرین زندان او، در 3 بهمن 1357 تمام شد!

عبدالکاظم مجتبی‌زاده پژوهشگر زندگی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی و صاحب اثری درباره اوست. وی در گفت‌وشنود پی‌آمده و به مدد اسناد و یافته‌های خویش، فرازهایی در حیات سیاسی وی را برشمرده و در مواردی نیز به بسط و توضیح آن نشسته است. امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید
آخرین زندان او، در 3 بهمن 1357 تمام شد!

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛
 

در آغازین نگاه به زندگینامه سیاسی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، چه نکاتی بیشتر به چشم می‌آیند؟

بسم الله الرحمن الرحیم. در آغاز باید اشاره کنم که جایگاه پدر بزرگوارِ شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، یعنی مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی حاج میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، بسیار رفیع و شاخص است. ایشان در زمره معدود کسانی بودند، که در برابر تاخت و تازهای ضد اسلامی رضاخان ایستادند و به احکام او تن ندادند. آن بزرگوار غیر از حضرت امام، استاد شاگردان برجسته‌ای چون آیات عظام: سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی، میرزا هاشم آملی و... بودند و رهبر کبیر انقلاب اسلامی نیز، همواره از ایشان به عنوان عارف کامل یاد می‌کردند. فرزند خلفی مانند شهید شاه‌آبادی، پرورده چنان پدر جلیل‌القدری است.
شهید شاه‌آبادی اما در محضر پدر، مقدماتِ ادبیات عرب را آموختند و پس از پایان دوره ابتدایی، برای تحصیل علوم دینی به مدرسه مروی رفتند و در کنار آن، آموختن در دبیرستان را نیز به پایان بردند و دیپلم گرفتند؛ سپس به حوزه علمیه قم رفتند و از محضر اساتید بزرگ آن کانون علمی، استفاده نمودند. ایشان در فراگیری علوم قدیم و جدید، بسیار ساعی و سختکوش بودند. با شروع نهضت امام خمینی در اوایل دهه 1340، شهید برای تبلیغ به روستاها و نقاطی که کمتر کسی رغبت می‌کرد برود، می‌رفتند و از سختی‌ها و مشکلاتِ این مسیر با گشاده‌رویی استقبال می‌کردند. در اوایل ورود ایشان به آن مناطق، شاید برخورد مناسبی از سوی اهالی با او صورت نمی‌گرفت، اما با گذشت زمان مردم جذب خُلق خوش و سلوک کم‌نظیرشان می‌شدند؛ به گونه‌ای که وقتی دوره تبلیغ تمام می‌شد، با اصرار می‌خواستند که وی را در روستا یا شهر خود نگه دارند!
 

ایشان از کدام دوره، مبارزات سیاسی خود را آغاز کردند؟

از سال 1341 و هم‌زمان با قیام امام خمینی، فعالیت‌های سیاسی
شهید شاه‌آبادی نیز شروع شد. اسناد ساواک هم، کاملا گویای فعالیت پیگیر و گسترده ایشان هستند. اولین سند ساواک مربوط به 8 مهر 1342 است، که در آن امضای او در ذیل نامه سرگشاده فضلا و مدرسان حوزه علمیه قم به دولت وقت وجود دارد. این نامه، در سطح کشور انعکاس زیادی پیدا کرد. از آن به بعد، به‌کرات نام شهید در اسناد ساواک آمده است. از اوایل دهه 1350، نام شهید در لیست سیاه ساواک قرار می‌گیرد و سازمان امنیت تمام تحرکات و فعالیت‌های ایشان را زیر نظر می‌گیرد و مأموران این نهاد، مدام درباره سخنرانی‌ها و مواضعشان گزارش می‌دهند.
 

شهید شاه‌آبادی از چه مقطعی و چرا به تهران مهاجرت کردند؟

تهران در آن دوره، مرکز فعالیت سیاسیون و انقلابیون بود؛ لذا شهید شاه‌آبادی در سال 1350، از قم به تهران آمدند و مسجد جامع رستم‌آباد شمیران را پایگاه مبارزاتی خود قرار دادند. زمانی که ایشان به این مسجد آمدند، ساختمان آن نیمه‌کاره بود و بودجه‌ای هم برای تکمیل آن بنا وجود نداشت. ایشان پس از اقامه نماز جماعت، همراه با اهالی کارهای بنایی، گچ‌کاری، سیم‌کشی و... را انجام می‌دادند و نهایتا آن مسجد را تکمیل کردند.
 
شهید شاه‌آبادی (مبارز انقلابی مسجد رستم‌آباد) در حال سخنرانی برای مردم (میدان شهدای تهران؛ زمستان 1358)
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در حال ایراد سخن برای مردم (میدان شهدای تهران؛ زمستان 1358)
 

به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی ایشان در مسجد جامع رستم‌آباد نیز، اشاره‌ای داشته باشید.

ایشان مسجد رستم‌آباد را به پایگاه سیاست تبدیل و مبارزه و انقلابیون زیادی را در آنجا تربیت کردند. در مسجد کتابخانه‌ای را تأسیس و برای تربیت افکار جوانان، جلساتی را برگزار نمودند. بسیاری از بزرگان فعلی انقلاب و نظام اسلامی، از شاگردان جلسات تفسیر آن مسجد هستند. شهید علاقه بسیار زیادی به جوانان و نوجوانان داشتند و برنامه‌های زیادی را برای رشد همه‌جانبه آنان به اجرا گذاشتند.
 

ساواک با این‌گونه فعالیت‌ها، چه نوع مواجهه و برخوردی داشت؟

طبیعی است که ساواک، فوق‌العاده نسبت به شخص شهید شاه‌آبادی و این‌گونه فعالیت‌ها حساس بود؛ به همین دلیل نیز در سال 1352، ایشان را دستگیر، زندانی و شکنجه کرد. ازآنجاکه مسجد رستم‌آباد پایگاه مهمِ فعالیتِ انقلابیون بود، ساواک
بار دیگر شهید را در سال 1353 دستگیر و زندانی نمود. ایشان در زندان و در برابر شکنجه‌های ساواک، صبر و استقامت عجیبی از خود نشان می‌دادند و با شیوه‌هایی خاص، مأموران رژیم را گمراه می‌کردند که ردّی از سایر مبارزین پیدا نکنند. شهید در سال 1354، مجددا دستگیر و زندانی و در سال 1355، به بانه تبعید می‌شوند. ایشان در آنجا، به‌سرعت با روحانیون اهل سنت رابطه برقرار می‌کنند و با آنها صمیمی می‌شوند. هر روز نمازهای یومیه خود را در مساجد شهر بانه که بالغ بر چهارده مسجد بوده، همراه برادران اهل سنت اقامه می‌کردند. فعالیت‌های مذهبی و سیاسی شهید، در آنجا سمت و سوی خاصی داشته و جوانان و نوجوانان از کلاس‌هایی که ایشان برگزار می‌کردند، استقبال بسیار خوبی به عمل ‌آوردند. شهید در کنار این مسائل، به روشنگری درباره رژیم پهلوی نیز می‌پرداختند و مشکلات و مصائبی را که رژیم برای مردم ایجاد می‌کرد، متذکر می‌شدند. بسیاری از اهالی آن منطقه، آشنایی با اندیشه‌های حضرت امام و معارف انقلاب اسلامی را مدیون فعالیت‌های ایشان بودند. طبیعتا ساواک همه رفت‌وآمدها و سخنان شهید را گزارش می‌کرد، که اسنادش نیز هم اینک وجود دارد. در آنجا در دو یا سه مرحله، به منزل مسکونی ایشان حمله و کتاب‌ها و جزوات ایشان ضبط می‌شود. رژیم که از تبعید شهید نتیجه مورد نظر را نمی‌گیرد، سرانجام ایشان را به تهران بازمی‌گرداند.
فعالیت‌های شهید از اوایل سال 1356، شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد و حالت علنی پیدا می‌کند. از اینجا به بعد، ایشان اعلامیه‌های حضرت امام را در ماشین خودشان می‌گذاشتند و آشکارا در تهران پخش می‌کردند. شهید در مقاطعی از سال 1357، دوبار دیگر دستگیر و این بار به کمیته مشترک برده می‌شوند و تحت شکنجه قرار می‌گیرند. آخرین زندان ایشان، در 3 بهمن سال 1357 تمام می‌شود و ایشان بلافاصله پس از آزادی، به کمیته استقبال از امام خمینی می‌روند. شهید در تحصن روحانیون علیه دولت بختیار در اعتراض به بسته شدن فرودگاه‌ها و نیز ستاد استقبال از امام، نقش عمده‌ و پررنگی داشتند.
 


پرونده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی
 
 
  https://iichs.ir/vdcdn90x.yt09f6a22y.html
iichs.ir/vdcdn90x.yt09f6a22y.html
نام شما
آدرس ايميل شما