«سیره شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، نمادی از اعتدال سیاسی» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد حجتی کرمانی؛

هر گاه مجلس تعطیل می‌شد، برای رفتن به جبهه بی‌تابی می‌کرد!

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد حجتی کرمانی، هم در دوران مبارزه با رژیم گذشته و هم در مقطع تصدی نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، با شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی ارتباط و مراوده داشته است. وی از مهم‌ترین شاخص‌های کرداری آن بزرگ را حفظ «اعتدال سیاسی» می‌داند و برای آن، شاهد مثال‌های تاریخی ارائه می‌کند
هر گاه مجلس تعطیل می‌شد، برای رفتن به جبهه بی‌تابی می‌کرد!

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
 

آشنایی در بهارستان؛ رفاقت دو نماینده تهران در مجلس اول

 

شما از چه مقطعی با شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی آشنا شدید؟ و این معارفه چگونه تداوم یافت؟

بسم الله الرحمن الرحیم. من طی سال‌های متمادی، کم‌وبیش با مرحوم شهید حاج آقا مهدی شاه‌آبادی آشنایی داشتم، اما در دوره اول مجلس شورای اسلامی، نزدیکی و رفاقت ما بیشتر شد. در آن زمان من و ایشان، هر دو نماینده تهران بودیم. بااین‌حال فاصله صندلی‌های ما در مجلس، نسبتا زیاد بود. ایشان نزدیک به دربِ ورودی مجلس می‌نشست و من در کنار دیوار و جنب مرحوم سیدعباس ابوترابی می‌نشستم. من از قبل با آقای حاج آقا نورالله شاه‌آبادی، برادرِ شهید، هم آشنا بودم، اما با حاج آقا مهدی شاه‌آبادی مراوده بیشتری داشتم و در مجلس، در مواقع سخنرانی، جلسات غیررسمی و وقت ناهار، با یکدیگر هم‌صحبت می‌شدیم. با دیدارهای مکرر، ارادت من به ایشان بیشتر شد.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد حجتی کرمانی
 

از اخلاص تا تحرک؛ چهار ویژگی ممتاز در شخصیت شهید شاه‌آبادی

 

در شخصیت ایشان، کدامین ویژگی‌ها برای شما جذاب‌تر بودند؟

اولین ویژگی، اخلاصِ بی‌شائبه شهید شاه‌آبادی بود. من در ایشان، ذره‌ای خودنمایی یا خودمحوری و تمایل به اینکه بخواهد حرفش را به کرسی بنشاند، ندیدم. به نظر من، حاج مهدی این معنویت را از پدر بزرگوارش به ارث برده بود و یکپارچه اخلاص بود. شخصیت شهید، مرا به رمز ارادت بیش از حد مرحوم امام به مرحوم شاه‌آبادیِ بزرگ واقف کرد و متوجه شدم که امام چرا ایشان را مراد خود می‌دانستند. ویژگی دوم شهید شاه‌آبادی، تحرک و انرژی خارق‌العاده ایشان بود، که همیشه
مرا به یاد یک آهوی سبک‌وزن و تیزرو می‌انداخت. ویژگی سوم، اعتدال سیاسی ایشان بود. هرگز به یاد ندارم که ایشان در دعواهای مجلس ــ که گاهی هم خیلی تند بودند ــ حتی یک کلمه تند گفته یا عصبانی شده باشد. ویژگی چهارم، نجابت، متانت و رازداری ایشان بود. کتمان درد، یکی از علائم مؤمن است. شهید باهنر هم این‌گونه بود و هرگز دردش را بروز نمی‌داد، که نکند دیگران ناراحت شوند! شهید شاه‌آبادی هم همین‌طور بود. گاهی در جلساتی احساس می‌کردم که مطلبی را در دل دارد، ولی نمی‌خواهد بگوید! اساسا زیاد اهل حرف زدن نبود؛ هرگز نمی‌خواست حرف خودش را بزند و محور باشد. بسیار مخلص، موقر، پرتلاش و در عین حال بی‌ادعا بود.
 
 

آیت‌الله محمدعلی شاه آبادی
مردی که امام او را عارف بالله نامید!
 
 

جوشکار انقلاب؛ شهید شاه‌آبادی چگونه مانع از ریزش‌ها می‌شد؟

 

برخی به شهید شاه‌آبادی، لقب «جوشکار انقلاب» داده بودند؛ به این معنا که حلقه وصل بود و همواره سعی می‌کرد تا اختلافات افراد و گروه‌ها را از بین ببرد یا دست‌کم تخفیف بدهد. دیدگاه شما دراین‌باره چیست؟

برخی فکر می‌کنند هر کسی که با نظر فرد دیگری مخالفت کرد، یعنی با او بد است؛ درحالی‌که ابدا این طور نیست. ما قبل از هر چیز، برادر و مسلمانیم و سرنوشت مشترک داریم. اگر اختلاف‌نظری داریم، باید بنشینیم و حل کنیم. شهید شاه‌آبادی در این زمینه، فوق‌العاده تلاش می‌کرد و سعی داشت آرامش را برقرار کند و جلوی ریزش‌ها و واگرایی‌ها را بگیرد. ایشان واقعا فکر و عملی بی‌شائبه داشت و به همه هم سفارش می‌کرد که حواستان به خودتان باشد؛ چون فقط اعمالی از ما پذیرفته خواهند شد که در آنها ناخالصی وجود ندارد.
 

مثبت‌اندیشی در سیاست؛ چرا شاه‌آبادی اهل گروه‌بازی نبود؟
 

درباره نحوه شهادت ایشان، چه تحلیلی دارید؟ از این رویداد، چطور می‌توان برداشت‌های نمادین داشت؟

زمانی که کسی به خط
مقدم می‌رود که به رزمندگان آن منطقه روحیه دهد، طبیعتا در معرض شهادت قرار می‌گیرد. شهید شاه‌آبادی به عنوان حمایت از جبهه‌ها و روحیه دادن به رزمندگان می‌رفتند و تیر و تفنگ نداشتند. به نظر من شهادت این‌گونه افراد، خصوصیت دیگری دارد. احساسم در مورد ایشان، آقای باهنر و چند تن دیگر این است که خداوند اینها را دوست داشته و شهید خواسته است. این شهدا، همواره چهره گشاده داشتند و اندوهشان را در قلبشان پنهان می‌کردند. من هیچ‌گاه شهید شاه‌آبادی را نگران، افسرده یا عصبانی ندیدم. این شادابی، حاصل ایمان و توکل به خداست و در ذات امثال ایشان نهادینه است. ذات اینها، با شادمانی و نجابت سرشته شده بود. تبسم دائمی، جلوه و نمودِ نجابت ذاتی و روحیِ انسان و نشانه‌ای از توکل بر خداست. اینها ذاتا انسان‌هایی شریف، امیدوار، شاد، خوش‌بین، پرانرژی و به قول امروزی‌ها «مثبت‌اندیش» بودند. لبخند دائمی اینها، یعنی اینکه هیچ دغدغه‌ای نداشتند و همه چیز را به خدا واگذار کرده بودند. در روایات آمده که فوق هر کار نیکی، کار بالاتری وجود دارد؛ مگر کسی که در راه خدا شهید بشود، که نیکی‌ای بالاتر از شهادت نیست. دلیلش هم روشن است؛ شهید همه هستی‌اش را در راه خدا نثار می‌کند. امثال شهید شاه‌آبادی، واقعا ممتاز و البته کم‌مانند بودند. ایشان در مجلس هم که بود، نزد همه نمایندگان محبوبیت داشت؛ چون اهل گروه‌بازی و این حرف‌ها نبود، فقط می‌خواست برای خدا کار کند و علاقه عجیبی نیز به جبهه رفتن داشت. هر وقت که مجلس تعطیل می‌شد، برای رفتن به جبهه بی‌تابی می‌کرد؛ انگار که جای اصلی‌اش در جبهه بود! سرانجام هم به آرزوی خود، یعنی شهادت، رسید. این موهبت، بر او گوارا باد.

 

به نظر شما چطور می‌توان مدل «جوشکاری انقلاب» شهید شاه‌آبادی را در فضای سیاسی امروز زنده کرد؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید

 



            پرونده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

 

 

https://iichs.ir/vdchk-ni.23n-vdftt2.html
iichs.ir/vdchk-ni.23n-vdftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما