«شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی و ریشه‌های علاقه او به جمعیت فدائیان اسلام» در گفت‌وشنود با محمدمهدی عبد خدایی؛

می‌گفت: در سالگرد شهادت نواب، خودبه‌خود محزون می‌شوم!

شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در زمره آن طیف از یاران نهضت اسلامی است که پیش از آغاز آن، دل در گرو تکاپوی جمعیت فدائیان اسلام و رهبر دلیر آن داشت. این امر قبل از هر چیز، ناشی از ارتباط شهید سیدمجتبی نواب صفوی با آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی و حمایت‌های آن مرجع عارف از وی بود. در گفت‌وشنود پی‌آمده، محمدمهدی عبدخدایی دبیرکل کنونی جمعیت فدائیان اسلام، به شرح و توضیح این موضوع پرداخته است
می‌گفت: در سالگرد شهادت نواب، خودبه‌خود محزون می‌شوم!

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
شما از چه طریق و متأثر از کدامین مناسبات، با شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی آشنا شدید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. اصل موضوع به دوره‌ای برمی‌گردد که شهید سیدمجتبی نواب صفوی در نجف تحصیل می‌کرد و احمد کسروی در تهران، مشغول شبهه‌پراکنی درباره اسلام و تشیع بود. در آن دوره مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، که هم عارف بود و هم فیلسوف، به متین‌ترین و آرام‌ترین روحانی تهران شهرت داشت! نواب صفوی از نجف به تهران آمد تا غائله کسروی را ختم کند و در آغاز کار، خدمت ایشان شرفیاب شد. مرحوم شاه‌آبادی، کسروی را ملحد و مهدورالدم می‌دانست. در آن مقطع، بسیار مهم بود که نواب خدمت کدام یک از علما می‌رسد و انتخاب مرحوم شاه‌آبادی، قطعا دلایل محکمی داشته است. ایشان از یکی از ارادتمندان خود، هشتصد تومان می‌گیرد و یک اسلحه قاچاق برای نواب خریداری می‌شود! برای همه، این مساعدت مرحوم شاه‌آبادی بسیار عجیب و جالب توجه بود. پس از مضروب کردن کسروی نیز، که نواب دستگیر شد، مرحوم شاه‌آبادی از بازاریان تهران، مبلغ سیزده‌هزار تومان ــ که در آن زمان بسیار پول بسیار زیادی بود ــ تهیه و نواب را از زندان آزاد کرد. علت آزادی نواب نیز ارادت سرهنگ باستی، رئیس دادگاه آنها، نسبت به آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی بود.
شهید آیت‌الله حاج آقا مهدی شاه‌آبادی، همیشه به فدائیان اسلام اظهار علاقه می‌کرد. من ایشان را قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در جلساتی دیده بودم. بعد از انقلاب هم، در مقطعی که نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی شد، من یک بار ایشان را در فرودگاه سوریه دیدم. علاوه بر این
یک بار هم در سالگرد شهید نواب صفوی، مرا به مراسمی که به همین مناسبت در مسجدشان برگزار کرده بود، دعوت نمود. بسیار مرد مدیر، پرتحرک و در عین حال متواضعی بود.
 
خصال و ویژگی‌های شخصی و شخصیتی ایشان را چطور دیدید؟
شهید شاه‌آبادی انسانی مخلص، فاضل و مجاهد بود و تقدس خوبی هم داشت. به نظر من، تقوا را از پدر به ارث برده و فوق‌العاده پرهیزکار بود. در عین تقدس، بسیار ساده نماز می‌خواند و به آن تظاهر نمی‌کرد. هم اهل ورع و عبادت بود، هم اهل جهاد و مبارزه. درس‌خوانده و عالم بود؛ منبع انرژی بود، اما در عین حال همیشه آرامش داشت. مطالب را خیلی ساده بیان می‌کرد. به حضرت امام به‌شدت علاقه‌مند بود، که این امر ریشه در رابطه ایشان با پدرش داشت. انسان بسیار باجنَمی بود؛ این جنَم اتفاقی نیست و قطعا از تبار ارجمندش به ایشان به ارث رسیده بود. از اولین کسانی بود که به نهضت اسلامی ملحق و وارد مبارزه شد. از اولین کسانی بود که در بسیج مردمی کمک و ایفای نقش کرد. از اولین کسانی بود که با بنی‌صدر اختلاف پیدا کرد. اساسا مسائل سیاسی را بسیار خوب درک و طرح می‌کرد. خیلی خوب می‌دانست در کجای زمان و جهان ایستاده‌ایم، اوضاع منطقه چگونه است و مثلا در جنگ با عراق، کدام نیروها به صدام کمک می‌کنند و ما چگونه می‌توانیم مرزهای بین‌المللی‌مان را حفظ کنیم. من ایشان را شخصیتی بسیار بزرگ و کم‌بدیل ‌دیدم.
 
محمدمهدی عبدخدایی
 
از شهید شاه‌آبادی، چه خاطراتی دارید؟
همان‌طور که عرض کردم، یکی از آنها در فرودگاه سوریه بود. ایشان داشت قرآن می‌خواند. من رفتم و در کنارش نشستم؛ قدری درباره جنگ ایران و عراق صحبت کردیم. از این واقعه، ناراحت و نگران بود. در ادامه سخنانش گفت: «امام خمینی در زمره نوابغی است که تاریخ شیعه کمتر به خود دیده است». می‌گفت: «در دوره‌ای که امام نزد پدرم تلمذ می‌کردند، پدرم می‌گفت که ایشان برجستگی‌های خاصی دارد». اساسا ایشان بسیار خوش‌محضر
بود و همیشه برای گفتن، نکاتی شنیدنی داشت.
 
از بزرگداشتی که ایشان برای شهید نواب صفوی برگزار کردند بگویید.
شهید شاه‌آبادی در آن جلسه، با خلوص تمام از حاضران پذیرایی کرد؛ این به خاطر علاقه‌ای بود که او به شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام داشت. خودش می‌گفت: «من در سالگرد شهادت نواب و یارانش، به خودی خود محزون می‌شوم و حال خاصی پیدا می‌کنم!». من در آنجا سخنرانی کردم. مسجدشان کوچک، اما پر از جمعیت و معنویت بود. ارادتمندانِ شهید، بسیار خالصانه به ایشان ابراز علاقه می‌کردند و این نشان می‌داد که ایشان توانسته با مردم صمیمت و الفتی پیدا کند.
 
به نظر شما اگر شهید شاه‌آبادی امروز در قید حیات بود، چه موضوعی را وجهه همت خویش قرار می‌داد؟
روی برگرداندن از اختلافات و تحقق وحدت ملی. ایشان همواره تلاش می‌کرد اختلافات را به حداقل برساند و افراد و گروه‌ها را به هم نزدیک کند؛ یعنی همان کاری که در انتخابات مجلس اول در مورد ائتلاف جامعه روحانیت مبارز تهران با حزب جمهوری اسلامی کرد. ایشان اگر زنده بود، عمر و وقت خود را صرف گشایش قفل‌ها و درهای بسته و شکستن یخِ اختلافات می‌کرد.
 
 
 
و کلام آخر؟
شنیدن خبر شهادت ایشان، برایم با تأسف و حسرت فراوانی همراه بود. این‌گونه شهادت‌ها، نصیب هر کسی نمی‌شود. باید خوب زندگی کرده باشی تا خوب بمیری. کسی که تقوای خوب زندگی کردن را داشته باشد، زمینه‌های خوب مردن هم برایش فراهم می‌شود. اینکه می‌گویند شهادت هنر مردان خداست، یا شهید قلب تاریخ است، یا شهدا شمع محفل بشریت هستند، به خاطر خوب زندگی کردن آنهاست. شهید شاه‌آبادی پاکیزه و خوب زندگی کرد؛ لذا در راه آرمان‌های اسلام و ایران شهید شد. تفکر انقلاب اسلامی قادر است دنیا را مدیریت کند و ایشان جانش را در راه چنین آرمان ارزشمندی فدا نمود.
 


پرونده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی
 
 
  https://iichs.ir/vdcaomnu.49nio15kk4.html
iichs.ir/vdcaomnu.49nio15kk4.html
نام شما
آدرس ايميل شما