«شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، به مثابه شخصیتی فراجناحی» در گفت‌وشنود با دکتر جواد منصوری؛

او مورد اعتماد و علاقه همه جریانات مبارز بود

ویژگی‌های شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در عرصه‌های اخلاق اجتماعی و کنشگری سیاسی، موجب شده بود بتواند به عنوان ربط‌دهنده و نزدیک‌کننده عناصر و جریاناتِ موجود عمل کند. در گفت‌وشنودی که از نظر می‌گذرانید، دکتر جواد منصوری، مبارز و تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی، درباره این موضوع به ارائه تحلیل‌ها و خاطرات خویش پرداخته است
او مورد اعتماد و علاقه همه جریانات مبارز بود

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
آشنایی شما با شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، در کدامین مقطع روی داد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. من سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، با شهید آیت‌الله شاه‌آبادی آشنا بودم و همچنین از حالات و مقامات پدر ارجمندشان نیز اطلاع داشتم، اما همکاری نسبتا نزدیک ما، پس از انقلاب و در کمیته‌های انقلاب اسلامی ایجاد شد. ایشان در دوران مبارزه، در زندان بودند، ولی برای ما دو نفر، هیچ‌گاه پیش نیامد که در یک زندان باشیم، اما آشنایی اولیه بنده با ایشان، به سال ‌1349 بازمی‌گردد. ایشان خواهرزاده‌ای داشتند به نام آقای احمدی، که در زمره افراد نسبتا سطح بالای سازمان موسوم به مجاهدین خلق بود و شهید شاه‌آبادی، تقریبا رابط غیررسمیِ من و احمدی بودند. خاطرم هست که ایشان در همان دوره، در مورد یکی از پسرانشان به اسم سعید خیلی خوشحال بودند و می‌گفتند: خیلی بااستعداد است! اینها اولین نکاتی است که درباره آن بزرگوار به یاد می‌آورم.
 
شما در سازمان موسوم به مجاهدین خلق عضویت نداشتید؛ پس چرا ایشان رابط بین شما و آن تشکل بودند؟
من عضو شورای مرکزی سازمان «حزب‌الله» بودم، که با مجاهدین خلق همکاری و تبادل اطلاعات و امکانات داشت. در سال 1350، قرار شد این دو سازمان با هم یکی بشوند، که من مخالفت کردم و گفتم: سازمان مجاهدین خلق کاملا اسلامی نیست و من آنها را قبول ندارم! معتقد بودم که یکی شدن با آنها، به صلاح ما نیست. خیلی‌ها تا بعد از پیروزی انقلاب هم، متوجه انحراف این سازمان نشدند، ولی من در همان سال 1350 متوجه شدم و لذا خود را کنار کشیدم، اما در عین حال ارتباطم را با حزب‌الله و مجاهدین قطع نکردم. شهید شاه‌آبادی به این دلیل که شخصیت محبوب و بانفوذی داشتند، حزب‌الله و مجاهدین خلق سعی می‌کردند از موقعیت ایشان استفاده کنند، که البته این امر در آن دوره طبیعی هم به‌شمار می‌آمد.
 
موضع شهید شاه‌آبادی در قبال سازمان موسوم به مجاهدین خلق چه بود؟
ایشان پس از اینکه آنها ماهیت واقعی خود را نشان دادند، در مورد انحرافاتشان بسیار ناراحت بودند و در زندان هم با اعضای این گروه بسیار بحث می‌کردند. غالبا به همه هشدار می‌داد که مراقب اعمال آ‌نها باشند و با اینکه خواهرزاده‎‌شان عضو سازمان بود، با این جریان هیچ مماشاتی نمی‌کردند. مسلما برای ایشان، اسلامیت مبارزه و جریانات فعال در آن، از اهمیت بالایی برخوردار بود.
 
جواد منصوری

در شخصیت ایشان، کدام ویژگی‌ها برای شما جذاب بودند؟
ایشان همیشه دارای خُلق و خوی نیک، چهره متبسم، امیدوار و امیدبخش، دلگرم‌کننده و در عین حال بسیار شجاع و با جَنَم بودند. مردم را بسیار دوست داشتند و با آنان مهربانانه و دلسوزانه رفتار می‌کردند. همیشه سعی می‌کردند روابط افراد را ترمیم و اختلافات را کم کنند. دیگر ویژگی چشمگیر ایشان، تحرک و انرژی فوق‌العاده زیاد و شوق و اشتیاقشان برای تبلیغ
معارف دینی و مبارزاتی بود. برای این کار، انگیزه فوق‌العاده زیادی داشتند و گاهی در روز هشت تا ده جا می‌رفتند و صحبت می‌کردند یا با افرادی جلسات مشورتی می‌گذاشتند. من کمتر کسی را این‌قدر پویا و با تحرک دیده‌ام؛ مخصوصا در میان روحانیون که معمولا آرام و رسمی هستند، ایشان بسیار گرم، صمیمی و پویا بودند. تکیه کلام ایشان، «جانَم» بود و به همین دلیل حتی اگر با آدم عصبی و تند مزاجی نیز روبه‌رو می‌شدند، طرف مقابل به خودی خود آرام می‌شد. همیشه تلاش می‌کردند نیروها به جای اصطکاک‌های بی‌فایده، نیرو و انرژی خود را صرف مسائل مفید و سازنده کنند و تا حدود زیادی در تحقق این هدف در میان اطرافیانشان موفق بودند.
 
فعالیت‌های شهید شاه‌آبادی در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، شامل چه عرصه‌ها و حوزه‌هایی می‌شد؟
ایشان هم‌زمان با علمای قم و تهران، دانشجویان و طلاب، بازاریان و کسبه جزء، اهالی محله رستم‌آباد و همچنین برخی کانون‌های دینی در سراسر کشور مرتبط بودند. بعد از انقلاب نیز هم‌زمان در کمیته، سپاه، جامعه روحانیت مبارز تهران و حزب جمهوری اسلامی فعالیت می‌کردند. به همه جا می‌رفتند، کمک می‌کردند، به همه روحیه می‌دادند و به این صفت معروف شده بودند. نقش ایشان در مرتبط کردن افراد و سازمان‌های مختلف به یکدیگر، کاملا بی‌بدیل است. بعد از انقلاب، ایشان مسئولیت کمیته مسجد رستم‌آباد و روحانیت منطقه شمیران را به عهده داشتند و در اغلب تشکل‌های مذهبی، سیاسی و انقلابی شرکت می‌کردند. همه هم به آن بزرگوار علاقه داشتند و با ایشان گرم می‌گرفتند.
 
آیا در دوران مبارزه، ایشان در هیچ یک از احزابِ موجود عضویت داشتند؟
خیر؛ شهید شاه‌آبادی عضو هیچ حزبی نبودند، ولی به هر تشکلی که می‌‌توانستند، کمک می‌کردند. ویژگی ایشان این بود که می‌خواستند همه احزاب و گروه‌ها را به هم نزدیک کنند و اگر عضو یکی می‌شدند، طبیعتا دیگر نمی‌توانستند این کار را بکنند. شخصیت فراجناحی داشتند که همه جریانات موجود، به ایشان اعتماد و علاقه داشتند.
 
با وجود خدمات بسیاری که شهید شاه‌آبادی در ادوار پیش و پس از انقلاب اسلامی داشته‌اند، چرا آن‌گونه که باید و شاید، قدرِ ایشان شناخته‌شده نیست؟
برای اینکه اهل خودنمایی، اعلامیه دادن، مصاحبه کردن و این‌گونه رفتارها نبودند. ایشان هر کاری را صرفا برای رضای خدا می‌کردند و هر خدمتی را که انجام دادند، نه به کسی می‌گفتند و نه در جایی می‌نوشتند. شهادت ایشان برای دوستان و آشنایان بسیار ناگوار، ولی قطعا برای خودشان بسیار گوارا بود. باآن‌همه اخلاص و فداکاری‌هایی که کرده بودند، چنین فرجام و مقامی زیبنده ایشان بود.
 
و کلام آخر؟
همان‌طور که اشاره کردم، شهید شاه‌آبادی به دنبال اسم و رسم نبودند؛ هم از این روی به محضِ آنکه حس می‌کردند دو فردِ شاخص یا دو تشکل مؤثر با هم اختلاف دارند، میانه را می‌گرفتند و سعی داشتند جلوی افتراق را بگیرند. متأسفانه امروز در میان سیاسیونِ خود، کسانی که چنین روحیه‌ای داشته باشند، کم داریم. اکثرا سعی می‌کنند حرف خودشان را به کرسی بنشانند و در نتیجه اختلافات بالا می‌گیرند. وجود شخصیت‌هایی چون شهید شاه‌آبادی، همیشه مغتنم و مایه برکت و پیشبرد امور است.
 


پرونده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی
 
https://iichs.ir/vdcivwar.t1aqv2bcct.html
iichs.ir/vdcivwar.t1aqv2bcct.html
نام شما
آدرس ايميل شما