«از زندان قزل‌قلعه تا وزارت امور خارجه» در گفت‌وشنود با اصلان شاملو؛

پشتوانه مردمی انقلاب، مانع از دسیسه‌های دشمن خواهد بود

بازخوانی مختصر زندگی زندانیان سیاسی از این جنبه در خور توجه می‌نماید که آنان از یک راه طی‌شده سخن می‌گویند، هم سختی‎ها را تجربه کرده‌اند و هم آسانی‌ها را. هم از این روی و از معدل هر دو، می‌توانند نتیجه‌ای ارائه کنند. در گفت‌وشنود پی‌آمده، اصلان شاملو، از مبارزان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به بیان گفتنی‌های خویش در این خصوص پرداخته است
پشتوانه مردمی انقلاب، مانع از دسیسه‌های دشمن خواهد بود

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
چگونه با مبارزات سیاسی آشنا و با آن همراه شدید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. من متولد سال 1323 در ملایر هستم و تا پایان دوره دبیرستان، در آنجا زندگی می‌کردم. ملایر تا سال 1343، ساواک نداشت و شهر توسط ساواکِ همدان کنترل می‌شد. ساواک در ملایر، در سال 1343 راه‌اندازی شد و دقیقا در همان سال هم، به خانه ما حمله کرد و ساعت‌ها در آن به جست‌وجو پرداخت! در آن موقع، در خانه‌ها جاهای عجیب و غریبی برای مخفی کردن وجود داشتند و جویندگان نمی‌توانستند هر آنچه را که به دنبال آن هستند، پیدا کنند. در آن هجوم، ساواکی‌ها مرا دستگیر کردند، اما با من رفتار خشنی نداشتند. در واقع آنها به دنبال برادرم بودند، که دانشجوی حقوق دانشگاه تهران، عضو نهضت آزادی و طرفدار آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان بود.
من برای مدتی، در زندان قزل‌قلعه بودم و چیزی هم برای پنهان کردن نداشتم! ساواک هم می‌دانست که طرفدار امام خمینی، آیت‌الله طالقانی و دکتر شریعتی هستم. نکته مهم، رفتار مرحوم استوار ساقی، مدیرِ زندان قزل‌قلعه، با محبوسین بود. او انسان شریفی بود، مرا دلداری می‌داد و می‌گفت: «نترس، چیزی نمی‌شود!». پس از انقلاب موقعی که او را محاکمه می‌کردند، عده‌ای از علما و مبارزین مشهور، شهادت دادند که او انسان درستکاری بود و با زندانیان رفتار
محترمانه ای داشت؛ به همین دلیل، وی تنها به چهار سال زندان محکوم شد. پس از مرگ او هم، عده‌ای از مبارزین و زندانیان سیاسی در مجلس فاتحه‌اش شرکت کردند. مرحوم ساقی، با خبرچین‌ها به‌شدت بد بود و با من مثل یک پناهگاه رفتار می‌کرد. خدایش رحمت کند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چه مسئولیت‌هایی به شما محول شدند؟
من معاون آقای غلامحسین شکوهی، وزیر آموزش و پرورش در دولت موقت، شدم، که مردِ فرهنگ‌دوستی بود. در واقع، با توصیه شهید رجایی به ایشان معرفی شدم. آقای رجایی چهره‌های شاخص فرهنگی و دبیران برجسته را از قدیم‌الایام و به‌خوبی می‌شناخت. خاطرم هست که قرار بود هیئتی برود و از مدارس ایرانی در خارج از کشور بازدید کند. سرپرست این هیئت، شهید غلامرضا دانش آشتیانی، پدرِ شهید محبوبه دانش آشتیانی، بود. من و دو سه نفر کارشناس و یک حسابدار، همراه ایشان به نجف، بصره و سپس به کویت، دبی و چند کشور دیگر رفتیم. موقعی که برگشتم، به عنوان مشاور شهید رجایی مشغول به کار و پس از مدتی، دبیر و مشاور سرپرستی مدارس ایرانی در کویت شدم. در سال 1361، آقای جواد منصوری از من خواست که به وزارت امور خارجه بروم و سرپرست امور دانشجوییِ آن را برعهده بگیرم. حدود چهار سال و نیم، در دبی کنسول بودم. سپس برگشتم و در دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه، به‌عنوان قائم‌مقام مرکز گسترش زبان فارسی مشغول به کار شدم؛ سپس معاون اداره دانشجویی وزارت خارجه و بعد از آن سرکنسول ایران در ترابوزان ترکیه و در نهایت بازنشسته شدم.
 
یکی از راه‌پیمایی‌های انقلاب اسلامی (تهران؛ سال 1357)
یکی از راه‌پیمایی‌های انقلاب اسلامی (تهران؛ سال 1357)
 
به نظر شما، راز ماندگاری انقلاب اسلامی چیست؟
پشتوانه مردمی. با تمام بحران‌ها، معضلات، کاستی‌ها و تبعیضاتی که در جامعه ما وجود دارند، باز هم مردم پشتِ این نظام ایستاده‌اند. مردم در برهه‌های خاص، امتحان خود را پس داده‌اند. امیدوارم که مسئولین و دولتمردان نیز، قدر این مردم را بدانند و مشکلاتشان را حل کنند. مردم ما، مردم بسیار خوب و وفاداری هستند. نباید کاری کرد که کارد به استخوانشان برسد! بی‌عدالتی، تبعیض و اختلاف طبقاتی، دشمن درجه یکِ اعتماد عمومی است. اگر نظام همچنان از پشتوانه مردمی برخوردار باشد، دسیسه‌های دشمنان کارساز نخواهد بود؛ همان‌گونه که تاکنون نیز نبوده است.
  
  https://iichs.ir/vdcdzo0x.yt09x6a22y.html
iichs.ir/vdcdzo0x.yt09x6a22y.html
نام شما
آدرس ايميل شما