«زندانِ رژیم پهلوی، دانشگاهی برای مبارزان» در گفت‌وشنود با عبدالرحیم اسدی لاری؛

استفاده از تجربیات زندانیان، باعث تاب‌آوری در برابر شکنجه می‌شد

یکی از مدخل‌های پژوهش درباره زندانیان حکومت پهلوی، راه‌های تاب‌آوری آنان در برابر فشارها و شکنجه‌هایی است که تحمل می‌کردند. در گفت‌وشنود پی‌آمده، عبدالرحیم اسدی لاری، که دو سال در محبس رژیم گذشته به‌سر برده، به بازگویی اطلاعات و خاطرات خویش دراین‌باره پرداخته است
استفاده از تجربیات زندانیان، باعث تاب‌آوری در برابر شکنجه می‌شد

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
طبعا نخستین پرسش ما در این گفت‌وشنود، این است که مبارزات سیاسی خود را متأثر از چه انگیزه‌هایی آغاز کردید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. در دوره پهلوی دوم، شرایط فرهنگی و اجتماعی به‌گونه‌ای بود که جوانان مذهبی و حتی غیرمذهبی، تحت لوای شعارهایی چون: عدالت‌طلبی، مبارزه با وابستگی، مبارزه با جامعه طبقاتی و استبداد و اختناق شدید، وارد صحنه می‌شدند و نسبت به این معضلات واکنش نشان می‌دادند. خانواده من مذهبی بود و برادرانم، دارای درک سیاسی و اجتماعی بالایی بودند و این‌گونه موضوعات را پیگیری می‌کردند. در دوره دانشجویی و تحت تأثیر این فضا، به مبارزات سیاسی گرایش پیدا کردم. شخصیت‌های انقلابی، نشریات انقلابی، کتاب‌های مخفی و رادیوهای خاص، در کنار مشاهدات شخصی خودم از جامعه، این گرایش را تقویت می‌کرد و افزایش می‌داد.
 
آیا با مأموران امنیتی، مواجهه‌ای هم داشتید؟
فقط در همان مرتبه‌ای که بازداشت شدم؛ البته بعدها اطلاع پیدا کردم که ساواک رفت‌وآمدهای مرا زیر نظر گرفته بود و همان نیز، به دستگیری‌ام منجر شد. ماجرا از این قرار بود که من در تیرماه سال 1351، در سال آخر پزشکیِ دانشگاه آذرآبادگان بودم که چند نفر در خیابان به بهانه پرسیدن سؤال، مرا به دفتر مرکزی ساواک بردند! در آن روزها، شرایط اجتماعی فوق‌العاده حساس بود و چند تن از مبارزینِ معروف را اعدام کرده بودند و ساواک، به‌شدت تحرکات افرادی را که به آنها مشکوک بود، رصد می‌کرد. فضای جامعه، به‌شدت امنیتی شده بود. من عضو هیچ گروه و دسته‌ای نبودم، اما برای استقرار عدالت، برقراری قسط و آزادی، فعالیت می‌کردم.
 
در آن دوره، چه گروه‌هایی در عرصه‌های مبارزاتی فعال بودند؟
از قدیم‌الایام، حزب توده با مشی مارکسیستی، منسجم‌ترین و متشکل‌ترین سازمان را داشت. سازمان‌هایی هم که تا حدودی از آن الگو گرفته بودند، مثل مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق هم، تقریبا به همان شیوه‌ها رفتار می‌کردند. گروه‌های اسلامی اما، به بدنه جامعه توجه بیشتری نشان می‌دادند و از قضا همین رویکرد هم، باعث موفقیت آنها و پیروزی انقلاب شد. من چون در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده بودم، طبیعتا به گروه‌های چپ‌گرا و یا شبه‌چپ‌گرا گرایشی نداشتم. آیت‌الله شیخ بهاءالدین محلاتی در شیراز، درباره مسائل فرهنگی و اجتماعی سخن می‌گفت و بین جوانان طرفداران زیادی داشت. همین‌طور سخنرانی‌های شهید مطهری و دکتر شریعتی درباره شهادت، امر به معروف و نهی از منکر، قیام امام حسین(ع)، عدالت اجتماعی و موضوعاتی از این قبیل، تأثیر زیادی بر نسل جوان به‌خصوص دانشجویان داشت. ما در آن دوره، هم کتاب‌های آنها را می‌خواندیم و هم توزیع می‌کردیم. در بین علمای دین، گرایش ما به شخصیت‌هایی بود که به مسائل اجتماعی می‌پرداختند؛ مثلا ما کتاب‌های آیت‌الله طالقانی و دکتر شریعتی را مطالعه می‌کردیم و چپ‌ها، کتاب‌های امثالِ ماکسیم گورکی را می‌خواندند. هر وقت خبر اعدام کسی به ما می‌رسید، سعی می‌کردیم به دیگران اطلاع بدهیم و دفاعیات آنها را پیدا کنیم و بخوانیم و حتی توزیع کنیم. من هنگام بازداشت، دفاعیات شهید احمد زمانی در جیبم بود و به همین دلیل، دو سال زندانی و بسیار شکنجه شدم! در تبریز به خاطر حضور گروه‌های متنوعِ مبارز، فضا به‌شدت امنیتی بود و با زندانی‌ها خشن رفتار می‌کردند. ساواک تصور می‌کرد من عضو سازمان مجاهدین خلق هستم و به همین دلیل، مرا خیلی شکنجه کردند و در تنگنا قرار دادند.
 
موزه عبرت ایران، تندیسی از یک زندانی و یک شکنجه‌گر در کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک
موزه عبرت ایران، تندیسی از یک زندانی و یک شکنجه‌گر در کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک
 
تاب‌آوری خود در برابر شکنجه‌ها را چگونه افزایش می‌دادید؟
در زندان، همه یک‌دل و همراه بودند. ما با کسانی که قبلا به زندان رفته و شکنجه دیده بودند، صحبت می‌کردیم و از آنها کمک فکری می‌گرفتیم و به نوعی آموزش می‌دیدیم. زندان، محیط خوبی برای آموزشِ نیروهای فکری و عملی بود. من در دادگاه نگران بودم که نکند مرا تنها به چند ماه حبس محکوم کنند و وقتی گفتند دو سال، واقعا خوشحال شدم و سعی کردم از این مدت بیشترین بهره را ببرم. در طول این مدت و در موضوعات مختلف، مطالب بسیاری از هم‌بندی‌های خود فراگرفتم.
 
آیا تصور می‌کردید که انقلاب اسلامی به‌سرعت پیروز شود؟
نه من و نه هیچ یک از مبارزین، چنین تصوری نداشتند. حتی گروه‌ها و سازمان‌ها هم، برای پس از پیروزی برنامه‌ریزی نکرده بودند. عنوان و الگوی جمهوری اسلامی، تفاوت‌های روشنی با پیشنهادات سایر گروه‌های سیاسی داشت، ولی ما حتی به این موضوع فکر هم نکرده بودیم که در قبال این مغایرت‌ها، باید چه موضعی داشته باشیم. علاوه بر این و متأسفانه در اوایل تأسیس نظام، شخصیت‌های بزرگی چون شهید مطهری، شهید بهشتی و... را از دست دادیم و کار بسیار سخت شد.
 
به نظر شما، راز ماندگاری انقلاب و نظام اسلامی در چیست؟
حضور مردم در صحنه‌های مختلفی چون انتخابات و مخصوصا در بحران‌ها. بدون پشتوانه مردمی، بااین‌همه کم‌و‌کاستی‌هایی که به‌ویژه در زمینه اقتصادی داریم، ادامه و قوام انقلاب ناممکن به نظر می‌رسد.  
 
  https://iichs.ir/vdcgtt9x.ak93q4prra.html
iichs.ir/vdcgtt9x.ak93q4prra.html
نام شما
آدرس ايميل شما