«جنبش دانشجویی در فرآیند مبارزات انقلاب اسلامی» در گفت‌وشنود با دکتر نصرت‌الله تاجیک؛

تا اواسط سال 57 نیز، کسی نمی‌دانست انقلاب پیروز می‌شود!

بی‌تردید جنبش دانشجویی ایران در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، نقشی شاخص و ممتاز در فعالیت‌های مبارزاتی داشته است. فضای دانشگاه در دهه 1350 و نیز آمار دستگیری‌های ساواک، شاهدی بر این مدعاست. در گفت‌وشنود پی‌آمده، دکتر نصرت‌الله تاجیک، از فعالان وقتِ جنبش دانشجویی، به ارائه روایت‌ها و تحلیل‌های خویش در این خصوص پرداخته است
تا اواسط سال 57 نیز، کسی نمی‌دانست انقلاب پیروز می‌شود!

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
دانشجویان در عرصه مبارزه با رژیم پهلوی، نقشی بی‌بدیل داشتند. از منظر شما به عنوان یکی از فعالان جنبش دانشجویی در آن دوره، علت این امر چه بود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. دانشجویان فضای دانشگاه را محیط مساعدی برای مبارزه می‌دانستند، اما رژیم پهلوی تمام تحرکات آنان را امنیتی می‌دید و لذا بین محصلین و مأموران رژیم، همواره درگیری بود و در بسیاری از موارد نیز به خشونت کشیده می‌شد. سازمان‌های‌های چریکی هم، از قبیل سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریک‌های فدایی خلق، از دانشجویان برای تأمین کادرهای خود عضوگیری می‌کردند. در روحانیت، بازار و سایر اقشار هم فعالیت‌های سیاسی وجود داشت، ولی محوریت مبارزه سیاسی در دهه 1350، بیشتر با دانشجویان و دانشگاهیان بود. آمار دستگیری‌های ساواک در آن دوره نیز، این حقیقت را نشان می‌دهد.
 
دانشجویان علاوه بر فعالیت‌های خویش، در ارتقای بینش و انگیزه‌های مبارزاتی جامعه، چگونه نقش‌آفرینی می‌کردند؟
تمام تلاش دانشجویانِ مبارز، کشاندن اعتراضات و تظاهرات از صحن دانشگاه به خیابان‌ها و توزیع اعلامیه‌های انقلابی در جامعه و در یک کلام ترویج ادبیات مبارزه در بین مردم بود. اگرچه مردم گرفتار زندگی خود بودند و رژیم نوعی زندگی را تبلیغ می‌کرد که مردم را گرفتار روزمرگی کند، اما سهم دانشجویان (آن هم با حداقلی از امکانات که داشتند) آگاهی‌بخشی و ترویج روحیه ایثار و گذشت بود. جنبش دانشجویی به نقش روحانیت در کشور و تأثیر آنها بر مردم آگاهی
داشت و سعی می‌کرد از این پل ارتباطی نیز، برای آگاهی‌رسانی به مردم و دعوت آنها به مبارزه استفاده کند؛ به همین دلیل هم با چهره‌های شاخص روحانی، ارتباطات و تعاملاتی نزدیک داشت.
 
شما از کدام مقطع و چطور، وارد فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی شدید؟
بنده هم از طریق دانشگاه، به فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی متمایل شدم. از ده‌سالگی، در نانوایی پدرم کار می‌کردم و با مشکلات مردم آشنا و چون تا حدودی اهل مطالعه بودم، از نظر فکری برای ورود به فعالیت‌های مبارزاتی آماده‌تر بودم. من دانشجو و متعلق به طبقه پایین جامعه بودم و از این رهگذر، به سمت مبارزه جدی سوق یافتم. به نظر من بزرگ‌ترین اشتباه رژیم این بود که هیچ نوع فعالیت سیاسی و اجتماعیِ مستقل را تحمل نمی‌کرد و به هیچ حزبی در خارج از محدوده حاکمیت، اجازه فعالیت نمی‌داد. این امر انگیزه تقابل با حکومت را در درون جامعه متراکم کرده بود.
 
چند بار دستگیر شدید؟ و آیا در دوران مبارزه، سقوط حکومت شاه را پیش‌بینی میکردید؟
من در دوره تحصیل، از سال 1353 تا سال 1355، سه بار دستگیر و زندانی شدم. هر بار هم که به زندان می‌رفتم، فضای آنجا را مبارزاتی‌تر و منقلب‌تر می‌دیدم! بااین‌حال اگر کسی بگوید که من می‌دانستم انقلاب پیروز می‌شود، یا در انقلاب شرکت نداشته، یا قادر به تحلیل اوضاع آن دوره نیست! حتی در اواسط سال 1357 هم، کسی باور نمی‌کرد که رژیمِ تا بن دندان مسلح پهلوی ساقط شود. علت این رویداد هم، از درون متلاشی شدن رژیم پهلوی و عدم پشتوانه مردمی آن بود. به واقع در این حادثه بزرگ، مردم در خود نیرویی را کشف کردند که پیش‌تر به آن کمتر توجه می‌نمودند.
 
مواجهه دانشجویان دانشگاه تهران با مأموران نظامی (سال 1357)
مواجهه دانشجویان دانشگاه تهران با مأموران نظامی (سال 1357)
 
پیروزی سریع انقلاب اسلامی، چه پیامدهایی داشت؟
مهم‌ترین پیامد آن، عدم آمادگی لازمِ انقلابیون، برای به عهده گرفتن مسئولیت‌های سنگینِ کشور بود. در آن دوره کسانی که زمام امور را در دست می‌گرفتند، آمادگی و تجربه چندانی در مدیریت نداشتند و نظریه‌های متقن و برنامه‌های دقیقی نیز، برای اداره کشور وجود نداشت. انقلاب ما فرصت پیدا نکرد تا نیروهای آموزش‌دیده را در مناصب حکومتی بگمارد. البته
خلوص، صداقت و سخت‌کوشی مدیران و مخصوصا شخصیت کاریزماتیک حضرت امام، در اولین سال‌های تأسیس نظام کارها را پیش می‌برد، اما فقدان یک مدیریت واحد و منسجم، حفره‌های زیادی را ایجاد کرد و مخصوصا با ترور بزرگان نظام، آسیب‌های جدی به کشور وارد شد.
 
پس از گذشتِ 47 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ارزیابی شما از دستاوردها و پیامدهای آن چیست؟
47 سال، برای ارزیابی کلی و نهایی یک انقلاب، زمان زیادی نیست. ما هنوز برای رشد و شکوفایی در زمینه‌های مختلف زیستی و رفع ظلم و تبعیض و کسب استقلال اقتصادی، راه زیادی را پیش رو داریم. مشکلات فراوان‌اند، ولی به نظر من انقلاب با وجود همه مشکلات و ریزش‌ها، همواره در حال رشد بوده است. من از پانزده‌سالگی با مسائل سیاسی آشنا بودم و معتقدم مردم در پنجاه سال گذشته، از نظر آگاهی سیاسی به صورت انفجاری رشد کرده‌اند! ما در تولید قدرتِ سخت، رشد خوبی داشته‌ایم، اما از نظر ایجاد قدرت نرم، نتوانسته‌ایم به شکلی بایسته حرکت کنیم. اگر بخواهیم آینده خوبی داشته باشیم و پایه‌های انقلاب و نظام اسلامی را مستحکم کنیم، باید به سمت استفاده از نیروی مردم و طبعا تولید و بازآفرینی قدرت نرم برویم و روی جوانان سرمایه‌گذاری‌های مادی و معنویِ بیشتری کنیم. به‌جای تکیه صِرف بر قدرتِ سخت، باید از طریق نهادهای مدنی، از جمله احزاب و بر اساس برنامه‌ریزی‌های دقیق، قدرت نرم را توسعه دهیم و اهداف انقلاب را نهادینه کنیم، تا وابسته به یک نسل و یک قشر نباشد. در این صورت می‌توانیم آینده را تضمین کنیم.
 
چرا روحیه ظلم‌ستیزی جوانان امروز، مانند جوانان دهه‌های 1340 و 1350 نیست؟
به نظر من، ظلم‌ستیزی در نهاد انسان‌ها نهفته است و منحصر به یک نسل نیست؛ بااین‌همه اگر در مقاطعی شاهد معضل مورد اشاره شما باشیم، یکی از علت‌هایش این است که ما نتوانسته‌ایم جوانان را با ریشه‌های عمیقِ فرهنگ کشور و آرمان‌های انقلاب و نظام اسلامی مرتبط کنیم و عامل دیگر نیز، فضای کُلی جهانی است. باید ساختارهای فرهنگی و سیاسی نظام را اصلاح یا تقویت کنیم و آگاهی‌بخشی را جدی بگیریم و از روحیه آرمان‌گرایی جوانان، در جهت اعتلای کشور استفاده کنیم. جوانان اگر احساس کنند که در امور مشارکت دارند، به خودی خود با نظام همدلی می‌کنند یا دست کم با آن معارضه نخواهند کرد.
 
  https://iichs.ir/vdcfmjd0.w6dvyagiiw.html
iichs.ir/vdcfmjd0.w6dvyagiiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما