«سیره زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی، در آینه روایت‌هایی شگفت» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی؛

او در طریق مبارزه با نفس، رفتارهایی باورنکردنی داشت!

حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، در دوره تحصیل در مدرسه حقانی قم، در درسِ زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی شرکت می‌کرد و تا پایان حیاتِ آن بزرگ، با وی ارتباطی نزدیک داشت. او در گفت‌وشنودی که پیش روی دارید، به بازنمایی ابعادی از شخصیت اخلاقی استاد پرداخته و دراین‌باره، به ماجراهایی شگفت‌انگیز اشارت برده است
او در طریق مبارزه با نفس، رفتارهایی باورنکردنی داشت!
 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
آشنایی شما با زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی، به کدامین مقطع بازمی‌گردد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. در دوران طلبگی، در مدرسه حقانی قم تحصیل می‌کردم. شــهید آیت‌الله قدوســی مدیرِ این مدرسه، هــم داماد مرحوم علامــه طباطبائی و هم خود عالمی وارســته، زاهد و با عــزم و اراده‌ای قوی بودنــد و اســاتید زبردستی را انتخاب می‌کردند که اکنون بسیاری از آنان جزء بزرگان حوزه هستند. یکــی از آنها که الحق والانصاف توانایی و زبردستی خاصی از خود نشان دادند، مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی (اعلی الله مقامه الشریف) بودند، که برای ما درسِ نهج‌البلاغه می‌گفتند. من از همان زمان، به ایشان علاقه و ارادتِ فراوانی پیدا کردم.
 
در شخصیت ایشان، چه ویژگی‌هایی برای شما جذاب بودند؟
ایشان یک فرد عادی و متعارف نبود، بلکه در زمره نــوادر روزگار بود. ما آدم‌های ملا و درس‌خوانده که اصطلاحات فقهی و اصولی را خوب بلد هســتند، زیاد داریم، ولی همه آقای حائری نمی‌شوند! ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در عداد مبارزین و کسانی بود که اعتقاد داشت اسلام دین زندگی است و آیینِ انزوا نیست. اسلام آمریکایی و انگلیسی، یا اسلامِ خُشک را قبول نداشت و جزء مبارزینی بود که بارها به زندان افتاد و حتی شــکنجه شــد. ایشان در زندان هم مانندِ دوران آزادی، اهل مراقبه، ریاضت، روزه و شــب‌زنده‌داری بود. بــه اولیای الهی علاقه فراوانی
داشت و ذکر و ســیر و ســلوک را در رأس برنامه‌های خود قرار داده بود. علاوه بر عبادت و فقاهت، نگاهِ اقتصادی دقیقی داشــت و درباره فعالیت‌های بانک‌ها، صاحب‌نظر و با شیوه کنونیِ آنان به‌شدت مخالف بود و می‌گفت: «عقود بانکیِ کنونی، اسلامی نیستند و بهره بانکی در واقع نوعی رباست؛ زیرا بهره وقتی حلال است که در گردش و منشأ کار و تولید باشد و این پول‌ها این گونه نیستند...». به‌هرحال به مسائل جاری و مبتلابه جامعه در حوزه‌های گوناگون، به‌خوبی آشنا بود و از این علم و احاطه، در راستای اصلاح و بهبود شرایط بهره می‌گرفت.
 
آیا آیت‌الله حائری، در ذیل جریان سیاسیِ خاصی تعریف می‌شد یا خیر؟
خیر؛ آن بزرگوار بزرگ‌تر از آن بودند که در چهارچوب یک جریان سیاسی بگنجند. ایشان حتی به جریاناتی که مقبولشان نبودند، ولی حرف‌های‌های خوبی داشــتند نیز بی‌اعتنا نبودند؛ برای مثال در جریان حصر سران فتنه، رســما به آنان نامه نوشــتند و دعوت به توبه‌شان کردند. فرمودند: «اول نامه را می‌فرستم و اگر قبول نکردند، منتشر می‌کنم» و همین کار را هم کردند. ایشان مطلقا در قید امامــت جمعه، نمایندگی مجلس خبرگان، یا هیچ منصب و مقام دیگری نبودند. در عین اینکه سیاســی بودند، همواره به اخلاق توجه داشتند و از رفتارهای مخالفان در ادوار مختلف، رنجشی به دل راه نمی‌دادند. گاهی نظراتی می‌دادند که دوستانشان توقع نداشــتند، ولی من یقین دارم که برای خدا بود، نه از روی وابستگی یا ترس یا طمع یا حمایت و مخالفتِ بی‌جهت. در تمام طول عمر، به‌تمام معنا آزادگی خود را حفظ کردند.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی
 
از ساده‌زیستی ایشان، داستان‌هایی شگفت روایت می‌شود. شما دراین‌باره چه خاطراتی دارید؟
آیت‌الله حائری وقتی از شیراز به قم آمدند، فردی از وضعیت معیشتی ایشان اطلاع پیدا کرد و به من گفت: «آیت‌الله حائری را در صف کارگرهای روزمزدی که مردم برای کار
در خانه‌ و باغشان می‌برند، دیده و همچنین شنیده که افراد حاضر در آنجا گفته‌اند: این پیرمرد است و به دردِ کار نمی‌خورد!». من واقعا متأثر شــدم! فردی از نوابغ عصر و حوزه، صاحب اندیشه، آشنا به چند زبان خارجی و دارای این همه علاقه‌مند و شــاگرد و آن هم در پیِ 27 سال امام جمعه‌گی شیراز، در این سن و ســال، توی صف عملگی بایستد؟ برای من خیلی ســنگین بود. به بیت رهبری رفتم و موضوع را به آقای حجازی گفتم. ایشان خیلی تعجــب کرد و گفت: من باورم نمی‌شود! برای اینکه بعد از اتمام امامت ایشان، حضرت آقا دستور دادند که برای ایشان مبلغی ببرند، ولی ایشان طی نامه‌ای بسیار مؤدبانه، از آقا قدردانی کرده، پول را برگردانده و نوشته بودند: من نیازی ندارم! هنوز باورِ این قضیه برایم دشوار بود تا در همایشــی که در مشهد داشتیم و یکی از سخنرانان آن ســردار شهید حاج قاسم سلیمانی بود، ایشان این قضیه را تعریف کردند و ضمنا گفتند: یک بار به امامزاده داود رفته و در آنجا آیت‌الله حائری را دیده بوده که عمامه و عبایش را به یکی از همراهـان داده و توالتِ محل را که گرفته بود، بعد از دو، ســه ساعت کار باز و مجموعه دستشویی‌ها را نیز شسته و تمیز کرده است! من بعدها با تأمل بر این ماجراها، دریافتم که ایشان تعمدا این کارها را انجام می‌دادند تا هم درد فقرا را با گوشت و پوست خود لمس کنند، هم «مَن» را در وجود خود بشکنند! ما حقیقتا در بین علما، یا چنین رفتارهایی را نداشته‌ایم یا بسیار نادرند کسانی که در سن پیری و با این همه سوابق مبارزاتی و علمی، بروند و در صف عمله‌ها بایستند و یا دستشویی‌ها را تمیز کنند! به نظر من، چنین انسان‌هایی آیه‌های نورند و بسیار کم ظهور می‌کنند.
 
آیا شما پس از دریافت این اخبار، برای استفاده بیشتر از دانش و معنویت آیت‌الله حائری، اقدامی انجام دادید؟
بله؛ ایشان معلم اخلاقِ بزرگی بودند. از ایشان درخواست کردم، که به تهران بیایند و به طلاب درس اخلاق بدهند. ابتدا در شهرک شهید محلاتی برای ایشان مسکنی را تهیه کردیم، ولی ایشان چون پول پیش دادن برای خانه را حرام می‌دانستند، به آنجا تشریف نمی‌بردند و پس از تدریس، به قم بازمی‌گشتند! بعد که در مدرسه ما برای اساتید امکانِ اسکان مهیا شد، آمدند و مستقر شدند. هفته‌ای سه روز به تهران می‌آمدند و هفته‌ای سه روز نیز در قم بودند. بعد هم که بیمار شدند و خبر دادند که نمی‌توانند به مدرسه بیایند، اجازه دادند که از کتاب‌هایشان استفاده کنیم. در مجموع روحیه قدس و تقوا و احتیاط را تا آخرِ حیات حفظ کردند. رحمت الله علیه رحمه واسعه.
 
 


پرونده آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی
 
  https://iichs.ir/vdcb5fb5.rhb09piuur.html
iichs.ir/vdcb5fb5.rhb09piuur.html
نام شما
آدرس ايميل شما