«زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی و تعلّق به عرصه آموزش و پرورش» در گفت‌وشنود با مجید روزی‌طلب؛

او بیشتر عمر خود را صَرف آموزش کرد

مجید روزی‌طلب در عداد شاگردان دیرین زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی، با دهه‌ها فعالیت در حوزه‌های آموزشی و تربیتی است. وی در گفت‌وشنود پی‌آمده، تاریخچه‌ای از تعلق استاد به این ساحت را بیان داشته و در این خصوص، به بیان وقایعی نیز پرداخته است
او بیشتر عمر خود را صَرف آموزش کرد

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ 
آشنایی شما با زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی چگونه شکل گرفت؟
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده در کلاس سوم دبیرستان بودم که مرحوم آیت‌الله حائری در مسجد شمشیرگرهای شهرِ شیراز ــ که در کنار منزل سیدعلی محمد باب قرار داشت ــ جلساتشان را دایر کردند! من و برادرم، در این جلسات شرکت و سخنرانی‌هایشان را ضبط می‌کردیم. موضوع این سخنرانی‌ها، بیشتر در حوزه مسائل تربیتی بودند؛ البته ساواک خوب می‌دانست که در واقع این پوششی برای فعالیت نیروهای مذهبی و سیاسی است. مرحوم آقای حائری چون علاقه شرکت‌کنندگان را به ورزش می‌دانستند، مسابقات والیبال، بسکتبال و کوه‌پیمایی برگزار و خودشان هم در آنها حضور پیدا می‌کردند. این روابط و حضور در برنامه‌ها، تا مقطع تحصیل ما در دانشگاه هم ادامه یافت. ایشان به شاگردان، مستمعان و اطرافیان خویش، اهمیت فراوان می‌دادند و در همه حال سعی می‌کردند از ما جدا نباشتند. رابطه‌مان با ایشان به قدری نزدیک بود که حتی ما را به مجلس عقدشان هم دعوت کردند. طبیعی بود که این‌گونه رفتارها، در ما نیز عکس‌العمل‌های عاطفی ایجاد می‌کرد.
 
شما خود، در زمره مبارزان
انقلاب اسلامی بودید و در جریان کم‌وکیف دستگیری‌های ایشان قرار داشتید. از آن دوران، چه خاطراتی دارید؟

من در دوره دانشجویی، عضو فعال انجمن اسلامی و در عین حال از اعضای ثابتِ جلسات آیت‌الله حائری بودم و به همین دلیل، ساواک روی من حساسیت زیادی داشت. یک شب که ایشان تازه از تبعید برگشته بودند، همراه عده‌ای از دوستان، در منزل برادرِ ایشان ــ آیت‌الله حاج آقا صدرالدین حائری شیرازی ــ جمع شده بودیم که نیروهای ساواک به جلسه حمله و ما را دستگیر کردند و به کمیته مشترک ضدخرابکاری بردند! جالب بود که به آقای حائری و من، یک دستبند زده بودند! ایشان با آنکه زیاد شکنجه شدند، هیچ وقت متانت خود را از دست ندادند و بسیار آرام بودند. با بذله‌گویی، روحیه هم‌بندی‌های خود را تقویت و آنان را نسبت به آینده امیدوار می‌کردند. در زندانی که ما بودیم، کمونیست‌هایی مانند محمدعلی عمویی، برخی از خان‌ها و اعضای سایر گروه‌های سیاسی نیز بودند. خاطرم هست که کمونیست‌ها در عقاید خود بسیار سرسخت بودند و صحبت با آنها، هرگز به نتیجه نمی‌رسید!
 
زنده‌یاد آیت‌الله حاج شیخ محی‌الدین حائری شیرازی در حال تدریس در هم‌اندیشی تحول در علوم انسانی با رویکرد اسلامی
زنده‌یاد آیت‌الله حاج شیخ محی‌الدین حائری شیرازی در حال تدریس در هم‌اندیشی تحول در علوم انسانی با رویکرد اسلامی (تهران، دانشگاه امام حسین(ع)؛ سال 1393)
 
دغدغه‌های مهم آیت‌الله حائری در ادوار پیش و پس از انقلاب اسلامی، چه موضوعاتی بودند؟
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، دغدغه ایشان امور تربیتی بود. در دوران اولیه امامت جمعه شیراز، بیشتر به تفسیر قرآن می‌پرداختند و درباره نیازهای گوناگون زندگیِ انسان، از آن نکاتی ناب را استخراج می‌کردند. در دهه‌های پایانی عمر، دغدغه‌های ایشان عمدتا اقتصادی و به‌خصوص معضل ربا بود. ایشان دائم دراین‌باره تذکر می‌دادند، ولی گوش شنوایی وجود نداشت! حتی یک بار در نماز جمعه از مردم خواستند علیه ربا شعار بدهند، که در نوع خود بی‌نظیر بود! ایشان معتقد بودند که باید علیه ربا در سیستم بانکی، یک جریان قوی راه بیفتد و لقمه حرام از زندگی مردم بیرون برود، وگرنه گرفتار عواقبش می‌شویم، که البته الان هم تا حدودی شده‌ایم! موضوعات تربیتی هم، یکی از دغدغه‌های مهم ایشان بود و تا آخر عمر آنها را دنبال می‌کردند. ایشان معتقد بودند که انسان دارای طبیعت و فطرت است. طبیعت انسان را به جهنم و فطرت انسان را به بهشت رهنمون می‌سازد.
ایشان آرای خود در این حوزه را در کتاب «انسان‌شناسی» شرح داده‌اند.
 
پس از انقلاب، شما در عرصه امور آموزشی و تربیتی فعالیت داشتید، که در زمره امور مورد علاقه آیت‌الله حائری بود. در این حوزه، چه تعاملاتی داشتید؟
ما پس از پیروزی انقلاب، گروه کوچکی را به نام «مشاوران امور انقلاب» راه انداختیم و همراه با مدیرکل وقت آموزش و پرورش، خدمت حضرت امام رفتیم. من در آن جلسه خدمت امام عرض کردم: شما فرموده‌اید که فرهنگ در انقلاب ما اهمیت بالایی دارد، ولی هنوز محتوای کتاب‌های درسی ما همان است که بود و معلم‌ها نیز، همان قبلی‌ها هستند؛ با این کتاب‌ها و معلم‌ها، نمی‌شود شاگردان انقلابی تربیت کرد! امام فرمودند: «امر فرهنگ، یک امرِ تدریجی است و نیاز به زمان دارد، نمی‌توان دفعتا عمل کرد؛ بااین‌همه و به عنوان قدمِ اول، بروید و معلمان فاسد را از دستگاه آموزش و پرورش خارج کنید». از آن به بعد ما محتوای جلسات «مشاوران امور انقلاب» را خدمت آیت‌الله حائری ارائه می‌کردیم و ایشان هم از آن بسیار استقبال می‌کردند. جلساتی را برای معلمان پرورشی برگزار می‌کردیم؛ سپس آنها را خدمت آیت‌الله حائری می‌بردیم یا ایشان را برای سخنرانی در جمع این عده دعوت می‌کردیم. می‌توانم بگویم که بیشترین وقتِ آن بزرگوار، به‌نوعی در خدمت آموزش و پرورش و تربیت نوجوانان بود؛ امری که تا پایان عمر هم در فعالیت‌های ایشان نمود داشت.    
 
به نظر شما علت محبوبیت ایشان، در میان اقشار مختلفِ مردم چه بود؟
آیت‌الله حائری در دوره نمایندگی مجلس، نمایندگی مجلس خبرگان و به‌خصوص امامت جمعه شهر شیراز، با مشکلات متعددی روبه‌رو بودند، اما آرامش و وقارشان همیشه پابرجا بود. با وجود اهانت‌های زیادی که از سوی یک جریان قبیله‌ای و سیاسی به ایشان می‌شد، باز برای دیدار با سران آن به منازلشان می‌رفتند و جالب بود که آنها این دوستی و ملاطفت را نمی‌پذیرفتند و همچنان لجاجت می‌کردند! اگر روزی ماجراهای مربوط به این موضوع روایت شود، خواهید دید که ایشان در چه شرایطی استقامت ورزیدند و مسیر خود را ترک نگفتند.
 

 
پرونده آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی
https://iichs.ir/vdcfemd0.w6dvcagiiw.html
iichs.ir/vdcfemd0.w6dvcagiiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما