«زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی و تدریس در مدرسه علمیه حقانی قم» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین علی انصاری؛

او استادی متفاوت بود و طلاب را مجذوبِ خویش می‌ساخت

حجت‌الاسلام والمسلمین علی انصاری در دوران تحصیل در مدرسه حقانی قم، در زمره شاگردان زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی قرار گرفت و تا پایان حیات آن بزرگ، در کمند ارادت و مهر به استاد باقی ماند. وی در گفت‌وشنود پی‌آمده، به توصیف آموزگار خویش و خصال علمی و تربیتی‌اش پرداخته است
او استادی متفاوت بود و طلاب را مجذوبِ خویش می‌ساخت

پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ آشنایی شما با زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی به دوره تحصیل در مدرسه حقانی قم برمی‌گردد. کیفیت این معارفه، چگونه بود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. خدمتتان عرض کنم وقتی ما در سال 1351 وارد حوزه علمیه قم و مدرسه حقانی شدیم، استاد خوبی در زمینه دروسی مانند تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه نداشتیم. این موضوع را خدمت شهید آیت‌الله قدوسی مطرح کردیم و ایشان هم ضمن تأیید مطلب گفتند یک استاد برای این کار پیدا کرده‌اند که متأسفانه در زندان است و پنج، شش ماه دیگر آزاد می‌شود! آن استاد کسی نبود جز مرحوم آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی. ایشان پس از آزادی از زندان، در مدرسه حقانی مشغولِ تدریس شدند و به دلیل ارائه مطالب جدیدی که تولید کرده بودند، موفق شدند کلاس‌های جذابی را برای طلاب برگزار کنند. خود من آن‌قدر به نحوه تدریس ایشان علاقه‌مند بودم که حتی اگر در کلاسی از کلاس‌های ایشان نمی‌توانستم شرکت کنم، ضبط صوت را به دوستانم می‌دادم تا محتوای آن را برایم ضبط کنند! این نوارها را پیاده می‌کردیم و به صورت جزوه، در اختیار سایر مراکز علمی قرار می‌دادیم؛ البته آقای حائری خودشان تمایلی به نوشته شدن نامشان بر روی جزوات نداشتند، که این هم ناشی از اخلاصشان بود.
 
این نوآوری‌ها چه خصوصیتی داشتند که طلاب را به خود جذب می‌کردند؟
در آن مقطع عده نسبتا فراوانی از تحصیل‌کردگان، به آموزه‌های روشنفکری و به‌ویژه گفتمان چپ روی آورده بودند و اعتقاد داشتند که معارف اسلام برای 1400 سال پیش است و امروز با وجود این همه پیشرفت علمی، اساسا نیازی به اسلام نیست! اما تفاسیر شنیدنی و تازه‌ای که آیت‌الله حائری از آیات قرآن و مآثر اهل‌بیت(ع) ارائه کردند، ثابت کرد که چنین نیست. یکی از مسائلی که ایشان به‌خوبی آن را تبیین کردند، موضوع تفاوتِ رسالت دین و رسالت علم بود. ایشان می‌گفتند: «ورودِ علم، به مسائل جزئی است و ورود دین به مسائلِ کلی، این یکی از قواعد جهان است؛ به‌عنوانِ مثال علم به چیستی ساختار چشم انسان و اجزای آن می‌پردازد و دین، اساسا به اینکه انسان چیست و هدف از خلقت او چه بوده نظر دارد...». این استدلال پاسخ بسیار خوبی به روشنفکران بود، که قصد داشتند دین را از زندگی انسان حذف کنند.
 
دیدگاه‌ها و نحوه سلوک آیت‌الله حائری به عنوان یکی از مدرسین مدرسه حقانیِ قم، چقدر بر فضای کلی این حوزه و طلابِ آن تأثیر داشت؟
آقای حائری، دیدگاه‌های خاصِ خود را داشتند؛ برای مثال استادان مدرسه، روی حضور و غیاب طلاب به‌شدت حساس بودند، اما ایشان از همان ابتدا گفتند: «من حضور فیزیکی
طلبه را نمی‌خوام، می‌خواهم قلب او در کلاس باشد!». نگاه باز و همه‌جانبه مرحوم حائری به مسائل مختلف، که مایه جذب طلاب و دانشجویان مرتبط به کلاس‌های ایشان شده بود، حساسیت ساواک را برانگیخت و به همین دلیل، آن بزرگوار را مرتب تحت نظر داشتند. اگر اسناد آن دوره ایشان در ساواک بازخوانی شود، این مسئله به شکلی مستندتر قابل ردیابی است.
 
ارتباط ایشان با مؤسسین اولیه مدرسه حقانی، تا چه میزان صمیمی بود؟
بنده دراین‌باره، چیزی از زبان آیت‌الله حائری نشنیدم؛ چرا که ایشان هیچ وقت اهل حرف زدن از خودشان نبودند، اما با توجه به جلسات اختصاصی و یکی دو ساعته‌ای که در دفتر آیت‌الله قدوسی با آن شهیدِ بزرگوار داشتند، می‌توانم ادعا کنم که آقای حائری به‌شدت مورد اعتماد آقای قدوسی بودند. به خصوص که ایشان را به‌عنوان استاد مدرسه مختصِ طلاب خواهر ــ که آن هم زیر نظر آیت‌الله قدوسی اداره می‌شد ــ انتخاب کردند. این نشان می‌داد که از هر نظر مورد اعتمادند. آقای حائری در زمینه تدریس، از بسیاری از روحانیون قم و تهران موفق‌تر بودند و به نظر من، این امتیاز در وهله اول ناشی از تربیتِ بسیار خوبی بود که والدینشان اعمال کرده بودند. پدر ایشان مرحوم میرزا عبدالحسین حائری، از علمای بزرگ و زاهد عصرِ خود و همدرس مرحوم محدث قمی بودند.
 
زنده‌یاد آیت‌الله حاج شیخ محی‌الدین حائری شیرازی در حلقه جمعی از روحانیون شیراز (دهه 1370)
زنده‌یاد آیت‌الله حاج شیخ محی‌الدین حائری شیرازی در حلقه جمعی از روحانیون شیراز (دهه 1370)

از منظر شما، کدامین ویژگی یا خصلتِ آیت‌الله حائری، ادوار گوناگون حیاتشان را به هم پیوند می‌داد؟
آیت‌الله حائری هیچ‌گاه، چه زمانی که در مدرسه حقانیِ قم مشغول به تدریس بودند، چه زمانی که در مسجد شمشیرگرهای شیراز به اشاعه افکار خویش می‌پرداختند و چه زمانی که وارد مجلس شورای اسلامی شدند، از رسالت تعلیم و تربیت غافل نشدند. پس از انتصاب به امامت جمعه شیراز نیز، این وظیفه را فراموش نکردند. ایشان به سه زبان عربی، انگلیسی و ترکی مسلط بودند و همین باعث می‌شد در سفرهای خارجی، بتوانند با اقشار مختلف، از جمله اساتید و دانشجویان آن کشورها، به صورت مستقیم ارتباط برقرار کنند. این مسئله برای مسئولین یا میهمانان خارجی‌ای که به دیدار ایشان می‌آمدند، بسیار جالب بود. آنها گاهی اوقات می‌خواستند مطالب حساسی را به طرف‌های ایرانی منتقل کنند، ولی به مترجم اعتماد نداشتند! در اینجا تسلط آقای حائری به زبان انگلیسی، یک امتیاز محسوب می‌شد. آن بزرگوار نه‌تنها برای مخاطبان داخلی، که برای پیروان و رهبران سایر ادیان نیز سخنان فراوانی برای گفتن داشتند. ایشان برای جذب افراد، از هیچ راه ارتباطی‌ای دریغ نمی‌کردند؛ خواه آنجا کلیسا باشد، یا کنیسه، یا مسجد.
 
قطعا بخش مهمی از جاذبه ایشان، چه برای طلاب و چه برای اقشار و گروه‌های مختلفِ ملی و فراملی، به اخلاق و منش ایشان بازمی‌گشت. ارزیابی شما دراین‌خصوص چیست؟
یکی از خصوصیات بارز آیت‌الله حائری، محبت بسیار زیاد و روحیه شکرگزار ایشان بود. کافی بود کار کوچکی برایشان انجام بدهید؛ آن‌قدر تشکر می‌کردند که انسان شرمنده می‌شد! همچنین صاحب سعه صدر بودند و زود از کوره درنمی‌رفتند. ویژگی ممتاز دیگر، ساده‌زیستی آقای حائری بود. ایشان یک خانه کوچک و محقر داشتند، که آن را پیش از انقلاب خریده بودند و به‌رغم مسئولیت‌های مختلف و مهمی که در این سال‌ها برعهده گرفتند، سال‌های پایانیِ حیاتِ خویش را نیز در همان خانه سپری کردند! حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی در وصف ایشان فرمودند: «ما در طول سال‌های آشنایی خود با مرحوم حائری، هیچ کارِ بی‌جهتی از ایشان ندیدیم». واقعا هم این‌گونه بود.

 

 
پرونده آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی
https://iichs.ir/vdcbffb5.rhb0wpiuur.html
iichs.ir/vdcbffb5.rhb0wpiuur.html
نام شما
آدرس ايميل شما