کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

«شهید آیت‌الله سیدحسن مدرس و بایسته‌های نظام سلامت و بهداشت در ایران» در گفت‌وشنود با دکتر محمودرضا دارابی؛

گفت: «طبیبم خدا و دارویم آفتاب است!»

8 آذر 1404 ساعت 10:25

ایده‌پردازی‌های مدبرانه شهید آیت‌الله سیدحسن مدرس در باب نظام سلامت و بهداشت در ایران، در عداد موضوعاتی است که کمتر مورد بازخوانی و تحلیل قرار گرفته است. در گفت‌وشنود پی‌آمده، دکتر محمودرضا دارابی، مدرس‌پژوه و متخصص هومیوپاتی، بخشی از یافته‌های خویش را دراین‌باره مطرح کرده است



پایگاه اطلاعرسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛
در اندیشه شهید آیت‌الله سیدحسن مدرس، سلامت اجتماعی چه جایگاهی داشت؟
به نام خدا. شاید بتوان با استناد به یک موضعِ مرحوم مدرس، به پرسش شما پاسخی درخور داد. ایشان در دوران نمایندگی مجلس باور داشت که حدود یک‌سوم از جمعیت کشور را عشایر تشکیل می‌دهند. گروهی که دائما، بین ییلاق و قشلاق در حرکت‌اند. به نظر مدرس، دولت مکلف بود که به این جمعیت بزرگ، خدمات آموزشی و بهداشتی ارائه کند. در یکی از نطق‌هایش در مجلس، طرح ایجاد بیمارستان سیار یا «مریض‌خانه سیار» برای عشایر را مطرح کرد و گفت: مدرسه سیار هم، باید وجود داشته باشد.
 
در آن دوره بهداشت عمومی، در کدامین شرایط قرار داشت که طرح این نکات از سوی ایشان، برجسته به نظر می‌رسید؟
پزشکان نوینِ آن زمان در دارالفنون تحصیل می‌کردند، اما تعدادشان بسیار کم بود. بسیاری همچنان طب سنتی را به‌کار می‌بردند و ایران از نظر پزشکان آموزش‌دیده در علوم روز، با کمبود شدید مواجه بود. مدرس خود پسرش سیدعبدالباقی را پس از فراغت از تحصیل در دارالفنون، به فرانسه فرستاد تا علوم نوین پزشکی را بیاموزد و معتقد بود که پزشکان و همچنین طلاب، باید از دانش روز بهره بگیرند.
 
مدرس در باب اخلاق پزشکی، بر چه نکاتی تأکید کرده است؟
مدرس به فرزندانش توصیه می‌کرد یا پزشک شوند یا معلم. به باور او، ارائه‌کنندگان خدمات آموزش و بهداشت، نباید با دریافت‌کنندگان رابطه مالی مستقیم داشته باشند، بلکه باید فارغ از دغدغه معاش، با عشق و توجه خدمت کنند تا گیرنده خدمت نیز بدون احساس دِین مالی، از خدماتِ او بهره‌مند شود. او پیشنهاد کرد که نهادی مسئول تأمین مالی این دو قشر شود و مفهوم «تأمین اجتماعی» را به مجلس برد.
 
آیا این تأمینِ اجتماعیِ او، فقط برای پزشکان و معلمان بود؟
خیر؛ این پیشنهاد او، سراسر جامعه را دربرمی‌گرفت. او طرح بیمه و حمایت مالی از خانواده‌های ارتشیان و کارگرانی را که حین کار آسیب می‌دیدند مطرح کرد و گفت: دولت باید هزینه‌های درمانی آنها را تأمین کند. خانواده سربازی که در مأموریت کشته می‌شود، نباید رها شود. این گونه حمایت‌ها، بخشی از همان طرح تأمین اجتماعی گسترده‌ای بود که وی مدّنظر داشت و البته محقق نشد.
 

محمودرضا دارابی
 
آیا پیش از مدرس، سابقه‌ای برای چنین طرحی می‌شناسید؟
من سراغ ندارم که پیش از او، چنین طرحی در سطح عملی مطرح شده باشد. شاید برخی ایده‌های مشابه در ذهن افراد بوده، اما بی‌شک مدرس آن را اجرایی و قانونمند کرد. حتی درباره کارگران مصدوم، او مسئولیت را متوجه دولت دانست نه فقط کارفرما! از نظر وی، «قناعت» به معنای انطباق با شرایط زمان بود، نه محرومیت. او تأکید داشت که باید برای هر قشر، حداقل رفاهِ متناسب با شأنش تأمین شود و پزشکان و معلمان نیز در این میان، جایگاهی ویژه دارند.
 
در این نگاه، توسعه خدمات بهداشتی چگونه باید انجام می‌شد؟
مدرس، مرحوم فیروزآبادی، نماینده همکارش را تشویق کرد تا بیمارستان و مسجدی بنا کند. خودش نیز از حقوق نمایندگی استفاده نمی‌کرد و نیمی از آن را برای بیمارستان و نیمِ دیگر را به اداره ایتام اختصاص می‌داد. پَس دو اصل مهم طرح او، حذف رابطه مالی بینِ ‌دهنده و گیرنده خدمت و الزام دولت به تأمین هزینه‌ها بود. اصل سوم نیز، عبارت است از تربیت پزشک با تسلط بر علوم روز.
 
آیا طرح‌های بهداشتی وی، متأثر از تجربه دیگر کشورها بود؟
بعید به نظر می‌رسد؛ چون او در شهرها و مکان‌هایی زیسته بود که چنین نهادهایی وجود نداشت. این اندیشه‌ها، بیشتر حاصل نبوغ و دید باز خودش بود.
 
به تأکید مدرس بر آموزش علوم روز اشاره کردید. نگاه او به این علوم، چه ویژگی‌هایی داشت؟
مدرس تقسیم‌بندی علوم به «قدیم» و «جدید» را نادرست می‌دانست. همه اینها بخشی از «طبیعیات» هستند و باید به آنها مسلط شد. در نجف تاریخ غرب را آموخت و طلاب را به یادگیری آن و در کلانِ موضوع، علم تاریخ تشویق کرد. وقتی پسرش عبدالباقی را به فرانسه فرستاد، برایش کت و شلوار خرید تا با ظاهر مناسبِ محیط علمی به دانشگاه برود. همه دختران مدرس باسواد بودند؛ چیزی که در آن دوره کم‌سابقه بود. او پزشک را «مجتهد» خطاب می‌کرد؛ یعنی کسی که در رشته خود باید نظریه‌پردازی کند.
 
معنای به‌کارگیری تعبیر «اجتهاد» برای پزشک چیست؟ قدری آن را بسط دهید.
یعنی پزشک باید بر اساس دانش و توان علمی خود، برای هر بیمار راهکار تازه‌ای بیابد؛ همان‌گونه که در علوم دیگر نیز صاحب‌نظران چنین می‌کند. مدرس همچنین به ضرورت ایجاد «دارالترجمه» تأکید داشت تا فارغ‌التحصیلانِ خارج از کشور، دانش نو را به فارسی ترجمه و آن را برای داخلی‌ها قابل استفاده کنند.
 
مدرس در حیطه فردی و از جنبه بهداشتی، به چه اصولی پایبند بود؟
او یک بار در تبعید، به فرزندش دکتر مدرسی گفته بود: «من طبیب و دارو ندارم، اما سالم‌ام؛ طبیبم خدا و دارویم آفتاب است!» او اعتقاد عمیق داشت که ایمان و ارتباط با خدا، مکمل علم پزشکی است! سبک زندگی سالم، پیاده‌روی‌های فراوان و ارتباط با طبیعت، او را طی ده سال تبعید در شرایط سخت، از بیماری جدی دور نگه داشت و در مجموع بدنی قوی و سالم داشت.
 
در دوره تبعید، آیا پزشکی او را معاینه می‌کرد؟
ابدا. هدف حکومت ایجاد شرایط سخت برای مرگ مدرس، اما مقاومت بدنی و روحی‌اش مثال‌زدنی بود. حتی بعد از نوشیدن چای مسموم، به نماز ایستاد و نهایتا مأمورین به قتل، مجبور شدند که او را خفه کنند! این قدرت جسمی و روحی، نتیجه معنویت و سبک زندگی سالمش بود.
 
و به عنوان پرسش آخر، آرمانشهر بهداشتی و درمانیِ مدرس، تا چه حد در عمل تحقق یافت؟
عملا محقق نشد. چند سال پس از بازگشت دکتر مدرّسی از فرانسه، به او پیشنهاد وزارت بهداشت شد، اما وی به دلایلی آن را نپذیرفت و طبعا این ایده‌ها هم عملی نشدند. حتی امروز هم، نظام بیمه‌ای ما با آرمان مدرس فاصله دارد. در بسیاری از کشورها، پزشکان و معلمان در رفاه به تحقیق و آموزش می‌پردازند. این همان تصویرِ مطلوبی است که مدرس از نظام بهداشتی و پزشکی ایران برای خود و دیگران ترسیم می‌کرد، اما تاکنون محقق نشده است. امروز پزشکان و معلمان، دغدغه معیشت دارند و رابطه‌ای که باید بر اعتماد و آزادی از فشار مالی استوار باشد، وجود ندارد. مدرس طرحی داشت که اگر اجرا می‌شد، بسیاری مشکلات حل می‌شدند، اما سیاست‌های زمانه و حذف او مانع از عملی شدنِ آن شد و متأسفانه پس از سپری شدن هفتاد سال، همچنان با آن فاصله‌ای بعید داریم.
 


پرونده شهید آیت‌الله سیدحسن مدرس

 


کد مطلب: 26275

آدرس مطلب :
https://www.iichs.ir/fa/interview/26275/گفت-طبیبم-خدا-دارویم-آفتاب

تاریخ معاصر
  https://www.iichs.ir