استاد حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی در قامت کنشگری انقلابی و منتقد؛

او ولایت‌مداری، عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی را زیست

یکی از چهره‌های انقلابی معاصر در شهر مشهد، زنده‌یاد استاد حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی (1311-1400) است. او از فعالان مذهبی و انقلابی این شهر در پنج دهه اخیر بوده است که از نوجوانی وارد عرصه کنشگری دینی، فرهنگی و سیاسی شد و تجربیات گران‌بهایی را پیش روی نسل‌های بعد قرار داد. مقال پی‌آمده درصدد است تا جوانبی از کارنامه وی را بازبنمایاند. روحش شاد و یادش گرامی باد
او ولایت‌مداری، عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی را زیست
*پژوهشگر تاریخ معاصر ایران
 

بررسی ابعاد زندگی و اندیشه زنده‌یاد حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی؛ از حوزه علمیه تا میدان مطالبه‌گری

 

حضور در حوزه علمیه مشهد و آشنایی با استادان آن

زنده‌یاد حیدر رحیم‌پور ازغدی در ابتدا و در فضای حوزوی خراسان، با اساتید و فضلای شاخص آن دوران مانند آیات: شیخ مجتبی قزوینی، میرزا احمد مدرس یزدی، سیدمحمدهادی میلانی، شیخ هاشم قزوینی، میرزا حسنعلی مروارید، میرزا احمد کفایی خراسانی، میرزا جواد آقا تهرانی، ادیب نیشابوری و... آشنا شد. حوزویانی که در عرصه سیاست و اجتماع، رویکردهای مختلفی داشتند؛ برخی اهل مبارزه و قیام بودند؛ برخی اهل مبارزه منفی، برخی اهل مماشات و اندکی هم توجیه‌گر و حامی سیاست‌های پهلوی و متأثر از تبلیغاتِ «شاه شیعه است و در صورت فقدان او، کشور به دست کمونیست‌ها می‌افتد!». از علمای مبارز و انقلابی گرفته تا روحانیون درباری؛ از علمای هوشمند، زیرک و سیاستمدار، تا شخصیت‌های متشرّعِ فاقد بینش و بصیرت سیاسی؛ او همه را درک کرده بود. با طیف‌های مذهبی آن دوره مشهد نیز، ارتباطات زیادی داشت؛ از استاد محمدتقی شریعتی، علی‌اصغر عابدزاده (مؤسس مدارس مذهبی و مهدیه مشهد)، طاهر احمدزاده هروی و... گرفته، تا فضلای ناموری مانند آیات وحجج اسلام: سیدعلی خامنه‌ای، محمدرضا حکیمی، سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد، عباس واعظ طبسی، سیدجعفر سیدان، سیدمحمود مجتهدی سیستانی و... تنوع حوادث فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روزگار نیز، باعث شد تجربیات گران‌بهایی در عرصه مبارزات فکری و عملی به‌دست بیاورد. از قیام مردم در دوره ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دولت دکتر مصدق، فعالیت‌های حزب توده در مشهد، شکل‌گیری جبهه ملی، نهضت آزادی و همکاری‌اش با این دو جریان ملی و مذهبی که بعدها از آنها فاصله گرفت و منتقد عملکرد و مواضع آنها شد و سپس مشارکت فعال در نهضت امام خمینی و دقت در اندیشه و عمل گروه‌هایی که در دهه‌های 1340 و 1350، داعیه‌دار مبارزه بودند.
 

گستره ارتباطات

دامنه ارتباطات حیدر رحیم‌پور اما، گسترده بود و با طیف‌های مختلفی اعم از روحانیون، روشنفکران، متدینان و بازاریان در ارتباط بود. حتی برخی او را همراه استاد محمدتقی شریعتی و طاهر احمدزاده هروی، از ارکان مبارزات نهضت ملی در منطقه خراسان می‌دانند. به رهبر شهید انقلاب اسلامی، استاد محمدرضا حکیمی و دکتر علی شریعتی نظری مثبت داشت و با هر سه نیز، صمیمی و همفکر بود. دکتر مصدق را نیز، به عنوان یک شخصیت ملی قبول داشت. شجاعت امام خمینی و نهضت عظیم اسلامی و جهانیِ او را می‌ستود. شیفته انقلاب اسلامی بود و برای تصفیه و خلوص این حرکت تاریخ‌ساز از آفات، آسیب‌ها و انحرافات می‌کوشید. همان‌گونه که اشارت رفت، از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، بسیار تمجید می‌کرد و معتقد بود: «آقای خامنه‌ای نه یک روشنفکر، بلکه فراتر از چهره‌های مطرح این جریان بوده و هست. ایشان ذاتا روشنفکر است و با مطالعات و نگاه خاصی که داشته‌، واقعا یک دانشورِ نابغه است... آقای خامنه‌ای آن‌قدر روشنفکر است که داعیه‌دارانِ این امر، باید نزد ایشان درس روشنفکری بخوانند!...».  (رک: گفتگو با خبرگزاری تسنیم، تاریخ 3 تیر 1397)
 

جهاد تبیین، تربیت نیرو و محافل انتقادیِ هفتگی

یکی از مزایای برجسته رحیم‌پور، برخورداری از روحیه تربیت نیرو بود و برای نسل جوان ــ عمدتا هم‌نسلان فرزندان خودش ــ وقت می‌گذاشت و آنها را با اندیشه اسلامی و انقلابی آشنا می‌کرد. او به عنوان یکی از کنشگرانِ عدالت‌خواه دهه‌های 1370 و 1380 مشهد شناخته می‌شود و منزل او، از پایگاه‌ها و پاتوق‌های مهم جوانانِ دغدغه‌مند، دانشجویان و طلاب خراسانی بود. جمعی از شاگردان و مرتبطینش، «مجمع مطالبه مردمی مشهد» را به راه انداختند که طی سال‌ها، فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراوانی داشت و دارد. برای نسل جوان و حوزویان و دانشگاهیان مُستعد، وقت زیادی می‌گذاشت و آنها را به مطالعه آثار مطمئن و انگیزه‌ساز دعوت می‌نمود. علاوه بر این، ایشان را به بیان و نگارش تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی تشویق می‌نمود و در برخی محافل و جلسات هفتگی، مکتوبات آنان را نقد و بررسی می‌کرد. بسیار علاقه داشت که نیروهای مذهبی، اهل ارائه تحلیل و نگارش باشند. در بین کتاب‌هایی که عمدتا در دهه 1380 به دانشجویان معرفی می‌کرد، آثاری از شهید مطهری، استاد محمدرضا حکیمی، دکتر علی شریعتی و حتی جلال آل احمد نیز وجود داشت.
 

در کسوت یک فعال مطبوعاتی با قلمی منتقد و جسور

حیدر
رحیم‌پور، اهل قلم و نگارش بود و نوشته‌های انتقادی زیادی از وی به یادگار مانده است. در اوایل برقراری نظام اسلامی، نقدهای زیادی در زمینه‌های مختلف می‌نوشت؛ از جمله در نفی رویکردها و مواضع دینی و سیاسی برخی افراد و گروه‌های موسوم به ملی‌گرا. در دهه 1370، از منتقدان رویکردهای دولت مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی بود و به تخطئه اشرافیت، سرمایه‌داری و غرب‌گرایی می‌پرداخت. حتی به خاطر نقد سیاست‌های دولت کارگزاران، 24 ساعت بازداشت و در نهایت با پیگیری و لطف رهبر شهید انقلاب اسلامی آزاد شد. (رک: ماجرای بازداشت مرحوم حیدر رحیم‌پور ازغدی در دولت هاشمی، حبیب رحیم‌پور ازغدی، خبرگزاری مهر به نقل از برنامه جهان‌آرای شبکه افق، تاریخ 30 شهریور 1400) منتقد عملکرد دستگاه‌های نظارتی و قضایی بود و در نوشتارها و گفتارهایش، کم‌کاری آنها را به رُخِشان می‌کشید. در برخی روزنامه‌ها و نشریات مانند: کیهان، صبح، یالثارات الحسین(ع) و در این اواخر هم در هفته‌نامه پنجره و خبرگزاری مهر، مطالبی از او انتشار می‌یافت. آثاری که تاکنون از او منتشر شده عبارت‌اند از: «از انجمن پیروان قرآن تا انجمن حجتیه» (1388)، «پشت کوه قاف: نقدی بر عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی»، «تلخ‌ترین نوشته من» (1388)، «سنّت چیست و سنّی کیست؟» (1394)، «نامه‌های حیدر (صد مقاله در ده رساله)» و مقالاتی بلند مانند: «مجلسی غواص دریای نور؛ نقدی بر بحار[الانوار] و پندی به مُعجم‌نویسان» (1387)، «پرده افکند عروس بهروز» (در نقد فقه حداقلی و فقه غیر نظام‌مند)، «نامه‌ای به پیشگاه تاریخ»، «چهارراه بن‌بست»، «لبه تیغ» و «ولایت؛ از مفهوم‌شناسی تا مصداق‌یابی» (1396). او پای نوشته‌هایش عبارت زیر را می‌نوشت: «نویسنده منتقد، حیدر رحیم‌پور»، گویا تمایل داشت با همین عنوان شناخته شود.

حضور رهبر شهید انقلاب اسلامی در منزل زنده‌یاد حیدر رحیم‌پور ازغدی (مشهد؛ دهه 1380)
حضور رهبر شهید انقلاب اسلامی در منزل زنده‌یاد حیدر رحیم‌پور ازغدی (مشهد؛ دهه 1380)
 

کنشگری در فضاهای سیاسی  و اجتماعی

آن جهادگر پرتکاپو نسبت به حوادث و اتفاقات اطراف خویش و حتی کشور، بی‌تفاوت نبود و سعی می‌کرد تا در حد و اندازه خود، نسبت به آنها موضع داشته باشد و البته ابرازشان کند. وی با تلفن زدن، سخنرانی کردن، نوشتارهای تبیینی و انتقادی و به‌ویژه نامه‌های سرگشاده، نسبت به این مهم اهتمام می‌ورزید. گاه که لازم بود حمایت کند، چنین می‌کرد و جایی که ضروری تشخیص می‌داد تا انتقادی را مطرح سازد، از این امر شانه خالی نمی‌نمود. بی‌تفاوت و ساکت نبود و تنزّه‌طلبی و برج عاج‌نشینی را از آفات جامعه اسلامی می‌دانست. علاوه بر اینکه خود فعال سیاسی و اجتماعی بود، مخاطبانش را نیز به حساسیت و فعالیّت ترغیب می‌کرد. هم خودش و هم شاگردانش و در قالب گروه‌هایی، در ایام انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست‌جمهوری فعالیت می‌کردند. همان‌گونه که اشارت رفت، منتقد شدید دولت سازندگی و روحیات اشرافی و تکنوکراتی متولیانِ آن بود. علاوه بر این، منتقد سیاست‌های دولت اصلاحات به‌ویژه در عرصه فرهنگی بود و فضای عمومی جامعه در آن دوره را برنمی‌تافت. وی رویکردهای اقتصادیِ لیبرالیستیِ آن دو دوره را قبول نداشت و صریحا علیه آنها موضع‌گیری می‌کرد.
 

نفی اشرافیت مدیران و توجه به کارآمدی اداره کشور

مرحوم ازغدی به برخی مدیران و مسئولان اشرافی، غیرانقلابی و محافظه‌کار، انتقاداتی جدی داشت. فقط به سلامت فردی و تدیّن آنها توجه نمی‌کرد، بلکه به کارآمدی و توانمندی مدیران هم عنایت ویژه‌ای مبذول می‌نمود. در مورد برخی صاحب‌منصبانِ استانی می‌گفت: اینها مذهبی و متدین هستند، ولی کارایی ندارند! به نظارت بر عملکرد مسئولان و امر به معروف و نهی از منکر در عرصه سیاسی و اقتصادی، توجهی خاص مبذول می‌کرد. به مبارزه با ظلم و برخورد با تخلّفات مسئولان، باور داشت و توجیه اشتباهات و عملکردهای ضعیف را نمی‌پذیرفت. اگر انتقادی به مسئولان نظام داشت، بی‌تعارف و از روی خلوص و صداقت بیان می‌کرد و درصدد توجیه عملکردهای ضعیف و خطا برنمی‌آمد. می‌گفت: «ما در نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه زندگی می‌کنیم، نه در نظام دیکتاتوری و پادشاهی. هر مسئولی در جمهوری اسلامی، به اندازه مسئولیتش تکلیف هم دارد و ما مردم باید ضمن حمایت و همراهی، عملکرد مدیران متخلّف را نظارت و بررسی کنیم». به رابطه دو طرفه و متقابل «امام و امت» در جامعه اسلامی، اعتقادی راسخ داشت. با این همه، هم در نظر و هم در عمل، تابع نظرات ولی فقیه بود.
 

صداقت و غیرت بی‌شائبه دینی

فضیلت و حُسن ویژه حاج حیدر، این بود که سعی می‌کرد به آنچه می‌دانست، عمل کند. گویی به این حدیث معصوم(ع) باور عمیق داشت که به آنچه می‌دانید عمل کنید، تا خداوند شما را به آنچه نمی‌دانید آگاه کند. به اسلام و آموزه‌های آن، غیرتِ بسیار داشت. او در زندگی، با خود و دیگران روراست و از نفاق، دورویی و ریاکاری متنفر بود؛ همچنان که دوست داشت دیگران هم با او صادق و روراست باشند. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در پیام تسلیت‌ به مناسبت رحلت وی، بر «تلاش صادقانه برخاسته از غیرت دینی» و «انگیزه تحقق احکام و معارف اسلامی» در کردار او تأکید کردند.
 

مردم‌محوری و زندگی در بطن جامعه

آن پیر عرصه دین و عدالت، عمری در میان مردم زیست و با دردهای آنان آشنا بود و به ریا، شعار مردم‌گرایی نمی‌داد. اهل جنجال‌های
کاذب و شهرت‌اندوزی از این طریق نیز نبود. ممکن و طبیعی بود که مانند هر کُنشگر سیاسی و اجتماعی، در برخی مواضع اشتباه کرده باشد یا برخی اطلاعات و تحلیل‌هایش نادرست، ناکافی و به آنها انتقاداتی وارد باشد، ولی نیّتی پاک داشت و مخلصانه و دلسوزانه برای اصلاح امور فعالیت می‌کرد. از بس با برخی مدیران و مسئولان کشور مواجهه ارشادی و انتقادی داشت، به شناختی جالب از روحیات آنان رسیده و عملا به یک «روان‌شناس اجتماعی و سیاسیِ صاحب‌منصبان» تبدیل شده بود و به شاگردان و مرتبطینش نیز، در این زمینه نکاتی را یادآور می‌شد. به صورت ویژه در تحلیل‌هایش، برخی نکات روان‌شناسی اجتماعی را مورد توجه قرار می‌داد. شمّ سیاسی و اقتصادی مناسبی در برخی موضوعات داشت و همین روحیه‌اش، باعث می‌شد تا برخی وقایع را به‌درستی پیش‌بینی کند.
علی‌رغم آنکه به نقد عملکردهای اشتباه و ناکارآمدی برخی مسئولان اصرار داشت و توجیه‌گر آنها نبود، ولی از سوی دیگر توجه داشت که در روشنگری‌هایش، در راستای منافع آنها قدم برندارد! لذا توصیه می‌کرد که منتقدان جوان با حرکات اشتباه و سخنان تند و بی‌اساس، یا رفتارهای خشن و نامعقول، بهانه به دست آنان ندهند و مواظب کردار خام و ناپخته خود باشند تا اعتراض و انتقاد به‌حقِ ایشان، به سوءاستفاده و مظلوم‌نمایی خطاکاران منتهی نشود.

زنده‌یاد حیدر رحیم‌پور ازغدی در یک گفت‌وشنود مطبوعاتی (مشهد؛ دهه 1380)
زنده‌یاد حیدر رحیم‌پور ازغدی در یک گفت‌وشنود مطبوعاتی (مشهد؛ دهه 1380)
 

نگاه فراملی و دغدغه‌های بین‌المللی

بر نگره فراملی نیروهای انقلابی تأکید داشت و مخاطبانش در ارتباط با وی، با برخی شخصیت‌ها و حوادث بین‌المللی آشنا می‌شدند. به مسائل سیاسیِ جهان اسلام و عرصه بین‌الملل هم توجه می‌نمود و سعی می‌کرد تا حوادث مختلف را در ارتباط با یکدیگر بهفمد و تحلیل کند. در پاره‌ای وقایع، نامه‌هایی سرگشاده به شخصیت‌های بین‌المللی (مانند دبیرکل سازمان ملل متحد و...) می‌نوشت یا در نوشتارهایش، آنها را مورد خطاب قرار می‌داد. وی معتقد بود: «دلیل این همه دشمنی کفر و نفاق با ایران، همین است که می‌خواهد شعار لااله الا الله و محمد رسول‌الله را گسترش دهد و گسترش چنین فرهنگی، باعث نابودی فرهنگ زر و زور و تزویر خواهد بود...» (رک: فرهنگ پادشاهی با شمشیر؛ باور سردمداران ایالات متحده، خبرگزاری مهر، تاریخ 16 مرداد 1397)
 

روحیه مشورت و توجه به عقل جمعی

از خانواده شهدا بود. یک فرزندش (شهید حمید رحیم‌پور ازغدی) را در دفاع مقدس فدا کرد و حتی فرزند دیگرش (استاد حسن رحیم‌پور ازغدی) نیز، در جنگ تحمیلی جانبازِ شیمیایی شد. به وجود فرزندش استاد حسن رحیم‌پور افتخار می‌کرد، به تحلیل‌ها و سخنانش گوش فرامی‌داد و از او مشورت می‌گرفت، ولی در نهایت به آنچه خود در برداشت نهایی بدان رسیده بود، عمل می‌کرد. حتی تحلیل‌ها و نظرات شاگردان و همراهانش را نیز جویا می‌شد؛ از آنان می‌پرسید، مشورت می‌گرفت، به تحلیل‌هایشان توجه می‌نمود، ولی در نهایت خودش تصمیم می‌گرفت و آن کاری را که صحیح و مورد نیاز می‌دانست، به انجام می‌رساند. همین همفکری و هم‌اندیشی با شاگردان، به رشد عقلانیت جمعی، تقویت روحیه مشورت و کار جمعی در آنان می‌انجامید.
 

باور به تقویت بنیه فکری و اجتماعی جوانان

به نیروهای جوان و مردمی، اعتقاد و باور ویژه‌ای داشت و برای جوانان طلبه و دانشجو، وقت فراوانی می‌گذاشت و به اثرگذاری آنها در اجتماع باورمند بود. سعی می‌کرد تا به ترویج دیدگاه‌های اسلامی و انقلابی خود در میان آنها بپردازد و ایشان را به فعالیت و کنشگری و ترک روحیه محافظه‌کاری دعوت نماید و حتی‌الامکان ــ در صورت سلامت جسمی ــ در محافل و مجالسشان شرکت کند. یکی از شاخص‌ترین برنامه‌های او، سخنرانی در همایش «محاکمه مردمی» در سال موسوم به مطالبه از مسئولان در مشهد بود، که حواشی و بازتاب‌های بسیاری به همراه داشت. در دهه 1380، غالبِ فعالان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های دولتی و آزاد مشهد و حتی منطقه، او را با وصفِ نامه‌های انتقادی و روحیات مطالبه‌گرایانه و عدالت‌خواهانه‌اش می‌شناختند. اینکه یک پیرمرد و پدر شهید، نویسنده‌ای است منتقد و بسیار صریح، شفاف و بدون محافظه‌کاری و جناح‌گرایی، که از عملکردهای اشتباه یا ضعیف مسئولان انتقاد می‌کند؛ برایش هم فرقی ندارند که از چه طیف و جناحی باشند. رحیم‌پور به مسائل اقتصادی و کشاورزی نیز توجه داشت و به فراخور اطلاعات و تجربیاتش در این فقره، به موضوع یادشده نیز وارد می‌شد و پیشنهاداتی را ارائه می‌داد و صرفا منتقد سلبی نبود، بلکه نظرات اصلاحی‌اش را نیز بیان می‌نمود. از نمد انتقادات و شُهرتش، برای خود کلاهی ندوخت و تنها احساس وظیفه می‌کرد که در مسائل استان و کشور، حتی‌الامکان اظهار نظر و امر به معروف و نهی از منکر کند و بی‌تفاوت و خنثی نباشد. حاج حیدر نسبت به همسن‌وسالان خود، سعه صدر بالایی داشت و البته و همان‌گونه که اشارت رفت، سخنان جوانان و مخاطبان را می‌شنید؛ اگرچه گاهی اوقات با هشدارها و تعابیری آنها را می‌نواخت! عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و مردم‌گرایی، ویژگی‌های مهم او بود. با اینکه وضع اقتصادی خوبی داشت، ولی ساده‌زیست بود و به دنیا گرایش نداشت و از تجمّل‌گرایی گریزان بود. او برای شاگردانش، همواره در حکم یک اسوه و الگو ماندگار است.
  https://iichs.ir/vdcf0xd0.w6detagiiw.html
iichs.ir/vdcf0xd0.w6detagiiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما