استعمارگران انگلیسی چرا و چگونه اردن را ساختند؟

مهندسی استعماری در شرق رود اردن

سالی‌ها پیش، در اتاق‌های تاریک لندن و پاریس، نقشه‌هایی روی میز پهن شد که نه بر اساس اراده مردم، بلکه بر اساس منافع امپراتوری‌ها کشیده شده بود. در میان خطوط قرمز و مرزهای تحمیلی، کشوری به نام اردن متولد شد؛ نه به عنوان یک ملت مستقل، بلکه به مثابه یک «سپر امنیتی» برای محافظت از منافع انگلستان در خاورمیانه. از وعده‌های دروغین مک‌ ماهون تا وفاداری‌های اجباری خاندان هاشمی، داستان اردن، روایت استقلال در ظاهر و قیمومیت در باطن است
مهندسی استعماری در شرق رود اردن
 

استعمارگران انگلیسی چرا و چگونه اردن را ساختند؟

 

تولد یک دولت در اتاق‌های تاریک لندن

پیدایش پادشاهی اردن به‌دوران پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در پی جنگ جهانی اول بازمی‌گردد. پس از شکست عثمانی‌ها، قلمرو شرق رود اردن تحت قیمومت انگلستان قرار گرفت و در سال ۱۹۲۱م، عبدالله بن حسین، از خاندان‌ هاشمی و پسر شریف حسین، با حمایت انگلستان به‌عنوان امیر امارت شرق اردن منصوب شد. این سرزمین در سال ۱۹۴۶م با نام «پادشاهی اردنِ‌ هاشمی‌» به استقلال رسید و عبدالله اول به‌عنوان نخستین پادشاه اردن تاج‌گذاری کرد. پس از ملک عبدالله، فرزندش طلال و سپس ملک حسین حکومت کردند و از سال ۱۹۹۹م تاکنون ملک عبدالله دوم حکومت می‌کند.
 
جالب اینکه طی صد سال اخیر، اردن جزء معدود کشورهای منطقه خاورمیانه بوده است که از ثبات نسبی برخوردار بوده و حکومت در آن، در دست خاندان شریف حسین، که خود را به‌اصطلاح «هاشمی» نامیده‌اند، می‌باشد. شواهد تاریخی حکایت از این امر دارد که اردن توسط انگلیسی‌ها به‌مثابه بازوی استعمار غرب در خاورمیانه پرورش داده‌ شد، تا در بلندمدت حافظ منافع‌شان در این منطقه باشد. بررسی نقش استعمار در چگونگی تشکیل نظام پادشاهیِ اردن هاشمی و تبدیل آن به کنشگر فعال سیاست‌های شبه‌انگلیسی در خاورمیانه، هدف این نوشتار کوتاه است.
 

از توافق‌نامه حسين ـ مك‌ ماهن تا پیمان‌نامه سا‌یکس ـ ‌پیکو

نظم موجود خاورمیانه کنونی ناشی از فروپاشی امپراتوری عثمانی در نتیجه جنگ جهانی اول و همچنین طرح‌های استعماری دولت‌های پیروز جنگ (انگلستان، فرانسه، روسیه) است. از مهم‌ترین آن طرح‌ها پیمان‌نامه سا‌یکس ـ ‌پیکو  بود؛ پیمانی که در سال 1916م میان سر مایک سایکس‌، از مقام‌های وزارت خارجه انگلستان، و فرانسوا ژرژ پیکو، سرکنسول فرانسه در بیروت، به امضا رسید. بعدها روند حوادث به‌گونه‌ای سپری شد که مفاد موافقت‌نامه سایکس ـ ‌پیکو در متون حقوقی و سیاسی «اعلامیه بالفور» ،»سور»، «‌لوزان‌» و کنفرانس «سان‌رمو‌» فرموله شود و بر همین‌‌ اساس دولت‌ها و مرزهای فعلی خاورمیانه با خواست دولت‌های استعماری وقت پایه‌گذاری گردید.[1] [اما آیا می‌دانستید مفاد دقیق پیمان‌نامه سایکس ـ پیکو چه بود و چگونه با اعلامیه بالفور تکمیل شد؟ پاسخ را در مقالات زیر بخوانید:
چگونه نظام قیمومت استعمار را بازتولید کرد؟
 
چگونه غرب آسیا آبستن بحران شد؟
 
چرا اعلامیه بالفور توسط دولت انگلستان صادر شد؟
 
راز پیش‌‌نویس‌‌های بی‌شمار اعلامیه بالفور
 
معامله‌ قرن در ۱۹۱۷؛ وقتی لندن خانه دیگران را به صهیونیسم بخشید]
 
از منظر تاریخی، اردن که در سده شانزدهم میلادی، به بخشی از امپراتوری عثمانی مبدل گردیده و ضمیمه استان دمشق شده بود همچنان تا سال 1918م تحت تسلط عثمانی‌ها ماند. ‌در همين‌ زمان، سرزمين‌هاي عرب‌نشين تحت سلطه امپراتوری عثمانی، که برای يك دوره طولاني تحت استعمار قرار گرفته بودند، در پی آن بر آمدند با استفاده از گسترش تضادهای بین‌المللی، که در‌حقيقت، به‌دلیل تقسیم مجدد مستعمرات آغاز شده بود، استقلال خود را به‌دست آورند. البته، قیام علیه ترک‌ها در سال 1916م توسط شريف‌حسين (‌رهبر ملي‌گراهاي عرب) و قطع راه‌آهن حجاز، که برای تدارک و پشتیبانی نیروهای عثمانی و آلمانی اهمیت اساسی داشت، و بالاخره تصرف بندر و شهر عقبه توسط نیروهای متفقین به‌رهبری انگلستان سرانجام به سقوط دولت عثمانی و روی کار آمدن خاندان هاشمی در اردن به‌کمک انگلیسی‌ها انجامید.[2]
 
براساس مستندات تاريخي، لندن در توافق‌نامه مشهور به حسین ـ ‌مَک ماهُن، متعهد شده بود به‌شرط‌ اینكه نیروهای شریف حسین علیه دولت عثمانی شورش کنند از آنها پشتیبانی می‌کند. در اصل، انگلستان در آنچه اکنون به مکاتبات حسین ـ مک ماهُن، شناخته می‌شود، متعهد شد که اگر شريف حسین علیه عثمانی ــ كه دشمن انگلستان محسوب مي‌شد ــ شورش کند، اعراب را در برقراری استقلال حمایت خواهد کرد.[3] پس از
آن، بر اساس معاهده محرمانه سایکس‌ ـ ‌پیکو، که میان انگلستان و فرانسه در سال 1916م به‌ امضا رسید، اردن به بخشی از منطقه نفوذ انگلستان تبدیل شد. انگلستان به کمک اعراب محلی و به‌رهبری ملک فیصل تقریبا تمامی سرزمین امروزی اردن را به تصرف خود درآورد و قدرت خود را در این منطقه راهبردی تحکیم بخشید.[4]
 
امیر فیصل در سال 1918‌م حکومتی مستقل در دمشق تأسیس کرد، اما تقاضای او برای استقلال در کنفرانس صلح پاریس در سال 1919م با مخالفت قدرت‌های استعماری انگليس و فرانسه رو‌به‌رو شد. آنها این درخواست را به‌دلیل تضاد و تباین با منافعشان به‌طور کلی رد کردند. امارت امیرعبدالله بر عراق نیز، که منتخب نمایندگان عراقی بود، با مخالفت حاکمان انگلیسی روبه‌رو شد. در این‌ میان، عبدالله، برادر فیصل، كوشيد نیروی نظامی مستقلی سازمان دهد و به دمشق حمله کند و حکومتی مستقل تشکیل دهد، اما با مخالفت انگلستان او نیز از این کار منصرف شد و در سال 1921م بود که رسما در توافقی با انگلستان به‌عنوان نخستین حاکم «پادشاهی اردن هاشمی» منصوب گردید.[5]
 

سلطه‌ انگلستان بر اردن با چاشنی قیمومیت

همان‌گونه که اشاره شد، انگلیس با هدف کنترل مناطق میان مدیترانه و خلیج فارس، تصمیم گرفت تا خاندان هاشمی را در بخش‌هایی از مناطق عربی تحت نفوذ خود به حکومت برساند. ازاین‌رو، کشور اردن تشکیل شد و امیر عبدالله، فرزند شریف‌حسین، به‌عنوان حاکم این منطقه منصوب گردید. چیدمان‌ حکومت جديد اردن به‌نحوی بود که امیر عبدالله، تحت حمایت قدرت حاکمه انگلستان در فلسطین، حاکم فرا-اردن می‌شد؛ حکومتی که در نهایت بتواند سبب تأسیس پادشاهی‌ اردن به‌عنوان حکومتی دائمی‌ شود؛ تجربه‌ای که در سه سال نخست پادشاهی بریتانیایی‌ هاشمی، نقش تعیین‌کننده‌ای بر آینده حکومت اردن گذاشت. عدم وجود نقشه مشخص برای توسعه حیات سیاسی جدید از‌ سوی انگلستان و ارائه دستور کارهای متفاوت از جانب بازیگران سیاسی گوناگون، سبب بالا رفتن میزان شورش‌های شدید بومی شد. روابط پرتنش و بحران‌های گاه‌به‌گاه، کل چیدمان حکومت را تهدید می‌کرد.[6]
 
ملک عبدالله در کنار ژنرال انگلیسی جان گلوب
ملک عبدالله در کنار ژنرال انگلیسی جان گلوب
 
این بحران‌ها در تابستان 1924م با رویارویی جدی میان دولت انگلستان و عبدالله، به اوج خود رسید. از همین زمان، لندن چهارچوب حکومتی را تحمیل کرد که در عین تمام رقابت‌ها و چالش‌ها، در نهایت سبب اصلاح امور و توسعه اردن می‌شد. اردن به کمک انگلستان نیروی مسلح مدرنی تدارک دید و خدمات بهداشتی و آموزشی در این کشور به‌صورت رسمی و متمرکز برقرار گردید. در سال 1928م قراردادی بین حاکم اردن و انگلستان به امضا رسید که استقلال عمل بیشتری به اردن می‌داد. بااین‌حال، سیاست مالی و روابط خارجی این کشور کماکان می‌بایست با نظر یک مستشار و مشاور انگلیسی تنظیم می‌شد و اردن نمی‌توانست در عرصه مسائل بین‌المللی و جهانی از استقلال عمل برخوردار باشد. بر اساس همین توافق بود که قرار شد برای این کشور قانون اساسی تدوین شود و یک مجلس مقننه تشکیل گردد. این اتفاق یک سال بعد در سال 1929م روی داد و شورای مقننه اردن برای اولین بار تشكيل گرديد.[7]
 

تداوم قیمومیت در عصر استقلال (۱۹۴۶ تا کنون)

بین سال‌های 1928 و 1946م مجموعه‌ای از معاهدات انگلستان و فرا اردن منجر به استقلال کامل فرا اردن شد. در حالی که انگلستان درجه‌ای از کنترل بر امور خارجی، نیروهای مسلح، ارتباطات و امور مالی دولت را حفظ می‌کرد، ملک عبدالله فرماندهی تشکیلات اداری و نظامی ‌دولت را در دست گرفت. وی در مارس 1946م معاهده جدید انگلستان ـ فرا اردن را به پای میز مذاکره برد که در نتیجه آن، پس از سی سال سلطه مستقیم انگلیس بر این کشور عربی ‌پایان یافت و فرا اردن به استقلال کامل رسید.[8] بااین‌حال، باقی ماندن ملک عبدالله ــ که خود از سرسپردگان انگلیس بود ــ حضور استعماری انگلیس و بعدها ایالات متحده آمریکا را در اردن و به موزات آن خاورمیانه تداوم بخشید.
 
در سال 1948م انگلستان با امضای قرارداد جدیدی با اردن پذیرفت که محدودیت‌های این کشور تنها در زمینه نظامی و دفاعی باشد: قرار بر این شد انگلستان از امتیازهای مخصوص نظامی در زمان صلح، از جمله در اختیار داشتن فرودگاه و تسهیلات ارتباطی ترانزیت در این کشور برخوردار شود و روش‌های تعلیم و تربیتی را هماهنگ کند و در‌عوض کمک اقتصادی و مالی در اختیار پادشاهی اردن قرار دهد.[9]
 
افزون بر این، با خروج نیروهای
انگلیسی از سرزمین‌های اشغالی امروزی و جدی‌تر شدن طرح تشکیل اسرائیل، به‌رغم مقاومت‌های اولیه اردن در برابر ارتش اسرائیل، در نهایت تحت فشار قدرت‌های غربی از در صلح با اسرائیل درآمد. این کشور در قبال اسرائیل در سه مورد راه متفاوتی از سایر کشورهای عربی در پیش گرفت: با بین‌المللی کردن بیت‌المقدس مخالفت کرد، در ارائه طرح‌هایی برای اسکان آوارگان عرب پیش‌قدم شد و در نهایت نسبت به قبول مرزهای زمان ترک مخاصمه به‌عنوان مرزهای دائمی با اسرائیل به توافق رسید.[10]
 
ملک عبدالله در سال 1951‌م ترور و کشته شد، اما سیاست‌ها و روابط نزدیک وی با قدرت‌های بزرگ غربی توسط جانشینانش به‌ویژه ملک حسین دنبال شد. ملک حسین در دوره سلطنت طولانی‌مدتِ خود (46 سال)، روابط نزدیکی با بلوک غرب به‌ویژه انگلیس و آمریکا داشت؛ برای مثال، دخالت نظامی اردن در سرکوب جنبش ظفار در عمان گواه خوبی بر این امر است. در‌ واقع هنگامی‌که محمدرضا پهلوی تصمیم گرفت به‌ نیابت از آمریکا و جهان سرمایه‌داری و براساس دکترین نیکسون قیام ظفار در عمان را سرکوب کند، اردن تنها کشور عربی به‌شمار می‌آمد که به‌صورت عملی و با اعزام واحدهایی به کمک ایران شتافت.[11]
 
 

اما جنگ ظفار دقیقا چه بود و دکترین نیکسون چگونه ایران و اردن را در یک جبهه مشترک قرار داد؟
پاسخ این پرسش و جزئیات این عملیات نظامی را در مقالات تخصصی ما بخوانید.
 

 
بازتاب دکترین نیکسون بر منطقه خلیج فارس و سیاست خارجی محمدرضا پهلوی
 

 
چرا آمریکا سیاست برون‌سپاری را در پیش گرفت؟
 

 
تأثیرات ژئوپولتیک جنگ ظفار بر منطقه
 
 
 

ملک عبدالله دوم و تداوم سیاست‌های «تأمین منافع غرب»

ملک عبدالله دوم، که پس از فوت پدرش (ملک حسین) از سال 1999م تاکنون در قدرت است، نیز سیاست‌های پدر را در ارتباط با مسئله فلسطین و اسرائیل در منطقه تعقیب کرد. همچنین، اردن در تلاش است که جایگاه خود را در سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا برجسته و حفظ نماید و به‌واسطه تحکیم روابط استراتژیک خود با واشنگتن از منافع این رابطه استفاده کند و آسیب‌پذیری‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود را کاهش دهد. روابط اردن با آمریکا در ابعاد اقتصادی و نظامی نیز تحت تأثیر این نوع نگاه امان قرار دارد و این ابعاد از روابط دوجانبه نیز پیشرفت کرده است؛ به‌طوری که آمریکا، بارها امان را شریک این کشور در حل‌وفصل منازعات فلسطین و رژیم صهیونیستی دانسته است.
 
ملک حسین در حال روشن‌کردن سیگار اسحاق رابین در کاخ شخصی‌اش در عقبه
ملک حسین در حال روشن‌کردن سیگار اسحاق رابین در کاخ شخصی‌اش در عقبه
 

فرجام سخن

از زمان استقلال اردن تاکنون پنج پادشاه از نسل عبدالله بر این کشور حکومت کرده‌اند، ولی در این سال‌ها رد پای قدرت‌های استعماری فرا منطقه‌ای و بزرگ جهانی به‌خصوص انگلیس و در سال‌های اخیر ایالات متحده در سیاست‌گذاری‌های داخلی و خارجی این کشور نمایان است. به‌عبارت بهتر، اردن در ردیف آن کشورهایی است که از همان ابتدا موجودیت یافتن آن متأثر از اراده و منافع قدرت‌های استعماری بوده و بنابراین به‌رغم کسب استقلال ظاهری هم هیچ‌گاه نتوانسته است در عمل به‌صورت یک نظام سیاسی مستقل از غرب به حیات خود ادامه دهد. 
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1] . محمد‌رامبد فرهودی‌مقدم، «‌تحولات خاورمیانه و تأثیر احتمالی آن بر نظم سایکس ـ پیکو»، پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، 1395، ص 90.
[2] . پادشاهی اردن هاشمی، 1390، ص 29؛ قابل دسترسی در:
https://iiwfs.com/wpcontent/uploads/2018/11/www.iranalbania.ir_uploads_jordan-book.pdf
[3] . Victor. Kattan, From coexistence to conquest: international law and the origins of the Arab-Israeli conflict, 1891–1949,  Pluto Press, 2009, ISBN 978-0-7453-2579-8.
[4] . حسین سلیمی، نگرشی نو به تاریخ روابط بین‌الملل، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1398، ص 189.
[5] . مرتضی اسعدی، جهان اسلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1366، ص 12.
[6] . عزالدین رضانژاد، «سرزمین‌های جهان اسلام ـ اردن در سده اخیر»، اندیشه تقریب، ش 31 (1391)، صص 135-140.
[7] . مرتضی اسعدی، همان، ص 13.
[8] . میلاد سمیع، نگاهی به اردن و سیر تحولات آن در دوران معاصر، لاهیجان، رستم و سهراب، 1398، ص 21.
[9] . مرتضی اسعدی، همان، ص 15.
[10]. منصور مقدر، فلسطین و اسرائیل، مسقط، بی‌نا، 1352، صص 37-55.
[11] . عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، پیکان، 1380، ص 241.
 
https://iichs.ir/vdcaownu.49n0e15kk4.html
iichs.ir/vdcaownu.49n0e15kk4.html
نام شما
آدرس ايميل شما