رادیو در آغاز، ابزاری برای «پرورش افکار» و ترویج فرهنگ رسمی دولت رضاشاه بود، اما با یک تغییر سیاسی در شهریور ۱۳۲۰، درهای این رسانه به روی وعاظ مذهبی گشوده شد. این نقطه آغاز یک انقلاب در تبلیغ بود: انتقال از «منبر مسجد» به «میکروفون رادیو»، اما این تغییر، تنها یک جابه‌جایی ابزار نبود، بلکه تولد یک زبان جدید بود؛ زبانی که باید با مخاطبی ناشناخته و متکثر سازگار می‌شد. چگونه رادیو، رابطه سنت و مدرنیته را در ایران بازتعریف کرد و منبر را از محدودیت‌های مکان رهانید؟
چگونه رادیو زبان تبلیغ مذهبی را در ایران دهه ۱۳۲۰ تغییر داد؟
 

از منبر مسجد تا موج‌های رادیویی؛ بازخوانی تاریخ ورود دین به رسانه در دهه ۱۳۲۰

 

مقدمه

تأسیس رادیو تهران در ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ تنها ورود یک وسیله ارتباطی تازه به ایران نبود؛ ظهور رسانه‌ای بود که می‌توانست مناسبات میان گوینده و مخاطب را دگرگون کند. صدا دیگر به حضور گوینده و شنونده در مکانی مشترک وابسته نبود و می‌توانست از تهران به جمعی پراکنده و ناشناخته انتقال یابد. دولت رضاشاه نیز از آغاز رادیو را در متن برنامه گسترده‌تری برای آموزش عمومی، «پرورش افکار» و ترویج فرهنگ رسمی قرار داد، اما سقوط او در شهریور ۱۳۲۰ و بازگشت نیروهای مذهبی به عرصه عمومی سبب شد همین رسانه، که در آغاز در خدمت سیاست فرهنگی دولت جدید قرار داشت، به‌تدریج به یکی از عرصه‌های تازه تبلیغ مذهبی بدل شود.
 

رادیو؛ رسانه‌ای برای تربیت مخاطب

اسناد نخستین ماه‌های تأسیس رادیو نشان می‌دهد که سیاست‌گذاران فرهنگی عصر رضاشاهی از همان ابتدا بیش از سرگرمی، به ظرفیت آموزشی و اجتماعی آن توجه داشتند. در صورت‌جلسه کمیسیون بررسی برنامه‌های رادیو در ۲۶ فروردین ۱۳۱۹، مجموعه‌ای از برنامه‌ها شامل موسیقی ایرانی و غربی، آموزش زبان، تاریخ و جغرافیای ایران، گفتار کشاورزی، بهداشت، ورزش و اخبار پیش‌بینی شده بود، اما در این فهرست اثری از برنامه مذهبی منظم دیده نمی‌شد.[1] این وضعیت با سیاست فرهنگی دوره رضاشاه، که در آن نهادهای دولتی جدید در حال تصاحب بخشی از کارکردهای آموزشی و فرهنگی نهادهای سنتی بودند، هماهنگی داشت.
 
همین اسناد نشان می‌دهد که رادیو از آغاز قرار نبود تنها در خانه صاحبان دستگاه گیرنده شنیده شود. کمیسیون رادیو پیشنهاد کرده بود در میدان‌ها و اماکن عمومی شهرها بلندگو نصب شود و بخش‌های مهم برنامه در ساعاتی پخش گردد که مردم شهرستان‌ها نیز امکان شنیدن آن را داشته باشند.[2] بنابراین از همان آغاز، تصور سیاست‌گذاران از رادیو، ایجاد فضای ارتباطی گسترده‌تری با جامعه بود.
 
سند دیگری از اردیبهشت ۱۳۱۹ این موضوع را روشن‌تر می‌کند. در پاسخ به پیشنهاد اداره فرهنگ یکی از استان‌ها برای توسعه مجالس سخنرانی عمومی در شهرستان‌ها، رئیس هیئت مرکزی سازمان پرورش افکار بر استفاده از امکانات رادیو برای گسترش این سخنرانی‌ها تأکید کرد.[3] به عبارت دیگر، پیش از آنکه واعظان مذهبی از رادیو استفاده کنند، دولت منطق اصلی این رسانه را شناخته بود: سخنرانی می‌توانست از محدودیت سالن و محل اجتماع فراتر رود و به مخاطبانی بسیار بیشتر برسد. این همان ظرفیتی بود که پس از شهریور ۱۳۲۰ به خدمت نیروهای مذهبی درآمد.
 

ورود منبر به فضای رادیویی

با سقوط رضاشاه، سیاست فرهنگی کشور دچار تغییر شد. در این میان برنامه رادیو نیز انعطاف بیشتری در برابر جامعه مذهبی ایران از خود نشان داد. رضا مختاری اصفهانی در کتاب «تاریخ تحولات اجتماعی رادیو در ایران» به این موضوع اشاره کرده است که از ۶ بهمن ۱۳۲۰ گفتارهای
مذهبی رسما وارد برنامه رادیو شد.[4] حجت‌الاسلام حسینعلی راشد به یکی از چهره‌های اصلی این تحول تبدیل گردید. او بعدها روایت کرده است که یکی از مسئولان اداره تبلیغات و رادیو از وی خواسته بود برای ایام رمضان و محرم گفتارهایی تهیه کند. استقبال از نخستین سخنرانی‌ها سبب شد این همکاری به برنامه‌ای منظم تبدیل شود.[5] پژوهش‌های بعدی نیز نشان می‌دهند که با گسترش ساعات پخش، از ۱۳۲۲ش قرائت قرآن، مطالبی از نهج‌البلاغه و اذان نیز به برنامه‌ها افزوده شد.[6]
 
این تغییر از منظر تاریخ تبلیغات مذهبی اهمیت ویژه‌ای داشت. پیش از آن، منبر مهم‌ترین رسانه شفاهی روحانیان شیعه بود. واعظان با جماعت حاضر در مسجد، تکیه یا مجالس مذهبی سخن می‌گفتند و تأثیر سخنانشان تا حدود زیادی به فضای مجلس و ارتباط رودررو با شنوندگان وابسته بود. رادیو این محدودیت را شکست. اکنون واعظان می‌توانستند با افرادی سخن بگویند که آنان را نمی‌دیدند و حتی نمی‌دانستند در چه مکانی و از چه طبقه اجتماعی به سخنانشان گوش می‌کنند؛ به این معنا، رادیو مخاطب منبر را از «جماعت محلی» به «شنوندگان پراکنده و فرامحلی» تبدیل کرد.

حجت‌الاسلام حسینعلی راشد
حجت‌الاسلام حسینعلی راشد
 

راشد و پیدایش زبان مذهبی رادیویی

حجت‌الاسلام حسینعلی راشد بیش از بسیاری از وعاظ معاصر خود توانست با منطق رسانه جدید سازگار شود. لحن آرام، ساختار نسبتا منظم سخن و توجه به مسائل اخلاقی و اجتماعی سبب می‌شد گفتارش برای مخاطبی که در برابر واعظ حضور نداشت نیز پذیرا و گیرا باشد. آیت‌الله مرتضی مطهری بعدها از استقبال گروه‌های تحصیل‌کرده و غیرتحصیل‌کرده از سخنرانی‌های رادیویی او یاد کرد.[7]
 
در چنین شرایطی تغییر مهمی در زبان تبلیغ دینی رخ می‌داد. واعظ سنتی می‌توانست از واکنش مستقیم مجلس برای تنظیم شدت و آهنگ خطابه بهره گیرد، اما سخنران رادیویی باید پیام خود را برای شنونده‌ای نامرئی، متکثر و پراکنده تنظیم می‌کرد؛ بنابراین نظم گفتار، وضوح عبارت، انتخاب موضوع و قابلیت فهم عمومی اهمیت بیشتری یافت. در نتیجه، ورود منبر به رادیو به معنای انتقال ساده همان سخنرانی سنتی به یک ابزار فنی نبود؛ خودِ رسانه، شکل ارائه گفتار مذهبی را تغییر می‌داد.
 

حجت‌الاسلام فلسفی و پیوند دوباره مسجد با میکروفون

تفاوت حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی با حجت‌الاسلام راشد ابعاد این تغییر را بهتر نشان می‌دهد. فلسفی، که یکی از نام‌دار‌ترین خطیبان آن دوره بود، ابتدا حاضر نشد همانند راشد در استودیوی رادیو سخنرانی کند. او بعدها در خاطرات خود توضیح داد که اثر سخنش را وابسته به دیدن مخاطب و واکنش مستقیم حاضران می‌دانست و معتقد بود در اتاقی خلوت، در برابر «مخاطبان فرضی»، نمی‌تواند همان تأثیر را ایجاد کند.[8] راه‌حلی که یافت شد، خود فصل تازه‎‌ای در تاریخ تبلیغ مذهبی بود. به جای آنکه واعظ به استودیو برود، میکروفون به مسجد رفت. با استفاده از خطوط تلفن، امکان پخش مستقیم سخنرانی فلسفی از مسجد شاه فراهم شد و به روایت خود او، از نخستین روز رمضان ۱۳۲۷ش سخنانش به‌طور زنده از رادیو پخش گردید.[9]
 
این تحول نوع تازه‌ای
از ارتباط را پدید آورد. فلسفی همچنان در برابر جماعت واقعی سخن می‌گفت، واکنش آنان را می‌دید و از فضای عاطفی مسجد استفاده می‌کرد، اما هزاران شنونده دیگر نیز هم‌زمان صدای همان منبر را در خارج از مسجد می‌شنیدند؛ بنابراین رادیو منبر را حذف نکرد، بلکه ظرفیت ارتباطی آن را چند برابر کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فلسفی در حال سخنرانی برای مردم در مسجد سید اصفهان (سال 1349)
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فلسفی در حال سخنرانی برای مردم در مسجد سید اصفهان (سال 1349)
 

از جماعت مذهبی به عرصه عمومی ملی

ورود مذهب به رادیو در عین حال محدودیت‌هایی نیز بر خطابه دینی تحمیل کرد. هنگامی که سخن واعظ از یک رسانه سراسری و دولتی پخش می‌شد، مخاطب دیگر صرفا پیروان یک جماعت مذهبی نبودند. این مسئله در مذاکرات کمیسیون تجدیدنظر برنامه‌های رادیو در بهمن ۱۳۲۶ آشکار است. اعضای کمیسیون تأکید کردند که سخنرانان مذهبی نباید مطالبی بیان کنند که موجب رنجش پیروان مذاهب و فرق دیگر شود. در سند مربوط حتی به حضور اهل سنت در شمال، شمال غرب، غرب و بنادر جنوبی کشور اشاره و تأکید شده بود که سخنرانی‌های مذهبی نباید باعث «تکدر خاطر» آنان گردد.[10]
 
اهمیت این سند فراتر از مسئله مدارا با مذاهب است. رادیو، سخن مذهبی را وارد فضایی کرده بود که دولت آن را ملی می‌دانست. واعظ اکنون ناگزیر بود هنگام سخن گفتن، مخاطبانی خارج از مسجد و حتی خارج از محیط مذهبی خود را نیز در نظر بگیرد. این تغییر خود یکی از مهم‌ترین عوامل پیدایش «گفتار مذهبی رادیویی» بود: گفتاری که باید هم مذهبی می‌بود و هم برای فضای عمومی قابل پخش.
 

رادیو و اجتماعی‌شدن زبان دین

تحول دیگری که در دهه ۱۳۲۰ش پدید آمد، نزدیک‌شدن گفتار مذهبی به مسائل اجتماعی و سیاسی روز بود. این دهه با اشغال ایران، رشد حزب توده، بحران آذربایجان، مسئله فلسطین و آغاز نهضت ملی‌شدن صنعت نفت همراه بود. روحانیان و وعاظ نیز نمی‌توانستند نسبت به این مسائل بی‌اعتنا بمانند. در آستانه نهضت ملی‌شدن نفت حتی پیشنهاد می‌شد وعاظ هنگام تفسیر آیات قرآن و احادیث، بر موضوعاتی چون «حق حاکمیت» و «حفظ حقوق مسلمین» تأکید کنند.[11] این تحول نشان می‌دهد که زبان تبلیغ مذهبی بیش از گذشته امکان پیوند میان متن دینی و مفاهیم جدید سیاسی ـ اجتماعی را پیدا کرده بود. بازتاب این فرایند را در رمضان ۱۳۳۰ به‌وضوح می‌توان دید. گزارش «کیهان» از سخنرانی‌های رادیویی حجت‌الاسلام فلسفی، از استقبال گسترده در تهران و شهرستان‌ها و تأثیر سخنان او درباره مبارزه با «بیگانه‌پرستی» حکایت می‌کرد.[12] هرچند این واقعه اندکی از محدوده تقویمی دهه ۱۳۲۰ش فراتر می‌رود، محصول مستقیم تجربه‌ای بود که طی آن دهه شکل گرفته بود.
 

جامعه مذهبی؛ از مقاومت تا مطالبه‌گری

رابطه مذهبیون با رادیو از آغاز دوستانه نبود. موسیقی یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف بود. بخشی از متدینان رادیو را به سبب پخش موسیقی و برخی مظاهر فرهنگی جدید با بدبینی می‌نگریستند؛ در مقابل، گروهی دیگر ظرفیت آن را برای تبلیغ دین شناخته بودند.[13] اما نکته مهم این است که با گذشت زمان حتی مخالفان نیز دیگر نمی‌توانستند رادیو را نادیده بگیرند. این تغییر را به‌وضوح در آغاز دولت مصدق
می‌توان مشاهده کرد. کمتر از دو ماه پس از نخست‌وزیری او، نامه‌های متعددی از روحانیان قم و علمای شهرستان‌ها برای تغییر برنامه‌های رادیو و حذف موسیقی ارسال شد. گزارش اداره تبلیغات شمار این مکاتبات را نزدیک به سیصد نامه اعلام می‌کرد.[14] این فقط اعتراض به موسیقی نبود؛ نشانه‌ای از تغییر عمیق‌تری بود. جامعه مذهبی اکنون رادیو را چنان مهم می‌دانست که بر سر محتوای آن مطالبه‌گری می‌کرد. این بدان معنا بود که مذهبیون کمی بیش از یک دهه از مرحله بحث درباره مشروعیت خود دستگاه رادیو، به مرحله کوشش برای تغییر برنامه‌های آن رسیده بودند.
 

نتیجه

رادیو در دهه ۱۳۲۰ش تنها رسانه‌ای تازه برای انتقال پیام مذهبی نبود؛ ساختار تبلیغ دینی را نیز تغییر داد. ابتدا سخنرانی را از مسجد و مجلس محدود، به فضای جغرافیایی گسترده‌تری منتقل کرد؛ سپس واعظ را با مخاطبی ناشناخته و متکثر روبه‌رو ساخت و او را ناگزیر کرد زبان خود را با مقتضیات رسانه تنظیم کند. پخش زنده از مسجد امکان ترکیب قدرت عاطفی منبر سنتی با گستره رسانه جدید را فراهم آورد و سرانجام، حضور حاملان مذهب در رادیو موجب شد وعظ بیش از گذشته با موضوعات عمومی، اجتماعی و سیاسی پیوند بخورد.
اسناد سال ۱۳۱۹ش نشان می‌دهد که دولت از ابتدا رادیو را وسیله‌ای برای تعمیم آموزش و سخنرانی عمومی می‌دانست، اما آنچه پس از شهریور ۱۳۲۰ رخ داد، نوعی بهره‌گیری تدریجی نیروهای مذهبی از همین ظرفیت بود. درواقع این فناوری که برای گسترش فرهنگ رسمی دولت جدید ایجاد شده بود، به‌تدریج به وسیله‌ای برای توسعه حضور عمومی دین نیز بدل شد؛ در نتیجه، رابطه سنت و رسانه مدرن را در این دوره نمی‌توان صرفا رابطه تقابل دانست. نیروهای مذهبی در مواجهه با رادیو، بخشی از شیوه‌های ارتباطی خود را تغییر دادند و همان فناوری جدید را به خدمت استمرار و گسترش سنت درآوردند.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. اسنادی از تاریخچه رادیو در ایران (۱۳۱۸-۱۳۴۵ هـ.ش.)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۷۹، سند شماره ۳، صورت‌جلسه کمیسیون بررسی برنامه‌های رادیو، ۲۶ فروردین ۱۳۱۹، صص ۵ـ۷.
[2]. همان، سند شماره ۴، صص ۸ـ۹.
[3]. همان، سند شماره ۲۶، صص ۷۷ـ۷۸.
[4]. رضا مختاری اصفهانی، تاریخ تحولات اجتماعی رادیو در ایران، تهران، طرح آینده، ۱۳۸۸، ص ۶۸.
[5]. رضا مختاری اصفهانی، رادیو، فرهنگ و سیاست در ایران (۱۳۱۹ـ۱۳۳۲)، تهران، طرح آینده، ۱۳۸۷، ص ۸۹.
[6]. عباس پناهی و قربانعلی کناررودی، «چالش‌ها و موانع تأسیس و راه‌اندازی رادیو در ایران»، ایران نامگ، سال ۷، ش ۱ (بهار ۱۴۰۳)؛ نویسندگان با استناد به منابع تاریخ رادیو، از ورود قرائت قرآن، نهج‌البلاغه و اذان از سال ۱۳۲۲ سخن گفته‌اند.
[7]. مختاری اصفهانی، رادیو، فرهنگ و سیاست در ایران، همان، صص ۸۹ـ۹۰.
[8]. مختاری اصفهانی، تاریخ تحولات اجتماعی رادیو در ایران، همان، ص ۷۴؛ به نقل از: خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، صص ۱۲۰ـ۱۲۱.
[9]. همان‌جا.
[10]. مختاری اصفهانی، تاریخ تحولات اجتماعی رادیو در ایران، همان، ص ۶۸.
[11]. همان، ص ۷۳.
[12]. همان‌جا.
[13]. مختاری اصفهانی، رادیو، فرهنگ و سیاست در ایران، همان، صص ۸۷ـ۹۴.
[14]. مختاری اصفهانی، تاریخ تحولات اجتماعی رادیو در ایران، همان، ص ۷۲.
 
https://iichs.ir/vdcawonu.49niy15kk4.html
iichs.ir/vdcawonu.49niy15kk4.html
نام شما
آدرس ايميل شما