در دهه 13۴۰ش، وقتی ایران در تلاطم میان دو قطب سختگیرانه ــ مدرنیزاسیون آمرانه پهلوی و جذابیتهای عدالتخواهانه مارکسیسم ــ دست به دست میشد، یک خلأ عمیق احساس میشد: نبودِ زبانی مدرن برای بیان حقیقت دین در ساحت سیاست. در این میان، آیتالله خامنهای نه تنها به دنبال یافتن پاسخ، بلکه به دنبال ابداع یک «راه سوم» بود. ترجمه آثار سید قطب، صرفا یک فعالیت ادبی نبود، بلکه یک «عملیات فکری» برای بازپسگیری مرجعیت اندیشه از جریانهای چپ و راست و تبدیل اسلام از یک آیین عبادی به یک «مانیفست انقلابی» برای تغییر جهان بود. این نوشتار، کالبدشکافی این پیوند استراتژیک و تبیین چگونگی تبدیل مفاهیم «جاهلیت» و «حاکمیت الهی» به ابزارهای براندازی هژمونی غربگرایی در ایران است







.jpg)

