تاریخ‌نگاری فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دهه 1360، از منظر بایسته‌های پژوهشی؛

رهبر و مردمی که نظام اسلامی را از بحران‌ها عبور دادند

دهه 1360 دوره ویژه‌ای از حیات انقلاب اسلامی است؛ چه بیانگر گوشه‌هایی از سبک حکمرانی امام خمینی(ره) و تحولات اجتماعی و سیاسی پس از تغییر رژیم پهلوی قلمداد می‌شود. این نوشتار بخشی از تحقیقات اولیه در زمینه جریان‌شناسی فرهنگی و اجتماعی دهه 1360 است که به موضوعات تاریخی مغفول و کمتر توجه‌شده این دهه و اولویت‌های پژوهشی و تاریخ‌نگاری این دوره می‌پردازد. امید آنکه تاریخ‌پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید
رهبر و مردمی که نظام اسلامی را از بحران‌ها عبور دادند
*پژوهشگر تاریخ معاصر
 
 

در جست‌وجوی حقیقت دهه 13۶۰؛ بررسی اولویت‌های پژوهشی و خلأهای تاریخ‌نگاری در عصرِ گذار 

 

در اهمیت و مکانت دهه 1360

دهه 1360 نقطه عطف و دوره ویژه‌ای از حیات و تاریخ انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن است که منشأ بسیاری از اتفاقات و بسترساز حوادث بعدی کشور و منطقه شده است. برخی محققان از دهه 1360 به عنوان، «دوره اجمال» یا «دوره تثبیت» انقلاب و نظام اسلامی و از دوره‌های بعدی به عنوان «دوره تفصیل» یا «دوره اقتدار» آن یاد می‌کنند. شاید بتوان گفت که بدون توجه به حوادث دهه 1360، نمی‌توان ریشه بسیاری از تحولات فکری، فرهنگی، اجتماعی و خصوصا سیاسی ایران معاصر را تحلیل کرد. دهه 1360 از جهات مختلفی دارای اهمیت است:
 1. اقدامات و سبک مدیریتی امام خمینی، در عرصه حکومت‌داری (حکمرانی) و مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی؛
 2. فعالیت‌ها، مسئولیت‌ها و تجربیات انقلابیون (از طیف‌های مختلف) در عرصه حکمرانی (اعم از اجرایی، سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری و...)؛
 3. دوره تغییر ماهیت دولت، حکومت و جامعه، از یک رژیم سلطنتی وابسته، به یک حکومت دینی مستقل و نظام سیاسی مردم‌پایه؛
 4. راه‌اندازی ده‌ها نهاد و تشکیلات جدید، برای حفظ و پاسداری از انقلاب اسلامی و نهادینه‌سازی آن؛
 5. فداکاری، ایثار و احساس مسئولیت همگانی قاطبه مردم، در شرایط خاص این دهه (که با آشوب‌ها، ترورها، شورش‌های داخلی و جنگ تحمیلی بیرونی همراه بود)
دهه 1360، دهه‌ای مظلوم در انقلاب اسلامی است؛ با تأکید باید گفت که هم «مظلوم» است و هم «ناشناخته». این تعابیر رهبر شهید انقلاب اسلامی، درباره دهه 1360 است. همان‌گونه که دشمنان انقلاب اسلامی و نفوذی‌های آنان در داخل کشور به دنبال «تطهیر و بَزَک پهلوی» هستند، به‌شدت در پی سیاه‌نمایی از جمهوری اسلامی به‌ویژه دهه 1360 نیز بوده‌اند و تلاش دارند مردم مسلمان ایران را از تداوم مسیر خویش ناامید کنند و نظام اسلامی را ناکارآمد جلوه دهند. متأسفانه در مواردی، روایت‌هایی از دهه 1360 ارائه شد که در بسا وقایع، جای «شهید و جلّاد» با «خادم و فداکار» جابه‌جا شده است! بدخواهان به صورتی حرفه‌ای و مرموز‌، روایاتی نادرست و معوّج از دهه 1360 ارائه دادند تا برخی که در این دهه حضور و اطلاعات تاریخی درستی از آن نداشتند، ذهنیت‌های نادرستی درباره آن پیدا کنند. اگر حوادث و خاطرات دهه 1360، به‌موقع ثبت و ضبط و به گونه‌ای حرفه‌ای و جامع منتشر می‌شد، می‌توانست جلوی برخی از این منقولات منفی و واژگونه را بگیرد. سوگمندانه باید گفت اکنون روایتی از دهه 1360 پرداخته می‌شود که غالبا مَغشوش، رَه‌زن، تیره و تاریک است و برخی سینماگران، هنرمندان و اساتید دانشگاه‌ها، بیشترین نقش را در پراکندن این روایت نادرست داشته و دارند. بااین‌همه اگر همین خاطرات ناموزون از آن دهه، حتی از طیف‌های منتقد و مخالف، با جامعیت و دقت مطالعه و بررسی شود، برخی از تیرگی‌ها و غبار‌ها از آینه تاریخ آن دوره زدوده می‌شود؛ چه یادمان‌های هر یک از این راویان، سرنخی از ماجراها به دست محققان و مخاطبان می‌دهد و می‌تواند به کشف حقیقت کمک و در مجموع، از بخشی از روحیات مردم در آن دوره حساس پرده‌برداری نماید.
 

ضرورت توجه به نقش مردم و تاریخ‌نگاری مردمی

در مراکز فعال تاریخ‌نگاری کشور، تا حدودی به نقش فعالان و کنشگران انقلابی (اعم از روحانیون و غیرروحانیون) از طیف‌های مختلف پرداخته شده و صدها کتاب خاطرات شفاهی تولید شده است، که منابعی باارزش برای شناخت فضا، محیط و چگونگی عملکرد و تحلیل کنشگران آن سال‌هاست. در این میان آثار ارائه‌شده از سوی «مرکز اسناد انقلاب اسلامی»، «دفتر هنر و ادبیات انقلاب اسلامی» و «دفتر هنر و ادبیات پایداریِ» حوزه هنری، «مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات»، «مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی»، «مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران» (پژوهشکده تاریخ معاصر ایران) و... از جهت کمّی و کیفی، بیش از بقیه آثار مورد توجه بوده است، اما در مباحث دهه 1360، متأسفانه به نقش «مردم»، «مشارکت اجتماعی» یا «همراهی و فداکاری ملی» کمتر توجه شده است و مراکز تاریخ‌نگاری و تحقیقاتی، به حوادث و اتفاقاتی که در عرصه عمومی و مردمی رخ داده، کمتر پرداخته‌اند؛ لذا سرفصل «نقش مردم» یا «همراهی و مشارکت مردم» در حوادث دهه 1360، همچنان جای بررسی و تحقیق دارد و کماکان لازم است مراکز مختلف تاریخ‌نگاری و تجربه‌نگاری، تا دیر نشده و البته بیش از گذشته، به این موضوع راهبردی توجه کنند. نقش و مشارکت مردم در دهه 1360، در عرصه‌های مختلفی ظهور یافته است که بعدها و به اشکال مختلف، در دوره اخیر نیز تکرار و تجربه شده است؛ از جمله در روزهای وقوع سیل و زلزله، فراگیری کرونا و نهایتا جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم.
 

نقش‌آفرینی
رهبر کبیر انقلاب اسلامی در دهه 1360

نقش حضرت امام خمینی(قده) به عنوان مؤسس انقلاب اسلامی و رهبر نظام برآمده از آن در دهه 1360، بَس بی‌بدیل است و نمی‌توان هدایت‌ها و راهبردهای مؤثر او را انکار کرد. واکاوی اینکه چگونه رهبر فقید انقلاب توانست حکومت نوپای دینی را از دامنه خطرات و مخاطرات عبور دهد تا اینکه سکان‌داری آن به دست شاگرد خلفش آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای(قده) برسد، یکی از رهیافت‌های کلیدی در تحلیل آن دوره تاریخی به‌شمار می‌آید. از ژاندارم آمریکا در منطقه غرب آسیا بودن (در سه دهه 1330 و 1340 و 1350)، تا رسیدن به کشوری قدرتمند و مستقل، که کمتر کسی بتواند نقش و جایگاه آن را در مناسبات منطقه‌ای و حتی جهانی نادیده بگیرد، سیری است که به رهبری آن پیر خردمند و آینده‌نگر طی شد. اگرچه تا هم‌‎اینک نیز، برخی از مسئولان، از این مکانت و محبوبیت در عرصه بین‌المللی بی‌خبر مانده‌اند و نمی‌دانند که نظام اسلامی چه قدرتی یافته و چه تحولات عمیقی را در جهان معاصر و روابط بین‌المللی آن سامان داده است!

آیین تنفیذ حکم اولین دوره از ریاست‌جمهوری شهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای از سوی امام خمینی (حسینیه جماران؛ 17 مهر 1360)
آیین تنفیذ حکم اولین دوره از ریاست‌جمهوری شهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای از سوی امام خمینی (حسینیه جماران؛ 17 مهر 1360)
 

تجربه نهادسازی و ایجاد تشکل‌های انقلابی در دهه 1360

از سرفصل‌های تحقیقاتیِ مغفول در خصوص رویدادهای دهه 1360، تجربه نهادسازی و ایجاد تشکل‌های انقلابی است. متأسفانه به این تجربه، که توسط امام خمینی و انقلابیون و متأثر از فضای گفتمانی انقلاب اسلامی شکل گرفت، کمتر پرداخته شده است. متأسفانه کتاب‌های تاریخی و تحلیلی معدودی درباره نهادهای انقلابی به نگارش درآمده است؛ برای نمونه درباره «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، «کمیته انقلاب اسلامی»، «جهاد سازندگی»، «نهضت سوادآموزی» و...، هم اطلاعات محدودی داریم و هم خاطرات و تجربیات بسیاری از مدیران و کنشگران آنها نیز در دسترس نیست. در دهه 1360، ما د‌ه‌ها نهاد انقلابی داریم که به دستور امام یا با موافقت و حمایت‌های ایشان تأسیس شد.
غالب نهادهای انقلابی، در آن دوره و برای تربیت کادر و نیرو برای انقلاب اسلامی فعال بودند. از سویی دیگر، برخی از این نهادها، امکان کسب تجربه را برای جوانان انقلابی فراهم می‌کردند؛ در حالی که به خاطر ماهیت فاسد و وابستگی رژیم پهلوی و طراحی کشورهای غربی، تا پیش از آن چندان امکان تربیت نیروهای توانمند و متعهد در کشور فراهم نبود. در دهه‌های اخیر، چنین امکانی بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد. در دهه 1360، این نهادهای متنوع، نیروهای انقلابی را ورزیده می‌کردند و چون غالب آنها هم به صورت شورایی اداره می‌شدند، از نظرات کارشناسی متعددی نیز بهره می‌گرفتند؛ در صورتی که این امکان، برای نیروهای انقلابی در دوره اخیر کمتر فراهم شده است. اکنون بستر مهم نیروسازی انقلابی، عمدتا «بسیج دانشجویی» یا دیگر تشکّل‌های دینی دانشگاه‌هاست. هیئت‌های مذهبی و انقلابی، «بنیاد خاتم‌الأوصیاء(ص)» در برخی شهرستان‌ها و  نیز «اردوهای جهادی» هم در این فقره نقش دارند.
 

علوم انسانی و دانشگاه‌ها در دهه 1360

«علوم انسانی» و «دانشگاه‌ها» در دهه 1360، یکی از سرفصل‌های کمتر مورد توجه در تاریخ‌نگاری جمهوری اسلامی است؛ خصوصا که مراکز تاریخ‌نگاری ما در حوزه ثبت و ضبط تاریخ شفاهی علوم انسانی و نخبگان دانشگاهی، نسبتا ضعیف عمل کردند و به‌ندرت به این مقوله پرداختند. در سایه تغییر گفتمان رسمی و عمومی در دانشگاه‌ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی، علوم انسانی و سرفصل‌های آن چه مسیری را طی کرده‌اند؟ اکنون بسیاری از نخبگان، اساتید و نسل جدید دانشجویان، به صورت مشخص نمی‌دانند که جمهوری اسلامی چه تأثیراتی بر دانشگاه‌ها و علوم انسانی نهاده است. از این روی همان‌گونه که «تاریخ شفاهی پیشرفت» برای نخبگان فنی، مهندسی و پزشکی، الهام‌بخش، امیدآفرین و الگوبخش است، «تاریخ شفاهی علوم انسانی» نیز می‌تواند برای کُنشگران و دانشجویان این عرصه، الهام‌‌بخش و انگیزه‌آفرین باشد.
 

فعالیت‌های بین‌المللی دهه 1360

سرفصل مغفول دیگر، «فعالیت‌های عرصه بین‌الملل یا فراملی» در دهه 1360 است. در این ده سال برخی از برنامه‌ها و فعالیت‌های فراملی صورت می‌گرفت که هر یک جای بحث و بررسی دارد: 1. انتخاب نمایندگان و وکلای امام خمینی در برخی کشورها مانند: سوریه، کویت، پاکستان، هندوستان و...؛ 2. تأسیس سازمان مدارس و حوزه‌های علمیه در خارج از کشور؛ 3. تأسیس مرکز جهانی علوم اسلامی؛ 4. بخش بین‌الملل برخی ادارات و ارگان‌ها مانند: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، جهاد سازندگی (که در بازه‌ای زمانی، در دوازده کشور آسیایی و آفریقایی و حتی اروپایی حضور مؤثر و تعیین‌کننده داشتند)، سپاه پاسداران (که با عنوان نهضت‌های آزادی‌بخش فعالیت می‌کرد و سپس، این تجربه در خدمت نیروی قدس سپاه قرار گرفت و در زمینه دیپلماسی عمومی و فرهنگی کشور فعال گشت)؛ 5. تأسیس یا کمک به راه‌اندازی تشکیلات انقلابی در کشورهای مختلف، مانند :حزب‌الله لبنان، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق (و بعدها مجلس اعلای اسلامی عراق)، برخی گروه‌ها و احزاب اسلامی و جهادی افغانستان که نقش ویژه‌ای در مبارزه با دولت کمونیستی و شوروی داشتند و...؛ 6. تأسیس نشریات و راه‌اندازی ناشران بین‌المللی انقلاب اسلامی؛ 7. برگزاری منظم کنفرانس اندیشه اسلامی در ایام دهه فجر انقلاب اسلامی (بهمن‌ماه)؛ 8. حضور و دعوت از شخصیت‌های بین‌المللی یا جهان اسلام در ایران (به مناسبت‌های مختلف، از جمله: سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، کتاب سال جمهوری اسلامی و...)، متأسفانه خاطرات و تحلیل‌های روشنگر از این فعالیت‌های تأثیرگذار در
دهه 1360 و حتی پس از آن، کمتر تولید شده و در دسترس قرار گرفته است.
 

زن و خانواده در دهه 1360

حوزه زن و خانواده در دهه 1360 نیز، از سرفصل‌هایی است که کمتر بدان پرداخته شده است و ابعاد مختلف حضور و نقش‌آفرینی زنان در این برهه از تاریخ نظام اسلامی، به درستی مورد ثبت و بازنمایی قرار نگرفته است. اگرچه در سال‌های اخیر، تلاش‌هایی صورت گرفته تا بخشی از این غفلت تاریخی جبران شود، ولی باز هم عرصه‌های متکثر بیشتری بوده است که همچنان مورد توجه قرار ندارد.
گذشته از این، به یُمن پیروزی انقلاب اسلامی و گشوده شدن فضای باز برای حضور علمی، اجتماعی و آموزشی بانوان و حذف و تعطیلی مراکز فساد، زنان بسیاری در عرصه‌های آموزشی و علمی حاضر شدند و خانواده‌های ایرانی نیز با اطمینان خاطر از سلامت محیط اجتماعی، دختران خود را به ارتقای سطوح تحصیلاتی‌شان تشویق کردند و در مجموع، شاهد حضور بی‌سابقه دختران و بانوان در فضای دانشگاهی بوده‌ایم. در این میان، حتی برخی دانشگاه‌ها و دانشکده‌های اختصاصی بانوان هم شکل گرفت تا آرامش بیشتری برای تحصیلات عالیه دختران ایران اسلامی رقم بخورد و خانواده‌ها کمترین نگرانی‌ها را در زمینه اختلاط‌ها داشته باشند. از سوی دیگر درب‌های حوزه‌های علمیه نیز، بیش از گذشته به روی زنان و دختران گشوده شد. اگرچه پیش از این در برخی شهرها، ولی با محدودیت بسیار، فضاهای مختصر و مقدماتی بسیار محدودی برای آموزش علوم اسلامی برای بانوان ایجاد شده بود (از جمله در قم، مشهد و شاید تهران)، ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این فضاها بسیار گسترش یافت که نمونه‌های برجسته آنها، جامعه ‌الزهرا(س) در قم و مـکتب نرجس مشهد (با مدیریت زنده‌یاد بانو طاهایی) است. هم‌اکنون تعداد این مدارس علمیه، به بیش از پانصد مدرسه و مرکز آموزش علوم اسلامی در سراسر کشور رسیده است، که غالبا خانواده همسر، دختران، عروسان و دیگر وابستگان برخی علما در شهرستان‌ها، نقش مهمی در شکل‌گیری آنها داشتند.
 
نمایی از راه‌پیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در خیابان آزادی تهران (سال 1367)
نمایی از راه‌پیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در خیابان آزادی تهران (سال 1367)
 

پرونده‌های قضایی و امنیتی در دهه 1360

پرونده‌های قضایی و امنیتی در دهه 1360 نیز، خود سرفصلی جالب و در خورِ توجه می‌نماید و می‌توان ده‌ها فیلم، سریال و مستند درباره آنها ساخت. رسیدگی‌های قضایی در حوزه مقابله با گروهک‌ها و ترورهای آنها و نیز مفسدین اقتصادی و اخلاقی و همچنین نقش حاکمان شاخصِ شرع در دهه 1360 و وضعیت دادگاه‌ها و دادگاه ویژه روحانیت، همچنان جای بازپژوهی دارد؛ برای نمونه شخصیت‌های برجسته‌ای مانند: آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در آمل، آیت‌الله محمد مومن قمی در قم، آیت‌الله سیدعلی شفیعی در اهواز و... حاکم شرع بوده‌اند، که متأسفانه با کم‌کاری دستگاه قضایی در عرصه ضبط خاطرات و تجربه‌نگاری قضات و مسئولانش، این تجربیات ارزشمند و روایت‌های شنیدنی، ماندگار نشده و در حافظه تاریخی ملت ایران و انقلاب اسلامی به شکل بایسته جای نگرفته است. این سهل‌انگاریِ تاریخ‌نگاران و دستگاه‌های قضایی و امنیتی در ثبت دقیق و مستند حوادث و پرونده‌های مربوطه، زمینه‌ساز سوءاستفاده‌هایی از عدم آگاهی عمومی درباره آنها شده است.
 
شوربختانه اطلاعات و منابع معدودی درباره فعالیت‌ها و وضعیت «اقلیت‌های دینی، مذهبی و فرقه‌هاقلیت‌های مذهبی و فرقه‌ها در دهه 1360ا در دهه 1360» وجود دارد؛ اینکه غالبا نمی‌دانیم اهل سنت، یهودیان، ارامنه، آشوریان و زرتشتیان و... در دهه 1360، در چه وضعیتی بودند و در حوادث مهم این دهه، از جمله ترورها، رویکردهای تجزیه‌طلبانه، جنگ تحمیلی با عراق و...، چه واکنش‌هایی داشتند و نیروهای انقلابی در شهرها و مناطق محل سکونت آنها، چه اقداماتی انجام دادند.
 

فرهنگ مکتوب در دهه 1360

وضعیت فرهنگ مکتوب در دهه 1360، از دیگر سرفصل‌های مهم و راهبردیِ این دوره قلمداد می‌شود. منظور از فرهنگ مکتوب، شرایط ناشران، مجلات و روزنامه‌های مهم این دوره است. در دهه 1360 انتشارات «کیهان» و انتشارات «اطلاعات» (وابسته به روزنامه‌های کیهان و اطلاعات)، «دفتر نشر فرهنگ اسلامی»، انتشارات «حکمت»، انتشارات «صدرا» (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار شهید مطهری)، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، «شرکت سهامی انتشار»، انتشارات «سروش» (وابسته به سازمان صداوسیما) و... از جمله ناشران فعال و پُرکار بودند. در آن دوره روزنامه‌هایی مانند: «کیهان»، «اطلاعات»، «جمهوری اسلامی» و در اواسط این دهه روزنامه «رسالت» هم منتشر می‌شدند. البته در سه، چهار سال اولیه انقلاب، تعداد روزنامه‌ها بسیار بیشتر بود و با تیراژ زیادی نیز نشر می‌یافت. مجلاتی نیز مانند: «کیهان فرهنگی» و بعدها «کیهان اندیشه»، «حوزه»، «امید انقلاب»، «پیام انقلاب»، «سروش»، «سروش کودکان و نوجوان»، «کیهان بچه‌ها»، «اطلاعات هفتگی» و «اطلاعات جوانان» و... در این دوره بازاری گرم داشتند.
 

کلام آخر

در خصوص حوادث دهه 1360، تا حدودی به نقش‌های مُخرّب و خائنانه سازمان موسوم به «مجاهدین خلق» (منافقین)، گروهک‌های چپ، لیبرال و به‌ویژه «جبهه ملی» و«نهضت آزادی ایران» و دیگر جریانات غرب‌گرا پرداخته شده است، ولی به نظر می‌رسد که این مقولات همچنان نیز جای کار دارد و ابعاد ناگفته‌ای از نقش‌آفرینی‌ها، خیانت‌های این جریانات به‌ویژه نفوذی‌ها و همسویان و همفکرانشان در عرصه حکمرانی را می‌توان بیان کرد. «کارگزاران دهه 1360» و سیر تحولات فکری و مدیریتی آنها در سال‌های بعد نیز، سرفصلی جذّاب و مفید است.
  https://iichs.ir/vdcauonu.49niu15kk4.html
iichs.ir/vdcauonu.49niu15kk4.html
نام شما
آدرس ايميل شما