نگاهی تطبیقی به شعارهای انقلاب‌ مشروطه و انقلاب اسلامی؛

فریاد خیابان‌ها؛ تمایز گفتمانی در دو انقلاب اخیر ایران

انقلاب‌ها تنها تغییر در ساختار قدرت نیستند، بلکه بازتابی از تغییر در تفکر و هویت یک ملت‌اند. در تاریخ معاصر ایران، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، هر دو با هدف رهایی از استبداد و نفوذ بیگانگان آغاز شدند، اما در مبانی، رهبری و افق فکری تفاوت‌های بنیادینی داشتند. این تفاوت‌ها را می‌توان به‌وضوح در «شعارها» یافت؛ از فریاد «عدالت‌خانه» در عصر قاجار تا طنین «استقلال و آزادی» در سال ۱۳۵۷. در این نوشتار، با بررسی تطبیقی شعارهای این دو انقلاب، به دنبال درک تمایز گفتمانی و ریشه‌های ایدئولوژیک این دو جنبش بزرگ هستیم تا دریابیم چرا یکی از آنها به ثباتی موقت رسید و دیگری به یک نظام پایدار تبدیل شد
فریاد خیابان‌ها؛ تمایز گفتمانی در دو انقلاب اخیر ایران
  

از عدالت‌خانه تا جمهوری اسلامی؛ تحلیل تطبیقی شعارها و آرمان‌های دو انقلاب بزرگ ایران

 
 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ انقلاب‌ها فصل تازه‌ای در تاریخ ملت‌ها هستند. در تاریخ معاصر ایران، دو انقلاب بزرگ، یعنی انقلاب مشروطه (۱۲۸۵-۱۲۸۹) و انقلاب اسلامی (۱۳۵۷)، رخ داده که هر یک به‌گونه‌ای سرنوشت کشور را دگرگون کرده است. یکی از واضح‌ترین جلوه‌های هویت هر انقلاب، شعارهای مردمی است که در متن خیابان‌ها و کوچه‌ها متولد می‌شود. شعارها نه تنها نشان‌دهنده مطالبات فوری مردم است، بلکه افق فکری و آرمان‌های بلندمدت انقلاب را نیز ترسیم می‌کند. مقایسه شعارهای این دو انقلاب و تفاوت در مبانی، رهبری و اهداف، ما را به درکی عمیق از «تمایز گفتمانی» مشروطه و اسلامی رهنمون می‌سازد. در این نوشتار، نخست به شعارهای محوری هر انقلاب می‌پردازیم و سپس تفاوت‌های بنیادین آنها را تبیین می‌کنیم.
 

انقلاب مشروطه؛ قیام برای قانون و عدالت

انقلاب مشروطه در واکنش به استبداد دیرینه (از صفویه تا قاجار) و نفوذ فزاینده بیگانگانی نظیر روسیه و انگلستان شکل گرفت. شعارهای این دوره عمدتا ریشه در مفاهیمی مانند عدالتخانه، قانون و محدودیت قدرت شاه داشت. از مهم‌ترین این شعارها، «عدالت مظفرالدین‌شاهی» یا همان «عدالت‌خانه» بود؛ مردمی که از ظلم حکام محلی به ستوه آمده بودند، خواهان تشکیل نهادی مستقل برای رسیدگی به بی‌عدالتی‌ها شدند.[1] این شعار در آغاز فاقد یک چهارچوب ایدئولوژیک منسجم بود و بیشتر جنبه «عدالت انتزاعی» داشت. پس از پیروزی اولیه مشروطه، شعار «زنده‌باد مشروطه» و «مشروطه‌خواهی» به نماد اصلی تبدیل گردید. در این دوره فحوای فریاد مردم چنین بود که مشروطه یعنی دادگستری. همچنین در برابر استبداد صغیر محمدعلی‌شاهی، شعار «مرگ بر استبداد» طنین‌انداز شد که در آن شخص شاه یا نظام استبدادی عامل اصلی فساد معرفی می‌گردید.[2]
 

از تحریم تنباکو تا شکل‌گیری نهضت مشروطه

پیش‌زمینه انقلاب مشروطه را تحریم تنباکو و اعتراضات مردمی علیه امتیازنامه انحصاری تنباکو به شرکت انگلیسی «رژی» تشکیل می‌داد. این نهضت، که با فتوای میرزای شیرازی به اوج رسید، نخستین حرکت سراسری و هماهنگ مردم ایران علیه نفوذ سیاسی ـ اقتصادی بیگانگان بود. مردم با ترک مصرف تنباکو و بستن
بازارها، توانستند حکومت قاجار را به لغو امتیازنامه مجبور کنند. این موفقیت، زمینه‌های فکری و سازمانی لازم برای شکل‌گیری جنبش مشروطه را فراهم ساخت و به مردم نشان داد که می‌توانند در برابر استبداد داخلی و نفوذ خارجی پیروز شوند.[3]
 



قیام تنباکو، نخستین ایستادگی در برابر شاه

 



جنبشی که نقطه عطف حیات سیاسی ایران به‌شمار می‌آید

 



عصر قاجار و چرایی قیام تنباکو

 



علما چگونه مانع تسلط استعمار بر یکی از منابع مهم مالی کشور شدند؟

 
 

تحلیل شعارهای مشروطه: قانون‌گرایی و ضد استبداد

تحلیل محتوایی شعارهای مشروطه نشان می‌دهد که این شعارها عمدتا قانون‌گرا و ضداستبدادی بودند[4] و بر حقوق عرفی و قانون‌مداری تأکید می‌کردند. ترکیب رهبری انقلاب مشروطه نیز متشکل از سه گروه اصلی بود که روشنفکران غرب‌زده (که به دنبال الگوبرداری از پارلمان اروپایی بودند)، بازاریان سنتی (که بیشتر دغدغه اقتصادی و مالیاتی داشتند) و برخی علمای تأثیرگذار مانند آیات سیدمحمد طباطبائی و سیدعبدالله بهبهانی را شامل می‌شد.[5] این سه رکن هرچند در مرحله مبارزه با استبداد و بیگانگان هم‌صدا بودند، پس از پیروزی اولیه به‌تدریج از هم جدا شدند. این گسست بعدها به تضعیف روند مشروطه و در نهایت کودتای رضاخانی انجامید. بنابراین می‌توان گفت شعارهای مشروطه به‌رغم جذابیت اولیه، به دلیل نداشتن پشتوانه ایدئولوژیک عمیق و وحدت رویه میان رهبران، نتوانستند یک گفتمان پایدار و همگن ایجاد کنند.
 

انقلاب اسلامی؛ تحولی ایدئولوژیک و دینی

انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ با رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رسید. شعارهای این انقلاب از ابتدا تا انتها رنگ‌وبویی دینی، ایدئولوژیک و برگرفته از متن قرآن و نهضت عاشورا داشت. مهم‌ترین و جامع‌ترین شعاری که در تمام تظاهرات تکرار می‌شد «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود؛ «استقلال» به معنای نفی سلطه غرب و شرق، «آزادی» به مفهوم رهایی از استبداد داخلی و تحمیل خارجی، و «جمهوری اسلامی» به عنوان الگوی حکومتی مورد نظر مردم بود.[6] در مقابل شعار «زنده‌باد شاه» رژیم پهلوی، شعار «مرگ بر شاه» طنین‌انداز شد که شخص شاه را نماد فساد، وابستگی به بیگانگان و استبداد معرفی می‌کرد. پس از پیروزی انقلاب و به‌ویژه پس از تسخیر لانه جاسوسی، شعار «مرگ بر آمریکا» به نماد اصلی استکبارستیزی تبدیل شد؛ شعاری که در انقلاب مشروطه سابقه نداشت؛ زیرا در آن زمان آمریکا هنوز کارکرد امپریالیستی در ایران پیدا نکرده بود.[7] شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»
نیز بیانگر استقلال کامل ایران از هر دو بلوک سرمایه‌داری و کمونیسم بود و نشان می‌داد که انقلاب اسلامی خواهان وابستگی به هیچ یک از قطب‌های قدرت جهانی نیست.
 
همچنین شعارهای مذهبی محض مانند «الله‌اکبر»، که شب‌ها از پشت بام‌ها سر داده می‌شد، «هیهات من الذله»، «یا حسین، یا خمینی» و «خمینی، امام ماست» از جمله رایج‌ترین فریادهای مردمی به‌شمار می‌آمد. تحلیل محتوایی این شعارها نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی مستقیما از متن آیات قرآن، تاسوعا و عاشورای حسینی الهام گرفته بود؛ برخلاف مشروطه که شعار «قانون» داشت، اینجا شعار «جمهوری اسلامی» بود. امام خمینی به عنوان یک مرجع تقلید و رهبر کاریزماتیک، تمام این شعارها را در چهارچوب «اسلام ناب محمدی» تعریف و تفسیر می‌کرد.[8] در گفتمان انقلاب اسلامی، حاکمیت از آن خدا و فقیه جامع‌الشرایط (ولی فقیه) دانسته می‌شد و این تفاوت بنیادین انقلاب اسلامی با مشروطه بود که در آن حاکمیت ملی و قانون اساسی عرفی مبنا قرار داشت. به این ترتیب، شعارهای انقلاب اسلامی نه تنها یک حرکت سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی و الهی تلقی می‌شد که ریشه در عمیق‌ترین باورهای دینی مردم داشت.
 

تفاوت بنیادین میان شعارهای مشروطه و انقلاب اسلامی

با مقایسه شعارهای دو انقلاب، پنج تفاوت اساسی آشکار می‌شود: نخستین تفاوت در منبع شعارها بود؛ در مشروطه منبع شعارها ترکیبی متناقض از روشنفکری غربی و فقه سنتی بود، اما در انقلاب اسلامی شعارها مستقیما از قرآن، حدیث، عاشورا و نظریه ولایت فقیه سرچشمه می‌گرفت؛ دومین تفاوت در نقطه مقابل (دشمن) دیده می‌شد؛ مشروطه‌خواهان عمدتا استبداد شاه و نفوذ روسیه و انگلیس را هدف می‌گرفتند، درحالی‌که انقلاب اسلامی شاه، آمریکا، اسرائیل و استکبار جهانی را نشانه رفت؛[9] سومین تفاوت در تعریف نظام مطلوب بود؛ مشروطه‌خواهان به دنبال «مشروطه سلطنتی» (قانون اساسی، مجلس و سلطنت محدود) بودند، اما انقلابیون «جمهوری اسلامی» (حاکمیت فقیه) را طلب می‌کردند.[10] چهارمین تفاوت را در جایگاه روحانیت می‌توان مشاهده کرد؛ در مشروطه، روحانیان ابزار بسیج‌کننده به‌شمار می‌آمدند و پس از پیروزی کنار رفتند، اما در انقلاب اسلامی روحانیان سکان رهبری و هدایت فکری را تا پیروزی انقلاب و پس از آن برعهده داشتند. پنجمین ویژگی را در گستره شعارها باید دید؛ شعارهای مشروطه درون‌مرزی و ملی بودند، اما شعارهای انقلاب اسلامی فراملی و امت‌محور به‌شمار می‌آمدند. و درنهایت شعارهای مشروطه به دلیل نداشتن ایدئولوژی منسجم پس از پیروزی رنگ باختند، اما شعارهای انقلاب اسلامی تا چهار دهه بعد همچنان زنده و پویا هستند.[11]
 

نتیجه‌گیری

شعارهای مشروطه بیانگر
نخستین بیداری ایرانیان برای قانون و محدودیت قدرت مطلقه بودند، اما به دلیل نداشتن پشتوانه ایدئولوژیک عمیق و وابستگی به روشنفکران غرب‌دیده، نتوانستند همبستگی اجتماعی را حفظ کنند و سرانجام به کودتای رضاخانی انجامیدند. در مقابل، شعارهای انقلاب اسلامی از جهان‌بینی توحیدی و تکلیف شرعی سرچشمه می‌گرفتند و امام خمینی آن را در چهارچوب مبارزه با طاغوت تعریف کردند. شعار «جمهوری اسلامی» توانست سه عنصر مردم‌سالاری دینی، استقلال و عدالت اجتماعی را هم‌زمان پوشش دهد. نکته شایان توجه این است که هر دو انقلاب شعار «عدالت» و «آزادی» داشتند، اما معنای این مفاهیم متفاوت بود. در مشروطه، آزادی به معنای آزادی‌های غربی (مانند آزادی پوشش و مطبوعات) و عدالت به معنای دادرسی عادلانه بود، اما در انقلاب اسلامی، آزادی به معنای «رهایی از بندگی غیرخدا» و عدالت به معنای «توزیع عادلانه ثروت بر اساس موازین شرع» تفسیر می‌شد. به عبارت ساده، مشروطه‌خواهان به دنبال «تغییر در ساختار قدرت» در چهارچوب غربی بودند، اما انقلاب اسلامی خواهان «تغییر در تمام ارکان زیست فردی و اجتماعی» بر اساس بازگشت به خویشتن دینی بود. همین تفاوت بنیادین باعث شد شعارهای انقلاب اسلامی ماندگارتر، توفنده‌تر و تأثیرگذارتر از شعارهای مشروطه باشند.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. رسول جعفریان، درک شهری از مشروطه: مقایسه حوزه مشروطه‌خواهی اصفهان و تبریز، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1385، صص 10-18.
[2]. علیرضا ملایی‌توانی، مشروطه و جمهوری: ریشه‌های نابسامانی نظم دموکراتیک در ایران 1305 1284، تهران، گستره، 1383، صص 17-30.
[3]. مجید ملکان، یک فتوا، یک اراده، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1390، صص 10-18.
[4]. حسین آبادیان، ایران از سقوط مشروطه تا کودتای سوم اسفند، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1385، صص 200-231.
[5]. سعید برزین، زندگی‌نامه سیاسی مهندس مهدی بازرگان، تهران، مرکز، چ چهارم، 1395، صص 158-159.
[6]. محمدحسین پناهی، «بررسی زمینه‌ها و اهداف انقلاب اسلامی بر اساس شعارهای انقلاب»، فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، ش 11-12 (1379)، صص 9-15.
[7]. محمدحسین پناهی، «شعارهای انقلاب اسلامی»، فصلنامه پژوهشی اندیشه انقلاب اسلامی، ش 4 (زمستان 1381)، صص 215-217.
[8]. محمدحسین پناهی، جامعه‌شناسی شعارهای انقلاب اسلامی ایران، تهران، علم، 1392، صص 300-311.
[9]. منصور بنکداریان، بریتانیا و انقلاب مشروطه ایران (1911-1906) سیاست خارجی، امپریالیسم، و اپوزیسیون، ترجمه کاظم فیروزمند، تهران، نامک، 1399، صص 7-20.
[10]. مرضیه بیگی‌زاده، تحول جایگاه نظارت فقها بر مصوبات مجلس از مشروطه تا تاسیس شورای نگهبان، تهران، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی(وابسته به م. ت. ن آثار امام خمینی(ره))، 1402، صص 1-3.
[11]. محمدرضا جوادی‌یگانه و علی راغب، تهی شدن از مشروطه: نسبت انقلاب اسلامی با مشروطیت، تهران، علمی، 1404، صص 10-25.
 
https://iichs.ir/vdcgt79x.ak93u4prra.html
iichs.ir/vdcgt79x.ak93u4prra.html
نام شما
آدرس ايميل شما