بررسی سیره مبارزاتی و اندیشگی یکی از ارکان تأثیرگذار در نهضت اسلامی؛

آیت‌الله سیدحسن طباطبائی قمی؛ تداوم مقاومت دینی از رضاخان تا انقلاب اسلامی

داستان مبارزات آیت‌الله سیدحسن قمی، تنها روایت یک زندگی نیست، بلکه تاریخچه مقاومت چندنسلی یک خانواده در برابر استبداد است. از نجف و درس‌های سخت پدر در برابر رضاخان تا تبعید در خاش و بازگشت پیروزمندانه در سال 13۵۷؛ در این مقاله به بررسی سیره مبارزاتی و اندیشگی یکی از ارکان تأثیرگذار در نهضت اسلامی می‌پردازیم
آیت‌الله سیدحسن طباطبائی قمی؛ تداوم مقاومت دینی از رضاخان تا انقلاب اسلامی
 

آیت‌الله سیدحسن طباطبائی قمی؛ تداوم مقاومت دینی از رضاخان تا انقلاب اسلامی

 
 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ سیدحسن طباطبائی قمی، نمادی از تداوم مبارزه دینی و اجتماعی علیه استبداد در تاریخ معاصر ایران است. نگرش و عمل او را نمی‌توان جدا از بستر خانوادگی و به‌ویژه نقش پدرش، آیت‌الله سیدحسین قمی، در مقاومت در برابر سیاست‌های ضدمذهبی حکومت پهلوی اول و دوم فهمید. این نوشتار با بررسی زندگی و مبارزات ایشان، تلاش می‌کند تا ابعاد این مقاومت چندنسلی را روشن سازد.
 

میراث مبارزاتی؛ ریشه‌های مقاومت در خانواده قمی

سیدحسن قمی در سال ۱۲۹۸ در شهر نجف، در خاندانی روحانی و اهل مبارزه متولد شد.[1] پدرش، آیت‌الله سیدحسین قمی، از علمای سرشناس قم و مخالفان سرسخت سیاست‌های غربی‌سازی رضاخان بود. در دورانی که رضاخان با اجرای طرح‌هایی مانند کشف حجاب و تضعیف نهادهای دینی، هویت اسلامی جامعه را نشانه رفته بود، آیت‌الله سیدحسین قمی در صف مقدم اعتراضات قرار داشت. او با سخنرانی‌های آتشین و صدور اعلامیه‌های اعتراضی، تلاش کرد تا مانع از اجرای این سیاست‌ها شود.[2]
 
این مقاومت، هزینه‌های سنگینی برای خانواده قمی به همراه داشت و آیت‌الله سیدحسین قمی بارها تحت فشار، تهدید و محدود شد. این فضای استقامت، نخستین درس‌های عملی سیدحسن قمی در مقاومت در برابر ظلم بود. او از کودکی شاهد تلاش‌های پدر برای حفظ شعائر اسلامی بود و این تجربیات، عمیقا در شخصیت و نگرش آینده او تأثیر گذاشت.
 
آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبایی قمی در کنار پدرش آیت‌الله حاج‌آقا حسین طباطبایی قمی
آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبایی قمی در کنار پدرش آیت‌الله حاج‌آقا حسین طباطبایی قمی
 

تداوم مبارزه در دوره پهلوی دوم و تقابل با استبداد

سیدحسن قمی با الهام از پدر، مسیر مبارزه را در عصر پهلوی دوم ادامه داد. او که در حوزه علمیه قم تحصیل کرده و از شاگردان بنام آیت‌الله بروجردی و امام خمینی(ره) بود، همواره مواضع صریحی در برابر سیاست‌های حکومت داشت.
 
یکی از نخستین مواضع برجسته او، مخالفت صریح و علنی با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱ بود؛ لایحه‌ای که با هدف کاهش نفوذ مذهب در قانون‌گذاری پیش می‌رفت. او همراه دیگر علما، مردم را به مقاومت فراخواند. این کنش سیاسی، در واقع تداوم همان خط مبارزه‌ای بود که پدرش سال‌ها پیش در برابر رضاخان در پیش گرفته بود.[3]
 
در سال‌های بعد، ایشان در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نیز از حامیان فعال نهضت امام خمینی(ره) بود. آیت‌الله سیدحسن قمی پس از سخنرانی در مسجد گوهرشاد مشهد دستگیر و همراه امام خمینی در تهران زندانی شد. پس از آزادی، وی فعالیت‌های روشنگرانه خود را در قم و مشهد ادامه داد.
 
قاطعیت در مواجهه با استبداد در سیره ایشان مشهود بود؛ به‌طوری که در سال ۱۳۴۶ در سخنرانی‌ای خطاب به شاه فرمود: «لازم است در ماه محرم و سفر که به اطراف مسافرت می‌کنید، حقایق را به مردم بگویید و ترس نداشته باشید... کسانی که از شما بیشتر قدرت داشتند نابود شدند، خدا شما را هم نابود خواهد کرد». این سخنرانی جسورانه، به تبعید این مجاهد مبارز به شهر خاش منجر شد.[4]
 

بازگشت از تبعید و پیروزی انقلاب اسلامی

حادثه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ یکی از مقاطع سرنوشت‌ساز انقلاب اسلامی بود که در مشهد با فعالیت مؤثر آیت‌الله سیدحسن قمی معنا و عمق بیشتری یافت. هم‌زمانی این واقعه با بازگشت ایشان از تبعید سیزده ساله، موجب تشدید تظاهرات و اعتصابات مردمی شد و بار دیگر بیت وی به کانون مبارزات انقلابی تبدیل گشت. کشتار مردم در تهران و مشهد، با واکنش قاطع روحانیت مشهد به رهبری آیات سیدعبدالله شیرازی و سیدحسن قمی، در قالب اعلام عزای عمومی و تأکید بر ادامه مبارزه تا سرنگونی رژیم پهلوی همراه شد.[5]
 
آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبائی قمی پس از بازگشت از تبعید در شهر مشهد (سال 1357)
آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبائی قمی پس از بازگشت از تبعید در شهر مشهد (سال 1357)
 

دوران تثبیت جمهوری اسلامی و پیوند با امام(ره)

پس از پیروزی انقلاب، پیوند فکری و سیاسی ایشان با امام خمینی(ره) تداوم یافت. در سال ۱۳۵۸، آیت‌الله قمی طی تلگرافی از سخنرانی امام خمینی تقدیر کرد و آن را «بسیار بجا و مؤثر» دانست و خواستار تداوم این تذکرات برای جلوگیری از انحراف نهضت و مقابله با مفسده‌جویان شد.[6] امام خمینی(ره) در پاسخ به این پیام، بر ضرورت همگرایی علما و نیروهای انقلابی تأکید کردند و نوشتند: «لزوم وحدت کلمه در این موقع که جنایتکاران به دسیسه و توطئه علیه اسلام و جمهوری اسلامی پرداخته‌اند از اهمّ وظایف است».[7] این مکاتبات نشان‌دهنده استمرار رابطه‌ای مبتنی بر وحدت کلمه، دفاع از اسلام و پاسداری از مسیر نهضت  است؛ رابطه‌ای که ریشه در مبارزات پیش از انقلاب داشت و در مقطع تثبیت جمهوری اسلامی نیز معنا و اهمیت خود را حفظ کرد.
 
آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبائی قمی پس از عیادت از امام خمینی. در تصویر حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی دیده می‌شود (بیمارستان قلب تهران؛ سال 1358)
آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبائی قمی پس از عیادت از امام خمینی. در تصویر حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی دیده می‌شود (بیمارستان قلب تهران؛ سال 1358)
 

تحلیل اندیشگی؛ تلفیق دین و سیاست در سیره آیت‌الله قمی

نگرش سیدحسن قمی را می‌توان تلفیقی آگاهانه از دین و سیاست دانست. به باور او، روحانیت نمی‌تواند در برابر ظلم و سیاست‌های ضدمردمی سکوت کند. او استبداد پهلوی را ادامه همان مسیری می‌دانست که رضاخان برای حذف دین از صحنه اجتماع و تبدیل ایران به کشوری وابسته و غیراسلامی آغاز کرده بود. از این رو، مبارزه او نه تنها یک انتخاب شخصی، که یک وظیفه شرعی و اجتماعی بود. این نگاه، دقیقا همان نگاهی بود که پدرش در مبارزه با رضاخان داشت که مقاومت در برابر هرگونه تلاش برای جداکردن دین از حکومت و زندگی اجتماعی را برجسته می‌کرد.[8]
 
سیدحسن قمی بر این باور بود که اسلام، دینی جامع و همه‌جانبه است و به تمامی شئون زندگی بشر از جمله حکومت و سیاست نظر دارد. بنابراین، روحانیت به عنوان حافظان و مبلغان این دین، مسئولیت دارند در برابر انحرافات حکومتی ایستادگی کنند. این اندیشه، او را به یکی از پیروان وفادار خط فکری امام خمینی(ره) تبدیل کرد که احیای حکومت اسلامی را هدف مبارزات خود قرار داده بود.[9]
 

مبارزه در عرصه عمومی و فعالیت‌های فرهنگی

سیدحسن قمی مبارزه را تنها در عرصه سیاسی محدود نکرد؛ او با تأسیس و حمایت از مدارس دینی، پشتیبانی از طلاب نیازمند، شرکت در جلسات و سخنرانی‌های عمومی و نگارش مقالات در نشریات مذهبی، تلاش گسترده‌ای برای بیداری افکار عمومی و مقابله با تبلیغات حکومت انجام داد. او همچنین در ایجاد شبکه‌های ارتباطی میان روحانیون و مردم سهم مؤثری داشت و از این طریق، پیام نهضت اسلامی را در سطح جامعه گسترش داد.[10]
 
این فعالیت‌ها، ادامه همان مسیری بود که پدرش با روشنگری و آگاهی‌بخشی عمومی در برابر رضاخان آغاز کرده بود. سیدحسن قمی معتقد بود که مبارزه فرهنگی، بنیادی‌تر و پایدارتر از مبارزه صرفا سیاسی است؛ زیرا می‌تواند باورها و ارزش‌های اصیل اسلامی را در نسل‌های مختلف زنده نگه دارد. در آستانه انقلاب اسلامی، سیدحسن قمی به عنوان یکی از چهره‌های مورد اعتماد مردم و روحانیت، در سازمان‌دهی تظاهرات و انتشار اعلامیه‌های انقلابی مشارکت فعال داشت.
 
او پس از پیروزی انقلاب، اگرچه به دلیل کهولت سن کمتر در عرصه سیاسی حضور داشت، اما همواره به عنوان مرجعی اخلاقی و فکری در کانون توجه بود و سهم چشمگیری در تربیت شاگردانی داشت که بعدها در نظام جمهوری اسلامی مسئولیت‌های مهمی بر عهده گرفتند. ایشان در نهایت در سال ۱۳۸۶ دار فانی را وداع گفت.

آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبائی قمی در کتابخانه منزل شخصی (مشهد؛ دهه 1380)
آیت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبائی قمی در کتابخانه منزل شخصی (مشهد؛ دهه 1380)

فشرده سخن

سیدحسن قمی، به عنوان یکی از چهره‌های مقاومت در دوره پهلوی دوم، ادامه‌دهنده مستقیم مسیر مبارزاتی پدرش، آیت‌الله سیدحسین قمی در برابر رضاخان بود. نگرش او که بر پایه تلفیق دین و سیاست، مخالفت با استبداد و دفاع از هویت اسلامی بنا شده بود، ریشه در آموزش‌ها و تجربیات خانوادگی داشت. مبارزات او نشان می‌دهد که مقاومت در برابر سیاست‌های ضددینی و استبدادی حکومت پهلوی، جریانی مستمر و چندنسلی بود که از دوره رضاخان تا انقلاب اسلامی ادامه یافت. بررسی زندگی و اندیشه سیدحسن قمی، نه تنها بخشی از تاریخ مبارزات روحانیت شیعه را روشن می‌کند، که بر اهمیت تأثیر خانواده و پیشینه مبارزاتی در شکل‌گیری شخصیت‌های انقلابی تأکید دارد. میراث او، یادآور مسئولیت دینی و اجتماعی علما در قبال جامعه و تاریخ است.
 
  
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک: ناگفته‌ها، ج 9، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1387، ص 17.
[2]. همان‌جا.
[3]. غلامرضا جلالی، مشهد در بامداد نهضت امام خمینی(ره)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379، صص 141-144.
[4]. اکبر گنجی، بود و نمود خمینی، تهران، انتشارات گردون، بی‌تا، ص 168.
[5]. حسین شمس‌آبادی، «بررسی قیام 17 شهریور در مشهد»، فصلنامه 15 خرداد، ش 20 (1388)، صص 370-375.
[6]. رسول جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی ـ سیاسی ایران: از روی کارآمدن محمدرضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی (13201357)، تهران، نشر علم، چ دوم، 1393، صص 315-320.
[7]. روح‌الله خمینی، صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی (س): بیانات، پیام‌ها، مصاحبه‌ها، احکام، اجازات شرعی و نامه‌ها (فروردین 1358خرداد 1358)، ج 7، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چ چهارم، 1385، ص 526.
[8]. محمود فاضلی بیرجندی، از مهدی بازرگان تا حسن روحانی: کابینه‌ها در جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات پایان، 1393، ص 72.
[9]. غلامرضا جلالی، مشهد در بامداد نهضت امام خمینی(ره)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379، صص 244-249.
[10]. مرکز بررسی اسناد تاریخی، یاران امام به روایت اسناد ساواک (کتاب بیست و هفتم)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، صص 417-418.
 
https://iichs.ir/vdccx4qi.2bqem8laa2.html
iichs.ir/vdccx4qi.2bqem8laa2.html
نام شما
آدرس ايميل شما