نقش پیشرو دانش‌آموزان در سقوط رژیم پهلوی؛

از اعتصابات مهر تا حماسه سیزدهم آبان

انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ تنها یک تحول سیاسی نبود، بلکه حاصل هم‌افزایی تمامی قشرهای جامعه بود. در این میان، دانش‌آموزان به‌عنوان نیرویی جوان و پرانرژی، با الهام از اندیشه‌های امام خمینی(ره) و روشنفکرانی چون علی شریعتی، مدارس را به کانون‌های مبارزه تبدیل کردند. از شعارهای «ارتش برادر ماست» تا تظاهرات خونین سیزدهم آبان، حضور محصلان نه تنها لرزه بر اندام رژیم پهلوی انداخت، بلکه باعث سقوط دولت شریف‌امامی و تسریع در پیروزی انقلاب شد. در این نوشتار، به بررسی سندی و تحلیلیِ نقش محصلان در انقلاب می‌پردازیم
از اعتصابات مهر تا حماسه سیزدهم آبان
 

از اعتصابات مهر تا حماسه سیزدهم آبان؛ نقش پیشرو دانش‌آموزان در سقوط رژیم پهلوی

 
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی و اجتماعی قرن بیستم بود که با مشارکت گسترده اقشار مختلف جامعه، از جمله دانش‌آموزان، به پیروزی رسید. دانش‌آموزان به‌عنوان یکی از گروه‌های فعال و تأثیرگذار در این انقلاب، کمک مهمی به پیشبرد مبارزات ضد رژیم پهلوی کردند. این نوشتار به بررسی مبارزات سیاسی دانش‌آموزان در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، و  حضور آنان در راه‌پیمایی‌ها، و تأثیر سیزدهم آبان بر تضعیف و سقوط رژیم محمدرضا پهلوی اختصاص یافته است.
 

خیزش انقلابی؛ بازگشایی مدارس در مهر ۱۳۵۷ و تبدیل شدن به کانون اعتراض

با شروع سال تحصیلی در مهر ۱۳۵۷، مدارس و دانشگاه‌ها به کانون‌های اصلی اعتراض علیه رژیم پهلوی بدل گشتند. دانش‌آموزان، به‌ویژه در شهرهای بزرگی مانند تهران، با بازگشایی مدارس به شکلی گسترده وارد صحنه مبارزات سیاسی شدند. این دوره مصادف بود با بازتر شدن فضای سیاسی به دلیل فشارهای بین‌المللی بر رژیم پهلوی برای رعایت حقوق بشر، که به‌ سهم خود به افزایش اعتراضات خیابانی کمک کرد. دانش‌آموزان به‌عنوان قشری جوان، پرانرژی و تأثیرپذیر از ایدئولوژی‌های انقلابی، به‌ویژه تفکرات اسلامی و انقلابی امام خمینی و روشنفکرانی مانند علی شریعتی، سهم مهمی در گسترش اعتراضات داشتند. شریعتی با ارائه تفسیری سیاسی و انقلابی از تشیع، به‌ویژه در میان دانش‌آموزان و دانشجویان، تأثیر عمیقی بر اذهان گذاشت و آنها را به مبارزه علیه رژیم پهلوی ترغیب کرد. اما محوریت رهبری امام خمینی(ره) و پیام تأثیرگذار ایشان به مناسبت آغاز سال تحصیلی در تاریخ 16 مهرماه 1357، مرحله جدیدی از وحدت و انقلاب را به نمایش گذاشت. امام به محصلان و دانشجویان می‌فرمایند: «هان ای عزیران من! در محیط مدارس، دانشگاه‌ها و دانشسراها آگاهانه و متعهد بپاخیزید و به هم پیوندید و برای نجات اسلام و کشور کوشش کنید».[1] ازاین‌رو، برخلاف تصور رژیم پهلوی که امیدوار بود در اولین روز بازگشایی مدارس، محصلان به‌جای شرکت در تظاهرات و راه‌پیمایی‌های خیابانی در سر کلاس‌ها حاضر شوند، مدارس به کانون تظاهرات و اعتصاب تبدیل شد.
 

واکنش رژیم پهلوی؛ از وحشت در شورای عالی امنیت تا نمایش قدرت نظامی

دانش‌آموزان در مدارس فعالیت‌های متنوعی را برای پیشبرد مبارزات علیه رژیم انجام می‌دادند که گستره وسیعی از کنش سیاسی را شامل می‌شد. این کنش‌ها از اعتصاب و خودداری از شرکت در کلاس‌های درس تا درگیری با مأموران رژیم، سر دادن شعارهای سیاسی و مذهبی، و ضدیت با نظام سلطنتی را دربرمی‌گرفت، اما مهم‌ترین آن، تظاهرات و راه‌پیمایی‌های خیابانی بود. تظاهرات و راه‌پیمایی‌های دانش‌آموزان در شهرهای مختلف، از جمله تهران، همدان، مشهد، بندرعباس، بروجرد، گرگان، زنجان، بندر گز، لرستان، همدان، قزوین، کرمان، کرمانشاه و... چشمگیر بود؛ برای نمونه، دبیرستان‌ها و هنرستان‌های تهران با آغاز سال تحصیلی مکان اعتراض و مبارزه علیه حامیان شاه به‌ویژه آمریکا شد. بنابر اسناد تاریخی، تعداد زیادی از دانش‌آموزان در مقابل سفارت آمریکا تجمع کردند و علیه حمایت آمریکا از رژیم پهلوی شعار دادند.[2]
 
دانش‌آموزان قمی نیز ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره شهدای 17 شهریور میدان ژاله تهران و با اعلام حمایت از رهبری امام خمینی(ره) و ابراز برائت از نظام شاهنشاهی خبر دادند که از تاریخ 15 مهرماه به‌مدت یک هفته اعتصاب و از رفتن به سر کلاس‌های درس خودداری خواهند کرد.[3] افزون بر این، دبیرستان‌های تبریز هم از ابتدای مهر 1357 با نوشتن قطعنامه‌هایی از حضور در کلاس‌ها خودداری کردند.[4] بازتاب همه‌گیری فعالیت‌های انقلابی دانش‌آموزان در جلسات شورای عالی امنیت رژیم پهلوی به‌خوبی مشاهده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که وزیر دادگستری می‌گوید: «بنده، روز‌به‌روز اوضاع را بدتر می‌بینم»[5] و در ادامه وزیر علوم هم حرف وزیر دادگستری را تأیید می‌کند و می‌گوید: «ما وارد یک موج شدت عمل انقلابی هستیم».[6] در جمع‌بندی این جلسه مبارزه با تحریکات مدارس اسلامی و نمایش قدرت‌نمایی نظامی ازجمله راهکارهای رژیم برای جلوگیری از موج انقلابی دانش‌آموزی است.
 

حماسه سیزدهم آبان؛ فصل تازه‌ای در افزایش خشم عمومی و تضعیف رژیم پهلوی

با توجه به پیام‌های انقلابی امام خمینی، پخش اعلامیه در سراسر مدارس، ازجمله در دبیرستان‌های اصفهان (برای نمونه دبیرستان پسرانه هاتف و دخترانه شهناز پهلوی اصفهان)[7] یا اعتصاب و ابتکاراتی مانند تعویض نام تابلوی دبیرستان به رویدادهای اخیر، مثلا 15 خرداد، در یزد[8] و سالگرد تبعید امام خمینی از وطن به دلیل مخالفت با لایحه ذلت‌بار کاپیتولاسیون، در روز 13 آبان 1357 تظاهرات دانش‌آموزی رنگ خون به خود گرفت. دانش‌آموزان در تظاهرات خود شعارهایی مانند «ارتش برادر ماست، خمینی رهبر ماست»، «درد ما درد تو نیست، برو گمشو کمونیست»، «درود بر خمینی»، «زنده‌باد آزادی» و یا «با خون خود نوشتم،
از جان خود گذشتم، یا مرگ یا خمینی»[9] سر می‌دادند که نشان‌دهنده تأثیرپذیری آنها از ایدئولوژی‌های اسلامی و ملی‌گرایانه بود. این شعارها نه‌تنها علیه رژیم، بلکه علیه وابستگی به قدرت‌های خارجی، به‌ویژه آمریکا، نیز بود؛ ازاین‌رو، پخش اعلامیه، شعارنویسی، تظاهرات و تشویق دیگر دانش‌آموزان به نهضت انقلاب اسلامی، خشم دولت و ارتش را شعله‌ور کرد و رژیم را تحت فشار شدید قرار داد.
 
بدین ترتیب، صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷، تعداد زیادی از دانش‌آموزان تهران با تعطیل کردن مدارس به‌سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا به تظاهرکنندگان بپیوندند. این تظاهرات، که بخشی از زنجیره اعتراضات روزانه دانش‌آموزان در پاییز ۱۳۵۷ بود، در محوطه دانشگاه تهران با دخالت نیروهای نظامی رژیم مواجه شد. مأموران رژیم ابتدا با گاز اشک‌آور و سپس با شلیک گلوله به‌سوی دانش‌آموزان و دانشجویان حمله کردند، که به شهادت 65 نفر و مجروح شدن صدها نفر منجر شد. گستره این نبرد تاریخی به داخل شهر، سراسر تهران را به میدان جنگ تبدیل کرد. در این تظاهرات خیابانی سی نقطه تهران به آتش کشیده شد و شعله‌های آتش از هر گوشه آن زبانه می‌کشید.[10] کشتار دانش‌آموزان، به‌ویژه به دلیل سن کم و بی‌دفاعی آنها، موجی از خشم و نفرت را در میان مردم برانگیخت. این واقعه علاوه بر اینکه خانواده‌های مرفه و غیرسیاسی را که تا پیش از این در اعتراضات مشارکت نداشتند، به صف مخالفان رژیم کشاند، به استعفای مدیرعامل تلویزیون ملی ایران، ناصرالدین شاه حسینی، انجامید.[11] پس‌لرزه‌های این رویداد فاجعه‌آمیز دامن دولت را نیز گرفت.


نمایی از مواجهه یگان ارتش با دانشجویان معترض در برابر دانشگاه تهران (13 آبان 1357)
 

پیامدهای سیاسی کشتار دانش‌آموزان و سقوط دولت شریف‌امامی

این فاجعه به‌عنوان نقطه پایان دولت شریف‌امامی، که با شعار «آشتی ملی» روی کار آمده بود، عمل کرد. شریف‌امامی دو روز پس از این واقعه، در ۱۵ آبان ۱۳۵۷، مجبور به استعفا شد و جای خود را به دولت نظامی غلامرضا ازهاری داد. این تغییر نشان‌دهنده ناتوانی رژیم در کنترل اعتراضات بود. امام خمینی در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ از پاریس پیامی خطاب به ملت ایران صادر و این کشتار را محکوم کردند. ایشان رژیم پهلوی را مسئول تمام خرابی‌ها و خیانت‌ها دانستند. این پیام به تقویت روحیه انقلابی مردم کمک کرد. در بخشی از این پیام آمده بود: «من نمی‌دانم که از کدام مصیبت‌های ملت و از کدام جنایت‌های شاه بنویسم. قلم من عاجز است. آیا جنایاتی را که در دانشگاه به دست دژخیمان شاه واقع شد، متذکر شوم یا در کشتارهایی که در سراسر ایران به امر این جنایتکار حرفه‌ای صورت گرفت؟».[12] امام در ادامه از ملت خواستند تا رسیدن به هدف نهضت را هرچه شورانگیزتر ادامه دهند.
 
 

چرا ملت دست رد به سینه دولت «آشتی‌جو» زد؟
 

 
شاه نمایش آشتی ملی را چگونه اجرا کرد؟
 

 
شریف امامی و دولت آشتی ملی
 

 
چرایی سقوط دولت 55روزه
 
 
 
آمار توصیفی شهدای دانش‌آموز نشان می‌دهد بیشترین تعداد شهدا متعلق به طیف سنی پانزده تا نوزده‌ساله با تحصیلات دبیرستان و دیپلم بود.[13] بررسی‌های آماری و تاریخی نشان می‌دهد که بیشتر اعضای تشکل‌های سیاسی آن زمان، که غالبا حول محور جریان‌های اسلامی و مسجدمحور شکل یافته بودند، دانش‌آموز بودند. همین مشارکت فعالانه دانش‌آموزان و همکاری آنها با گروه‌های سیاسی سازمان‌یافته، سهم مهمی در تسریع روند پیروزی انقلاب اسلامی داشت.
 

نتیجه‌‌گیری

مبارزات دانش‌آموزان در آستانه انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، با فعالیت‌هایی مانند تظاهرات، شعارنویسی، اعتصابات و پخش اعلامیه، سهم مهمی در گسترش نهضت انقلابی داشت. یاران امام خمینی و نیروهای مذهبی با سازمان‌دهی راه‌پیمایی‌ها، استفاده از مناسبت‌های مذهبی، و توزیع پیام‌های انقلابی، به هدایت این اعتراضات کمک کردند. واقعه 13 آبان ۱۳۵۷، با کشتار دانش‌آموزان و واکنش‌های بعدی، فصل تازه‌ای در تضعیف رژیم پهلوی بود که به استعفای دولت، افزایش خشم عمومی، و تسریع در سقوط رژیم منجر شد. این رویداد نشان‌دهنده قدرت و تأثیرگذاری قشر جوان و دانش‌آموز در تحولات انقلابی بود و به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ ایران ثبت شد.
 

پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. امام خمینی، صحیفه امام، ج 3، تهران، مؤسسه تنظیم نشر و آثار امام خمینی(س)، 1378، ص 483.
[2]. روزشمار انقلاب اسلامی، ج 9، به کوشش پرویز سعادتی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، دفتر ادبیات، 1378، ص 34.
[3]. حسین احمدی، نقش معلمان و دانش‌آموزان در پیروزی انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1395، ص 260.
[4]. هدایت‌الله بهبودی، تبریز در انقلاب، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، 1382، ص 407.
[5]. علی‌اکبر علی‌اکبری بایگی، صورت‌جلسه‌های شورای عالی امنیت ملی رژیم پهلوی در سال 1357، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388، ص 230.
[6]. همان، ص 230.
[7]. انقلاب به روایت اسناد ساواک، استان اصفهان، کتاب چهارم، تهران، وزرات اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1394، ص 94.
[8]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک استان یزد، تهران، وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1394، ص 75.
[9]. محمدحسین پناهی، جامعه‌شناسی شعارهای انقلاب اسلامی، ویراست 2، تهران، علم، 1392، صص 67، 136، 139، 152، و 93.
[10]. روح‌الله حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه (بهمن 56 تا بهمن 57)، ج 5، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، ص 525.
[11]. یعقوب توکلی، از اینجا آغاز می‌شود (تاریخچه جنبش دانش‌آموزی در ایران اسلامی)، تهران، دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در اتحادیه، 1388، ص 198.
[12]. امام خمینی، صحیفه امام، ج 4، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، 1378، ص 309.
[13]. یعقوب توکلی، همان، ص 209.
 
https://iichs.ir/vdcjooe8.uqemmzsffu.html
iichs.ir/vdcjooe8.uqemmzsffu.html
نام شما
آدرس ايميل شما