[1] . علیمحمد طرفداری، «رویکردهای شرق شناسان اروپایی در کاوشهای باستان شناسی عهد قاجار»، فصلنامه
پژوهشهای تاریخی، ش 38 (تابستان 1397)، صص 75-77.
[2] . نادر نصیریمقدم، «باستانشناسی موزه ملی ایران؛ سیاستگذاری فرهنگی قاجار و پهلوی اول»، مجموعه مقالات فرهنگ و سیاست فرهنگی در دوره رضاشاه، به کوشش بیانکا دوس و کریستف ورنر، ترجمه ابراهیم اسکافی، تهران، نشر شیرازه، 1404، صص 179-180.
[4] . چهره شاخص این باستانشناسان مارسل دیالافوا و همسرش ژان دیالافوا بودند که سالها به گشت و گذار در نواحی مختلف ایران، خرید آثار عتیقه از مردان و زنان روستایی و حفاری به خصوص در شوش و خارج کردن آثار باستانی ایران به مقصد فرانسه و موزه لوور اشتغال داشتند. شرح این مسافرتهای طولانی و اقدامهای این دو را ژان همسر مارسل در کتابهایی از جمله «ایران، کلده و شوش»، «سفرنامه خاطرات کاوشهای باستانشناسی شوش: 1884-1886م» ، «سفرنامه مادام دیولافوا» و... به چاپ رسانده است.
[5] . نادر نصیری مقدم، همان، صص 178-182.
[6] . هنری بایندر،
سفرنامه هنری بایندر، کردستان، بینالنهرین و ایران، ترجمه کرامتالله افسر، تهران، فرهنگسرا، 1370، صص 281-296.
[7] . محمدمصطفی یزدانپناه، «بازشناسی کارکردهای اجتماعی ـ سیاسی موزه هنر؛ مطالعه موردی موزه لوور»، نشریه
مطالعات عالی هنر، ش 14 (بهار 1404)، صص 8-21.
[8] . مسعود مطلبی، «فرهنگ و امپریالیسم فرهنگی در مطالعات پسااستعماری»، فصلنامه
مطالعات میانفرهنگی، ش 24 (بهار 1394)، صص 171-180.