تحلیل مواضع ضد استعماری شیخ فضل‌الله نوری؛

کسی که برای استقلال ملی جنگید

در دوران پرالتهاب مشروطه، جایی که نخبگان سیاسی میان وابستگی به روسیه یا انگلیس یکی را برمی‌گزیدند، چه کسی برای استقلال ملی می‌جنگید؟ شیخ فضل‌الله نوری؛ شخصیتی که همواره در میان اتهامات «ارتجاع» و «وابستگی» قرار گرفت، اما نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که او از سال‌ها پیش از نهضت تنباکو، سدی سخت در برابر نفوذ ابرقدرت‌های شرق و غرب بود. از تضاد با «پلو سفارت انگلیس» تا ایستادگی در برابر قرارداد ۱۹۰۷؛ در این مقاله، مسیر مبارزه ایشان با استعمار و حقیقتِ استقلال سیاسی را تحلیل می‌کنیم
کسی که برای استقلال ملی جنگید
 

استقلال در برابر ابرقدرت‌ها؛ تحلیل مواضع ضد استعماری شیخ فضل‌الله نوری

 

نخبگان سیاسی ایران؛ میان وابستگی و استقلال

در ایران معاصر، نخبگان سیاسی و بعضا مذهبی بسیاری بوده‌اند که به واسطه نزدیکی به یکی از ابرقدرت‌ها به وابستگی به آنها مشهور شده‌اند. در واقع آنچه با عنوان سیاستمداران روسوفیل یا آمریکوفیل یا انگلوفیل در ایران شناخته می‌شود از همین جا نشئت می‌گیرد. این فعالان سیاسی گاه به واسطه علاقه به یکی از ابرقدرت‌ها و نزدیکی مواضع سیاسی‌شان و گاه به واسطه تطمیع مالی یا حتی تهدید، به یکی از این قدرت‌ها نزدیک شده‌اند.
 
در میان این، بودند کسانی که به‌رغم همه شایعات و حرف و حدیث‌های پیرامونشان از نزدیکی به ابرقدرت‌ها دوری کردند و تمام تلاش خود را برای حفظ استقلال عمل سیاسی به خرج دادند. یکی از این اشخاص شیخ فضل‌الله نوری است؛ روحانی شیعی که در دوران انقلاب مشروطه نامش بر سر زبان‌ها افتاد و به واسطه خواست مشروطه مشروعه با انقلابیون درگیر شد به نحوی که به او اتهام نزدیکی به ارتجاع محمدعلی‌شاه و حتی روسیه زدند. بر این اساس، تلاش خواهد شد در سطور زیر مواضع ایشان در قبال استعمار بررسی شود.
 

نهضت تنباکو و اولین نبرد با نفوذ انگلستان

بی‌شک یکی از اصیل‌ترین جنبش‌های اجتماعی و سیاسی شکل‌گرفته در تاریخ معاصر ایران نهضت تنباکو است. در واقع اعطای امتیاز دخانیات به کمپانی انگلیسی از نظر اقتصادی و مالی برای کشور زیان‌بخش و از نظر سیاسی نیز ناقض استقلال ملی ایران بود؛ زیرا بازرگانان ایرانی به خوبی از عهده این فعالیت اقتصادی برمی‌آمدند و به طور اساسی هیچ دلیل موجهی وجود نداشت که آن را به خارجی واگذار کنند. بازیگر اصلی در مبارزه با اعطای امتیاز انحصاری به انگلستان میرزای شیرازی بود که با فتوای خود موجی از مخالفت را در جامعه تا دربار شاهی به‌وجود آورد و سبب شد این امتیازنامه در نهایت به جایی نرسد. هرچند در جنبش یادشده در شهر تهران میرزا حسن آشتیانی نفر اول مبارزه بود، نقش شیخ فضل‌الله نوری در این زمینه بر کسی پوشیده نیست. در واقع شیخ فضل‌الله جزء هسته مرکزی روحانیت تهران بود که با اعطای این امتیاز به مخالفت برخاست و تمام تلاش خود را به کار بست تا از نفوذ سیاسی و اجتماعی خود در مبارزه با آن بهره گیرد.[1]
 
البته مبارزه شیخ با اعطای امتیاز به بیگانگان دو سال پیش از واقعه اعطای امتیاز تنباکو به انگلستان آغاز شده بود و نه تنها انگلستان بلکه روسیه را نیز دربر می‌گرفت. در واقع شیخ در سال ۱۳۰۶ق، یعنی دو سال پیش از جنبش تحریم تنباکو در اقدامی جالب برخی از مسائلی را که جامعه ایرانی ـ اسلامی با آن روبه‌رو بود تدوین کرد. او این مسائل را که در قالب سؤال طراحی شده بود برای میرزای شیرازی فرستاد و از ایشان خواست تا جواب آنها را مشخص کند. نکته جالب اینجاست که در اولین سؤال، بر خطر ورود کالاهای خارجی همانند قند روسیه به ایران اسلامی و لزوم مبارزه با آن از راه گوناگون همچون تحریم علما و جلوگیری دولت از ورود آنها به کشور تأکید و توجه شده بود. این مورد به‌خوبی نشان از آن دارد که خط مشی شیخ فضل‌الله در مبارزه با استعمار خارجی هیچ تفاوتی قائل نبود و میان امپراتوری تزار روس و بریتانیای کبیر تفکیکی قائل نمی‌شد.[2]

شهید آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در آغاز دوره اقامت در تهران، پس از بازگشت از نجف
شهید آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در آغاز دوره اقامت در تهران، پس از بازگشت از نجف
 

مقابله با نفوذ روسیه و سرنگونی صدراعظم روسوفیل

یکی دیگر از اقدام‌های شیخ فضل‌الله که نشان از مقابله با ابرقدرت روسیه در ایران داشت مشارکت فعال شیخ در براندازی حکومت امین‌السلطان بود که وابستگی آن به روسیه بر کسی پوشیده نبود. در واقع اقدام امین‌السطان در اخذ وام‌های کمرشکن از روسیه سبب شده بود وابستگی ایران به قدرت تزاری بیش از پیش شود و استقلال و کیان کشور به خطر بیفتد؛ به همین دلیل شیخ در یک اقدام سیاسی برای عزل امین‌السطان تلاش کرد تا با برکناری امین‌السطان، راه برای ورود عین‌الدوله به عرصه سیاسی کشور هموار گردد و مبارزه با دو ابرقدت شرق و غرب با سرعت و توان بیشتری ادامه پیدا کند. در واقع هرچند علما به طور کلی با اقدامات امین‌السلطان مخالف بودند، اما نقش شیخ فضل‌الله در سرنگونی وی بسیار پررنگ بود.[3]
 

انقلاب مشروطیت؛ تضاد میان اصلاحات و وابستگی خارجی

مستقل بودن شیخ فضل‌الله تنها به این دو مورد خلاصه نمی‌شود شاید مهم‌تر از همه مسائل پیرامون شیخ فضل‌الله نحوه کنش و واکنش ایشان نسبت به انقلاب مشروطیت در ایران است که او را از بقیه متمایز و متفاوت ساخته است. ایشان از تأسیس عدالتخانه و تدوین قانون اساسی و همچنین محدود و مقید کردن قدرت پادشاهان در کشور استقبال می‌کرد با این حال او پشتیبان مشروطه مشروعه بود و از جنبشی حمایت می‌کرد که در عین اصلاح امور کشور موازین شرعی و الهی را رعایت کند.
 
در همین حال، او مخالف هر گونه مشروطیتی بود که مورد حمایت قدرت‌های خارجی و به‌خصوص انگلستان باشد و سفارت این کشور در تهران مسیر آن را مشخص نماید. جمله معروفی از او نقل می‌شود که در بحبوحه انقلاب مشروطه گفت ما مشروطه‌ای که از دیگ پلو سفارت انگلستان بیرون بیاید را نمی‌خواهیم.[4]
 
در واقع، هنگامی که دید انقلاب مشروطه مورد حمایت انگلستان است و حتی انگلستان برای آن پول خرج می‌کند مخالفت خود را با آن عملی و علنی کرد.
شیخ در جایی می‌گوید کسی نیست از این مردم بپرسد که انگلیسی‌ها برای چه این همه پول خرج می‌کنند. آیا آنها واقعا به دنبال ایجاد تأسیس عدالتخانه در ایران هستند و دلشان برای مردم ایران سوخته است و دغدغه نبود عدالت در ایران را در سر می‌پرورانند.[5]
 
شیخ به خوبی می‌دانست که انگلستان در ایران به دنبال دموکراسی نیست و حتی از آن نیز هراس دارد. در حقیقت، ایجاد یک حکومت دموکراتیک در ایران به ضرر منافع انگلستان در هند و مصر بود؛ زیرا امواج آزادی‌خواهی، سلطه انگلستان بر این کشورها را تضعیف می‌کرد. به تعبیری، هدف انگلستان از انقلاب مشروطه تضعیف حکومت مرکزی ایران و ازهم‌گسیختگی آن بود تا این کشور بتواند منافع خود را در هندوستان دنبال کند.[6]
 

قرارداد ۱۹۰۷ و تقابل با طرح تقسیم ایران

از موارد دیگری که شیخ در قبال آن موضع‌گیری کرد قرارداد 1907م میان روس و انگلستان بود. هرچند پیش از این هم ایران میان این دو کشور تقسیم شده بود، اما در سال 1907م به صورت رسمی ایران به حوزه نفوذ این دو قدرت استعمارگر بدل گردید. در اینجا نیز شیخ مخالف سرسخت قرارداد بود و بی‌شک آن را نافی استقلال سیاسی کشور قلمداد نمود. در واقع، با تقسیم کشور میان ایران و روسیه به طور عملی دیگر ایران وجود خارجی نداشت و کشور درگیر تجزیه و تقسیم میان ابرقدرت‌ها شد. البته مجریان طرح مشترک روس و انگلستان به قدرت مذهبی و اجتماعی شیخ فضل‌الله در بسیج نیروهای مردمی اطمینان کامل داشتند و به همین دلیل جرج بارکلی ضمن پیامی به ادوارد گری، سفیر انگلستان در ایران، می‌نویسد: «باید توصیه کنم شیخ فضل‌الله را از تهران خارج نمایند؛ زیرا اگرچه او مقام رسمی ندارد، ولی نفوذ زهرآگینی دارد. امید است انجام این پیشنهاد موجب تأخیر کار به علت لزوم مذاکرات دیگری با روسیه نشود».[7]
 

 


تنگنای امنیتی در اروپا چگونه باعث تقسیم ایران شد؟

 


انگلستان حامی مشروطه یا همراه روسیه؟

 
 
 
البته از آنجا که تغییر مکان شیخ می‌توانست به اهداف دول روس و انگلستان در ایران ضربه بزند و واکنش مردم را در پی داشته باشد، سر آرتور نیکولسون، سفیر دولت روسیه در ایران، ضمن تلگرافی به سر ادوارد گری ضمن شرح مواد قرارداد مورد امضای طرفین، در مورد شیخ فضل‌الله می‌نویسد: «دولت روسیه تصور می‌کند که اگر اخراج شیخ فضل‌الله را از تهران درخواست نکنند عاقلانه‌تر باشد».[8]
 

سرانجام مبارزه با استعمار و شهادت استوار

در نهایت، پس از فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان، محمدعلی‌شاه به سفارت روسیه پناهنده شد. مشروطه‌خواهان وی را از سلطنت خلع و احمدمیرزا را به جای وی بر تخت نشاندند. از قرار معلوم همان روز که محمدعلى‌شاه به سفارت روسیه پناهنده می‌شود، سعدالدوله براى شیخ فضل‌اللّه‌ پیام می‌فرستد که جان شما در خطر است و بهتر است به یکى از سفارتخانه‌ها پناه ببرید، ولى ایشان از این پیشنهاد سرباز می‌زد و پاسخ می‌دهد جایگاه روحانیّت این اجازه را به من نمى‌دهد. مهدی ملکزاده، که چندان با آرای شیخ فضل‌الله در مورد مشروطه همراه نیست و جزء مخالفان او به‌شمار می‌آید، در همین باره نوشته است: دوری و امتناع شیخ فضل‌الله در روزهای آخر عمر از پناهنده شدن به سفارتخانه‌های کشورهای اروپایی و به تعبیر شخص خود ایشان به بیرق کفر مورد اعتراف همگان از جمله مخالفان او قرار دارد.[9]
 
آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در کتابخانه شخصی خویش
آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در کتابخانه شخصی خویش
 
ملک‌زاده در ادامه می‌گوید: شیخ از زمانی که توسط انقلابیون حبس شد تا موقعی که اعدام گشت، تمام ساعت‌ها را با بردباری و خونسردی و آرامش گذراند و از خود هراس و ترسی نشان نداد، راه عجز و ناله و توسل به این و آن کشور را در پیش نگرفت و شخصیت خود را حفظ کرد. شیخ فاصله میان محلی که در آن حبس بود و محل اعدام را با خونسردی و متانت خاصی طی نمود و با وجود سن و سال زیاد، ضعف و ناتوانی از خود نشان نداد و در دقایق آخر عمر، ثبات و استقامت خود را به ظهور رساند.[10]
 
جالب اینجاست که به‌رغم ظاهر ماجرا، دولت مشروطه‌خواه ترکیبی از عناصر نزدیک به روسیه و انگلستان بود و حضور شیخ فضل‌الله همانند گذشته مانعی بزرگ بر سر راه اجرای اهداف مشروطه‌خواهان بود. به همین دلیل تصمیم گرفتند هر چه زودتر به دستگیری وی و حتی اعدامش توسط یپرم‌خان ارمنی، که به ریاست کل نظمیه و فرماندهی کل قوا منصوب شده بود، اقدام کنند.[11] در نهایت آنها که مدعی آزادی و آزادی‌خواهی بودند راه استبداد در پیش گرفتند و شیخ فضل‌الله نوری را به جرم همکاری و همدستی با محمدعلی‌شاه به دار آویختند و نتوانستند صدای مخالفی را تحمل کنند.
 
یپرم‌خان ارمنی رئیس نظمیه تهران
یپرم‌خان ارمنی رئیس نظمیه تهران
 
در پایان شاید بهتر باشد به جمله‌ای از جلال آل احمد در وصف شیخ فضل‌الله اشاره کنیم که در کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران» نوشته است: «من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمی می‌دانم که به علامت استیلای غرب‌زدگی، بیش از دویست سال کشمکش بر بام سرای این مملکت افراشته است».[12]
 
اعدام شیخ فضل‌الله نوری در میدان توپخانه
اعدام شیخ فضل‌الله نوری در میدان توپخانه
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. حسن اعظام قدسی، خاطرات من، ج 1، تهران، انتشارات کارنگ، 1379، ص 41.
[2] . محمد ترکمان، شیخ شهید فضل‌الله نوری، ج 1، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1362، صص 121-122.  
[3] . ناظم‌الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1384، صص 209-211.
[4] . شمس‌الدین تندرکیا، نهیب جنبش ادبی، تهران، انتشارات روزنامه سیاسی فرمان، 1354، ص 224.
[5] . محمدجواد صافی گلپایگانی، صافی نامه و فیض ایزدی، تهران، موسسه امام مهدی، 1360، ص 8.
[6]. Edward G. Browne, The Persian Revolution of 1905-1909, Cambridge, Cambridge University Press, 2009, p.95.
[7] . حسن معاصر، تاریخ استقرار مشروطیت در ایران، ج 1، تهران، انتشارات ابن سینا، ص 46.
[8] . همان، ص 54.
[9] . مهدی ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، نشر کتابخانه سقراط، 1328، صص 117-118.
[10]. همان‌جا.
[11] . مهدی انصاری، همان، ص 226.
[12] . جلال آل احمد، در خدمت و خیانت روشنفکران، ج 2، تهران، انتشارات مجید، ص 402.
 
https://iichs.ir/vdch-6ni.23n--dftt2.html
iichs.ir/vdch-6ni.23n--dftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما