آیا یک تعرفه گمرکی ساده می‌تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد؟ در عصر قاجار، پاسخ به این سؤال مثبت بود. شکست ایران در جنگ‌های اول و دوم روسیه، تنها به از دست دادن خاک ختم نشد، بلکه در قالب عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای، «استقلال اقتصادی» ایران را نیز به فنا برد. اعطای امتیازات گمرکی به روسیه، نه تنها صنایع دیرین یزد، کاشان و اصفهان را نابود کرد، بلکه روسیه را جسارت داد تا در هر نقطه از ایران کنسولگری بزند و تجار خود را از قوانین داخلی کشور معاف کند. در این مقاله بررسی می‌کنیم که چگونه این امتیازات، بستر نفوذ فرهنگی، وابستگی سیاسی و در نهایت، بذر جنبش مشروطیت را در خاک ایران کاشت
چگونه روسیه با تعرفه‌های ۵ درصدی، صنایع بومی ایران در عصر قاجار را نابود کرد؟

 

از شکست نظامی تا فروپاشی اقتصادی؛ پیامدهای گمرکی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای

 

اولین برخورد با مدرنیته؛ وقتی توپ‌های روسیه زبان گشودند

برخورد ایران با دنیای مدرن و تحولات پیرامون آن اولین بار در عصر قاجار به صورت جدی رخ داد. در واقع، اگر بخواهیم اولین برخورد با دنیای غرب در دوران مدرن را به صورت جدی مورد ارزیابی قرار دهیم باید به جنگ‌های اول و دوم ایران و روسیه اشاره کنیم. به تعبیری، اولین برخورد ایران با مدرنیته در دوران معاصر، برخورد نظامی بود. با این حال، این رویارویی به ابعاد نظامی محدود نماند و به بخش‌های فکری، فرهنگی و حتی اقتصادی نیز سرایت پیدا کرد. به معنای دقیق کلمه، شکست در حوزه نظامی، به ضعف و امتیازدهی در سایر حوزه‌ها منتهی شد. نمود عینی این ماجرا در دو عهدنامه گلستان و ترکمانچای، که در دوران پادشاهی فتحعلی‌شاه منعقد شد، مشهود است.
 
این دو عهدنامه نه تنها به جدا شدن بخش‌های بزرگی از خاک کشورمان انجامید، بلکه امتیازهای مهم اقتصادی و سیاسی را به دولت روسیه واگذار کرد و خود زمینه ضعف و انحطاط هر چه بیشتر ایران را فراهم کرد. در میان امتیازهای اقتصادی، اعطای امتیازهای گمرکی به دولت روسیه اهمیت شایانی داشت. در حقیقت، با اعطای این امتیاز به صورت عملی درهای اقتصاد ایران به روی اجناس و کالاهای روسی باز شد و به طور جدی اقتصاد محلی و بومی نابود می‌گردید. بر این اساس، تلاش خواهیم کرد در سطور زیر این ماجرا را بررسی و پیامدهای امتیازهای گمرکی به دولت روسیه را که در پی دو جنگ ویران‌کننده بر کشورمان تحمیل شد، ارزیابی کنیم.
 

عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای؛ اسناد سلب حاکمیت ملی

در پی حمله قوای نظامی روسیه به ایران در دوران فتحعلی‌شاه قاجار و دو جنگ تحمیلی، بخش عظیمی از خاک کشورمان در قفقاز و آسیای مرکزی از دست رفت، اما این تنها نتایج فاجعه‌بار این دو شکست سنگین نبود، بلکه امتیازهای اقتصادی نیز به طرف روسی واگذار گردید. به‌خصوص در زمینه حقوق گمرکی دست دولت روسیه برای دخالت در امور داخلی ایران باز شد و مسکو از امتیازها و منافع بسیاری در ایران بهره برد.
 
بر اساس فصل نهم عهدنامه گلستان، تعرفه گمرکی، که از کالاهای روسی و تجار این کشور اخذ می‌شد، بسیار پایین بود. این مبلغ ناچیز شامل کالاهایی که روس‌ها از ایران می‌بردند نیز می‌شد و به این ترتیب عملا اقتصاد ایران به دست تجار و بازرگانان روس افتاده و حاکمیت ملی در زمینه اقتصادی از دست
رفته بود،[1] اما این مسئله تنها به قرارداد گلستان محدود نماند. در حقیقت، این موارد بعدا در عهدنامه ترکمانچای نیز تکرار شد. بر اساس مفاد عهدنامه ترکمانچای، تعرفه گمرکی کالاهای هر دو طرف ایرانی و روسی، 5 درصد مقرر شد که فقط یک بار امکان دریافت آن توسط طرفین بود.[2]
 

کالبدشکافی پیامدهای اقتصادی؛ نابودی صنایع بومی در یزد، کاشان و اصفهان

با این مقرره، استقلال گمرکی ایران به طور کامل از بین رفت و دولت دیگر اختیار تنظیم قیمت‌ها و حفاظت از تداوم تولید کالاهای ایرانی را نداشت. آزادی بی‌قیدوبند واردات کالاهای روسی به ایران و تعرفه گمرگی ناچیز آن نیز باعث شده بود این کالاها در برابر کالای ایرانی از نظر قیمت بسیار مقرون به صرفه باشند و بسیاری از تولیدات داخلی و صنعتی در رقابت با کالای روسی با خطر ورشکستگی روبه‌رو شوند. بر اثر این تبعیض و نابرابری، موازنه تجاری ایران به نفع طرف روس تغییر محسوسی پیدا کرد و اقتصاد ایران بیش از پیش تحلیل رفت. به معنای واقعی کلمه، دولـت ایـران دیگر کنترلی بر واردات و صادرات مرزهای اقتصادی خود نداشت و حاکمیت اقتصادی کشور از میان رفته بود.[3]
 
در پی این روند بود که صنعت پارچه‌بافی در کاشان و یزد بسیار آسیب دید. این در حالی بود که تا پیش از آن پارچه‌بافی در این دو شهر بسیار پررونق بود. همچنین صنعت فلزکاری و صنایع دستی از این ماجرا بی‌نصیب نماند و در شهرهای هنری همچون اصفهان بسیار آسیب دید به نحوی که بسیاری کار خود را از دست دادند و در معیشت و گذران زندگی دچار مشکل شدند. علاوه بر این، باید به بازار کفش و چرم‌‌دوزی اشاره کرد که از طوفان این حوادث بی‌بهره نماند، بسیاری مشاغل خود را از دست دادند و سیل کالاهای بی‌کیفیت و ارزان روسی روانه بازار ایران شد. در نهایت، این روند به افزایش بیکاری و نارضایتی اجتماعی در میان طبقه پیشه‌وران و صنعتگران و اقشار متوسط جامعه منجر شد.[4]       
 
از سوی دیگر، تعیین همین تعرفه 5 درصد نیز برخلاف متن معاهده به صورت عادلانه‌ای برای هر دو طرف عملی نمی‌شد. وزیر مختار وقت ایران دراین‌باره چنین نوشته است: «وجه گمرک از تبعه دولت علیه ایران صدی هشت و صدی ده اخذ می‌گردد حال آنکه در خاک دولت علیه از شهروندان روس فقط صدی پنج دریافت می‌شود».[5] به خصوص که بازرگانان سایر کشورها مجبور بودند تعرفه گمرکی بیشتری در مقایسه با روس‌ها در ایران بپردازند و این امتیازی بسیار مهم برای مسکو محسوب می‌شد. علاوه بر این، روسیه مجاز به تأسیس نمایندگی‌ها، مراکز تجاری و حتی انبار در بنادر و شهرهای داخلی ایران بود.
 

فراتر از گمرک؛ نفوذ حقوقی و قضایی روسیه در خاک ایران

در نهایت، دولت روسیه حق داشت هر کجا که لازم می‌داند و مقتضیات بازرگانی این کشور ایجاب می‌کند کنسولگری
افتتاح کند تا تجار این کشور به‌راحتی بتوانند کالاهای خود را به ایران صادر کنند. این ماجرا به ابعاد اقتصادی محدود نماند و پیامدهای حقوقی و قضایی نیز داشت؛ به نحوی که تجار روس در ایران تابع قوانین روسیه بودند و حق محاکمه آنها در دادگاه‌های ایرانی سلب شد.
 

زنجیره سقوط؛ از تضعیف مالی دولت تا وابستگی سیاسی

اما مشکلات و پیامدهای امتیاز گمرکی به روسیه به این موارد محدود نماند. یکی از پیامدهای اصلی این امتیاز کاهش درآمدهای دولت بود که از عوارض گمرکی اخذ می‌شد. با کاهش درآمدهای گمرکی ــ که یکی از منابع مهم مالیه دولتی بود ــ دولت ایران برای تأمین مخارج خود به وام‌های خارجی نیاز مبرم پیدا کرد که این امر خود به وابستگی سیاسی هر چه بیشتر به دول خارجی و تضعیت ساختار حاکمیت منجر شد. علاوه بر این، دولت برای جبران کسری درآمد خود به افزایش مالیات‌های داخلی و واگذاری امتیازات بیشتر به سایر دولت‌ها متوسل شد که این رویکرد خود به ضعف بنیه اقتصادی کشور دامن می‌زد. به خصوص که موازنه تجاری به نفع روس‌ها تغییر کرده بود و ایران به نوعی صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای صنعتی لقب گرفته بود.[6]
 

نفوذ فرهنگی و ایدئولوژیک؛ از سبک زندگی روسی تا مفاهیم سوسیالیسم

ابعاد این ماجرا تنها به مسائل اقتصادی محدود نماند و جنبه سیاسی و فرهنگی نیز پیدا کرد. روسیه با استفاده از امتیازات اقتصادی و گمرکی، شبکه‌ای از نفوذ سیاسی و فرهنگی در مناطق شمالی ایران و به صورت خاص در گیلان، آذربایجان و خراسان ایجاد کرد. بعدها در جریان انقلاب مشروطه، جنبش جنگل و حتی در انقلاب بلشویکی، این نفوذ تأثیر به‌سزایی برجای گذاشت. هم‌زمان با نفوذ کالاهای روسی، ادبیات، زبان و سبک زندگی روسی نیز در میان نخبگان ایرانی رواج یافت. برخی مدارس با مدیریت روس‌ها دایر شد و مفاهیم ایدئولوژیک مانند سوسیالیسم در دهه‌های بعدی از این مسیر وارد گفتمان روشنفکری شد؛ همچنین، ورود کالاهای ارزان روسی باعث شد طبقات ثروتمند، مصرف کالاهای وارداتی را نشانه‌ای از متمدن و به‌روز بودن بدانند و از تولیدات داخلی فاصله بگیرند. این امر به شکل‌گیری فرهنگ مصرفی و گسست اجتماعی میان طبقات بالا و پایین جامعه دامن زد.[7]
 

رقابت استعماری؛ ایران در میان چنگال روسیه و انگلستان

یکی از پیامدهای مهم جنگ‌های ایران و روسیه و اعطای این امتیازها به مسکو طمع سایر ابرقدرت‌ها به ایران و در رأس آن انگلستان بود. در واقع، پس از روسیه، سایر قدرت‌ها نیز خواهان دریافت امتیازات مشابه شدند. انگلستان، و بعدها آمریکا تلاش کردند با ایران قراردادهای مشابهی منعقد کنند. این رقابت‌ها، ایران را به میدان نفوذ و کشمکش قدرت‌های
خارجی تبدیل کرد. به خصوص که در پی این امتیازها، توان چانه‌زنی سیاسی و دیپلماتیک ایران در محافل بین‌المللی به‌شدت کاهش پیدا کرد و زمینه نفوذ در کشور فراهم شد. این امر به خصوص در مورد انگلستان مصداق پیدا می‌کند که از مقطعی به بعد به رقیب اصلی روسیه در ایران بدل گردید تا جایی که در مقطعی ایران میان این دو کشور تقسیم شد و استقلال و حاکمیت ملی ایران به تاراج رفت.[8]
 

از امتیازات گمرکی تا جنبش مشروطه؛ ریشه‌های خیزش اجتماعی

همان‌گونه که مطرح شد از تبعات دیگر اعطای امتیاز گمرکی به روسیه تلاش سایر ابرقدرت‌ها برای گرفتن امتیاز مشابه بود تا آنها نیز بتوانند جای پایی در ایران پیدا کنند. کار به همین جا ختم نشد و اعطای برخی از امتیازها مانند امتیاز رویتر، به شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی در ایران بدل شد. حتی می‌توان گفت یکی از عواملی که در نهایت به جنبش مشروطیت منتهی شد و خیزش نخبگان سیاسی علیه استبداد داخلی را دربرداشت ناشی از اعطای امتیاز گمرکی به روسیه بود.
 

جمع‌بندی: درس‌های تاریخ از دوران شبه‌استعمار

اعطای امتیازات گمرکی به روسیه پس از جنگ‌های ایران و روس را نمی‌توان صرفا یک تصمیم اقتصادی تلقی کرد، بلکه باید آن را فصل تازه‎ای در روند از‌ دست ‌رفتن استقلال ایران، تقویت نفوذ قدرت‌های استعماری، و آغاز دوران نیمه‌استعمار یا شبه‌استعمار در ایران دانست. این امتیازات، ضمن ضربه زدن به صنایع داخلی و کاهش درآمد دولت، بستر نارضایتی اجتماعی، وابستگی سیاسی و جنبش‌های ضداستعماری بعدی را نیز فراهم کرد. مطالعه این مقطع تاریخی نشان می‌دهد که ضعف در سیاست خارجی، نبود زیرساخت‌های اقتصادی قوی و بی‌توجهی به استقلال اقتصادی، چگونه می‌تواند سرنوشت یک ملت را در برابر قدرت‌های بزرگ به سراشیبی سقوط بکشاند.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. علیرضا امینی، تاریخ روابط خارجی ایران از قاجاریه تا سقوط رضاشاه، تهران، انتشارات خط سوم، 1382، ص 58.
[2]. سجاد گلوجه راعی، قاجاریه انگلستان و قراردادهای استعماری، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص 164-167.
[3]. همان‌جا.
[4]. مهدی احمدی اختیار و مرتضی دهقان‌نژاد، «تحلیلی بر قرارداد گمرکی ایران و روسیه در دوره قاجار»، تاریخ در آیینه پژوهش، ش 21 (1388).
[5]. غلام‌رضا طباطبایی مجد، معاهدات و قراردادهای تاریخی، تهران، انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات محمود افشار یزدی، 1373، ص 75؛ خانک عشقی، سیاست نظامی روسیه در ایران، تهران، دانشگاه تهران، 1352، ص 421.
[6]. علیرضا امینی، همان، صص 70-72.

[7]. Elena Andreeva and Morteza Nouraei, Russian Settlements in Iran in the Early Twentieth Century: Initial Phase of Colonization, Iranian Studies, Cambridge University Press, 2022,

[8]. علیرضا امینی، همان، صص 170-174.
 
https://iichs.ir/vdchq6ni.23n-mdftt2.html
iichs.ir/vdchq6ni.23n-mdftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما